برچسب‌ها:

تاريخ : شنبه 11 دی 1395 | 20:49 | نویسنده : dabestanhamzeh | ارسال نظر(0)


برچسب‌ها:

تاريخ : شنبه 11 دی 1395 | 20:39 | نویسنده : dabestanhamzeh | ارسال نظر(0)

 

متن پیام رهبر سال 95

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم
یا مقلّب القلوب و الأبصار. یا مدبّر اللّیل و النّهار. یا محوّل الحول و الأحوال. حوّل حالنا الی احسن الحال.
السّلام علی الصّدّیقه الطّاهره، فاطمه المرضیّه، بنت رسول الله، صلّی الله علیه و آله. و السّلام علی ولیّ الله الأعظم، ارواحنا فداه و عجّل الله فرجه.
عید نوروز را به همه‌ی خانواده‌های ایرانی و افراد ایرانی در هر نقطه‌ی عالم تبریک عرض میکنم. عیدتان مبارک باشد هم‌میهنان عزیز. بخصوص به خانواده‌های عزیز شهیدان، به جانبازان عزیز، به خانواده‌های محترم آنها، و به همه‌ی ایثارگران تبریک عرض میکنم و یاد شهیدان بزرگوارمان و یاد امام عزیزمان را گرامی میدارم.
سالی که شروع شد -سال 95- هم در آغاز و هم در پایان، متبرک به نام مبارک حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) است. هم اولِ این سال منطبق بر ولادت آن بزرگوار با ماه‌های قمری است، هم آخر این سال. بنابراین امیدواریم که ان‌شاءالله سال 95 به برکت حضرت زهرا سال مبارکی باشد برای ملت ایران، و از معنویات آن بزرگوار و از راهنمائی‌های آن بزرگوار و از زندگی آن بزرگوار درس بگیریم و بهره‌مند شویم.
سالی که تمام شد -سال 94- مثل همه‌ی سالهای دیگر، آمیزه‌ای از شیرینیها و تلخیها و فرازها و فرودها بود؛ طبیعت زندگی همین است؛ از تلخی حادثه‌ی منا تا شیرینی راهپیمائی 22 بهمن و انتخابات هفتم اسفند؛ در تجربه‌ی برجام، از امیدهائی که برانگیخت، تا نگرانیهائی که در کنار آن هست؛ همه‌ی اینها جزو حوادث سال بود، و همه‌ی سالها همین جور است.
سالها و ایام عمر انسان، مشتمل بر فرصتهائی است و مشتمل بر تهدیدهائی است. هنر ما باید این باشد که از فرصتها استفاده کنیم و تهدیدها را هم تبدیل به فرصت کنیم. سال 95 پیش روی ما است. در این سال هم مانند همیشه، فرصتها و تهدیدهائی وجود دارد. همه باید تلاش کنند تا بتوانیم از فرصتهای این سال به معنای حقیقی کلمه استفاده کنیم و کشور از اول تا آخرِ این سال تفاوتهای محسوسی پیدا کند.
امیدهائی وجود دارد برای سال 95. انسان به مجموعه‌ی اوضاع که نگاه میکند، امیدهائی را مشاهده میکند. البته برای تحقق این امیدها باید تلاش کرد، باید کار شبانه‌روزی کرد و باید بی‌وقفه سعی و کوشش کرد. اصل قضیه این است که ملت ایران باید بتواند کاری بکند که خود را در مقابل تهدیدهای دشمنان و دشمنیهای آنها، از آسیب‌پذیری خارج کند. ما باید کاری کنیم که در مقابل تهدید دشمنان، آسیب‌پذیر نباشیم. آسیب‌پذیری را به صفر برسانیم.
به گمان من مسئله‌ی اقتصاد در اولویت اول است. یعنی وقتی انسان نگاه میکند، در میان مسائل اولویت‌دار، از همه فوری‌تر و نزدیکتر، مسئله‌ی اقتصاد است. اگر به توفیق الهی، هم ملت و هم دولت و مسئولان گوناگون، بتوانند در مسئله‌ی اقتصاد کارهای درست و بجا و متقن را انجام دهند، امید این هست که در مسائل دیگر، مثل مسائل اجتماعی، مثل آسیبهای اجتماعی، مثل مسائل اخلاقی، مثل مسائل فرهنگی هم تأثیرگذار باشند.
در مسئله‌ی اقتصاد، آن چیزی که مهم است و اصل است، مسئله‌ی تولید داخلی است؛ مسئله‌ی ایجاد اشتغال و رفع بیکاری است؛ مسئله‌ی تحرک و رونق اقتصادی و مقابله‌ی با رکود است؛ اینها مسائل مبتلابه مردم است؛ اینها چیزهائی است که مردم آنها را حس میکنند و مطالبه میکنند؛ و آمارها و اظهارات خود مسئولین هم نشان میدهد که این مطالبات مردم و این خواسته‌های مردم بجا و به‌مورد است.
اگر ما بخواهیم مشکل رکود را حل کنیم، مشکل تولید داخلی را حل کنیم، بخواهیم مسئله‌ی بیکاری را حل کنیم، بخواهیم گرانی را مهار کنیم، علاج همه‌ی اینها در مجموعه‌ی مقاومت اقتصادی و اقتصاد مقاومتی گنجانده شده است. اقتصاد مقاومتی شامل همه‌ی اینها است. میشود با اقتصاد مقاومتی به جنگ بیکاری رفت؛ میشود به جنگ رکود رفت؛ میشود گرانی را مهار کرد؛ میشود در مقابل تهدیدهای دشمنان ایستادگی کرد؛ میشود فرصتهای بسیاری را برای کشور ایجاد کرد و از فرصتها استفاده کرد؛ شرطش این است که برای اقتصاد مقاومتی کار و تلاش انجام بگیرد.
گزارشی که برادران ما در دولت به من دادند، نشان میدهد که کارهای وسیعی کرده‌اند؛ منتها این کارها کارهای مقدماتی است؛ کارهائی است در زمینه‌ی بخشنامه‌ها و دستورها به دستگاههای مختلف؛ اینها کارهای مقدماتی است؛ اما آنچه که لازم است ادامه پیدا کند، عبارت است از اقدام کردن و عمل کردن و روی زمین، محصول کار را به مردم نشان دادن؛ این آن چیزی است که وظیفه‌ی ما است؛ که من ان‌شاءالله در سخنرانی شرحش را به آحاد ملت عزیزمان عرض خواهم کرد.

 


بنابراین آنچه که من به عنوان شعارِ امسال انتخاب میکنم، عبارت است از «اقتصاد مقاومتی؛ اقدام و عمل». این، راه و جاده‌ی مستقیم و روشنی است به سمت آن چیزی که به آن احتیاج داریم. البته توقع نداریم که این اقدام و عمل، در ظرف یک‌ سال همه‌ی مشکلات را حل کند؛ اما مطمئنیم که اگر چنانچه اقدام و عمل به صورت برنامه‌ریزی شده و درست انجام بگیرد، ما در پایان این سال آثار و نشانه‌های آن را مشاهده خواهیم کرد. از همه‌ی کسانی که در این راه تلاش کردند و تلاش میکنند، تشکر میکنم.

بار دیگر به ملت عزیزمان سلام و تبریک عرض میکنم و صلوات خدا را بر محمد و آل محمد و بر حضرت بقیه الله اعظم (سلام الله علیه و ارواحنا فداه) مسئلت میکنم.
والسّلام علیکم و رحمه الله و برکاته
 
 
 

پیام نوروزی سال ۱۳۹5 حسن روحانی رئیس جمهور که یک سنت است و هر ساله هر رئیس جمهور بعد از تحویل سال نو به ارسال پیام نوروزی برای ایرانیان اقدام می کنند و شما میتوانید پیام نوروزی سال 1395 که رییس جمهور حسن روحانی را در ادامه مطلب مشاهده نمایید.

 

پیام نوروزی سال ۱۳۹5 حسن روحانی رئیس جمهور

به محض تحویل سال نو و ایراد سخنان ریاست محترم جمهور حجت‌الاسلام حسن روحانی به مناسبت تحویل سال نو 95 متن کاملپیام نوروزی سال ۱۳۹5 حسن روحانی رئیس جمهور به همراه شعار سال 95 توسط رهبر در نوروز 95 که ایشان نیز به مناسبت تحویل عید نوروز 95 پیام نوروزی را منتشر خواهند کرد در سایت منتشر خواهد شد که شما میتوانید از متن هایشان و همچنین ویدیوی مرتبط با صحبت های آن ها استفاده نمایید.

همچنین برخی از سایت های گرافیکی ممکن است پیام نوروزی سال ۱۳۹5 حسن روحانی رئیس جمهور را به صورت پوستر و یا بنرهایی طراحی کنند که در صورتی که این اتفاق بیافتد ما حتما برایتان آن ها را نیز در قالب همین مطلب منتشر خواهیم کرد.

پیام نوروزی سال ۱۳۹5 حسن روحانی رئیس جمهور به صورت یک بسته ی تقویمی سال هاست توسط گرافیست های عزیز کشورمان طراحی می شود و امسال نیز اگر این اتفاق رخ دهد ما حتما آن را قرار خواهیم داد.

حسن روحانی رییس جمهور در پیام نوروزی سال 94 گفت: رئیس جمهور در پیامی به مناسبت آغاز سال ۱۳۹۴ رونق پایدار ، افزایش صادرات غیرنفتی و ایجاد فرصت ‌های جدید اشتغال بویژه برای جوانان را سه هدف دولت در سال جدید اعلام کرد.
حجت‌الاسلام حسن روحانی رئیس جمهور کشورمان در پیامی به مناسبت آغاز سال 1394 هجری شمسی، رونق پایدار، افزایش صادرات غیرنفتی و ایجاد فرصت‌های جدید اشتغال بویژه برای جوانان را هدف دولت در سال جدید اعلام کرد و گفت: در این زمینه با کمک مردم در سال جدید، قدم‌های نویی را برخواهیم داشت، صادرات غیرنفتی را افزایش خواهیم داد و زمینه اشتغال را فراهم خواهیم کرد.

پیام نوروزی سال ۱۳۹5 حسن روحانی رئیس جمهور – به محض تحویل سال نو قرار خواهد گرفت

 

متن پیام نوروزی حجت الاسلام و المسلمین دکتر حسن روحانی به این شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
« *حقوق هسته‌ای ملت تثبیت شد
* تنش زدایی و گسترش همکاری با جهان، سیاست دولت
* تلاش دولت برای ایجاد آرامش و فضای بهتر برای بروز خلاقیت در فرهنگ
* برنامه دولت کاهش مشکلات زیست محیطی است
* ادامه حمایت غذایی از اقشار آسیب پذیر
* در سال انتخابات، آستانه تحمل را بالاتر ببریم
* دست به دست هم دهیم مجلسی بسازیم شایسته این ملت
* تقاضای رئیس جمهور از مردم در مراقبت و حفظ سلامتی خود و خانواده در ایام نوروز
الحمدلله و الصلاه علی رسول الله و آله و صَحبه
السلام علیک یا فاطمه یا بنت رسول الله (ص)
آغاز سال جدید را خدمت همه هم‌میهنان عزیز تبریک و تهنیت عرض می‌کنم. همه ایرانیان خارج از کشور و همه آنهایی که در کشورهای منطقه سنت نوروز را پاس می‌دارند، بویژه به محضر خانواده‌های شهدا، ایثارگران، جانبازان، آزادگان و همه آنهایی که در این ساعت شب، خدمت مردم را به کنار سفره نوروزی خانواده ترجیح داده‌اند؛ پزشکان، پرستاران، نیروهای مسلح نظامی و انتظامی، پاسداران از مرزهای این سرزمین و آنها که از استقلال و عزت کشور امروز در هر کجا پاسداری می‌کنند.
کارگران عزیز، همه نیروهای امدادی و همه آنهایی که امروز و این ساعت به خدمت هم‌میهنان عزیز خود مشغول هستند. باید از تشکر از ملت فرهیخته و بزرگ ایران شروع کنم که هر آنچه ما داریم از لطف حق است و تلاش شما مردم، حمایت شما مردم، حضور شما مردم، اگر توانستیم تورم را مهار کنیم، اگر توانستیم ار رکود خارج شویم و امروز در مسیر رونق حرکت کنیم، اگر توانستیم اتکایمان را به نفت کم کنیم، اگر صادرات غیرنفتی را افزایش دادیم، یعنی اقتصاد مقاوم، یعنی اقتصاد مقاومتی همه و همه در سایه تلاش شما تولیدگران، کارآفرینان و همه ملت بزرگ ایران است به همین دلیل چون به لطف خداوند امیدوارم و به حمایت شما مردم و به رهنمودهای مقام معظم رهبری، تردیدی ندارم سالی که امروز آغازش هست، سالی است که می‌توانیم امیدهای بیشتری در زمینه شکوفایی داشته باشیم.
هدف ما در سال جدید، رونق پایدار، افزایش صادرات غیرنفتی و ایجاد فرصت‌های جدید برای اشتغال بویژه برای جوانان عزیز، تحصیلکردگان و فارغ‌التحصیلان دانشگاه‌هاست و در این زمینه با کمک شما مردم در سال جدید، قدم‌های نویی را برخواهیم داشت، صادرات غیرنفتی را افزایش خواهیم داد و زمینه اشتغال را فراهم خواهیم کرد.
این کاری که شما مردم در زمینه اقتصاد مقاومتی کردید مسیری شد برای پیروزی مذاکره‌کنندگان در برابر قدرت‌های جهانی، ملت ما در شرایط تحریم و فشار به این موفقیت‌های بزرگ دست یافت و این بدان معناست که حرکت مردم، تحریم‌ناپذیر است. اتصال دولت و ملت و اعتماد به یکدیگر تحریم‌ناپذیر است و این مسیر را تا پیروزی ملت ما ادامه خواهد داد.
امروز دیگر مسابقه برای تحریم ایران وجود ندارد، امروز مسابقه برای تفاهم با ایران وجود دارد. امروز می‌بینید که کشورهای جهان، قدرت‌های بزرگ این را حس کردند که تحریم و تهدید بی‌اثر است و راه مفاهمه، تفاهم و تکریم نسبت به ملت بزرگ ایران است.
ما حقوق هسته‌ای این ملت را تثبیت کرده‌ایم.سازمان تحریم را در هم شکسته‌ایم و این ملت در مسیر اهداف بلند خود موفق خواهد بود. رابطه‌مان را با همسایگان در همه زمینه‌ها گسترش دادیم. سیاست ما با همسایگان، سیاست مودت و دوستی است.
ما نسبت به سایر کشورها سیاست ما تنش‌زدایی و گسترش همکاری‌هاست، هم با شرق هم با غرب بویژه کشورهای منطقه. کار بزرگ دیگری که ملت ما در سیاست خارجی انجام داد، قهرمانی این ملت در برابر تروریزم، افراطی‌گری و خشونت بود، ما دوستانمان را در مبارزه با تروریزم تنها نگذاشتیم و در همه جای منطقه، هر کجا که دوستان ما و کشورهای منطقه در فشار تروریزم قرار گرفتند آنها را یاری کردیم و این کمک را تا ریشه‌کن کردن افراطی‌گری و تروریزم در منطقه و جهان ادامه خواهیم داد.
مردم عزیز ایران با کمک و حمایت شما در زمینه مسایل اجتماعی، قدم‌های خوبی برداشته شد. امروز رنج بیماران از دیروز کمتر است. امروز خانواده‌هایی که به هر دلیل بیماری را در بیمارستانی دارند با فکر راحت‌تر می‌توانند به فکر سلامت بیمارانشان باشند.
بار سنگین درمان بیمار از دوش مردم به مقدار زیاد کاهش پیدا کرده و این راه را ادامه خواهیم داد. همه مردم ایران تحت پوشش خدمات بیمه درمانی قرار گرفته‌اند.
در زمینه حمایت غذایی از اقشار آسیب‌پذیر امروز 14 میلیون نفر از اعضای خانواده‌های آسیب‌پذیر تحت پوشش این حمایت هستند. در زمینه مسایل زیست محیطی که مشکلات فراوانی پیش روی ملت ماست بویژه در کلانشهرها، قدم‌های خوبی برداشته شده، اما همچنان به کمک همدیگر این قدم‌ها را باید با سرعت بیشتر ادامه دهیم.
مردم عزیز ایران!
سال جدید، سال انتخابات است باید فضای بهتری را برای فعالیت احزاب بوجود آوریم، آستانه تحمل را بالاتر ببریم، سربلندی این ملت را به رخ بدخواهان بکشیم. به همه نشان دهیم که افکار مختلف را ما تحمل می‌کنیم. دست به دست هم دهیم، مجلسی را بسازیم که شایسته این ملت بزرگ ایران است و مجلس خبرگانی را بوجود آوریم که ثبات بیشتر برای کشور و آرامش بیشتر برای افکار عمومی جامعه ما بوجود آورد و این کار با همکاری یکدیگر امکان‌پذیر است.
در زمینه مسایل فرهنگی تلاش ما این است، آرامش بیشتری بوجود آوریم، فضای بهتری را بوجود آوریم، بگذاریم همه خلاقیت‌ها ظهور و بروز پیدا کند و در این زمینه امیدوارم ما بتوانیم به همه هنرمندان ما فضای بهتری را برای خلاقیت‌هایشان در اختیار آنها بگذاریم.
آغاز سال جدید و لحظات دعا و نیاز به سوی آن بی‌نیاز است. خدایا همه ما را در راه آبادانی کشور، صلح منطقه و جهان موفق بدار.
به همه ما توفیق بده تا پرچم عزت و سربلندی را در این کشور همواره در اهتزاز داشته باشیم و کشتی ایران را در شرایط تلاطم منطقه‌ای به ساحل پیشرفت و توسعه برسانیم از حمایت همه مردم، از فداکاری مردم در سالی که گذشت، همه آنهایی که حامیان دولت بودند و یا منتقدان دولت بودند که همه برای سربلندی ایران تلاش کردند سپاسگزارم. با درود سلام بر همه انبیا و اولیا و ولی عصر امام زمان -أرواحنا فداه- به ارواح طیبه همه شهیدان و امام شهیدان و آرزوی توفیق بیشتر برای مقام معظم رهبری و دولت خدمتگزار و همه آنهایی که در این نظام مشغول خدمت به مردم هستند.
خواهشمندم در این ایام مواظب خودتان، اعضای خانواده عزیزتان باشید تا تعطیلاتی توأم با سلامتی و آرامش بیشتر داشته باشید و ان‌شاءالله در این ایامی که به نام فاطمه اطهر علیها السلام است، ارتباط‌تان با خاندان رسالت بیشتر گردد.»

 


برچسب‌ها:

تاريخ : شنبه 11 دی 1395 | 20:38 | نویسنده : dabestanhamzeh | ارسال نظر(0)

 

شهادت امام صادق (ع )رابه تمامی یاران ان حضرت تبریک وتسلیت می گوییم

نگاهی به نحوه شهادت امام صادق علیه السلام
زسوی دیگر امام در سالهای آخر عمر خود شدیداً لاغر وضعیف شده بود و به تعبیریکی از افرادی که امام را درآن روزگار دیده بود ازاوچیزی نمانده بود جز سرش، کنایه ازاینکه بدن کاملاً فرسوده ونحیف شده بود.

سراسرزندگیش به دشواری وسختی ورنج آفرینی گذشته بود. ودرسالهای آخر عمربر میزان محدودیت واحضار وتهدید او اضافه می شد که این خود بر خستگی ورنجش می افزود.

روزی منصور به وزیر دربارش « ربیع » گفت همین اکنون جعفربن محمد (امام صادق( علیه السلام)) رادراینجا حاضر کن .


ربیع فرمان منصور را اجرا کرد حضرت صادق( علیه السلام) را احضار نمود، منصور باکمال خشم و تندی به آنحضرت رو کرد وگفت:


« خدامرا بکشد اگر تو رانکشم آیا درمورد سلطنت من اشکال تراشی می کنی ؟»

 

امام: آنکس که چنین خبری به تو داده دروغگو است ...
ربیع میگوید:

امام صادق( علیه السلام) رادیدم هنگام ورود لبهایش حرکت می کند، وقتی که کنارمنصور نشست، لبهایش حرکت می کرد ولحظه به لحظه ازخشم منصور کمتر می شد .
وقتی که امام صادق( علیه السلام) ازنزد منصور رفت، پشت سرامام رفتم وبه اوعرض کردم:
وقتی که شما وارد برمنصور شدید منصور نسبت به شما بسیار خشمگین بود ولی وقتی که نزد او آمدی ولبهای تو حرکت کرد خشم او کم شد شما لبهایتان را به چه چیز حرکت می دادی ؟

امام صادق( علیه السلام) فرمود :

لبهایم رابه دعای جدم امام حسین ( علیه السلام) حرکت می دادم وآن دعا این است :


یا عُدَّتی عِندَ شِدَّتی وَیا غَوثِی عِندَ کُربَتی اَحرِسنِی بِعَینِکَ الَّتی لا تَنامُ وَاکَنِفنِی بِِرُکنِکَ الذَّی لایُرام


« ای نیرو بخش من هنگام دشواریهایم وای پناه من هنگام اندوهم به چشمت که نخوابد مرا حفظ کن ومرا درسایه رکن استوار وخلل ناپذیرت قراربده »


آتش کشیدن خانه امام صادق(علیه السلام)
مفضّل بن عمر می گوید:

منصور دوانیقی برای فرماندار مکه ومدینه حسن بن زید پیام داد:

خانه جعفر بن محمد ( امام صادق (ع) را بسوزان، اواین دستوررا اجرا کرد وخانه امام صادق( علیه السلام) را سوزانید که آتش آن تا به راهرو خانه سرایت کرد، امام صادق ( علیه السلام) آمد ومیان آتش گام برمی داشت ومی فرمود : اَنَا بنُ اَعراقِ الثَّری اَنا بنُ اِبراهِیمَ خَلیلِ اللهِ


« منم فرزند اسماعیل که فرزندانش مانند رگ وریشه دراطراف زمین پراکنده اند منم فرزند ابراهیم خلیل خدا( که آتش نمرود براو سرد وسلامت شد )»


برنامه قتل امام صادق (علیه السلام)
سرانجام منصور نتوانست پیشرفت امام را ببیند و عظمت او را تحمل نماید. طرح قتل او را از طریق مسموم کردن تهیه نمود.


این نکته راناگفته نگذاریم که بنی عباس درس مسموم کردن امامان رااز پیشوایان راستین خود، یعنی بنی امیه آموختند.

معاویه بارها گفته بود خداوند ازعسل لشکریانی دارد و.. که غرض عسل مسموم بود که به خورد دشمنان خود میداد.


منصور توسط والی خود درمدینه امام را با انگور زهرآلود به شهادت رساند وبعد حیله گرانه به گریه وزاری وعزاداری او پرداخت.

اینکه درامر شهادت امام، منصور دست داشته جای شکی برای ما نیست، زیرا که خود بارها گفته بود که او چون استخوانی درگلویم گیر کرده است.


شاید منصور جداً وقلباً دوست نداشت امام رابکشد ولی چه می توان کرد که مقام است وسلطنت، پست است وموقعیت. مگر هرکسی میتواند ازآن بگذرد؟

امرشهادت او را توسط منصور، برخی چون ابوزهره انکار کرد ه اند، بدلیل ابراز تأسف منصور ازمرگ او وهم گفته اند که این امر خلاف تحکیم پایه های حکومت او بود.

دیگران هم همین افکر راداشته اند ویا برخی دیگر ازآن به تردید یاد کرده اند. ولی باتوجه به سابقه برخورد واحضار وتهدید منصور، وبا توجه به اعمال زمامداران پس از او معلوم می شود بنی عباس چون بنی امیه درخط امام کشی بودند وآنها شش تن ازامامان ما را مسموم کرده اند.

آری او پس از قتل امام ابراز تأسف هم کرد وآن مصلحتی بود

زندگانی امام صادق (ع)


بسم الله الرحمن الرحیم
امام جعفرصادق (ع) در 17 ربیع الاول سال 83 هجری قمری به دنیا آمد ، و در یکی از روزهای ماه شوال سال 148 قمری دیده از جهان بست ، برابر این حساب می توان عمر پر برکتش را 65 سال دانست که 12 سال از آن را هم زمان با جدش حضرت سجاد و 19 سالش را با پدرش امام باقر و 34 سالش را پس از پدر زیست . او پس از رحلت در قبرستان بقیع روبروی مسجد النبی در جوار پدرش امام باقر و جدش حضرت سجاد و عمویش امام حسن به خاک سپرده شد .
در دوره امام صادق (ع) با پیش آمدن نهضت ترجمه علوم وارداتی از ممالک غیر اسلامی ، و روی آوردن بسیاری از مسلمانان به علم و دانش و به ویژه توجه آنان به کتب ترجمه شده رشته های فلسفه و طب و علوم انسانی ، و هیئت و کیهان شناسی که بیشتر محصول نگاه نظری و نه تجربی و تحقیقی و اغلب متکی به مبانی غیر برهانی بود ، در اغلب شهرهای مسلمان نشین به ویژه : مدینه ، مکه ، کوفه ، بصره و .... مجالس درس و مناظره های علمی ، تشکیل و از رونق خاصی برخوردار گردید .
در چنین زمانی امام صادق (ع) فرصت یافت که با دانش فراوانش در انواع رشته های علمی که از اعماق قرآن و علوم پدرانش و پیامبر به او رسیده بود چراغ نهضت علمی و فرهنگی اسلامی خود را روشن کند ، و نور دانش استوار ، و متکی به وحی و عقل و برهان خود را به گستره حیات انسان بتاباند .
سفرهای اختیاری و اجباری امام به عراق و شهرهای حیره ، هاشمیه ، کوفه و مکه و ملاقات با اربابان دیگر مذاهب فقهی ، کلامی ، و فلسفی ، و به ویژه گفتگوهایش با سران مکاتب مادی گری چون ابن ابی العوجاء ، ابن مقفع ، عبدالملک بصری ، عبدالملک دیصانی ، نقش عمده و مهمی در معرفی و گسترش علوم قرآنی و دانش استوار اهل بیت در جامعه داشت در همه این شهرها انواع دانش پژوهان به آسانی و بدون قید و شرط ، که بخشی از روش اخلاقی اهل بیت بود به کلاس درس هایش که برای تبین انواع علوم تشکیل می شد راه یافتند و از وجودش که عقل و علم مجسم بود بهره ها گرفتند ، و کتابها و جزوه های علمی پرارزشی به وجود آوردند که پایه گسترش آن علوم در شرق و غرب شد ، و این حقیقی است که بزرگان منصف از شرق و غرب چه با ذکر نام آن حضرت و چه بدون ذکر نام به آن اعتراف دارند ، از جمله گوستو لبون فرانسوی ، جرجی زیدان لبنانی ، و سه جلد کتاب خورشید اسلام در اروپا نوشته دانشمندی غربی وکتاب مغز متفکر جهان شیعه تنظیم مرکز مطالعات اسلامی استراسبورک

* * *
برخورد امام با انواع دانشمندان علوم مختلف ، که در هر رشته ای برتری علمی خود را همراه با برهان و دلیل ثابت کرد ، سبب شد که آوازه شهرتش در دانش و بینش ، کرامت اخلاقی و منشش با دانشجویان ، و پشت کارش در انتقال علوم ، و پاسخ گوئی اش به شبهات در همه امور به ویژه پس از انتقال فلسفه های یونانی ، ایرانی ، هندی و مکتبهای وارداتی دربسیاری از مناطق آسیائی و آفریقائی طنین انداز گردد .
***
او با برخورد با جریانات فکری انحرافی ، و رو برو شدن با علمای علوم گوناگون و بحث و مناظره علمی و شیرین که حوصله و بردباری اخلاقی امام رابه دنبال داشت ، برتری اسلام را در چهار چوب تشیع بر همه مکاتب ثابت کرد .
مناظرات علمی و گفتگوهای آزاد امام با صاحبان دانش های گوناگون چون پزشکان ، فقیهان ، متکلمان ، منجمان ، صوفیان تابع مکاتب هندی ، ایرانی ، و اسکندریه ، و به ویژه مباحث ارزنده فقهی و تفسیری و کلامی اش با رشد یافتگان در مدرسه اموی و عباسی در منابع مهم شیعه و سنی ثبت است .
امام مدینه را به تنهائی تبدیل به دانشگاهی کرد که انواع علوم خود را بی واسطه و با واسطه به شیفتگان علم منتقل می نمود ، او در برابر مکتب اموی و عباسی به تبین اسلام راستین ، یعنی اسلام وحی ، اسلام انبیاء ، اسلام نبوت ، اسلام امامت پرداخت ، و با کوشش خستگی ناپذیر پیرایه های بسته شده به اسلام را از جانب دشمنان داخلی و مکتبهای وارداتی زدود .
به این خاطر از اطراف و اکناف مختلف ، دانشجویان و عاشقان علم روی به مدینه نهادند ودر حوزه دروس او هر یک مطابق ذوق خود زانو زدند ، و از خرمن دانشش بهره ها بردند ، که اغلب، اهل نظر ، شاگردان حوزه او را تا چهار هزار نفر قلمداد کرده اند . دانشجویان دانشگاه او در رشته های طب ، شیمی ، نجوم ، کلام ، فقه ، علوم انسانی ، طبیعت شناسی ، تحقیق در موجودات خلقت ، علوم اصول ،و .... به مرحله تخصص رسیده و بعضی از آنان در چند رشته صاحب نظر شدند ، و هریک با تشویق آن حضرت حوزه درس و مدرسه در مدینه و شهرهای دیگر برای رشد علمی مردم برپا نمودند .

از شاگردان برجسته آن حضرت می توان از جابربن حیان طوسی صاحب بیش از 200 جلد کتاب ، و هشام بن حکم مولف 31 جلد کتاب ، محمد بن مسلم ، ابان بن تغلب ، هشام بن سالم ، زرارة بن اعین ، حمران بن اعین ، مومن الطاق و مفصل بن عمر کوفی راوی روایت کم نظیر توحید استدلالی نام برد .
***
دانشجویان آن حضرت منحصر به افراد شیعه نبوده ، بلکه غیر شیعه هم بدون قید و شرط از مدرسه اش برخوردار بودند از افرادی مانند مالک بن انس ، ابوحنیفه ،پیشوای مالکی و حنفی ، و سفیان ثوری ، سفیان بن عینیه ، ابن جریح ، ابن قاسم می توان نام برد .

***
در این مقال برآنم که به اندازه امکان به نقش امام در پی نهادن توسعه فرهنگ و تمدن اسلامی و ابعاد اثرگذاری او را بر این فرهنگ و تمدن مورد توجه قرار دهم .
به این خاطر در بخش سخن می گویم
1- باز شناسی فرهنگ و تمدن اسلامی در عصر امام
2- نقس آن حضرت در اثر گذاری بر فرهنگ و تمدن

1-هر چند در تعریف فرهنگ و تمدن نظر واحدی بین دانشمندان نیست ولی همه بر این قول اتفاق دارند که فرهنگ و تمدن مجموعه ای از آداب و رسوم ، اخلاقیات ، روش ها و منش ها ، عمران شهری ، شهرسازی ، صنعت ، علوم و فنون پیشرفته ، شهر نشینی ، همکاری در امور اجتماعی ، اقتصادی ، سیاسی و دینی و امثال این هاست .

جامعه عربستان جامعه ای فاقد فرهنگ و تمدن لازم بود ، فقر عقلی ، علمی ، و تهیدستی جامعه عرب از مظاهر تمدن مسئله ای است که دانشمندان شرق و غرب پس از قرآن و دیدگاههای علی علیه السلام به آن اعتراف دارند .

عرب با پذیرفتن اسلام برای تحصیل فرهنگ و تمدن تحولی عظیم یافت ، و دیگران را نیز متحول نمود ، ویل دورانت در تاریخ تمدن جلد 4ص 197 ببعد و دیگر دانشمندان گزارش های شگرفی از جلوه های فرهنگ و تمدن اسلامی از صدر اسلام تا قرن هفتم هجری داده اند .
مسلمانان در اغلب نواحی مساجد ، مدارس ، و کتابخانه برپا کردند ، و انواع علوم در این نواحی تدریس می شد ، برخی از دانشمندان کتابخانه شخصی عظیمی در اختیار داشتند که 400 شتر از حملش عاجز بودند ، کتابخانه بغداد ، و نیشابور هر یک نزدیک یک میلیون کتاب داشتند و کتابخانه مراغه زیر نظر خواجه نصیر پس از حملات ویران گر مغول از 400 هزار کتاب علمی برخوردار بود . این همه زمانی بود که سراسر اروپا در ظلمت و گمراهی قرار داشت و از فرهنگ و تمدن غافل بود ، و با ظهور دوره رنسانس و جنگ های صلیبی توانستند انواع کتابهای مسلمان نویس را در رشته های گوناگون به اروپا منتقل نمایند و فرهنگ و تمدن غربی را که بدون فسادهای عملی اش ریشه د رعلوم اسلامی داشت پایه گذاری کنند .

2-نقش امام در فرهنگ و تمدن اسلامی
تاثیر امام در فرآیند تحولات فرهنگی و مدنیت جهان منوط به آمادگی دو طرف اثر گذار و اثر پذیر است ، امام باید از دانش فراوان و کافی برخوردار بود و براساس دانشش برای تاثیر گزاری فعالیت می نمود ، از سوی دیگر جانعه هم باید او را می پذیرفت و علوم و افکارش را قبول می کرد ، که این هر دو زمینه تحقق یافت .

1- اساس و ریشه فرهنگ و تمدن ، علوم هستند گاه توسعه فرهنگ و مدنیت را برابر با توسعه علوم دانسته اند بر طبق قاعده فاقد الشیی لیس بمعطی : آن که ندارد ، نمی تواند بپردازد ، اگر امام فاقد علوم لازم بود نمی توانست در پیدایش برخی علوم و توسعه علمی موثر باشد ، بر عکس این قاعده امام معدن دانش های گوناگون بود به همین دلیل آثاری که از ایشان در صدها کتاب جمع آوری شده به خاطر فرصتی که برای او پیش آمد بیش از دیگر امامان است . اگر به کتاب چون خواص القرآن الکریم ، رساله شیمی موجود در کتابخانه نور عثمانیه ترکیه به شماره 3634 و رساله مفصل امام در اصول معارف ، احکام طهارت و بهداشت همه جانبه ، نیکی به پدر و مادر ، مسئله ازدواج در دو مرحله دائم و موقت ، وجوب حفظ جامعه از فساد ، خوردنیها و آشامیدنیها ، صید و صیادی ، حسنات و سیئات که یک جا در کتاب خصال نوشته صدوق در قرن 4 آمده کتاب توحید مفضل ، کتاب اهلیلجه که بسیار با ارزش است ، کتاب مصباح الشریعه در اخلاق و عرفان ، رساله سفارشات امام به پیروانش ، رساله امام به ابوجعفر احول ، رساله نثر الدور ، رساله درباره وجوه تجارت کسب ، گفتار حضرت در آفرینش انسان ، طب الصادق و صدها کتاب دیگر مراجعه کنید صدق گفتار شیعه در گستره دانش امام در رشته های گوناگون ثابت می شود . کتاب مرآة الجنان می گوید : شاگرد امام جابر بن حیان کتابی در هزار برگ نوشته که رساله حضرت را در علوم گوناگون که حدود 500 رساله است در برمیگیرد .

2- این حجم گسترده و عظیم علمی در رشته های متعدد سبب زیر ساخت فرهنگ و تمدن غنی اسلام را فراهم کرد ، و گویای اثر گذاری امام بر فرهنگ و تمدن اسلامی و بعد از آن فرهنگها و تمدن های جهان است .

نظرات بزرگان
امام ابوحنیفه که معاصر آن حضرت بوده و پیشوای مذهب حنفیه است بنا بر نقل کتاب اعلام النبلاء ج6 ص257 و تاریخ کبیر ج2ص199 می گوید :
ما رأیت افقه من جعفر بن محمد و انه اعلم الامة .
افقه : داناترین .
مالک بن انس با ربه ثقل اعلام النبلاء ج6ص258 می گوید : مردی با فضیلت تر و ارزشمند تر از جعفر بن محمد را هیچ گوشی نشنیده ، و به قلب هیچ بشری خطور نکرده است .
محمد بن عبدالرحمن معروف به ابن ابی لیلی پس از گفتگوی با امام در حالی که خودش فقیه ، محدث و قاضی معروف کوفه بود خطاب به حضرت می گوید : اشهد انکم حجج الله علی خلقه
جاحظ ادیب معروف می گوید : جعفر بن محمد الذی ملا الدیتاا علمه و فقهه
ابن خلکان در وفیات الاعیان ج1ص327 می گوید:
فضله اشهر من ان یذکر : ارزش های او بیش از آن است که گفته شود
میر علی هندی می گوید : کسی که از علمای نامدار اهل سنت است می گوید : امام صادق پژوهشگری فعال ، متفکری بزرگ ، آشنای با علوم عصری و نخستین کسی است که مدارس فلسفی اسلام را در اسلام تاسیس کرد .
امام برای گسترش علوم ، فرهنگ ، مدنیت چندین مرحله را کنار هم به پیش برد ، سر فصل هائی مانند :

1- اخلاقیات یا توسعه ارزش ها

2- تربیت شاگردان

3- گفتگو با سران و ایدئدلوگ های ادیان و مذاهب که هریک از این عناوین تفسیر گسترده ای را می طلبد .
***
فرهنگ و تمدن به قول امروزی ها مجموعه ای از دانش ها ، سنت ها ، آراء . گرایش هاست ، توسعه ماندگار فرهنگ و تمدن باید همه جانبه و جامعیت داشته باشد . امام صادق به این نکته مهم توجه داشت لذا به همه شاخه های علوم اهتمام ورزید .
کتاب بسیار ارزشمند تاسیس الشیعه العلوم الاسلام می گوید علومی که امام در بنیان گزاری و گسترش آن کوشید شامل علوم : ادبیات ، تاریخ ، سیره ، حدیث ، تفسیر ، فقه ، اصول ، کلام ، اخلاق و عرفان است . ولی مهم ترین تحقیقاتی که توسط اسلام شناسان غرب انجام گرفته است و حضرت را موسس یا گسترش دهنده آن دانسته اند عبارت است از علوم : طب ، شیمی ، هئیت نجوم ، لغت شناسی ، عرفان ، زمین شناسی ، تاریخ ، فلسفه تاریخ ، زیست شناسی ، بیماری شناسی ، نور شناسی ، محیط زیست ، تفسیر خواب ، فلسفه و حکمت ، و حرکت شناسی است . اینها در کتاب الامام جعفر الصادق فی نظر علماء الغرب در بسیاری از صفحاتش مندرج است .
حسین انصاریان
فضایل امام جعفر صادق(ع)

اشاره
شخصیت امام صادق(ع) به اندازه ای جامع و برجسته است که افزون بر شیعیان، عالمان و عارفان اهل تسنن نیز توجهی ویژه به آن حضرت داشته و برتری علمی و شخصیتی ایشان را ستوده و از آن حکایت ها نقل کرده اند. در این گفتار، ابتدا متنی کهن از احمد بن حسن استرابادی، عالم شیعه قرن 10 هـ . ق، درباره تولد آن حضرت و شرح برخی فضایل ایشان نقل و سپس دو قطعه متن گزیده و مُنَقَّح شده از عارفان اهل تسنن؛ از شیخ فریدالدین عطار نیشابوری، عارف قرن 6 و 7 هـ . ق و علی بن عثمان هجویری عارف قرن 5 هـ . ق آورده شده که نمایانگر ارادت عارفان اهل تسنن به آن بزرگوار است.
ذکر امام بحق ناطقْ، جعفر بن محمد الصادق(ع)

«وی امام ششم است از ائمه اِثناعشر(علیهم السلام). مادرش ام فروه دختر قاسم بن محمد ابابکر بود. آن حضرت خلایق را ارشاد می فرمود و طریق مستقیم به گمراهان بادیه ضلالت می نمود و پیوسته می فرمود: ما حجت خداییم بر خلقان و احکام حلال و حرام به بندگان می رسانیم. و این شیعه علی(ع) که امروز دست وِلا در دامن آل عبا زده اند، مذهب و ملت خود را از طریق آن حضرت درست کرده اند و نجات خود را از متابعت ایشان می دانند. کشف و کرامات آن حضرت بسیار است و خارق عادات بی شمار. از آن جمله است که:
میان دو کس نزاع شد، یکی تولا به اهل بیت داشت و ایشان را تفضل می نمود و دیگری به تولای بنوامیه منسوب بود و پیوسته آن گروه مکروه را می ستود. هر دو نزدیک ابوحنیفه رفتند و او را در آن دعوی حَکَم کردند.
ابوحنیفه گفت: نزد کسی روید که بهترین خلق خداست از روی حسب و نسب و پاکیزه ترین اولاد مصطفی است از ممرّ[1] عزت و ادب.
گفتند: آن کس کیست؟ گفت: جعفر بن محمد بن علی بن حسین بن علی بن ابی طالب(علیهم السلام). پس هر دو نزد آن حضرت رفتند و مجلس به غایت عالی بود و او مردم را به حلال و حرام تعلیم می نمود.
بی آنکه ایشان سؤال کنند و مقصود خود بیان نمایند، آن حضرت رو به ناصبی[2] کرد و گفت: مخالفان اهل بیت را نزد مطیعان خدا مرتبه ای نیست. بعد از آن متوجه شد به مولای خود و فرمود: «فَریقٌ فِی الْجَنّه[3] دوستان مایند وَ فَریقٌ فِی السّعیرِ[4] اعدای ما».
و از آن جمله است که بعضی از دوستان به واسطه بسیاری مشاهده کرامات و خارق عادات به یکدیگر گفتند: این مرد را از الوهیت نصیبی هست. چون نزد وی رفتیم وضو می ساخت. در ما نگریست و فرمود: دوستی ما به درگاه خدا موجب نجات عقبی است، اما افراط محبت موجب ندامت است، ما بنده ایم از بندگان خدا و مخلوقیم از مخلوقات حضرت خدای تعالی.
و از آن جمله است که آن حضرت فرمود: به لقای پروردگار خود آرزومندم و در این ماه رجب یا شوال، به سفر آخرت متوجه می شوم و از زندان سرای دنیا به فضای دل گشای جنه المأوی به اجابت دعوتِ وَ اللّهُ یَدْعُوا إِلی دارِ السّلامِ[5] توجه خواهم نمود، بعد از آنکه اَعدای دَغا[6] مرا زهر داده باشند و لباس سعادت شهادت پوشانیده. راوی گوید: والله چنان بود که آن حضرت فرمود.
گویند عمر آن حضرت شصت و پنج سال بود. در زمان منصور به زهر مقتول گردید. مردم به جهت موضع قبرش متردد بودند، آوازی شنیدند که این بنده صالح را بردارید و به نزدیک پدر و جدش به خاک سپارید».[7]

امام جعفر الصادق(ع) در نگاه عطار نیشابوری

«آن سلطان ملت مصطفوی، آن برهان حجت نبوی، آن عالم صدیق، آن عالم تحقیق، آن میوه دل اولیا، آن گوشه جگر انبیا، آن ناقل علی، آن وارث نبی، آن عارف عاشق، ابومحمد جعفر صادق ـ رضی الله عنه ـ .
و چون از اهل بیت، بیشترِ سخنِ طریقتْ او گفته است، و روایت از او بیش آمده، کلمه ای چند از آن حضرت بیارم، که ایشان همه یکی اند. چون ذکر او کرده آمد، ذکر همه بُوَد. نبینی که قومی که مذهب او دارند، مذهب دوازده امام دارند؟ یعنی یکی دوازده است و دوازده یکی.
و عجب می دارم از آن قوم که ایشان را خیال بندد که اهل سنّت و جماعت را با اهل بیت چیزی در راه است.[8]
چرا که اهل سنت و جماعت اهل بیت اند به حقیقت. و من آن نمی دانم که کسی در خیال باطل مانده است. آن می دانم که هر که به محمد(ص) ایمان دارد و به فرزندان و یارانش ایمان ندارد، او به محمد(ص) ایمان ندارد».[9]

هیبت امام

حکایت: «نقل است که منصور خلیفه، شبی وزیر را گفت: «برو و صادق را بیار، تا بکشیم.» وزیر گفت: «او در گوشه ای نشسته است و عزلت گرفته، و به عبادت مشغول شده و دست از ملک کوتاه کرده، و امیرالمؤمنین را از وی رنجی نه. در آزار وی چه فایده بود؟» هر چند گفت، سودی نداشت. وزیر برفت. منصور غلامان را گفت: «چون صادق درآید و من کلاه از سر بردارم، شما او را بکشید.» وزیر، صادق را درآورد. منصور در حالْ برجست و پیش صادق باز دوید و در صدرش بنشاند و به دو زانو پیش او بنشست. غلامان را عجب آمد. پس منصور گفت: «چه حاجت داری؟» گفت: «آنکه مرا پیش خود نخوانی و به طاعت خدای ـ عزّوجلّ ـ بازگذاری.» پس دستوری داد و به اعزازی[10] تمام او را روانه کرد. و در حالْ لرزه بر منصور افتاد و سر در کشید و بی هوش شد، تا سه روز. و به روایتی تا سه نماز از وی فوت شد. چون بازآمد، وزیر پرسید که: «این چه حال بود؟» گفت: «چون صادق از در درآمد، اژدهایی دیدم که لبی به زیر صُفّه نهاد، و لبی بر زبر و مرا گفت: اگر او را بیازاری، تو را با این صفه فرو برم. و من از بیم آن اژدها ندانستم که چه می گویم و از او عذر خواستم و بی هوش شدم».[11]

عاقل حقیقی

حکایت: «نقل است که صادق از ابوحنیفه پرسید که: «عاقل کی است؟» گفت: «آن که تمییز کند میان خیر و شرّ.» صادق گفت: «بهایم نیز تمییز توانند کرد، میان آن که او را بزنند یا او را علف دهند.» ابوحنیفه گفت: «به نزدیک تو عاقل کی است؟» گفت: «آن که تمییز کند میان دو خیر و دو شر. تا از دو خیر، خیرالخیرین اختیار کند و از دو شر، خیرالشّرین برگزیند».[12]

سخاوت امام

حکایت: «نقل است که همیانی زر از کسی برده بودند. آن کس در صادق آویخت که «تو بُرده ای» و او را نشناخت. صادق گفت: «چند بود؟» گفت: «هزار دینار.» او را به خانه برد و هزار دینار به وی داد. بعد از آن، آن مرد زر خود بازیافت و زر صادق باز پس آورد و گفت: «غلط کرده بودم.» صادق گفت: «ما هر چه دادیم باز نگیریم.» بعد از آن، از کسی پرسید که: «او کی است؟» گفتند: «جعفر صادق.» آن مرد خجل بازگردید».[13]

خُلق امام

حکایت: «نقل است که روزی تنها در راهی می رفت و «الله، الله» می گفت. [دل] سوخته ای بر عقب او می رفت و «الله، الله» می گفت. صادق گفت: «الله! جُبّه ندارم، الله! جامه ندارم.» در حالْ دستی جامه حاضر شد. امام جعفر در پوشید. آن سوخته پیش رفت و گفت: «ای خواجه! در الله گفتن با تو شریک بودم. آن کهنه خود به من ده.» صادق را خوش آمد و آن کهنه به وی داد».[14]
حکمت: «[امام صادق(ع)] گفت: هر آن معصیت که اول آن ترس بُوَد و آخر آن عذر، بنده را به حق رساند و هر آن طاعت که اول آن امن بُوَد و آخر آن عجب، بنده را از حق ـ تعالی ـ دور گرداند. مطیع با عُجب، عاصی است و عاصی با عذر، مطیع».[15]
حکمت: «و از وی پرسیدند که «درویش صابر فاضل تر یا توانگر شاکر؟» گفت: «درویش صابر، که توانگر را دل به کیسه بُوَد و درویش [را] با خدا».[16]
جمله های قصار: «و گفت: «مَکر خدای ـ عزّوجلّ ـ در بنده، نهان تر است از رفتن مورچه در سنگ سیاه، به شب تاریک».
و گفت: «از نیک بختی مرد است که خصم او خردمند است».[17]
حکمت: «و گفت: «از صحبت پنج کس حذر کنید:
یکی از دروغگوی، که همیشه با وی در غرور باشی.
دوم از احمق، که آن وقت که سود تو خواهد، زیان تو بود و نداند.
سِیُّم بخیل، که بهترین وقتی از تو ببُرد.
چهارم بددل، که در وقت حاجت، تو را ضایع کند.
پنجم فاسق که تو را به یک لقمه بفروشد و به کمتر لقمه ای طمع کند».[18]
حکمت: «گفت: «حق ـ تعالی ـ را در دنیا بهشتی است و دوزخی؛ بهشت، عافیت است و دوزخ، بلاست. عافیت آن است که کار خود به خدای ـ عزّوجلّ ـ باز گذاری و دوزخ آن است که کار خدای با نفس خویش گذاری».[19]
امام جعفر صادق(ع) در نگاه علی بن عثمان هجویری
سیف سنت و جمال طریقت و معبر معرفت و مزیِّن صفوت، ابومحمد جعفر بن محمد بن علی بن الحسین بن علی، الصادق، رضوان الله علیهم اجمعین
عالی حال و نیکوسیرت بود. آراسته ظاهر و آبادان باطن. و وی را اشارت جمیل است اندر جمله علوم، و مشهور است دقت کلام وی و قوت معانی اندر میان مشایخ، رضی الله عنهم اجمعین. و وی را کتب معروف است اندر بیان این طریقت.
روایت: «]از امام صادق(ع)[ روایت آرند که گفت: «لاتَصِّحُّ العِباده إلّا بالتّوبه، فَقَدِّمِ التَّوْبَه عَلَی العِبادَه، و قال لله، تعالی: «التائبونَ العابدون».[20]
عبادت جز به توبه راست نیاید، تا خداوند ـ تعالی ـ مقدم کرد توبه را بر عبادت؛ ازیرا که توبه بدایت مقامات است و عبودیت نهایت آن. و چون خداوند ـ جلّ جلاله ـ ذکر عاصیان کرد، به توبه فرمود و گفت: «و توبوا الی الله جمیعاً».[21]
حکایت: «و اندر حکایات یافتم که داوود طائی به نزدیک وی آمد و گفت: «یا پسر رسول خدای، مرا پندی ده که دلم سیاه شده است.» گفت: «یا ابا سلیمان، تو زاهد زمانه خویشی. تو را به پند من چه حاجت؟» گفت: «ای فرزند پیغمبر، شما را بر همه خلایق فضل است و پند دادن تو مر همه خلایق را واجب.» گفت: «یا ابا سلیمان، من از آن می ترسم که به قیامت جدّ من اندر من آویزد که: چرا حقّ متابعت من نگزاردی؟ و این کار به نسبت صحیح[22] و سبب قوی نیست. این کار به معاملت[23] خوب است اندر حضرت حق تعالی.» داوود فرا گریستن آمد و گفت: «بار خدایا، آن که معجون طینت وی از آب نبوت است و ترکیب طبیعت از اصل برهان و حجت، جدش رسول است و مادرش بتول است، وی بدین حیرانی است؛ داوود، که باشد که به معاملت خود مُعْجَب گردد؟»[24]
امام صداق از نگاه شاگردانش

بهترین اسوه و برترین الگو برای بشریت، حضرت محمد(ص) است. پس از پیامبر(ص)، امامان معصوم والاترین الگوهای بشریت هستند. باپیروی از آنان انسان می تواند بر قله سعادت و تکامل گام نهد.سوگمندانه باید پذیرفت که هنوز نتوانسته ایم الگوهای اسلامی رابه جوانان معرفی کنیم. بدین خاطر جوانان الگوهای کاذب که ازسوی مطبوعات، تلویزیون، سینما، ماهواره، ویدئو و... مطرح می شوند، را سرمشق زندگی خود قرار می دهند.

اینک به معرفی یکی از الگوهای راستین بشریت، امام جعفر صادق(ع)می پردازیم. و در این نوشتار به برخی از شیوه های تربیتی آن حضرت اشاره می کنیم. قلم را به دست برخی یاران آن حضرت می سپاریم وخود نیز از گفتار نغز و شیرین آنان بهره مند می شویم.

1- مالک بن انس، فقیه مدینه می گوید: هرگاه نزد امام صادق(ع)می رفتم، آن حضرت بالش به من می داد تا برآن تکیه کنم. او ارج ومنزلتی برایم قائل بود و می فرمود: مالک! دوستت دارم. من از این گفته او خرسند می گشتم و به این جهت، حمد و سپاس الهی را به جای می آوردم. وی هرگز از سه حال بیرون نبود: یا روزه بود، یا به عبادت خدا ایستاده بود و یا به ذکر حق مشغول بود. آن بزرگواراز پرهیزکاران بزرگ و پارسایان والا مقام و خدا ترس بود...مجالسش لذت بخش و سودش به دیگران بسیار بود. هرگاه می خواست بگوید: «قال رسول الله » رنگ مبارکش گاهی سبز و گاهی زردمی شد، به طوری که دیگر نزد آشنایان خود هم شناخته نمی شد.

در یکی از سال ها با وی حج گزاردم. هنگامی که شتر آن حضرت به محل احرام «میقات » رسید، هرچه می خواست بگوید: «لبیک اللهم لبیک » نتوانست. به روی زمین بیفتاد. عرض کردم: آقا! ناچارهستید از این که تلبیه را بگویید. آن حضرت فرمود: ای ابن ابی عامر! چگونه به خود جرات دهم و بگویم: «لبیک اللهم لبیک »; در حالی که می ترسم که پروردگار در جواب بگوید: «لالبیک و لا سعدیک ». (1)

2-ابن رئاب گوید: امام صادق(ع) در سجده چنین می گفت: «اللهم اغفرلی و لاصحاب ابی فانی اعلم ان فیهم من ینقصنی »; خداوندا!

مرا و یاران پدرم را بیامرز. می دانم در میان آنان کسانی هستندکه بدی من را می گویند. (2)

3- ابن ابی یعفور می گوید: امام صادق(ع) در حالی که سرمبارک خودرا به طرف آسمان بلند کرده بود، چنین می گفت: «رب لاتکلنی الی نفسی طرفه عین ابدا لا اقل و لااکثر»; خداوندا! مرا به اندازه یک چشم به هم زدن، به خود وامگذار; نه کمتر و نه بیشتر. آن گاه اشکهای آن حضرت سرازیر گشت و به طرف ما روی گرداند و فرمود: ای فرزند یعفور! خداوند یونس بن متی را کمتر از یک چشم به هم زدن به خودش واگذار نمود، او آن گناه را مرتکب گشت. عرض کردم: آیابه کفر رسید؟ خداوند کارهای شما را بهبود بخشد. فرمود: خیر،ولی مرگ در آن هنگام، هلاک و نابودی است. (3)

4- مرازم بن حکیم می گوید: امام صادق(ع) دستور داد تا نامه ای برای او نوشتند. در آن نامه جمله ان شاءالله را ننوشته بودند.نامه را خواند و فرمود: چگونه امیدوارید که این کار (که به خاطر آن این نامه نوشته شده است.) به سرانجام برسد، در حالی که در آن، جمله ان شاءالله وجود ندارد! آن گاه دستور داد آن جمله به نامه اضافه گردد. (4)

5- ابن ابی یعفور می گوید: شخصی نزد امام صادق(ع) میهمان بود.

میهمان برخاست تا برخی از کارهای منزل آن حضرت را انجام دهد.

وی نپذیرفت و خودش آن کار را انجام داد. آن گاه فرمود:

پیامبر(ص) از به کار گرفتن میهمان نهی نموده است. (5)

6- یعقوب سراج می گوید: برای تسلیت گفتن همراه امام صادق(ع)راهی منزل بعضی از خویشاوندان آن حضرت شدم. در بین راه بند کفش امام صادق(ع) پاره شد. آن حضرت کفش خود را به دست گرفت و باپای برهنه به راه خود ادامه داد. ابن ابی یعفور کفش خود رادرآورد و تقدیم امام صادق(ع) کرد. اما آن حضرت نپذیرفت وفرمود: صاحب مصیبت سزاوارتر است از صبر برآن. امام صادق(ع) باپای برهنه به راه خود ادامه داد. (6)

7- حماد بن عثمان می گوید: خدمت امام صادق(ع) بودم. مردی به وی گفت: خداوند کارهای شما را بهبود بخشد. شما فرمودید که حضرت علی(ع) لباس های زبر، با قیمت چهاردرهم و... برتن می کرد ولی شمالباس نو برتن می کنید! حضرت در پاسخ فرمود: حضرت علی ابن ابی طالب(ع) آن لباس ها را در زمانی می پوشید که ناپسند نبود وپوشیدن آن نزد مردم ناشایسته نبود ولی هرکس اکنون آن نوع لباس ها را برتن کند، انگشت نما و مشهور می گردد. پس بهترین ونیکوترین لباس ها در هر زمان، لباس اهل آن زمان می باشد. البته قائم ما، اهل بیتم(ع) هرگاه قیام کند لباس های حضرت امیرالمؤمنین(ع) را می پوشد و به سیره آن حضرت عمل می کند.(7)

8- عبدالاعلی می گوید: در کوچه های مدینه امام صادق(ع) را ملاقات نمودم و عرض کردم: فدایت شوم! با این (مقام و منزلت) حالی که نزد خدا و خویشاوندی که با پیامبر(ص) دارید، باز تلاش می کنید ودر چنین روز گرمی خود را در فشار و سختی قرار می دهید؟! حضرت درپاسخ فرمود: ای عبدالاعلی! جهت طلب روزی بیرون آمدم تا ازافرادی همانند تو بی نیاز شوم. (8)

9- ابن عمرو شیبانی می گوید: به دیدار امام صادق(ع) رفتم. آن حضرت بیلی در دست و روپوشی خشن و ضخیم برتن داشت و در باغ خودمشغول کار کردن بود. عرق از بدن مبارکش سرازیر بود. عرض کردم:

بیل را به من بدهید تا این کار را من انجام دهم. فرمود: من دوست دارم انسان در راه طلب روزی خود از گرمای آفتاب آزارببیند. (9)

10- عبدالرحمن بن حجاج می گوید: خدمت امام صادق(ع) بودیم.

مقداری غذا خوردیم. طبقی از برنج آوردند. ما عذر آوردیم. حضرت فرمود: شما کار خوبی نکردید! بدانید هرکه علاقه و محبتش به مابیشتر باشد، نزد ما نیکوتر غذا می خورد. عبدالرحمن می گوید: پس مقداری از آن غذا را خوردم.

آن گاه حضرت فرمود: حالا درست شد. در این هنگام شروع کرد برای ما از پیامبر سخن گفتن. فرمود: روزی از سوی انصار طبقی از برنج برای پیامبر(ص) آوردند. آن حضرت مقداد، سلمان و ابوذر را دعوت نمود تا از آن غذا تناول نمایند. آن ها عذر آوردند. حضرت فرمود: شما کاری نکردید. عزیزترین و محبوب ترین شما نزد ما کسانی هستند که نزد ما نیکو وخوب غذا بخورند. آن ها شروع نمودند به نیکو غذا خوردن. آن گاه حضرت فرمود: خداوند آنان را رحمت کند و از آنان راضی بگردد ودرودش برآنان باد. (10)

11- معلی بن خنیس می گوید: امام صادق(ع) در شبی بارانی از خانه به سوی «ظله بنی ساعده » رفت. به دنبال او رفتم. گویا چیزی ازدست او بر زمین افتاد. حضرت گفت: «بسم الله اللهم رده علینا»; به نام خدا، خداوندا آن را به ما بازگردان. نزدیک آن حضرت رفتم و سلام کردم. فرمود: معلی، توهستی؟ عرض کردم: آری،فدایت شوم! فرمود: با دست خود زمین را جستجو کن; هرچه یافتی آن را به من باز گردان.

معلی می گوید: نان های خرد شده ای روی زمین افتاده بود. هرچه پیداکردم به آن حضرت می دادم. انبانی از نان نزد آن حضرت بود. عرض کردم: آیا اجازه می دهید آن را من بیاورم؟ فرمود: خیر. من شایسته و سزاوارترم از تو، ولی با من بیا. به «ظله بنی ساعده »رسیدیم. گروهی را دیدم که در خواب بودند. آن حضرت یک یا دو قرص از آن نان ها را زیر لباس آنان می گذاشت. تقسیم نان به آخرین نفرکه تمام شد، بازگشتیم. عرض کردم: فدایت شوم! آیا این ها از حق آگاهی دارند (شیعه هستند)؟ فرمود: اگر از حق آگاه بودند، به طور حتم در نمک طعام نیز با آنان مواسات و از خود گذشتگی می کردم. (نمک نیز به آنان می دادم.) (11)

مذهب جعفری

آنکه در اخبار فقه شیعه تتبع کند خواهد دید روایتهای رسیده از امام صادق (ع) در مسائل مختلف فقهی و کلامی مجموعه ای گسترده و متنوع است و برای همین است که مذهب شیعه را مذهب جعفری خوانده اند. گشایشی که در آغاز دهه سوم سده دوم هجری پدید آمد موجب شد مردم آزادانه تر به امام صادق (ع) روی آورند و گشودن مشکلات فقهی و غیر فقهی را از او بخواهند.

ابن حجر در باره حضرتش نوشته است: مردم از علم او چندان نقل کردند که آوازه آن به همه شهرها رسید. امامان بزرگ چون یحیی بن سعید، ابن جریح، مالک، سفیان بن عیینه، سفیان ثوری، ابو حنیفه، شعبه و ایوب سختیانی از او روایت کرده اند. (1)

دانشمندان از هیچ یک از اهل بیت رسول خدا به مقدار آنچه از ابو عبد الله روایت دارند نقل نکرده اند، و هیچ یک از آنان متعلمان و شاگردانی به اندازه شاگردان او نداشته اند، و روایات هیچ یک از آنان برابر با روایتهای رسیده از او نیست. اصحاب حدیث نام راویان از او را چهار هزار تن نوشته اند. نشانه آشکار امامت او خردها را حیران می کند و زبان مخالفان را از طعن و شبهت لال می سازد. (2)

ذهبی از ابو حنیفه آورده است: فقیه تر از جعفر بن محمد ندیدم. (3)

و چنان که نوشته شد، مالک گفته است از فضل و علم و پارسایی از اوبرتر ندیده است. سخن مالک بن انس که یکی از چهار پیشوای مذهبهای اهل سنت و جماعت است در باره امام صادق (ع) نوشته شد، ابو حنیفه را نیز با آن حضرت دیدار یا دیدارها بوده است.

زبیر بکار نویسد: ابو حنیفه را با امام صادق ملاقاتها دست داده است.

او در دادن فتوا بیشتر به رای و قیاس عمل می کرد و کمتر به روایت. و از عبد الله بن شبرمه که در سال 120 هجری قضاوت کوفه داشت روایت کند: من و ابو حنیفه بر جعفر بن محمد (ع) در آمدیم. بر او سلام کردم و گفتم این مردی از عراق است و او را فقه و علمی است. جعفر گفت: گویا اوست که دین را به رای خود قیاس می کند. سپس رو به من کرد و گفت: او نعمان پسر ثابت است و من تا آن روز نام او را نمی دانستم. ابو حنیفه گفت: آری. جعفر بدو گفت: از خدا بترس و در دین قیاس مکن که نخست کس که قیاس کرد شیطان بود. خدا او را فرمود آدم را سجده کن گفت من از او بهترم. مرا از آتش و او را از خاک آفریده ای. (4) سپس پرسید: قتل نفس مهمتر است یا زنا؟ -قتل نفس! -چرا قتل نفس با دو گواه ثابت می شود، زنا با چهار گواه؟ با قیاس چه می کنی؟ روزه نزد خدا بزرگتر است یا نماز؟ -نماز! -چرا زن چون عادت می بیند روزه را باید قضا کند و نماز را نه؟ ... بنده خدا از خدا بترس و قیاس مکن. (5) آنچه متتبع از خواندن کتابهایی که در باره ابو حنیفه نوشته شده و در آن از امام صادق (ع) سخن به میان آمده در می یابد، این است که ابو حنیفه هر چند خود را فقیهی بزرگ می دانست، امام صادق را حرمت می داشته است و ظاهرا بلکه مطمئنا عبارتی را که مؤلف روضات الجنات از او آورده که «من داناتر از جعفر بن محمد هستم چرا که مردانی را دیدم و از آنان حدیث شنیدم و جعفر بن محمد صحفی است » (6)سخن ابو حنیفه نیست و گفته عبد الله بن حسن پدر محمد نفس زکیه است. چنان که در روضه کافی آمده است:

عبد الله بن حسن کسی را نزد ابو عبد الله (ع) فرستاد و گفت: بدو بگو ابو محمد می گوید من از تو شجاع تر، بخشنده تر، و داناترم. امام به پیام آورنده گفت: اما شجاعت نه، چرا که هنوز حادثه ای پیش نیامده تا شجاعت یا ترس تو در آن معلوم شود. اما سخاوت او، از یک سو مال را می گیرد و در جایی که نباید مصرف می کند. اما علم، پدرت علی بن ابی طالب هزار بنده آزاد کرد نام پنج تن از آنان را بگو، پیام آورنده رفت و بازگشت و گفت: می گوید تو صحفی هستی (علم را از صحیفه های پدرانت در می آوری) . امام گفت: بدو بگو آری به خدا صحف ابراهیم و موسی و عیسی که از پدرانم به ارث برده ام. (7)

امام صادق در آغاز حکومت عباسیان سفری به عراق کرده و روزی چند را در حیره به سر برده است محدث قمی در منتهی الآمال نوشته است این سفر در حکومت سفاح بوده است ولی از برخی سندها معلوم می شود او در خلافت منصور به عراق رفته است. و منصور خود او را به عراق خواسته است. در این سفر بوده است که امام صادق را با ابو حنیفه ملاقاتی دست داده؟ و یا هنگامی که ابو حنیفه به مدینه رفته است. می توان گفت ملاقات او با آن حضرت یک بار نبوده و در عراق و حجاز با او دیدار کرده است.

ابن شهر آشوب از حسن بن زیاد روایت کند از ابو حنیفه پرسیدند: فقیه ترین کس که دیده ای کیست؟

جعفر بن محمد چون منصور او را خواست، پی من فرستاد و گفت: مردم فریفته جعفر بن محمد شده اند چند مسئله دشوار برای پرسش از او آماده کن. من چهل مسئله فراهم کردم. منصور جعفر بن محمد را که در حیره به سر می برد به مجلس خود خواست. من نزد منصور رفتم و جعفر را دیدم بر دست راست او نشسته است. هیبت او بیش از منصور بر دلم راه یافت منصور به من رخصت نشستن داد. پس گفت: این ابو حنیفه است! -او را می شناسم.

منصور گفت: مسائلی را که در خاطر داری به ابو عبد الله بگو.

من یک یک را می گفتم و او پاسخ می داد که شما چنین می گویید، مردم مدینه چنین می گویند و ما چنین می گوییم در مسائلی گفته شما را می پذیریم و در مسائلی گفته آنان را، و گاه رای ما مخالف شما و آنان است تا آنکه هر چهل مسئله را گفتم و او هیچ یک را بی پاسخ نگذاشت. سپس ابو حنیفه گفت: آیا داناترین مردم داناتر آنان به اختلاف (آراء) نیست؟ (8)

هنگامی که امام صادق در حیره به سر می برده است، مردم چنان درخانه او گرد می آمده اند که ملاقات کننده را دیدار او دشوار بوده است. (9)

و چون خواست به مدینه بازگردد، عده ای اهل فضل از مردم کوفه، او را مشایعت کردند و در جمله مشایعت کنندگان سفیان ثوری بود.(10)

 

گزیده‏اى از اخلاق حضرت امام جعفر صادق علیه السلام‏

 

 

منابع مقاله:

کتاب: اهل بیت علیهم السلام عرشیان فرش نشین  

تالیف: حضرت آیت الله حسین انصاریان

 

شکر نعمت‏

معاویة بن وهب مى‏گوید: من در مدینه با حضرت امام صادق علیه السلام بودم و آن حضرت بر مرکبش سوار بود. ناگاه پیاده شد، ما قصد رفتن به بازار یا نزدیک بازار داشتیم ولى حضرت به سجده رفت و سجده را طولانى نمود، من به انتظار ماندم تا سر از سجده برداشت، گفتم: فدایت شوم دیدم پیاده شدى و سجده کردى؟ فرمود: به یاد نعمت خدا بر خود افتادم، گفتم:

نزدیک بازار، آن هم محلّ رفت و آمد مردم؟! فرمود: کسى مرا ندید «1».

 

کمک به غیر شیعه‏

معلّى بن خنیس مى‏گوید: حضرت امام صادق علیه السلام در شبى که نم نم باران مى‏آمد براى رفتن به سایبان بنى ساعده از خانه بیرون رفت. من حضرت را دنبال کردم، ناگهان چیزى از دستش افتاد، پس از گفتن بسم اللّه گفت:

خدایا! آن را به ما برگردان، پیش آمدم و به آن حضرت سلام کردم، فرمود:

معلّى! عرضه داشتم، بله فدایت شوم، فرمود: با دستت به جستجو برآى اگر چیزى را یافتى به من بده.

ناگهان من به قرص‏هاى نانى برخوردم که روى زمین پراکنده بود، آنچه را یافتم به حضرت دادم، آنگاه در دست حضرت همیانى از نان دیدم، گفتم: به من عنایت کنید تا براى شما بیاورم، فرمود: نه، من به بردن این بار سزاوارترم ولى همراه من بیا.

به سایبان بنى ساعده رسیدیم، در آنجا به گروهى برخوردیم که خواب بودند، حضرت زیر لباس هر کدام یک گرده نان یا دو گرده پنهان کرد، آخرین نفر را که کمک کرد باز گشتیم، به حضرت گفتم: فدایت گردم اینان حق را مى‏شناسند؟ فرمود: اگر مى‏شناختند هر آینه با نمک هم به آنان کمک مى‏کردیم‏ «2».

 

کمک به خویشاوند

ابوجعفر خثعمى مى‏گوید: حضرت امام صادق علیه السلام یک کیسه زر به من داده، فرمود آن را به فلان مرد از تیره بنى‏هاشم برسان و از اینکه من آن را براى او فرستاده‏ام خبر نکن.

ابوجعفر مى‏گوید: کیسه زر را به آن مرد رساندم؛ گفت: خدا دهنده این کیسه زر را پاداش خیر دهد، هر ساله این پول را براى من مى‏فرستد و من تا سال آینده با آن زندگى مى‏کنم ولى جعفر صادق با دارایى فراوانش به من کمکى نمى‏دهد «3»!

 

اوج اخلاق‏

مسافرى از میان حاجیان در مدینه به خواب رفت، وقتى بیدار شد گمان کرد همیان پولش به سرقت رفته، به جستجوى همیان برآمد، حضرت امام صادق علیه السلام را در حالى که نمى‏شناخت در نماز دید، به حضرت آویخت و گفت: همیانم را تو برداشتى!! حضرت فرمود: در آن چه بود؟ گفت: هزار دینار، حضرت او را به خانه برد و هزار دینار به او داد.

هنگامى که به جایگاهش باز گشت همیانش را یافت، عذرخواهانه همراه با هزار دینار به خانه حضرت برگشت، امام از پذیرفتن مال امتناع کرده، فرمود: چیزى که از دستم خارج شده به من باز نمى‏گردد، پرسید: این شخص با این کرم و بزرگوارى‏اش کیست؟ گفتند: جعفر صادق علیه السلام است، گفت: این کرامت به ناچار کار چنین کسى است‏ «4».

 

درخواستت را بگو

اشجع سلمى بر حضرت امام صادق علیه السلام وار&
برچسب‌ها:

تاريخ : جمعه 08 مرداد 1395 | 23:23 | نویسنده : dabestanhamzeh | ارسال نظر(1)

موضوعات پيشنهادي انشا براي کلاس درس

1- انشايي از زبان حياط مدرسه بنويسيد . 2- دريا و زيباييهاي آن را توصيف کنيد 3- بهترين روز زندگي من . 4- محل زندگي خود را توصيف کنيد . 5- هر چه مي خواهد دل تنگت بگو . 6- يکي از بستگان يا دوستان يا آشنايان خود را که در زندگي براي همه الگوست توصيف کنيد . 7- براي ايام تعطيلات خود چه برنامه ريزي داريد ؟ 8- نقش و فوايد ورزش کردن در زندگي چيست . 9- در نوميدي بسي اميد است ... 10- زادگاه خود را توصيف کنيد . 11- راز رسيدن به هدف چيست ؟ 12- آيا ممکن است شکست معناي پيروزي داشته باشد ؟ 13- داستاني از زبان درخت . 14- شهر يا روستاي خود را توصيف کنيد . 15- نامه اي به خدا . 16- تن زنده والا به ورزندگي است که در زندگي مايه ي زندگي است . 17- دانش اندر دل چراغ روشن است وز همه بد بر تن تو جوشن است . 18- چرا همه به ميهن خود عشق مي ورزند ؟ 19- نباشد همي نيک و بد پايدار همان به که نيکي بود يادگار . 20- چگونه مي توانيم باعث نوآوري و شکوفايي کشورمان باشيم ؟ 21- از چه راه هايي مي توان زبان فارسي را حفظ کرد ؟ 22- يک روز بسيار سرد زمستاني را توصيف کنيد . 23- چگونه ما ايرانيان مي توانيم چراغ فروزان علم را برفراز همه جهان روشن کنيم ؟ 24- دوست خوب کيست ؟ 25- از زبان يک کودک بي سرپرست انشايي بنويسيد . 26- چگونه مي توان با صبر و استقامت بر مشکلات پيروز شد . 27- يکي از زيبايي هاي طبيعت را توصيف کنيد . 28- حال يک گل زيباي چيده شده را از زبان خودش بنويسيد . 29- دوست داري دنيا چگونه باشد . 30- اگر در خانواده اي ثروتمند – فقير به دنيا مي آمدم ... 31- اگر من به جاي معلم خود بودم 32- فصل بهار را توصيف کنيد . 33- زيبايي هاي پاييز من را به ياد ... 34- تفاوت انسان راستگو با انسان دروغگو را بنويسيد . 35- اگر مي توانستم پرواز کنم ... 36- از زبان خورشيد انشايي بنويسيد 37- تصوّر کنيد در يک زير دريايي شيشه اي زير دريا گردش مي کنيد چه مي بينيد ؟ 38- اگر يک ميز بودم ... . 39- زندگي عشايري را توصيف کنيد . 40- يک روز باراني را توصيف کنيد . 41- خاطره اي از دوران تحصيل خود بنويسيد . 42- کتاب خوب از آن جهت به دوست شبيه است که ... . 43- رمز موفّقيّت را در چه مي دانيد ؟ 44- محبت و دوستي را تعريف کنيد . 45- نقش کتاب خواني را در شخصيت انساني توصيف کنيد . 46- شرح ديدار خود را از يک جنگل بنويسيد . 47- درباره خصوصيات و ويژگي هاي يک پدر مهربان و وظيفه شناس انشايي بنويسيد . 48- درباره شخصيت والاي حضرت علي با کمک گرفتن از آمادگي ذهني خود انشايي بنويسيد ?? 49- گفت و گويي خيالي ميان کشتي و طوفان بنويسيد . 50- سرماي زمستان در خانه ي کلبه اي در وسط جنگل . 51- يکي از خاطره هاي زيباي خود را بنويسيد . 52- در مورد يک سفر خيالي انشايي بنويسيد . 53- صندلي اتوبوس ... . 54- يک روز برفي ... . 55- چقدر قدر دقايق را مي دانيد ؟ 56- صداي بارش باران به شما چه مي گويد ؟ 57- کتاب خاک گرفته ... . 58- تو را اي کهن بوم و بر دوست دارم . 59- گفت و گويي خيالي با "قالي" . 60- مسافرت چه تأثيري در روان آدمي دارد ؟ 61- در مورد اعتياد در جامعه توضيح دهيد . 62- در مورد غيبت توضيح دهيد . 63- ويژگي هاي يک دانش آموز خوب . 64- از اولياي مدرسه خود چه انتظاراتي داريد ؟ 65- از دولت جمهوري اسلامي ايران چه انتظاراتي داريد ؟ 66- يک پرستار خوب چه ويژگي هايي دارد ؟ 67- در مورد جبهه و دفاع مقدس توضيحاتي ارائه نماييد . 68- بسيج يعني چه و بسيجي چه وظايفي دارد ؟ 69- در مورد بيکاري و علل آن توضيح دهيد . 70- چگونه مي توانيم شاداب زندگي کنيم ؟ 71- هر چه بکاريم آن را درو خواهيم کرد ... . 72- موسيقي عرفاني چه تأثيري در روح و روان آدمي دارد ؟ 73- چگونه مي توانيم از موهبت الهي استفاده کنيم ؟ 74- براي رسيدن به خدا بايد ... . 75- نماز را گرامي داريم چون ... . 76- در مورد وضع اجتماع و زندگي در آن توضيح دهيد . 77- براي شکوفايي و نوآوري در مدارس کشورمان چه پيشنهاداتي داريد ؟


برچسب‌ها:

تاريخ : سه‌شنبه 17 فروردین 1395 | 00:42 | نویسنده : dabestanhamzeh | ارسال نظر(1)

چهل نکته از ریاضی چهارم

1 – پاره خط فقط یک نقطه ی وسط دارد .

2 – برای کشیدن یک خط راست کافی است 2 نقطه از آن را داشته باشیم .

3 – نیم خط قسمتی از خط راست است که ابتدای آن مشخص و لی انتهای آن مشخص نباشد . فقط از یک طرف ادامه پیدا کند .

3 – نیم خط قسمتی از خط راست است که ابتدای آن مشخص و لی انتهای آن مشخص نباشد . فقط از یک طرف ادامه پیدا کند .

4 – پاره خط قسمتی از خط راست است که ابتدا و انتهای آن مشخص باشد و ما نتوانیم آن را ادامه دهیم .
5 – هر زاویه از دو نیم خط تشکیل شده است .
6 – به نقطه ی مشترک دو نیم خط در زاویه راس زاویه می گویند .
7 – برای خواندن و نوشتن زاویه حرف راس زاویه را در وسط می نویسند .
8 – زاویه به زاویه ی راست یا قائمه ، تند و باز تقسیم می شود .
9 – برای اندازه گیری زاویه ی راست یا قائمه از وسیله ای به نام گونیا استفاده می شود .
10 – زاویه ی تند از زاویه ی راست کوچکتر است .
11 – زاویه ی باز از زاویه ی راست بزرگتر است .
12 – نیم ساز نیم خطی است که از راس زاویه می گذرد و زاویه را به دو قسمت مساوی تقسیم می کند .
13 – دو خط که زاویه ی بین آن ها راست باشد ، دو خط عمود برهم نامیده می شود .

14 – هر مثلثی که یکی از زاویه های آن قائمه باشد مثلث قائم الزاویه نامیده می شود .
15 – به بزرگترین ضلع مثلث قائم الزاویه وتر گویند .
16 – هر چهار ضلعی که فقط دو ضلع موازی داشته باشد ذوزنقه نامیده می شود .
17 – فاصله ی دو خط موازی برابر است با فاصله ی یک نقطه از یک خط تا خط دیگر .
18 – عبارت هایی که درستی تقسیم را نشان می دهد عبارت های تقسیم نامیده می شوند . ( امتحان تقسیم )
19 – در تقسیم همیشه باقی مانده کوچکتر از مقسوم علیه است . این عبارت دوم تقسیم است .
20 – عبارت اول تقسیم ( خارج قسمت ضربدر مقسوم علیه به اضافه ی باقی مانده ) مساوی است با مقسوم .
21 – واحد اندازه گیری مایعات لیتر است مثل بنزین – نفت .
22 – به مستطیلی که ضلع های آن هم اندازه باشند مربع می گوییم .
23 – به هر لوزی که زاویه های آن قائمه باشند مربع می گوییم .
24 – اندازه ی دور هر شکل محیط آن شکل نامیده می شود .
25 – محیط مربع مساوی است با : اندازه ی یک ضلع ضربدر 4
26 – محیط لوزی برابر است با اندازه ی یک ضلع ضربدر 4
27 – محیط مثلث متساوی الاضلاع برابر است با : اندازه ی یک ضلع ضربدر 3
28 – برای اندازه گیری محیط مستطیل یا متوازی الاضلاع : اندازه ی دو ضلع متوالی را جمع می کنیم و بعد حاصل را دو برابر می کنیم .
28 – اعدادی بر 2 بخش پذیرند که رقم یکان آن ها زوج باشد یعنی 0 – 2 – 4 – 6 – یا 8 باشد .
29 – اعدادی بر 5 بخش پذیرند که رقم یکان آن ها 0 یا 5 باشد .
30 – اعدادی هم بر 2 هم بر5 بخش پذیرند که رقم یکان آن ها 0 باشد .
31 – اعدادی هم بر 2 هم بر5 و هم بر 10بخش پذیرند که رقم یکان آن ها 0 باشد .
32 – برای نوشتن کسرهای مساوی صورت و مخرج را در یک عدد واحد مثل 2 ضرب می کنیم.
33 – در ساده کردن کسرها باید صورت و مخرج را به یک عدد مساوی تقسیم کنیم .
34 – از دو کسر که دارای مخرج های مساوی است آن کسری بزرگتر است که صورتش بیشتر باشد .
35 – از دوکسر که دارای صورت های مساوی هستند آن کسری بزرگتر است که مخرش کمتر باشد .
36 – کسرهایی که صورت و مخرج مساوی دارند مساوی هستند با 1 .
37 – مساحت هر مستطیل برابر است با حاصل ضرب طول در عرض
38 – مساحت مربع برابر است با حاصل ضرب اندازه ی یک ضلع در خودش .
39 – مساحت هر متوازی الاضلاع برابر است با حاصل ضرب قاعده در ارتفاع آن .
40 – مساحت هر مثلث برابر است با قاعده ضربدر ارتفاع تقسیم بر 2.


برچسب‌ها:

تاريخ : سه‌شنبه 17 فروردین 1395 | 00:41 | نویسنده : dabestanhamzeh | ارسال نظر(0)

درباره جشن سیزده بدر در 13 فروردین (روز طبیعت)

 

درباره جشن سیزده بدر در 13 فروردین روز طبیعت

سیزده‌ بدر، سیزدهمین روز فروردین ماه و از جشن‌های نوروزی است. در تقویم‌های رسمی ایران این روز ، روز طبیعت نامگذاری شده‌است و از تعطیلات رسمی است. برخی بر این باورند در این روز باید برای راندن نحسی از خانه بیرون روند و نحسی را در طبیعت به در کنند.

 

سیزده بدر در تاریخ ایران باستان:

همانطور که پیشینه ی جشن نوروز را از زمان جمشید می دانند درباره ی سیزده به در (سیزده بدر) هم روایت هست که : «… جمشید، شاه پیشدادی، روز سیزده نوروز را در صحرای سبز و خرم خیمه و خرگاه بر پا می کند و بارعام می دهد و چندین سال متوالی این کار را انجام می دهد که در نتیجه این مراسم در ایران زمین به صورت سنت و آیین درمی آید و ایرانیان از آن پس سیزده بدر را بیرون از خانه در کنار چشمه سارها و دامن طبیعت برگزار می کنند …»

 

اما برای بررسی دیرینگی جشن سیزده بدر از روی منابع مکتوب، تمامی منابع مربوط به دوران قاجار می باشند و گزارش به برگزاری سیزده به در در فروردین یا صفر داده اند، از همین رو برخی پژوهشگران پنداشته اند که این جشن بیش از یکی دو سده دیرینگی ندارد اما با دقت بیشتر در می یابیم که شواهدی برای دیرینگی این جشن وجود دارد.

 

درباره جشن سیزده بدر در 13 فروردین روز طبیعت

تنوع و گوناگونی شیوه های برگزاری یک آیین، و دامنه ی گسترش فراخ تر یک باور در میان مردمان، بر پایه ی قواعد مردم شناسی و فرهنگ عامه، نشان دهنده ی دیرینگی زیاد آن است. همچنین مراسم مشابه ای که به موجب کتیبه های سومری و بابلی از آن آگاهی داریم، آیین های سال نو در سومر با نام «زگموگ» و در بابل با نام «آکیتو» دوازده روز به درازا می کشیده و در روز سیزدهم جشنی در آغوش طبیعت برگزار می شده. بدین ترتیب تصور می شود که سیزده بدر دارای سابقه ای دست کم چهار هزار ساله است.

 

شیوه های برگزاری و مراسم سیزده بدر

شیوه های برگزاری این جشن و همچنین مراسم و آداب این روز بسیار متفاوت و گسترده می باشد که در اینجا به تفصیل نمی توان به آنها پرداخت، اما همانطور که می دانیم سیزدهم فروردین تیشتر روز می باشد و آغاز نیمسال دوم زراعی، و مردمان ایرانی برای نیایش و گرامیداشت تیشتر، ایزد باران آور و نوید بخش سال نیک به کشتزارها و مزارع خود می رفتند و در زمین تازه روییده و سرسبز و آکنده از انبوه گل و گیاهان صحرایی به شادی و ترانه سرایی و پایکوبی می پرداختند و از گردآوری سبزه های صحرایی و پختن آش و خوراکی های ویژه غافل نمی شدند.

 

بخشی دیگر از آیین های سیزده بدر را هم باورهایی تشکیل می دهند که به نوعی با تقدیر و سر نوشت در پیوند است. برای نمونه فال گوش ایستادن ،فال گیری (به ویژه فال کوزه)، گره زدن سبزی و گشودن آن ،بخت گشایی (که درسمرقند و بخارا رایج است)و نمونه های پرشمار دیگر …

 

بازی های گروهی، ترانه ها و رقص های دسته جمعی، گردآوری گیاهان صحرایی، خوراک پزی های عمومی، بادبادک پرانی، سوارکاری، نمایش های شاد، هماوردجویی جوانان، آب پاشی و آب بازی بخشی از این آیین هاست که ریشه در باورها و فرهنگ اساطیری دارند. از جمله شادی کردن و خندیدن به معنی فروریختن اندیشه های پلید و تیره، روبوسی نماد آشتی، به آب سپردن سبزه ی سفره ی نوروزی نشانه ی هدیه دادن به ایزد آب «آناهیتا» و گره زدن علف برای شاهد قرار دادن مادر طبیعت در پیوند میان زن و مرد، ایجاد مسابقه های اسب دوانی که یادآور کشمکش ایزد باران و دیو خشک سالی است.

 

در متون كهن فارسی به بیرون شدن از خانه ها و به صحرا رفتن در روز سیزدهم فروردین اشاره ای نشده است. توجیه دیگری كه برای مراسم نوروز  شده این است كه، روز سیزدهمِ سال نو گویا در دوران های كهن روز ویژه طلب باران بهاری برای كشتزار های نودمیده بوده است. روزهای ماه در ایران قدیم نامی ویژه داشت و هر یك متعلق به ایزدی بود و روز سیزدهم متعلق به ایزد تیر یا «تیشتری» بود، كه ایزد باران است. برای این كه این ایزد پیروز باشد، لازم بود كه همه مردمان در نماز از او نام برند و او را بستایند و از او طلب باران كنند.

 

روز سیزدهم نوروز  گویا روز رسمی همه مردم برای طلب باران، برای همه سرزمین های ایران بوده است و خوردن غذای روز در دشت و صحرا نشانه همان فدیه گوسفند بریان است كه در اوستا آمده و افكندن سبزه های تازه دمیده نوروزی به آب روان جویبارها تمثیلی است از دادن فدیه به ایزد آب در آناهیتا و ایزد باران و جویبارها «تیر». در این روز مردم همه به دشت و صحرا می روند و از بامداد تا شامگاه به شادی و سرور می پردازند.

 

ناخجستگی شماره سیزده و روز سیزده

حادثه های بزرگ گیهانی در روزگاران كهن، بارها فلاكت و بلاهای بسیار برای دنیای خاكی ما پدید آورده اند. از این حادثه ها و بلایا در متون كهن نام برده شده است. در بعضی كتب مذهبی مانند اوستا، ودا، تورات، انجیل و كتاب های پهلوی و. . . اشاره ای به این حادثه ها شده است.

 

زمین لرزه و سیل و طوفان بسیار اتفاق افتاده ، اما همواره بدترین آنها در خاطر مردمان پایدار مانده است. یكی از حادثه های سهمگین گیهانی كه ذكر آن در تورات آمده ، در روز سیزدهم سال نو مصری كه مانند جشن فروردین ایرانی به هنگام تعادل بهاری خورشید گرفته می شد به وقوع پیوسته و موجب مرگ عده زیادی شده است. این روز مصادف با روز سیزدهم ماه ایرانی است.

 

در آن روز سیزدهم سال نو، گویا ستاره ای دنباله دار در فضای زمین درخشیده است به طوری كه در افق ایران نیز آن را دیده اند. بر اثر برخورد این ستاره با زمین ، آتشفشان ها آغاز آتشفشانی كرده اند و زمین لرزه ای سهمگین روی داده است و كاخ ها ویران گشته اند.

 

این حوادث، این اندیشه را در ذهن مردم پدیدار كرد كه هر چند هزار سال یك بار واقعه ای این چنینی رخ خواهد داد. از همین رو است كه مردم به طور سنتی در هر سال به هنگام روز سیزدهم فروردین منتظر واقعه ای سهمگین بوده اند، از این جهت خانمان خود را رها می كردند و در این روز زیر سقف و بام نمی ماندند، تا اگر زمین لرزه ای رخ دهد در امان بمانند.

 

رفته رفته روز سیزدهم سال و در پی آن شماره سیزده، رنگ نحوست گرفت و مردم در همه جای دنیا از عدد سیزده پرهیز كردند اما امروز دیگر مدتهاست که پلاک خانه ها و مغازه ها را به صورت 1+12نمی نویسند و حتی برعکس دیده می شود که عدد سیزده برای بعضی ها به جای نحوست  ، خوش شانسی می آورد!

 

آیین‌ های سیزده‌ بدر

این رویداد دارای آیین‌های ویژه‌ای است که در درازای تاریخ پدید آمده و اندک اندک چهره سنت به خود گرفته است. از آن جمله می‌توان آیین‌های زیر را برشمرد.

 

– گره زدن سبزه

– سبزه به رود سپردن

– خوردن کاهو و سکنجبین

– پختن غذاهای متنوع به ویژه آش رشته

 

بررسی علف گره زدن

افسانه ی آفرینش در ایران باستان و موضوع نخستین بشر و نخستین شاه و دانستن روایاتی درباره ی «کیومرث» دارای اهمیت زیادی است، در «اوستا» چندین بار از کیومرث سخن به میان آمده و او را نخستین پادشاه و نیز نخستین بشر نامیده است.

 

گفته های «حمزه ی اصفهانی» در کتاب «سِنی ملوک الارض و الانبیاء» صفحه های 23 تا 29 و گفته های «مسعودی» در کتاب «مروج الذهب» جلد دوم صفحه های 110 و 111 و «بیرونی» در کتاب «آثار الباقیه» بر پایه ی همان آگاهی است که در منبع پهلوی وجود دارد که :

 

«مَشیه» و «مَشیانه» که دختر و پسر دو قلوی کیومرث بودند، روز سیزدهم فروردین برای نخستین بار در جهان با هم ازدواج کردند. در آن زمان چون عقد و نکاحی شناخته نشده بود ! آن دو به وسیله ی گره زدن دو شاخه ی «موُرد»، پایه ی ازدواج خود را بنا نهادند و چون ایرانیان باستان از این راز به خوبی آگاهی داشتند

 

آن مراسم را به ویژه دختران و پسران دم بخت انجام می دادند، امروزه نیز دختران و پسران برای بستن پیمان زناشویی، نیت می کنند و علف گره می زنند.این رسم از زمان «کیانیان» تقریبا فراموش شد و در زمان «هخامنشیان» دوباره آغاز شد و تا امروز باقی مانده است.


برچسب‌ها:

تاريخ : جمعه 13 فروردین 1395 | 22:22 | نویسنده : dabestanhamzeh | ارسال نظر(0)

طرح درس روزانه

طراحی فعالیت های آموزشی 

 

روش نگارش و تنظیم طرح درس روزانه

طرح درس روزانه شامل پیش بینی مجموعه فعالیت هایی است که معلم از پیش برای رسیدن به یک یا چند هدف آموزشی در یک جلسه تدریس، تدارک می بیند. طرح درس جلسات آموزشی سبب می شود که معلم فعالیت های آموزشی را به ترتیب و یکی بعد از دیگری در مراحل و زمانهای مشخص و به شیوه ای منطقی اجرا کند و نتایج حاصل از آن را برای تدریس در مراحل بعدی آموزش، مورد استفاده قرار دهد. در واقع طراحی هر جلسه آموزشی، سازماندهی و ارزیابی دائمی جریان فعالیت های یاددهی - یادگیری را سبب می شود.

 در طول برنامه های آموزشی، گاهی، وقت و تلاش زیادی به دلیل تکراری بودن مطالب و فعالیتها به هدر می رود و یا حذف عمومی یا غیرعمدی بعضی مطالب ضروری به دلیل کمبود وقت و یا فعالیت های بیهوده، به جریان آموزش آسیب می رساند. مهمترین کارکرد طراحی آموزشی آن است که از تکرار مطالب بیهوده و حذف موارد ضروری جلوگیری می کند.

 طرح درس جزئیات لازم برای آموزش یک یا چند درس در مورد یک موضوع را تعیین می کند. درسها ممکن است کوتاه و سی دقیقه ای باشند و چند ساعت به طول بینجامد. محتوا، سن، بلوغ ذهنی و فعالیت هایی که دانش آموزان باید انجام دهند. از عواملی هستند که مدت زمان تدریس را مشخص می سازند البته بدون نوشتن و تدوین برنامه و طرح درس هم می توان کلاس درس اداره کرد؛ اما اگر معلم می خواهد از کارآیی مؤثر در فرآیند تدریس برخوردار باشد. باید طرح درس خود را دقیقاً تنظیم نماید. در تنظیم طرح درس، اهداف رفتاری، انتخاب محتوا و فعالیت های آموزشی باید در هسته مرکزی آن قرار گیرند.

 

 

 از فواید توجه به سازه های فوق در فرآیند طراحی، موارد زیر را می توان نام برد:

1. به معلمان در فرآیند تدریس کمک می کند.

2. برای انتخاب مواد آموزشی، بسیار مفید می باشد.

3. در تعیین تکالیف درسی تک تک دانش آموزان مؤثر است.

4. برای انتخاب و ساختن سؤالهای ارزشیابی، ارزشمند هستند.

5. در خلاصه کردن و اعلام نتایج ارزشیابی به معلم کمک می کند.

6. در "خود ارزیابی" دانش آموزان عامل بسیار مفیدی است.

7. دانش آموزان را به یاد گیرندگانی خودکفا تبدیل می کند.

 علاوه بر موارد فوق، دلایل مختلفی برای اثبات لزوم تهیه طرح درس وجود دارد. یک طرح درس خوب نوشته شده معلم را قادر می سازد که در طول دوره ی آموزشی خود به دقت در مورد همه چیز فکر کند. در تنظیم و انتخاب منابع مورد نیاز کمک بزرگی محسوب می شود و می تواند معلم را در زمینه های زیر یاری دهد:

1.انگیزه های لازم را ایجاد کند.

2. بر قسمتهای مختلف درس از جمله تجارب یادگیری دانش آموزان به نحو مطلوب تأکید کند.

3. اطمینان دهد که کلیه اطلاعات مورد نیاز دانش آموزان در درس گنجانده شده است.

4. امکان استفاده از وسایل آموزشی را فراهم می سازد.

5. طرح سؤالهای مناسب را پیش بینی می کند.

6. تدریس معلم براساس برنامه ای منظم و از پیش تعیین شده انجام می شود.

 

معلمان کارآمد معمولاً تلاش می کنند طرح درس، دقیق با جزئیات کامل بنویسند و براساس آن فعالیت های آموزشی را دنبال می کنند. البته گاهی می توان از طرح درسهایی که معلمان با تجربه نوشته اند استفاده کرد؛ اما بهتر است معلمان طرح درسهای مورد نظر را خود شخصاً تنظیم نمایند و در طول دوره های آموزشی همواره به اصلاح و تکمیل آن بپردازند. طرح درس به دلیل این که مراحل تدریس را مشخص می کند، راهنمای معلم در فرآیند تدریس است.

 یک طرح درس شامل فهرستی است که در هر ستون آن یکی از مراحل تدریس به شرح زیر نوشته می شود:

1. هریک از واحدها و یا درسها و زمانی که باید صرف آن شود.

2. فعالیت هایی که دانش آموزان باید در آن درس یا واحد یادگیری انجام دهند.

3. مطالبی که باید به وسیله ی معلم به دانش آموزان ارائه شود.

4. نکات کلیدی موجود در محتوای کتاب درسی یا سایر منابع مورد استفاده ی دانش آموزان مشخص می شود.

5. وسایل یا فعالیت های آموزشی مانند فیلمها، بازدیدهای علمی ... و همچنین فعالیت های مربوط به ارزشیابی دانش آموزان را مشخص می کند.

مراحل نگارش و تنظیم طرح درس روزانه

رعایت مراحل و نکات زیر برای تدوین یک طرح درس خوب لازم و ضروری است:

1- موضوع یا عنوان درس

عنوان درس باید به طور دقیق نوشته شود؛ مثلاً اگر عنوان درس را «دماسنج» بگذاریم، عنوان گویایی نیست، بلکه بهتر است بنویسیم: «چگونه می توان از دماسنج استفاده کرد» یا «طریقه ی استفاده از دماسنجها». معلم هر اندازه به تجزیه و تحلیل موضوعات مسلط باشد بهتر می تواند برای آن، عنوان مناسب انتخاب کند.

 

2- تعیین و نگارش عناوین فرعی یا رئوس مطالب

پس از تعیین و نوشتن موضوع درس، طراح باید عناوین فرعی موضوع درس را مشخص سازد، ترتیب و توالی مناسب عناوین فرعی همواره باید مورد توجه قرار گیرد. عناوین فرعی، بهترین راهنمای نگارش هدفهای جزئی است؛ زیرا براساس هر عنوان فرعی می توان یک هدف جزئی نوشت.

   

3- نوشتن هدف کلی درس

نوشتن هدف کلی یک جلسه تدریس، همانند هدف کلی یک دوره ی آموزشی است؛ اما در قالب یک موضوع محدود، تحقق مجموع هدفهای کلی جلسات باید موجب تحقیق اهداف کلی دوره شوند. به عبارت دیگر اهداف کلی هر جلسه ی تدریس، عناصر یا مراحل رسیدن به اهداف کلی دوره را مشخص می کنند. در نوشتن هدف کلی هر جلسه نیز معمولاً از افعال کلی استفاده می شود. ذکر شرایط و معیار در این نوع از اهداف ضرورتی ندارد.

 

4- نگارش و تنظیم هدفهای جزئی درس

ساده ترین راه نوشتن اهداف جزئی یک درس، این است که براساس هر موضوع فرعی یک هدف جزئی نوشته شود. ماهیت اهداف جزئی همانند هدف کلی درس است؛ اما در قالب موضوعی ریزتر و محدودتر. به عبارت دیگر، هدفهای جزئی درس، اهداف زیرمجموعه هدف کلی درس می باشند. دقت در نوشتن اهداف جزئی و تنظیم درست توالی آن، می تواند موجب نظم بیشتر فعالیت های آموزشی شود و در نهایت، تحقق هدف کلی را تضمین نماید.

 

5- نگارش و تنظیم هدفهای رفتاری درس

پس از نوشتن هدفهای جزئی، طراح باید هدفهای جزئی را تبدیل به هدفهای رفتاری نماید. هدفهای رفتاری هر جلسه تدریس باید با توجه به شرایط، ضوابط و امکانات متناسب با سطوح مختلف حیطه های یادگیری تنظیم شود. سپس براساس سلسله مراتب از آسان به مشکل و یا به صورت پیش نیاز و پس نیاز مرتب گردد. در هدفهای رفتاری: عملکرد (نوع رفتار)، شرایط و معیار دقیقاً باید مشخص شود.

 

6- تعیین رفتار ورودی دانش آموزان

پس از نوشتن هدفهای رفتاری درس، رفتار ورودی دانش آموزان یا پیش نیازهای تحقق هدفهای رفتاری باید مشحص شوند. گروهی معتقدند که ابتدا باید رفتارهای ورودی دانش آموزان در بررسی، مشخص و سپس هدفهای رفتاری نوشته شوند.

 چنین رویکردی در نظامها یا دوره هایی صادق است که محتوا و کتاب مشخصی ارائه نشده باشد و معلم کاملاً در انتخاب و سازماندهی مطالب درسی آزاد باشد. در نظام آموزشی ایران به دلیل متمرکز بودن، اجرای چنین پیشنهادی تقریباً غیرممکن است.

 

7- ارزشیابی تشخیصی

اغلب سؤال می شود که معلمان چگونه می توانند اطلاعات پیش نیاز یا رفتار ورودی دانش آموزان را تشخیص دهند؟ این امر توسط ارزشیابی تشخیصی ممکن می باشد. 

معلم بر اساس تخصص و مهارتی که دارد باید ابتدا رفتار ورودی را پیش بینی کند و سپس براساس دانش پیش نیاز درس مورد تدریس، سؤالهایی طرح نماید. سؤالهای طرح شده باید در ستون ارزشیابی طرح درس نوشته شود. این سؤالها قبل از تدریس باید از دانش آموزان پرسیده شوند، تا وجود یا عدم وجود پیش نیاز مشخص شود. در صورت عدم تسلط دانش آموزان بر پیش نیاز درس مورد تدریس، مخصوصاً زمانی که موضوع درس با موضوعات قبلی و بعدی ارتباط تسلسلی داشته باشد، حتماً باید رفتار ورودی ترمیم گردد.

 

8- نگارش مراحل اجرای تدریس

در آموزشهای مستقیم تنظیم نحوه ی ارائه محتوا به ترتیب اهمیت به چند مرحله به شرح زیر تقسیم می شود:

 الف- مرحله ی آمادگی

مرحله ی آمادگی خود، شامل قسمتهای زیر می باشد:

 -آمادگی معلم

بدیهی است برای انجام هر کاری باید آمادگی داشت. موضوع تدریس نیز نمی تواند از این قاعده مستثنی باشد. معلم باید پیش بینی کند که در کلاس درس چه فعالیتی را می خواهد انجام دهد و چگونه می خواهد کلاس را شروع کند؟ چگونه می خواهد در کلاس درس انگیزه ایجاد کند و این انگیزه را تا پایان کلاس استمرار بخشد و سرانجام چگونه می خواهد کلاس را به پایان برساند؟

 

 

-آمادگی دانش آموزان

اگر دانش آموزی به درس معلم توجه نکند و در اجرای فعالیت های آموزشی با او همکاری ننماید، عمل تدریس به مفهوم واقعی آن، صورت نخواهد گرفت. توجه دانش آموزان و همکاری آنها مستلزم آماده شدن برای فعالیت است. تجربه نشان داده است که در آغاز ورود به کلاس، اغلب دانش آموزان هنوز متوجه مسائلی هستند که قبل از آمدن به کلاس افکار آنها را به خود مشغول داشته است. در شروع کلاس، معلم موظّف است توجه و افکار دانش آموزان را به طور جدی متوجه کلاس و فعالیت های مورد نظر نماید. معلمان با تجربه در این مرحله از روشهای مختلفی استفاده می کنند.

 

علاوه بر موارد ذکر شده، معلم باید قبل از ورود دانش آموزان به کلاس درس مجموعه وسایل آموزشی مورد نیاز را در کلاس آماده نماید. چنانچه در کاربرد بعضی از وسایل مهارت چندانی نداشته باشد، باید قبل از رفتن به کلاس و به کارگیری وسایل در حضور دانش آموزان، تمرین لازم را انجام دهد تا مهارت مورد نظر را کسب نماید. معلم نه تنها باید وسایلی را که خود برای تدریس لازم دارد آماده کند، بلکه باید وسایلی را که دانش آموزان برای کسب تجارب و انجام دادن تمرین بدان نیازمندند، نیز تهیه کرده، در اختیار آنان قرار دهد.

 

ب- مرحله معرفی و بیان هدفهای صریح آموزشی

معلم پس از جلب توجه دانش آموزان، باید موضوع درس و اهداف آنها را به دانش آموزان معرفی کند. معرفی درس و اهداف آن باید به گونه ای صورت گیرد که متناسب با ساختار شناختی دانش آموزان باشد.

 

معرفی درس و هدفهای رفتاری آن، دانش آموزان را برای آشنایی با تجارب یادگیری و سعی در دستیابی به آنها آماده می سازد. معلم باید انتظارات خود را از دانش آموزان، بسیار ساده، روشن و مشخص بیان کند. زمان اختصاص داده شده برای معرفی درس نباید بیش از 3 تا 5 دقیقه وقت کلاس را بگیرد 

 

 

ج- مرحله ی ارائه درس

در مرحله ی ارائه درس، محتوای مورد آموزش باید دقیقاً مشخص شود. از روشهایی چون سخنرانی، بحث گروهی، نمایش تصاویر، پرسش و پاسخ و ... به عنوان روشهایی که برای آموزش هر قسمت لازم است، استفاده شود. معلم باید اطمینان حاصل کند که بخشهای مختلف محتوا با یک روال منطقی ارائه خواهد شد و هیچ نکته نامفهومی در میان مطالب ارائه شده وجود نخواهد داشت. زمان لازم برای هر قسمت به طور دقیق مشخص شود. ارائه محتوا در حقیقت قسمت اصلی کار تدریس و شامل دو عامل جدا ناشدنی است:

1- سازماندهی کلیه محتوای درس و توالی آنها باید رعایت شود.

2- روش آموزش قسمتهای مختلف مشخص شود.

به طور مثال معلم باید حداقل نکات زیر را پیش بینی کند:

الف) سؤالهایی که باید پرسیده شوند.

ب) در هنگام بحث دلایل لازم پیش بینی شود.

ج) در حدود 5 تا 10 دقیق فیلم نشان داده شود.

د) پس از نمایش فیلم، موضوع مورد بحث قرار گیرد.

 

معلم باید پیش بینی کند که منظور از سؤال چیست؟ آیا فقط برای جلب توجه دانش آموزان است و نیازی به پاسخ ندارد؟ پاسخ دادن به سؤالها بر عهده ی چه کسی است؟ معلم یا دانش آموزان؟ آیا سؤال بر روی نکات اصلی درس تأکید دارد؟ آیا سؤال ایجاد انگیزه می کند؟ آیا سؤالها سبب مؤثر شدن تدریس و جلب توجه دانش آموزان خواهد شد؟ آیا سؤال به سنجش درک و فهم دانش آموزان کمک می کند؟ آیا سؤال، توجه دانش آموزان را به مفاهیم، اصول خاص و مورد نظر جلب می نماید؟

 

سؤالها باید زمینه ی بحث و گفتگو را در کلاس درس فراهم سازند و بین معلم و دانش آموزان ارتباط برقرار کنند. به بیان دیگر، سؤال باید سبب شناخت بهتر و ایجاد قدرت تجزیه و تحلیل، ترکیب، ارزیابی، نتیجه گیری و تعمیم در دانش آموزان شود.

 

 مقدمه در ارائه محتوا بسیار مهم است. یک مقدمه خوب می تواند توجه دانش آموزان را جلب کند و علاقه ی آنها را به ادامه درس برانگیزد. مقدمه خوب شامل مطالب زیر است:

1- درس در چه موردی صحبت می کند؟

2- کجا و در چه زمانی دانش آموزان می توانند از آنچه در این درس می آموزند، استفاده کنند؟

3- چگونه باید مطالعه کنند و مفاهیم را بیاموزند؟

4- بازنگری مختصری از آنچه در درسهای قبلی مرتبط با موضوع آموخته اند.

تکرار مطالب پیش نیاز معمولاً برای مؤثر کردن تدریس لازم است؛ اما لازم نیست همیشه از یک روش برای یادآوری رفتار ورودی استفاده کنیم. معلم باید روی نکات کلیدی رفتار ورودی تأکید کند تا درس جدید راحت تر و قابل فهم تر شود. این تکرار نباید طولانی باشد.

 

د- مرحله ی خلاصه کردن و نتیجه گیری

برای تثبیت مطالب ارائه شده در ذهن دانش آموزان، لازم است درس ارائه شده به طور خلاصه جمع بندی و نتیجه گیری شود. تلخیص و جمع بندی، مفاهیم از دست داده شده در طول آموزش را برای دانش آموزان روشن می کند بهتر است تلخیص و نتیجه گیری توسط خود دانش آموزان انجام شود و معلم اظهار نظر نهایی را ارائه نماید.

 

ه- مرحله ی ارزشیابی

بعد از ارائه محتوا و جمع بندی و نتیجه گیری، لازم است معلم از چگونگی تحقق اهداف، آگاه شود. اگرچه این عمل ممکن است در طول فعالیت های آموزشی به طور ضمنی انجام شود؛ اما ضرورت دارد معلم پس از پایان ارائه محتوا، با مقایسه سطح مهارتی که انتظار دارد دانش آموزان به آن برسند و آنچه دانش آموزان عملاً به آن رسیده اند، میزان یادگیری دانش آموزان و مؤثر بودن روش تدریس خود را ارزشیابی کند.

 

زمان ارزشیابی، بستگی به مدت زمان تدریس دارد؛ اما این مرحله نباید زیاد وقت کلاس را بگیرد. به طور متعادل می توان ده دقیقه برای این کار در نظر گرفت. سؤالهای مرحله ی ارزشیابی باید بر اساس هدفهای رفتاری درس طرح شوند.

 

 

و- مرحله ی تعیین فعالیت های تکمیلی

معلم می تواند برای تقویت مطالب آموخته شده در کلاس و ارتباط آن با زندگی واقعی دانش آموزان فعالیت هایی را در خارج از کلاس پیش بینی کند. این تکالیف، بخشی از مطالعات مربوط به درس محسوب می شوند. معلم باید این نوع فعالیتها را دقیقاًً پیش بینی کند و در اختیار دانش آموزان قرار دهد. معرفی منابع مطالعه یا فعالیت مانند: کتاب، مقالات جدید، فیلم و ... به دانش آموزان علاقمند فرصت می دهد تا اطلاعات خود را با مطالعه و استفاده از این امکانات افزایش دهند.

 

اگر معلم انتظار داشته باشد که وظایف و فعالیت های تکمیلی خارج از کلاس، طبق اصول و قواعد خاصی انجام شود، باید اصولی را که در ذهن دارد به طور واضح و دقیق به دانش آموزان اعلام کند. اگر این اصول، به صورت شفاهی از طرف معلم اعلام شود، ممکن است دانش آموزان  به آن توجه نکنند. بنابراین بهتر است اصول و معیارها به تفصیل به صورت کتبی و در صورت امکان همراه با مثال در اختیار دانش آموزان قرار داده شود. چنین کارکردی در وقت کلاس صرفه جویی کرده و به دانش آموزانی که غیبت دارند و یا در فاصله ی اعلام فعالیت های تکمیلی تا زمان انجام آن بعضی از اصول را فراموش می کنند، کمک می کند.

 

در اکثر مواقع، معلم تکالیف خواندنی، یا انجام فعالیت در خانه را زمانی ارائه می دهد که زنگ خورده است و دانش آموزان با عجله، مشغول ترک کلاس هستند. اگر دادن تکالیف در روند یادگیری دانش آموزان اهمیت دارد، باید بیش از این به آن توجه شود، یکی از بهترین شیوه های تعیین فعالیت های تکمیلی (تکالیف خارج از کلاس) به دانش آموزان ارائه راهنمای از قبل تنظیم شده است. اینکه راهنمای تعیین تکالیف به چه صورتی نوشته شود و چه امکاناتی در خارج از کلاس درس فراهم گردد، به موقعیت آموزشی و نوع درس بستگی دارد.

  

 در زیر یک نمونه از راهنمای فعالیت های تکمیلی دانش آموزان  آورده شده است:

- مقدمه

- اهمیت موضوع

- تکالیف و تاریخ ارائه آنها

- مطالعات و مطالبی که باید خوانده شوند.

- مسائلی که باید حل شوند.

- گزارشهایی که باید نوشته شوند.

- آزمایشهایی که باید انجام شوند.

- سؤالهایی که دانش آموزان باید با مطالعه ی شخصی به آنها پاسخ گویند.

 

 

 

یکی از انواع تکالیفی که بسیار مفید و ارزشمند است، کاربرد فعالیت های آموزشی در خارج از کلاس درس می باشد. کاربرد مفاهیم آموخته شده زمانی امکان پذیر است که مطالب آموخته شده به طور ذهنی و عملی در کلاس تمرین شود. اگر دانش آموزی مطالب عرضه شده در کلاس درس را بفهمد و آن را به طور ذهنی تحلیل کند و در موقعیت شبیه سازی شده به کار گیرد، می توان انتظار داشت که بتواند آن را در خارج از کلاس و در موقعیت حقیقی نیز به کار گیرد. کاربرد مفاهیم، سبب می شود که دانش آموزان بتوانند از مفاهیم آموخته شده در فرآیند استفاده کنند

 

 

 

 

 

 

 

روش نگارش و تنظیم طرح درس

طرح درس، عبارت است از تقسیم محتوای یک ماده ی درسی در یک دوره معین به مراحل و گامهای مناسب و مشخص براساس هدف و نتایج آموزش. برای تهیه و تنظیم طرح درس معلم باید در ابتدای هر سال تحصیلی براساس اصول معین بین هدفهای آموزشی و برنامه هفتگی، ترتیبی اتخاذ کند که مجموعه فعالیت های آموزشی به موقع، بدون وقفه در طول یک ترم یا سال تحصیلی اجرا شود. برای تحقق چنین مقاصدی طراحی و تنظیم یک جدول زمانی می تواند بسیار مفید و مؤثر باشد؛ زیرا هنگامی می توان منظم و مؤثر، در فرآیند آموزش به جلو گام برداشت که برنامه ها و فعالیت های آموزشی به تناسب زمان مورد نظر، ساختاری منظم داشته باشند. اگر معلمی طول دوره ی آموزشی را با توجه به مجموعه ی شرایط، به جلسات مفید آموزشی تقسیم نکند و فعالیت های آموزشی هر جلسه را براساس اهداف تنظیم ننماید، هرگز نمی تواند انتظار کارآیی مؤثر از تدریس خود و حداکثر یادگیری از دانش آموزان خود داشته باشد. معلم باید کلیه فعالیت های طول دوره را به صورت یک جدول زمان بندی شده با درج عنوان اصلی و هدف کلی هر جلسه به انضمام تاریخ ارزشیابی تشخیصی، تکوینی و پایانی تهیه و به دانش آموزان قبل از شروع و آغاز فعالیت ارائه نماید. آشنایی دانش آموزان از مجموعه فعالیت های طول سال به تفکیک جلسات و همفکری آنان با معلم می تواند اثربخشی تدریس معلم و انگیزه ی یادگیری دانش آموزان را دو چندان کند. برای تنظیم چنین جدولی می توان مراحل زیر را به ترتیب طی کرد:

 

گام اول :

تقویم طرح را باید برای یک ترم یا یک سال تحصیلی با محاسبه ی تعداد هفته ها، روزها و ساعتهایی که در طول سال تحصیلی برای تدریس درس مورد نظر پیش بینی شده است محاسبه و تنظیم کرد.

 

گام دوم :

پس از مشخص شدن زمان خالص تدریس، محتوای درس یا عناوین مورد تدریس را نه برحسب کمیّت، بلکه برحسب اهمیت و کیفیت مطالب و تحقق هدفهای آموزشی بر کل ساعات و جلسات تقسیم کرد. برای انجام چنین کاری، لازم است ابتدا محتوای درس یا عناوین مورد تدریس و سایر فعالیت های آموزشی با احتساب فرصت لازم برای تمرین محاسبه شود و سپس محتوای فصلها و مباحث و سایر فعالیت های در نظر گرفته شده در طول سال، به واحدهای کوچکتر درسی یا محتوای متناسب با تک تک جلسات تقسیم گردد.

 

گام سوم :

هدف کلی هر جلسه باید با توجه به عنوان درس، دقیقاً مشخص شود. نوشتن هدفهای رفتاری در این جدول، ضرورتی ندارد. در نوشتن هدفهای هر جلسه علاوه بر عنوان درس، معلم باید با توجه به قابلیتها و فعالیت های مورد نظر و محتوای درس، هدف کلی هر جلسه را با زبانی روشن و قابل فهم برای دانش آموزان بنویسد.

 

گام چهارم :

پس از تعیین هدف کلی هر جلسه، لازم است معلم فعالیت های تکمیلی دانش آموزان  را که برای تقویت یادگیری آنها لازم است و فرصت کافی برای انجام آنها در کلاس درس وجود ندارد پیش بینی نماید. پیش بینی این نوع فعالیتها و حتی امکانات و وسایل لازم برای انجام چنین تکالیفی باید دقیقاً مشخص شده باشد؛ مثلاً دقیقاً معین شود چه بخشی از چه کتابی مطالعه و یا تمرینهای چه بخشی از کتاب درسی حل شود یا چه گزارشی با توجه به چه امکاناتی باید تهیه و نوشته شود. فعالیت های تکمیلی باید مکمّل فعالیت های کلاس و تقویت کننده ی کیفیت یادگیری دانش آموزان شود. از ارائه فعالیت های تکمیلی خسته کننده، بی ربط با موضوع و نامتناسب با زمان، جداً خودداری شود.

 

ضمناً در طرح درس ترمی یا سالانه (جدول زمان بندی شده ی تدریس)، جلساتی را نیز می توان به تناسب موقعیت و زمان تدریس به شناخت دانش آموزان، اجرای ارزشیابی تشخیصی و تکوینی و پایانی و مرور درسهای گذشته که پیش نیاز درس جدید می باشند و ترمیم کمبودهای مشخص شده در ارزشیابی تشخیصی اختصاص داد.

 

 

 

 

معلمان و طراحان گرانقدر باید به این مسأله توجه داشته باشند که طرح درس، شرح مفصل و سناریوی تدریس نیست، بلکه چارچوب پیش بینی شده ای است که معلم باید براساس آن فعالیت های آموزشی را در کلاس درس دنبال کند. تدریس بدون برنامه ای از قبل طراحی شده، کاری کورکورانه و طراحی بدون اجرا، فعالیتی بی ثمر است که تنها زینت بخش صفحات کاغذ خواهد بود.

 

تفاوت بین معلم متخصص با تجربه و کارآمد و معلم غیر متخصص و بدون تجربه، این است که معلم متخصص با تجربه قبل از آموزش، در زمینه فعالیت های آموزشی می اندیشد و عناصر دخیل و تأثیر بر آن را مورد بررسی قرار می دهد و سعی می کند که از مجموعه امکانات در فرآیند یاددهی یادگیری، بهره گیری مناسب داشته باشد؛ اما معلم غیرمتخصص و بی تجربه بدون اندیشیدن به نتایج و فرآیند فعالیت و بهره جویی بهینه از امکانات، شروع به تدریس می کند.

 

طرح درس، راهنمای معلم و چارچوبی منظم و سازماندهی شده برای رخدادهای آموزشی است. در یک طرح درس خوب تنظیم شده، حداقل باید عناصر و سازه هایی همچون: موضوع درس، رئوس مطالب یا عناوین فرعی درس، هدف کلی، اهداف جزئی و رفتاری، رفتار ورودی دانش آموزان، ارزشیابی تشخیصی، فعالیت آموزشی، روش تدریس، وسایل آموزشی مورد نیاز، شیوه ی ارزشیابی پایانی و فعالیت تکمیلی مورد بررسی و توجه قرار گیرند. طرح درس باید به گونه ای تنظیم شود که حتی معلم مبتدی، بتواند با یک نگاه فعالیت های آموزشی خود را در کلاس درس دنبال کند.

 

توجه به نکات زیر می تواند در غنی سازی عمل طراحی و فعالیت های یاددهی - یادگیری مؤثر باشد:

1- هدف کلی :

هدف کلی قابلیت و مهارتی است که دانش آموز باید در پایان یک فعالیت آموزشی از خود نشان دهد. این قابلیت یا مهارت، باید در یک جمله و به صورت کلی بیان شود. بنابراین، از ذکر مسائل جزئی و ریز در هنگام نوشتن آن پرهیز شود؛ زیرا بعداً هدف کلی به هدفهای زیرمجموعه و ریزتر تحت عنوان هدفهای جزئی تجزیه خواهد شد

2- در نوشتن اهداف رفتاری بهتر است به نکات زیر توجه شود:

 الف- هدفهای رفتاری، قابلیتها و مهارتهای قابل مشاهده و اندازه گیری هستند که دانش آموزان باید در فرآیند آموزش و پایان یک فعالیت آموزشی از خود نشان دهند. هرگز نباید هدفهای رفتاری را به صورت سؤال نوشت. سؤال، وسیله ای است برای سنجش تحقق یا عدم تحقق هدفهای رفتاری  .

 ب - رفتارگرایان معتقدند که هدف رفتاری باید دارای سه ویژگی باشد:

1- نوع رفتار دقیقاً مشخص باشد.

2- شرایط انجام رفتار دقیقاً مشخص باشد.

3- معیار یا درجه رفتار دقیقاً معین شده باشد. 

مثلاً دراهداف: «حوزه ی گسترش زبان فارسی را توضیح دهد». یا «چند تن از فارسی سرایان برون مرزی را نام ببرد». در این دو هدف مشخص نشده است که چقدر توضیح دهد، و یا چند تن را نام ببرد. آیا یک سطر، دو سطر یا ده سطر؟! و یا در هدف دوم، یک، دو یا ده نفر؟ معیار دقیقاً باید مشخص شود. هر اندازه معیار هدفهای رفتاری مشخص تر باشد، ارزشیابی و قضاوت معلم در مورد یادگیری دانش آموزان و تحقق اهداف مورد نظر دقیق تر و معتبرتر خواهد بود. 

ج- طراح، معمولاً باید به طور منظم با توجه به سلسله مراتب اهداف، برای هر هدف جزئی یک یا چند هدف رفتاری بنویسد. طراحان عزیز باید توجه کنند که ؛ پس از نوشتن اهداف جزئی و رفتاری، باید با توجه به سلسله مراتب کلیه اهداف را منظم و مرتب کنند.

 د- احساس یا نگرش را نمی توان با کلمات بیان شده ارزیابی کرد. چنان که با تعریف یا ذکر مفاهیم اخلاقی نمی توان اخلاق فرد را سنجید.

 

4- طراح به جای پیش بینی پیش نیاز درس یا رفتار ورودی دانش آموزان، یعنی آن قسمت از دانش و دانسته های قبلی دانش آموزان که برای فهم درس جدید ضرورت دارند. نباید  به بیان اهداف یا نتایج یادگیری درس جدید بپردازد. 

5- ارزشیابی تشخیصی یعنی سنجش رفتار ورودی دانش آموزان. بنابراین سؤالها در ارزشیابی تشخیصی باید از رفتار ورودی پیش نیاز درس طرح شوند، نه از درس جدید. در صورت تشخیص ضعف مفاهیم پیش نیاز، قبل از شروع آموزش درس جدید، معلم باید ابتدا مفاهیم پیش نیاز را ترمیم کند، مخصوصاً در دروسی که مفاهیم با هم ارتباط تسلسلی دارند. 

6- در قسمت ارزشیابی پایانی، طراح باید نوع و روش ارزشیابی را مشخص کند، پس از مشخص کردن نحوه ی ارزشیابی، سؤالهای خود را براساس هدفهای رفتاری در این قسمت بنویسد. سؤالها نباید خارج از اهداف مورد نظر طرح شوند؛ زیرا ارزشیابی پایانی یک درس به این منظور پیش بینی و نوشته می شود که مجری یا معلم می خواهد از میزان تحقق اهداف در نظر گرفته شده، آگاه شود و براساس نکات ضعف، «فعالیت های تکمیلی» یا «تکالیف» خارج از کلاس درس را برای دانش آموزان مشخص نماید 

7- همیشه الزامی نیست که طرح درس به صورت جدول تنظیم شود؛ اما توجه به سازه های اصلی یک طرح و سازماندهی منظم آن از اصولی است که طراح همیشه باید در هسته مرکزی تهیه و تنظیم طرح درس قرار دهد. طراح نباید در اولین گام طراحی خود وسایل مورد نیاز را مطرح سازد، زیرا وسایل آموزشی زمانی قابل انتخاب هستند که موضوع درس، اهداف و فعالیت های آموزشی دقیقاً مشخص شده باشند. 

8- بسیاری از معلمان در فرآیند طراحی تفاوت بین طرح درس و سناریوی تدریس را نمی دانند. طرح درس چهارچوب پیش بینی شده ای است که با توجه به زمان و امکانات موجود، برای اجرا و بهبود کیفیت آموزشی ترسیم می گردد. در حالی که سناریو و توضیح و تشریح به صحنه های اجرا می پردازد و مفصّل تر از طرح درس می باشد. معمولاً معلمان خوب و با تجربه پس از تهیه و تنظیم طرح درس، به نوشتن سناریوی تدریس خود در فرآیند اجرا می پردازند.

 

 

 

9- باید توجه شود وقتی تکالیف و تمرینهای خارج از کلاس ارزشمند هستند، که معلم تک تک تکالیف دانش آموزان را بررسی نماید و به چگونگی انجام آنها به صورت کتبی بازخورد نشان دهد. نگاه کردن به تکالیف و یا احیاناً خط کشیدن بر روی آنها، هرگز بررسی تکالیف محسوب نمی شود. در صورت وقوع چنین وقوع چنین حادثه ای، دانش آموزان در می یابند که معلمان هرگز فرصت بررسی تکالیف را ندارند، در نتیجه در انجام آن دقت به خرج نمی دهند.

 

10-. مرور درس قبل زمانی الزامی است که درس قبل «رفتار ورودی» یا «پیش نیاز» درس جدید باشد؛ زیرا اگر مفاهیم آن آموخته نشده باشد، فهم درس جدید با مشکل روبرو خواهد شد. بنابراین به جای مرور درس قبل، طراح بهتر است عنوان «تعیین رفتار ورودی» و «ارزشیابی تشخیصی» را مطرح سازد. حال چه این رفتار ورودی درس قبلی باشد یا مطالب آموخته شده ی دانش آموز در سالهای گذشته.

11- معلمان عزیز، باید توجه کنند که در فرآیند آموزش چیزی به عنوان وسایل کمک آموزشی نداریم. وسایل مورد نیز، وسایل آموزشی (InstrucionalMedia)، که معمولاً حاوی یا حامل پیامهای آموزشی می باشند. اگر در محیط آموزشی نباشند و در فرآیند فعالیت های آموزشی به کار گرفته نشود، آموزشی صورت نخواهد گرفت، به عبارت دیگر وسایل آموزشی به مجموعه ی امکاناتی اطلاق می شود که شرایطی را به وجود می آورند تا تحت آن شرایط یادگیری بهتر، سریعتر و پایدارتر صورت گیرد. 

12. هر اندازه معلم دانش آموزان را به سوی حل مسأله و کاوشگری سوق دهد، یادگیری مؤثرتر و لذت بخش تر برای دانش آموزان خواهد شد.  

 

 

 

 

 

 

 

 

عناوین فرعی درس :

1- مفهوم مقاومت

2- کاربرد مقاومت در زندگی

3- انجام آزمایش

 

هدف کلی درس :

دانش آموزان با مفهوم مقاومت و کاربرد آن آشنا شوند.

 

هدفهای جزئی درس:

در فرآیند آموزش دانش آموزان باید:

الف - با مفهوم مقاومت آشنا شوند.

ب - با کاربرد مقاومت در زندگی آشنا شوند.

ج - روش آزمایش و تجزیه و تحلیل نتایج را یاد بگیرند.

 

 

 

 

هدفهای رفتاری درس :

پس از پایان آموزش (بحث در کلاس مطالعه کتاب و انجام آزمایشهای ارائه شده) از دانش آموزان انتظار می رود بتوانند:

1- مفهوم مقاومت را در چند جمله بیان کنند. ( شناختی - دانش)

2- تأثیر افزایش و کاهش مقاومت را در جریان الکتریکی در حدود 2 سطر توضیح دهند (شناختی - درک و فهم )

3- کاربرد مقاومت در زندگی انسان را در یک بند بنویسند. (شناختی - کاربرد)

4- .................

5- آزمایشهای ارائه شده در کتاب را انجام دهند و نتایج آنها  را در یک صفحه گزارش کنند. (شناختی - کاربرد)

6- ...............

 

پیش بینی رفتار ورودی

دانش آموزان برای فهم درس جدید باید:

1 - با مفهوم رسانا و نارسانا آشنا باشند.

2 - مفهوم جریان الکتریکی را بدانند.

3 - با عواملی که باعث جریان الکتریکی می شوند آشنا باشند.

4 - با کاربرد جریان الکتریکی آشنا باشند.

  

ارزشیابی تشخیصی

1 - سه نوع از اشیای رسانا را نام ببرید.

2 - جریان الکتریکی را در دو سطر توضیح دهید.

3 - چه عواملی موجب جریان الکتریکی می شود؟ در یک سطر توضیح دهید.

4 - به ذکر مثال، دو کاربرد جریان الکتریکی را بیان کنید.

 

 

فعالیت های آموزشی

الف) فعالیت های معلم (مراحل تدریس) :

1- حضور و غیاب

2- پرسش از درس قبل و بررسی مسائل و تکالیف دانش آموزان

3 - معرفی درس جدید

4 - طرح سؤال برای سیال سازی ذهن

5- توجه و دقت به پاسخهای دانش آموزان

6 - هدایت دانش آموزان در انجام آزمایشهای مطرح شده در کلاس

7 - پرسش و پاسخ درباره ی مسائل مطرح شده در زمینه مقاومت الکتریکی

8 - جمع بندی مطالب ارائه شده در کلاس

9 - ارائه تکالیف به دانش آموزان جهت انجام در خارج از کلاس

 

ب) فعالیت های دانش آموزان :( تجارب یادگیری)

1 - ارائه تکالیف جلسه ی قبل و بیان مشکلات در زمینه ی انجام آنها

2 - پاسخ به سؤالهای معلم

3 - طرح سؤال و بحث در مورد مقاومت الکتریکی

4 - مشارکت فعال در فعالیت های آموزشی کلاس

5 - توجه به مطالب معلم و یادداشت آنها

6 - مطالعه ی کتاب و پاسخ به سؤالهای کتاب

7 - انجام آزمایشهای کتاب

8 - تنظیم گزارش درباره نتایج آزمایشها

9 - انجام تکالیف ارائه شده (در منزل یا خارج از کلاس)

 

 

 

 

روش تدریس

روش توضیحی، روش پرسش و پاسخ، روش آزمایشگاهی

 

وسایل آموزشی

مولد، آمپرسنج، ولت سنج، لامپ، کلید، سیمهای رابط، کتاب درسی، تخته سیاه و گچ

 

ارزشیابی پایانی

ارزشیابی به صورت کتبی با شفاهی انجام خواهد شد.

 

سؤالهای ارزشیابی

1- مقاومت الکتریکی را در یک سطر توضیح دهید.

2- علت افزایش و کاهش مقاومت را در یک جریان الکتریکی با ذکل مثال توضیح دهید.

3- کاربرد مقاومت الکتریکی را در زندگی انسان به اختصار در یک بند بنویسید.

 

فعالیت های تکمیلی

1- مبحث درس را با دقت مطالعه کنند.

2- به سؤالهای صفحه ... به طور کتبی پاسخ دهند و در جلسه بعد با خود به کلاس بیاورند.

3- یکی از آزمایشهای مطرح شده در کتاب را انجام دهند، و نتایج آن را در یک صفحه بنویسند و در جلسه بعد در کلاس درس مطرح نمایند.

 

 


برچسب‌ها:

تاريخ : سه‌شنبه 10 فروردین 1395 | 00:23 | نویسنده : dabestanhamzeh | ارسال نظر(0)

در عصر انفجار اطلاعات، اندوختن معلومات و گسترش پاسخهای معین و مشخص توجه به محصول و نتیجه ، کم رنگ بودن نگرش و مهارتها در تدریس ، نوعی ایستایی و غفلت از قافله شتابان کاروان تعلیم و تربیت محسوب می گردد. در این مسیر برای پویایی در عرصه علم در سطح جهان باید دانش را معنا دار کرد. مهارتهای مفهوم سازی توسط دانش آموزان را آموزش داد. مهارتهای حل مسأله و تفکر نقاد، مهارتهای اجتماعی و زندگی را تبلیغ نموده و در حین آموزش باید ارزشیابی سؤال محور، فرایندی و تحول آخرش را که شوق به دانستن را به ارمغان می آورد ترویج داد. با نگاهی اجمالی به تاریخچه نظام تعلیم و تربیت تطبیقی در می یابیم که تحول آموزشی – مهارتی در بسیاری از کشورها از نظام ارزشیابی آغاز و به دیگر مؤلفه ها سرایت کرده است.

از نکات حایز اهمیت درامر ارزشیابی توجه به حیطه نگرش و عواطف فراگیران است که باید شیوه های کاربردی در سنجش و ارزشیابی دانش آموزان را در این بعد فراهم نمود. از کاربردها و ابزارهای مهم و اساسی ارزشیابی در راستای خدمت به آموزش می توان به موارد زیر اشاره نمود:

1- پوشه کار              2- تعیین تکلیف هدفدار           3- تحقیق و پروژه

4- بازخورد                 5- آزمونهای عملکردی            6-چک لیست ارزشیابی

در این مقاله بنا به اهمیت موضوع و کابرد همه گیر تکالیف هدفدار در کلاسهای درس به این مهم می پردازیم:

تکلیف:

تکلیف شب یکی از ابزارهای ارزشیابی مستمر در فرایند آموزشی است.

ارزشیابی مستمر یا سازنده بخشی از فرآیند آموزش تلقی می شود به این معنا که ارزشیابی در جریان آموزش جاری است و معلم به طور مرتب با آن درگیر است.

آن چه که ارزشیابی را پویا و سازنده می کند نحوه ی استفاده از نتایج آن است. (رستگار 1382)

معلم از تکلیف شب فراگیران ، نحوه ی انجام آن و میزان به کارگیری مهارت فراگیران از نقاط ضعف و قوت آنها اطلاع می یابد و می تواند رهنمودهای لازم را برای آن کاستیها و تقویت نکات مثبت ارائه نماید.

در فرآیند آموزش داوری ارزشی معلم زمانی کامل می شود که قادر باشد تحلیلی درست از روند پیشرفت فراگیران داشته باشد و او را در گامهای بعدی یاری نماید.

اطلاعات به دست آمده از فرایند تحلیل و برسی خطاها ، دستمایه ارائه رهنمودهای مفید برای اصلاح و بهبود عملکرد دانش اموزان است. بنابراین رابطه نزدیک بین بازخورد و تکلیف شب مشخص می گردد. طراحی و تهیه تکالیف مناسب به دانش آموز کمک می کند تا خطاهایش کاهش یابد و موفقیتهایش در سفر یادگیری افزون شود . بر این اساس مفهوم تکلیف درسی گسترش می یابد و دیگر نمی توان آن را در پرسش تکراری و بازنویسی متون خلاصه کرد. در واقع طراحی تکلیف ، طراحی یک فرصت یادگیری برای دانش آموزانی است که نیاز ویژه آموزشی دارند و این نیاز با مطالعه عملکرد گذشته فرد و تحلیل خطاها و موفقیتهایش شناخته می شود. ( دکتر حسینی ، محمد 1384)

تعریف و مفهوم تکلیف شب:

هریس کوپر یکی از پژوهشگران و دانشمندانی است که درخصوص تکلیف تحقیقاتی داشته است . وی تکلیف را چنین تعریف می کند: وظیفه ای است که معلمان برای دانش آموزان تعیین می کنند تا آنها را در ساعات خارج از مدرسه انجام دهند.

نتایج تحقیق اهداف و تکلیف شب را در هفت مورد طبقه بندی نموده است.

1-     تمرین به منظور افزایش سرعت، تسلط ، تثبیت و مهارت است.

2-     شرکت فعال فراگیران در فعالیتها

3-     رشد تخصصی به منظور پرورش حس سواد پذیری ، امانت و صداقت.

4-     ایجاد روابط متقابل شاگرد با والدین

5-     به منظور تعیین خط مشی و مقررات

6-     ایجاد روابط عمومی بین والدین و فرزندان

7-     ایجاد اخطار و آگاهی در زمینه ی انتظارات معلم از دانش آموز در زمینه مسائل درسی (قورچیان1381) «انواع تکلیف شب»

    انواع تکلیف شب از نظر محتوا به صورت زیر طبقه بندی شود.

1-     تکالیف تمرینی: این نوع تکالیف مهارتها و دانشهای کسب شده را تقویت می کند. اکثر تکالیف تمرینی ، غیر تخیلی ، غیر خلاق و تکراری هستند . مؤثرترین نوع تکلیف تکالیفی هستند که در آنها از شاگرد خواسته شود آموخته های جدید را با روش شخصی به طور مستقیم به کار ببرند . مثلاً دانش آموزی که انواع گیاهان گلدار ، بدون گل ، دانه دار و بدون دانه را شناخته است به عنوان تکلیف تعدادی از گیاهان محیط اطراف خود را شناسایی کرده و در این طبقه بندی قرار دهد.

2-     تکالیف آماده سازی: این نوع تکالیف جهت آماده سازی شاگردان برای روزهای بعد به کار می رود و معمولاً به صورت مطالعه کتب درسی ، مطالعه خارج از کتاب درسی ، جمع آوری اطلاعات و مواد قبل از کنفرانس ارائه می شود. هدف از ارائه این نوع تکلیف وارد کردن دانش آموزان به کسب زمینه8 مناسب اطلاعاتی جهت آماده شدن برای دروس و بحث روز بعد است. برای این نوع تکیف ابتدا باید رهنمودها و دستور العمل لازم را در مورد چگونگی و چرایی انجام وظایف کاملاً برای فراگیران روشن و مشخص نمود.

3-     تکالیف بسطی-امتدادی: این نوع تکالیف شاگرد را به فراسوی کارها و فعالیتهای کلاسی سوق می دهد و موجبات یادگیری و ایده های فراگیران را در موقعیت های جدید فراهم می کند. مثلاً درسی که درباره ی بوعلی سینا است از فراگیران بخواهیم با مطالعه کتابها به مجلات و یا حتی مصاحبه با دیگران اطلاعات بیشتری درباره ی ابن سینا فراهم آورند. تکالیف بسطی امتدادی ممکن است چندین روز یا هفته به طول بینجامد . این نوع تکلیف بر تولید دانش تکرار و تکثیر آن استوار است.

4-     تکالیف خلاقیتی : وقتی دانش آموز مفاهیم و مهارتهای کسب شده در کلاس درس را با هم ترکیب کند و در یک راه یا راه های جدید و متفاوت به کار بندد این نوع تکلیف را خلاقیتی گویند . مثلاً ساختن مدل یک مزرعه با چوبهای مستعمل بستنی ، یا حل مسئله ای خاص قدرت خلاقیت ، ابتکار شخصی ، تخیل و خود راهبری را در شاگردان پرورش می دهد. البته باید یادآور شد که این چهار نوع تکلیف همیشه به طور مجزا و منفک به شاگردان ارائه نمی شود گاهی ممکن است گرد برای حل یک مسئله از هر چهار نوع تکلیف برای خلق و بسط ایده خود استفاده نماید. به این ترتیب با ایجاد تنوع در تکالیف مختلف می توان موجبات تثبیت ، آماده سازی تداوم و خلق مفاهیم و مهارتهای را در فرایند تعلیم و تربیت فراهم ساخت.

«نمونه هایی از تکالیف از نظر محتوا»

تکالیف تمرینی: سؤالات و تمرینات ریاضی صفحه ..... را بنویسید. ( حل کنید)

تکالیف آماده سازی : درس جلسه آینده علوم درباره ی بازیافت و اهمیت آن است . شما می توانید با افراد خانواده درباره مفهوم بازیافت و اینکه اگر بازیافت نبود چه اتفاقی می افتاد بحث کنید و نتیجه را به کلاس بیاورید.

تکالیف بسطی- امتدادی: که بدست یک هفته فرصت دارید اطلاعاتی که درباره ی کسر ها و چهار عمل اصلی آن آموخته را بنویسید.

تکالیف خلاقیتی : به نظر شما اگر تعداد زاویه ها، نوع آنها و تعداد اضلاع یک متوازی الاضلاع تغییر کند چه شکلی درست می شود دلیل خود را بنویسید


برچسب‌ها:

تاريخ : سه‌شنبه 10 فروردین 1395 | 00:20 | نویسنده : dabestanhamzeh | ارسال نظر(0)

اهمیت فوق‌العاده‌ای که ریاضیات، در جامعه امروزی و در فعالیت گوناگون‌ترین تخصص‌ها دارد، بر کسی پوشیده نیست. با وجود این، خیلی زیاد نیستند کسانی که علاقه‌مند به ریاضیات باشند. البته فقط کسانی که کار و فعالیتشان به ریاضیات مربوط می‌شود، علاقه‌مند به ریاضیات نیستند بلکه کم هم نیستند مشتاقانی که ساعت‌های فراغت خود را، با ریاضیات می‌گذرانند. تمامی این‌ها چه حرفه‌ای‌ها و چه علاقه‌مندان، نه فقط فایده و اهمیت ریاضیات را می‌شناسند بلکه در ضمن، به ریاضیات شوق می‌ورزند و می‌توانند زیبایی و ظرافتی که در مسأله‌ها، قضیه‌ها و روش‌های ریاضی وجود دارد را احساس کنند.‏

احساس و منطق را با هیچ نیرویی نمی‌توان از هم جدا کرد و هر جدایی ساختگی منجر به تحریف هر دوی آنها می‌شود. هر احساس اگر احساس واقعی باشد، خردمندانه است چراکه احساس واقعی نمی‌تواند جدا از اندیشه و خرد آدمی پدید آید.‏

سـایت علمی دانشجویان ایران دراین زمینه رابـطه ریاضیات وهنرراتشریح کرده است که می خوانیم:



ارتباط هنر و ریاضی

هر انسانی از تماشای چشم انداز یک دامنه سرسبز، آرامش خود را باز می‌یابد، در عین حال، به فکر فرو می‌رود. شاعر احساس درونی خود را بیان می‌کند. نقاش با قلم و بوم خود تلاش می‌کند که دیگران را در شادی خود شریک کند.

گیاه‌شناس در پی گیاه موردنظر در رده‌های خاصی می‌رود. زبان‌شناس می‌خواهد ریشه و سرچشمه نام‌گذاری گیاه و دلیل آن را پیدا کند. داروشناس در جست وجوی ویژگی درمانی گیاه است و ریاضی‌دان نحوه قرار گرفتن گل و گلبرگ‌ها یا اندازه و شکل‌ها را مورد مطالعه قرار می‌دهد. ولی هم گیاه عضوی یگانه است و هم انسان و اگر بخواهیم برخورد انسان با گیاه را بررسی کنیم ناچاریم، به تمامی این جنبه‌ها توجه داشته باشیم.‏ ‏«اشر» نقاش معروف هلندی در سال 1971 میلادی در سن 72 سالگی و یک سال پیش از مرگ خود نوشت:‏

‏«وقتی که هوشمندانه با رمز و راز‌های دور و برخود برخورد کردم و وقتی به تجزیه و تحلیل مشاهده‌های خود پرداختم، به ریاضیات رسیدم. من آموزش جدی در دانش ندیده‌ام ولی گمان می‌کنم بیشتر با یک ریاضی‌دان وجه مشترک داشته باشم تا با یک هنرمند.»و «رودن» مجسمه‌ساز مشهور فرانسوی می‌گوید:‏

«من یک رویاپرداز نیستم، بلکه یک ریاضی‌دانم. مجسمه‌های من فقط به خاطر این خوبند که ساخته و پرداخته اندیشه ریاضی‌اند.»‏از سوی دیگر، «ج.ه‌ هاردی» ریاضیدان انگلیسی معتقد است:‏

‏«معیار ریاضیدان مانند معیار نقاش یا شاعر، زیبایی است. اندیشه‌ها هم مانند رنگ‌ها یا واژه‌ها باید در هماهنگی کامل و سازگار با یکدیگر باشند. زیبایی نخستین معیار سنجش است.»‏



جایگاه هنر در درس ریاضی

اگر این را بپذیریم که، تصور و خیال، یکی از سرچشمه‌های اصلی آفرینش‌های هنری است، آن وقت ناچاریم قبول کنیم که، در ریاضیات هم، دست‌کم عنصر‌های زیبایی و هنر وجود دارد چرا که مایه اصلی کشف‌های ریاضی، همان تصور و خیال است.به قول «ولادیمیر ایلیچ» نویسنده «دفاتر فلسفی»، تصور و خیال «حتی در ریاضیات هم لازم است، حتی کشف حساب دیفرانسیل و انتگرال هم، بدون تصور و خیال، ممکن نبود.»

با هیچ نیرنگی، نمی‌توان از کشش انسان‌ها به سمت زیبایی‌ها جلوگیری کرد و آن چه زشت و نازیبا است را جانشین زیبایی‌ها کرد.‏

آدمی، از همان روزهایی که می‌شنود، می‌بیند و درک می‌کند، از موسیقی و نقاشی و شعر لذت می‌برد و چه به صورت لالایی مادر باشد یا آهنگ گوش‌نواز چایکووسکی، چه بیتی عامیانه و کوچه باغی باشد یا سرودی از لسان‌الغیب، چه هنرمندانه قالی‌های دستباف باشد و چه ظرافت‌ها و رنگ‌های چشم‌نواز بهزاد و کمال‌الملک، همه جا انسان را به سوی خود می‌کشاند و غرق در آرامش و لذت می‌کند. ولی تمامی این‌ها، یک شرط اساسی دارد و آن، این است که با آفریده‌ای از یک استاد هنرمند سروکار داشته باشید وگرنه، حرکت ناشیانه آرشه بر ویلون، روح شما را می‌آزارد و ردیف بی‌ربط واژه‌های شعر سخن ناشناس، شما را بیزار و کسل می‌کند. در واقع تمامی عرصه ریاضیات، سرشار از زیبایی و هنر است. زیبایی ریاضیات را می‌توان، در شیوه بیان موضوع، در طرز نوشتن ارائه آن، در استدلال‌های منطقی آن، در رابطه آن با زندگی و واقعیت، در سرگذشت پیدایش و تکامل آن و در خود موضوع ریاضیات مشاهده کرد.‏

هندسه، به مفهوم عام آن، زمینه‌ای سرشار از زیبایی است. می‌گویند افلاطون، تقارن را مظهر و معیار زیبایی می‌دانست و چون، گمان می‌کرد فقط هندسه است که می‌تواند رازهای هندسه را برملا کند و از ویژگی‌های آن برای ما سخن بگوید، به هندسه عشق می‌ورزید و بر سر در آکادمی خود نوشته بود: «هرکس هندسه نمی‌داند وارد نشود.» 

و هنوز هم، با آن که هنر کوبیسم بسیاری از سنت‌ها را درهم شکست و زیبایی‌های خیره‌کننده نامتقارنی را آفرید، باز هم از قدر و قیمت تقارن چیزی نکاست، و چه مردم عادی و چه صاحب‌نظران، همچنان اوج زیبایی را در تقارن و تکرار می‌بینند. شاید بتوان گفت که کوبیسم، مفهوم زیبایی ناشی از تقارن را گسترش داده و تکامل بخشیده است.‏

هندسه، همچون دیگر شاخه‌های ریاضیات، زاده نیازهای آدمی است، ولی در این هم نمی‌توان تردید کرد که در کنار سایر عامل‌ها یکی از علت‌های جدا شدن هندسه از عمل و زندگی و شکل‌گیری آن به عنوان یک دانش انتزاعی، کشش طبیعی آدمی به سمت زیبایی و نظم بوده است. و هرچه هندسه تکامل بیشتری پیدا کرده و عرصه‌های تازه‌ای را گشوده، نظم و زیبایی خیره‌کننده آن، افزون‌تر شده است.

از همین جا است که، یکی از راه‌های شناخت زیبایی ریاضیات و به خصوص هندسه، آگاهی بر نحوه پیشرفت و تکامل آن است. مفهوم نقطه و خط راست، از کجا آغاز شد و چگونه از فراز و نشیب‌ها گذشت، تا به ظرافت و شکنندگی امروز رسید. ما در طبیعت دور و بر خود، نه فقط نقطه و خط راست هندسی، بلکه دایره، مستطیل و کره و متوازی‌السطوح هم به معنای انتزاعی خود نمی‌بینیم.‏

این ذهن زیبا جو و در عین حال، آفریننده انسان بوده است که چنین شکل‌ها و جسم‌های به غایت ظریف و زیبا را ابداع کرده است و سپس کاربرد‌های عملی زیباتری هم برای آنها یافته است.‏

و در همین جا است که می‌توان جنبه دیگری از زیبایی ریاضیات را جست و جو کرد. ریاضیات با همه انتزاعی بودن خود، بر تمامی دانش‌ها حکومت می‌کند و جزء‌جزء قانون‌های آن، همچون ابزاری نیرومند دانش‌های طبیعی و اجتماعی را صیقل می‌دهد و به پیش می‌برد، تفسیر می‌کند و در خدمت انسان قرار می‌دهد.‏

با چند ضلعی‌های محدب منتظم، که نمونه‌های جالبی از شکل‌های متقارن‌اند، می‌توان تصویر‌های جالب و زیبایی به دست آورد. ولی جالب‌تر از آنها، چند ضلعی منتظم مقعر، یا چند ضلعی منتظم ستاره‌ای‌اند. ساده‌ترین آنها، یعنی پنج ضلعی منتظم ستاره‌ای را به سادگی می‌توان رسم کرد. بررسی ویژگی‌های چند ضلعی‌های منتظم (محدب و مقعر) و بدست آوردن شکل‌های ترکیبی از آنها، زمینه گسترده‌ای برای جلب دانش‌آموزان، به زیبایی‌های درس‌های ریاضی است. از آن جالب‌تر، کار با چند وجهی‌های منتظم است.

نشان دادن فیلم‌ها و اسلاید‌ها از چند وجهی‌های افلاطونی و چند وجهی‌های نیمه منتظم، به ویژه اگر همراه با توضیح ساختمان بلور‌ها و دانه‌های برف باشد، می‌توانند وسیله بسیار خوبی برای بیدار کردن احساس زیبایی دوستی دانش‌آموزان باشد.

ولی نباید گمان کرد که در اشکال نامنتظم نمی‌توان زیبایی‌ها را جست جو کرد. نسبت‌ها و اندازه‌گیری‌ها، زمینه بسیار مساعدی است که می‌تواند موجب رشد احساس زیبایی‌شناسی دانش‌آموزان بشود و آنها را به طرف ریاضیات جلب کند. مسأله‌های مربوط به ماکزیمم و مینیمم یکی از جالب‌ترین و دلکش‌ترین زمینه‌ها در هندسه است که، نه فقط نیروی تفکر و استدلال دانش‌آموز را بالا می‌برد، بلکه در ضمن، احساس هنری و زیباشناسی او را هم بیدار می‌کند.‏

در هندسه وقتی پاره‌خطی را طوری به دو بخش تقسیم کنیم که مجذور بخش بزرگتر برابر با حاصل‌ضرب تمامی پاره‌خط در بخش کوچکتر باشد، می‌گویند که: «پاره‌خط را به نسبت زرین تقسیم کردیم.» تقسیم پاره‌خط به نسبت زرین از دوران یونان باستان شناخته شده است و ریاضی‌دانان یونان باستان مستطیلی را که روی این دو بخش پاره‌خط ساخته شود زیباترین مستطیل می‌دانسته‌اند و آزمایش فوق توانست درستی نظر ریاضی‌دانان باستانی را تأیید کند.

درباره نسبت زرین باید یادآوری کرد که از همان دوران باستان، از این نسبت در مجسمه‌سازی و معماری به فراوانی استفاده می‌کرده‌اند. از همان دوران باستان ریاضیدانان در جست و جوی زیباترین راه‌حل برای مسأله‌ها بوده‌اند. در ریاضیات اغلب از اصطلاح زیباترین راه‌حل یا زیبایی راه‌حل استفاده می‌کنند. معلم ابتدا مسأله را به طریق عادی حل می‌کند و سپس راه‌حل هوشمندانه و ساده‌ای را برای حل مسأله وجود دارد، به دانش‌آموزان نشان می‌دهند. از ساده‌ترین مسأله‌هایی که در دبستان مطرح می‌شود، تا دشوارترین مسأله‌های سال آخر دبیرستان، می‌توان از این شیوه استفاده کرد. 



زیبایی شناسی در درس ریاضی

علاقه به هنر و توجه به زیبایی‌های طبیعت و زندگی یکی از جنبه‌های شخصیت انسانی را تشکیل می‌دهد و این علاقه را می‌توان و باید از همان سال‌های نخست تحصیل، شکل داد و تقویت کرد. مبارزه با زیبایی و کشاندن کودکان و نوجوانان به سمت پدیده‌های اندوه‌بار و تلاش برای دور نگه‌داشتن آنها از زیبایی‌های درون و بیرون خود، به معنای ستیز با طبیعت انسانی آنهاست و در بهترین صورت خود موجب یأس و سرخوردگی یا عصیان و بی‌بندوباری می‌شود.

درس‌های ریاضی می‌تواند نقش عمده‌ای در شکوفایی زیبایی‌شناسی داشته باشد و معلم با تجربه می‌تواند از هر فرصتی برای تقویت درک هنری دانش‌آموزان استفاده کند و ظرافت بیشتری به روحیه زیباشناسی آنها بدهد. کودکان و نوجوانان هر چیز جالب را دوست دارند و در ریاضیات، موضوع‌های جالب و زیبا، فراوان است.‏ریاضیات دانشی است منطقی، دقیق و قانع‌کننده و تمامی بخش‌های آن، مثل حلقه‌های زنجیر به هم پیوسته‌اند. سرچشمه تأثیر احساسی و هنری ریاضیات را، باید در قطعی بودن نتیجه‌گیری‌ها و عام بودن کاربردهای آن و در کامل بودن زبان ریاضیات، شاعرانه بودن تاریخ آن و در مسأله‌های معمایی و سرگرم‌کننده، جست وجو کرد.‏

codex09x


برچسب‌ها:

تاريخ : سه‌شنبه 10 فروردین 1395 | 00:18 | نویسنده : dabestanhamzeh | ارسال نظر(0)
.: Weblog Themes By VatanSkin :.
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران