

شهادت امام صادق (ع )رابه تمامی یاران ان حضرت تبریک وتسلیت می گوییم
نگاهی به نحوه شهادت امام صادق علیه السلام
زسوی دیگر امام در سالهای آخر عمر خود شدیداً لاغر وضعیف شده بود و به تعبیریکی از افرادی که امام را درآن روزگار دیده بود ازاوچیزی نمانده بود جز سرش، کنایه ازاینکه بدن کاملاً فرسوده ونحیف شده بود.
سراسرزندگیش به دشواری وسختی ورنج آفرینی گذشته بود. ودرسالهای آخر عمربر میزان محدودیت واحضار وتهدید او اضافه می شد که این خود بر خستگی ورنجش می افزود.
روزی منصور به وزیر دربارش « ربیع » گفت همین اکنون جعفربن محمد (امام صادق( علیه السلام)) رادراینجا حاضر کن .
ربیع فرمان منصور را اجرا کرد حضرت صادق( علیه السلام) را احضار نمود، منصور باکمال خشم و تندی به آنحضرت رو کرد وگفت:
« خدامرا بکشد اگر تو رانکشم آیا درمورد سلطنت من اشکال تراشی می کنی ؟»
امام: آنکس که چنین خبری به تو داده دروغگو است ...
ربیع میگوید:
امام صادق( علیه السلام) رادیدم هنگام ورود لبهایش حرکت می کند، وقتی که کنارمنصور نشست، لبهایش حرکت می کرد ولحظه به لحظه ازخشم منصور کمتر می شد .
وقتی که امام صادق( علیه السلام) ازنزد منصور رفت، پشت سرامام رفتم وبه اوعرض کردم:
وقتی که شما وارد برمنصور شدید منصور نسبت به شما بسیار خشمگین بود ولی وقتی که نزد او آمدی ولبهای تو حرکت کرد خشم او کم شد شما لبهایتان را به چه چیز حرکت می دادی ؟
امام صادق( علیه السلام) فرمود :
لبهایم رابه دعای جدم امام حسین ( علیه السلام) حرکت می دادم وآن دعا این است :

یا عُدَّتی عِندَ شِدَّتی وَیا غَوثِی عِندَ کُربَتی اَحرِسنِی بِعَینِکَ الَّتی لا تَنامُ وَاکَنِفنِی بِِرُکنِکَ الذَّی لایُرام
« ای نیرو بخش من هنگام دشواریهایم وای پناه من هنگام اندوهم به چشمت که نخوابد مرا حفظ کن ومرا درسایه رکن استوار وخلل ناپذیرت قراربده »
آتش کشیدن خانه امام صادق(علیه السلام)
مفضّل بن عمر می گوید:
منصور دوانیقی برای فرماندار مکه ومدینه حسن بن زید پیام داد:
خانه جعفر بن محمد ( امام صادق (ع) را بسوزان، اواین دستوررا اجرا کرد وخانه امام صادق( علیه السلام) را سوزانید که آتش آن تا به راهرو خانه سرایت کرد، امام صادق ( علیه السلام) آمد ومیان آتش گام برمی داشت ومی فرمود : اَنَا بنُ اَعراقِ الثَّری اَنا بنُ اِبراهِیمَ خَلیلِ اللهِ
« منم فرزند اسماعیل که فرزندانش مانند رگ وریشه دراطراف زمین پراکنده اند منم فرزند ابراهیم خلیل خدا( که آتش نمرود براو سرد وسلامت شد )»
برنامه قتل امام صادق (علیه السلام)
سرانجام منصور نتوانست پیشرفت امام را ببیند و عظمت او را تحمل نماید. طرح قتل او را از طریق مسموم کردن تهیه نمود.
این نکته راناگفته نگذاریم که بنی عباس درس مسموم کردن امامان رااز پیشوایان راستین خود، یعنی بنی امیه آموختند.
معاویه بارها گفته بود خداوند ازعسل لشکریانی دارد و.. که غرض عسل مسموم بود که به خورد دشمنان خود میداد.
منصور توسط والی خود درمدینه امام را با انگور زهرآلود به شهادت رساند وبعد حیله گرانه به گریه وزاری وعزاداری او پرداخت.
اینکه درامر شهادت امام، منصور دست داشته جای شکی برای ما نیست، زیرا که خود بارها گفته بود که او چون استخوانی درگلویم گیر کرده است.
شاید منصور جداً وقلباً دوست نداشت امام رابکشد ولی چه می توان کرد که مقام است وسلطنت، پست است وموقعیت. مگر هرکسی میتواند ازآن بگذرد؟
امرشهادت او را توسط منصور، برخی چون ابوزهره انکار کرد ه اند، بدلیل ابراز تأسف منصور ازمرگ او وهم گفته اند که این امر خلاف تحکیم پایه های حکومت او بود.
دیگران هم همین افکر راداشته اند ویا برخی دیگر ازآن به تردید یاد کرده اند. ولی باتوجه به سابقه برخورد واحضار وتهدید منصور، وبا توجه به اعمال زمامداران پس از او معلوم می شود بنی عباس چون بنی امیه درخط امام کشی بودند وآنها شش تن ازامامان ما را مسموم کرده اند.
آری او پس از قتل امام ابراز تأسف هم کرد وآن مصلحتی بود


زندگانی امام صادق (ع)
امام جعفرصادق (ع) در 17 ربیع الاول سال 83 هجری قمری به دنیا آمد ، و در یکی از روزهای ماه شوال سال 148 قمری دیده از جهان بست ، برابر این حساب می توان عمر پر برکتش را 65 سال دانست که 12 سال از آن را هم زمان با جدش حضرت سجاد و 19 سالش را با پدرش امام باقر و 34 سالش را پس از پدر زیست . او پس از رحلت در قبرستان بقیع روبروی مسجد النبی در جوار پدرش امام باقر و جدش حضرت سجاد و عمویش امام حسن به خاک سپرده شد .
در دوره امام صادق (ع) با پیش آمدن نهضت ترجمه علوم وارداتی از ممالک غیر اسلامی ، و روی آوردن بسیاری از مسلمانان به علم و دانش و به ویژه توجه آنان به کتب ترجمه شده رشته های فلسفه و طب و علوم انسانی ، و هیئت و کیهان شناسی که بیشتر محصول نگاه نظری و نه تجربی و تحقیقی و اغلب متکی به مبانی غیر برهانی بود ، در اغلب شهرهای مسلمان نشین به ویژه : مدینه ، مکه ، کوفه ، بصره و .... مجالس درس و مناظره های علمی ، تشکیل و از رونق خاصی برخوردار گردید .
در چنین زمانی امام صادق (ع) فرصت یافت که با دانش فراوانش در انواع رشته های علمی که از اعماق قرآن و علوم پدرانش و پیامبر به او رسیده بود چراغ نهضت علمی و فرهنگی اسلامی خود را روشن کند ، و نور دانش استوار ، و متکی به وحی و عقل و برهان خود را به گستره حیات انسان بتاباند .
سفرهای اختیاری و اجباری امام به عراق و شهرهای حیره ، هاشمیه ، کوفه و مکه و ملاقات با اربابان دیگر مذاهب فقهی ، کلامی ، و فلسفی ، و به ویژه گفتگوهایش با سران مکاتب مادی گری چون ابن ابی العوجاء ، ابن مقفع ، عبدالملک بصری ، عبدالملک دیصانی ، نقش عمده و مهمی در معرفی و گسترش علوم قرآنی و دانش استوار اهل بیت در جامعه داشت در همه این شهرها انواع دانش پژوهان به آسانی و بدون قید و شرط ، که بخشی از روش اخلاقی اهل بیت بود به کلاس درس هایش که برای تبین انواع علوم تشکیل می شد راه یافتند و از وجودش که عقل و علم مجسم بود بهره ها گرفتند ، و کتابها و جزوه های علمی پرارزشی به وجود آوردند که پایه گسترش آن علوم در شرق و غرب شد ، و این حقیقی است که بزرگان منصف از شرق و غرب چه با ذکر نام آن حضرت و چه بدون ذکر نام به آن اعتراف دارند ، از جمله گوستو لبون فرانسوی ، جرجی زیدان لبنانی ، و سه جلد کتاب خورشید اسلام در اروپا نوشته دانشمندی غربی وکتاب مغز متفکر جهان شیعه تنظیم مرکز مطالعات اسلامی استراسبورک
* * *
برخورد امام با انواع دانشمندان علوم مختلف ، که در هر رشته ای برتری علمی خود را همراه با برهان و دلیل ثابت کرد ، سبب شد که آوازه شهرتش در دانش و بینش ، کرامت اخلاقی و منشش با دانشجویان ، و پشت کارش در انتقال علوم ، و پاسخ گوئی اش به شبهات در همه امور به ویژه پس از انتقال فلسفه های یونانی ، ایرانی ، هندی و مکتبهای وارداتی دربسیاری از مناطق آسیائی و آفریقائی طنین انداز گردد .
***
او با برخورد با جریانات فکری انحرافی ، و رو برو شدن با علمای علوم گوناگون و بحث و مناظره علمی و شیرین که حوصله و بردباری اخلاقی امام رابه دنبال داشت ، برتری اسلام را در چهار چوب تشیع بر همه مکاتب ثابت کرد .
مناظرات علمی و گفتگوهای آزاد امام با صاحبان دانش های گوناگون چون پزشکان ، فقیهان ، متکلمان ، منجمان ، صوفیان تابع مکاتب هندی ، ایرانی ، و اسکندریه ، و به ویژه مباحث ارزنده فقهی و تفسیری و کلامی اش با رشد یافتگان در مدرسه اموی و عباسی در منابع مهم شیعه و سنی ثبت است .
به این خاطر از اطراف و اکناف مختلف ، دانشجویان و عاشقان علم روی به مدینه نهادند ودر حوزه دروس او هر یک مطابق ذوق خود زانو زدند ، و از خرمن دانشش بهره ها بردند ، که اغلب، اهل نظر ، شاگردان حوزه او را تا چهار هزار نفر قلمداد کرده اند . دانشجویان دانشگاه او در رشته های طب ، شیمی ، نجوم ، کلام ، فقه ، علوم انسانی ، طبیعت شناسی ، تحقیق در موجودات خلقت ، علوم اصول ،و .... به مرحله تخصص رسیده و بعضی از آنان در چند رشته صاحب نظر شدند ، و هریک با تشویق آن حضرت حوزه درس و مدرسه در مدینه و شهرهای دیگر برای رشد علمی مردم برپا نمودند .
از شاگردان برجسته آن حضرت می توان از جابربن حیان طوسی صاحب بیش از 200 جلد کتاب ، و هشام بن حکم مولف 31 جلد کتاب ، محمد بن مسلم ، ابان بن تغلب ، هشام بن سالم ، زرارة بن اعین ، حمران بن اعین ، مومن الطاق و مفصل بن عمر کوفی راوی روایت کم نظیر توحید استدلالی نام برد .
***
دانشجویان آن حضرت منحصر به افراد شیعه نبوده ، بلکه غیر شیعه هم بدون قید و شرط از مدرسه اش برخوردار بودند از افرادی مانند مالک بن انس ، ابوحنیفه ،پیشوای مالکی و حنفی ، و سفیان ثوری ، سفیان بن عینیه ، ابن جریح ، ابن قاسم می توان نام برد .
***
در این مقال برآنم که به اندازه امکان به نقش امام در پی نهادن توسعه فرهنگ و تمدن اسلامی و ابعاد اثرگذاری او را بر این فرهنگ و تمدن مورد توجه قرار دهم .
1- باز شناسی فرهنگ و تمدن اسلامی در عصر امام
2- نقس آن حضرت در اثر گذاری بر فرهنگ و تمدن
1-هر چند در تعریف فرهنگ و تمدن نظر واحدی بین دانشمندان نیست ولی همه بر این قول اتفاق دارند که فرهنگ و تمدن مجموعه ای از آداب و رسوم ، اخلاقیات ، روش ها و منش ها ، عمران شهری ، شهرسازی ، صنعت ، علوم و فنون پیشرفته ، شهر نشینی ، همکاری در امور اجتماعی ، اقتصادی ، سیاسی و دینی و امثال این هاست .
جامعه عربستان جامعه ای فاقد فرهنگ و تمدن لازم بود ، فقر عقلی ، علمی ، و تهیدستی جامعه عرب از مظاهر تمدن مسئله ای است که دانشمندان شرق و غرب پس از قرآن و دیدگاههای علی علیه السلام به آن اعتراف دارند .
عرب با پذیرفتن اسلام برای تحصیل فرهنگ و تمدن تحولی عظیم یافت ، و دیگران را نیز متحول نمود ، ویل دورانت در تاریخ تمدن جلد 4ص 197 ببعد و دیگر دانشمندان گزارش های شگرفی از جلوه های فرهنگ و تمدن اسلامی از صدر اسلام تا قرن هفتم هجری داده اند .
مسلمانان در اغلب نواحی مساجد ، مدارس ، و کتابخانه برپا کردند ، و انواع علوم در این نواحی تدریس می شد ، برخی از دانشمندان کتابخانه شخصی عظیمی در اختیار داشتند که 400 شتر از حملش عاجز بودند ، کتابخانه بغداد ، و نیشابور هر یک نزدیک یک میلیون کتاب داشتند و کتابخانه مراغه زیر نظر خواجه نصیر پس از حملات ویران گر مغول از 400 هزار کتاب علمی برخوردار بود . این همه زمانی بود که سراسر اروپا در ظلمت و گمراهی قرار داشت و از فرهنگ و تمدن غافل بود ، و با ظهور دوره رنسانس و جنگ های صلیبی توانستند انواع کتابهای مسلمان نویس را در رشته های گوناگون به اروپا منتقل نمایند و فرهنگ و تمدن غربی را که بدون فسادهای عملی اش ریشه د رعلوم اسلامی داشت پایه گذاری کنند .
2-نقش امام در فرهنگ و تمدن اسلامی
تاثیر امام در فرآیند تحولات فرهنگی و مدنیت جهان منوط به آمادگی دو طرف اثر گذار و اثر پذیر است ، امام باید از دانش فراوان و کافی برخوردار بود و براساس دانشش برای تاثیر گزاری فعالیت می نمود ، از سوی دیگر جانعه هم باید او را می پذیرفت و علوم و افکارش را قبول می کرد ، که این هر دو زمینه تحقق یافت .
1- اساس و ریشه فرهنگ و تمدن ، علوم هستند گاه توسعه فرهنگ و مدنیت را برابر با توسعه علوم دانسته اند بر طبق قاعده فاقد الشیی لیس بمعطی : آن که ندارد ، نمی تواند بپردازد ، اگر امام فاقد علوم لازم بود نمی توانست در پیدایش برخی علوم و توسعه علمی موثر باشد ، بر عکس این قاعده امام معدن دانش های گوناگون بود به همین دلیل آثاری که از ایشان در صدها کتاب جمع آوری شده به خاطر فرصتی که برای او پیش آمد بیش از دیگر امامان است . اگر به کتاب چون خواص القرآن الکریم ، رساله شیمی موجود در کتابخانه نور عثمانیه ترکیه به شماره 3634 و رساله مفصل امام در اصول معارف ، احکام طهارت و بهداشت همه جانبه ، نیکی به پدر و مادر ، مسئله ازدواج در دو مرحله دائم و موقت ، وجوب حفظ جامعه از فساد ، خوردنیها و آشامیدنیها ، صید و صیادی ، حسنات و سیئات که یک جا در کتاب خصال نوشته صدوق در قرن 4 آمده کتاب توحید مفضل ، کتاب اهلیلجه که بسیار با ارزش است ، کتاب مصباح الشریعه در اخلاق و عرفان ، رساله سفارشات امام به پیروانش ، رساله امام به ابوجعفر احول ، رساله نثر الدور ، رساله درباره وجوه تجارت کسب ، گفتار حضرت در آفرینش انسان ، طب الصادق و صدها کتاب دیگر مراجعه کنید صدق گفتار شیعه در گستره دانش امام در رشته های گوناگون ثابت می شود . کتاب مرآة الجنان می گوید : شاگرد امام جابر بن حیان کتابی در هزار برگ نوشته که رساله حضرت را در علوم گوناگون که حدود 500 رساله است در برمیگیرد .
2- این حجم گسترده و عظیم علمی در رشته های متعدد سبب زیر ساخت فرهنگ و تمدن غنی اسلام را فراهم کرد ، و گویای اثر گذاری امام بر فرهنگ و تمدن اسلامی و بعد از آن فرهنگها و تمدن های جهان است .
نظرات بزرگان
امام ابوحنیفه که معاصر آن حضرت بوده و پیشوای مذهب حنفیه است بنا بر نقل کتاب اعلام النبلاء ج6 ص257 و تاریخ کبیر ج2ص199 می گوید :
ما رأیت افقه من جعفر بن محمد و انه اعلم الامة .
افقه : داناترین .
مالک بن انس با ربه ثقل اعلام النبلاء ج6ص258 می گوید : مردی با فضیلت تر و ارزشمند تر از جعفر بن محمد را هیچ گوشی نشنیده ، و به قلب هیچ بشری خطور نکرده است .
محمد بن عبدالرحمن معروف به ابن ابی لیلی پس از گفتگوی با امام در حالی که خودش فقیه ، محدث و قاضی معروف کوفه بود خطاب به حضرت می گوید : اشهد انکم حجج الله علی خلقه
جاحظ ادیب معروف می گوید : جعفر بن محمد الذی ملا الدیتاا علمه و فقهه
ابن خلکان در وفیات الاعیان ج1ص327 می گوید:
فضله اشهر من ان یذکر : ارزش های او بیش از آن است که گفته شود
میر علی هندی می گوید : کسی که از علمای نامدار اهل سنت است می گوید : امام صادق پژوهشگری فعال ، متفکری بزرگ ، آشنای با علوم عصری و نخستین کسی است که مدارس فلسفی اسلام را در اسلام تاسیس کرد .
امام برای گسترش علوم ، فرهنگ ، مدنیت چندین مرحله را کنار هم به پیش برد ، سر فصل هائی مانند :
1- اخلاقیات یا توسعه ارزش ها
2- تربیت شاگردان
3- گفتگو با سران و ایدئدلوگ های ادیان و مذاهب که هریک از این عناوین تفسیر گسترده ای را می طلبد .
***
فرهنگ و تمدن به قول امروزی ها مجموعه ای از دانش ها ، سنت ها ، آراء . گرایش هاست ، توسعه ماندگار فرهنگ و تمدن باید همه جانبه و جامعیت داشته باشد . امام صادق به این نکته مهم توجه داشت لذا به همه شاخه های علوم اهتمام ورزید .
کتاب بسیار ارزشمند تاسیس الشیعه العلوم الاسلام می گوید علومی که امام در بنیان گزاری و گسترش آن کوشید شامل علوم : ادبیات ، تاریخ ، سیره ، حدیث ، تفسیر ، فقه ، اصول ، کلام ، اخلاق و عرفان است . ولی مهم ترین تحقیقاتی که توسط اسلام شناسان غرب انجام گرفته است و حضرت را موسس یا گسترش دهنده آن دانسته اند عبارت است از علوم : طب ، شیمی ، هئیت نجوم ، لغت شناسی ، عرفان ، زمین شناسی ، تاریخ ، فلسفه تاریخ ، زیست شناسی ، بیماری شناسی ، نور شناسی ، محیط زیست ، تفسیر خواب ، فلسفه و حکمت ، و حرکت شناسی است . اینها در کتاب الامام جعفر الصادق فی نظر علماء الغرب در بسیاری از صفحاتش مندرج است .
حسین انصاریان
اشاره
ذکر امام بحق ناطقْ، جعفر بن محمد الصادق(ع)
«وی امام ششم است از ائمه اِثناعشر(علیهم السلام). مادرش ام فروه دختر قاسم بن محمد ابابکر بود. آن حضرت خلایق را ارشاد می فرمود و طریق مستقیم به گمراهان بادیه ضلالت می نمود و پیوسته می فرمود: ما حجت خداییم بر خلقان و احکام حلال و حرام به بندگان می رسانیم. و این شیعه علی(ع) که امروز دست وِلا در دامن آل عبا زده اند، مذهب و ملت خود را از طریق آن حضرت درست کرده اند و نجات خود را از متابعت ایشان می دانند. کشف و کرامات آن حضرت بسیار است و خارق عادات بی شمار. از آن جمله است که:
میان دو کس نزاع شد، یکی تولا به اهل بیت داشت و ایشان را تفضل می نمود و دیگری به تولای بنوامیه منسوب بود و پیوسته آن گروه مکروه را می ستود. هر دو نزدیک ابوحنیفه رفتند و او را در آن دعوی حَکَم کردند.
ابوحنیفه گفت: نزد کسی روید که بهترین خلق خداست از روی حسب و نسب و پاکیزه ترین اولاد مصطفی است از ممرّ[1] عزت و ادب.
گفتند: آن کس کیست؟ گفت: جعفر بن محمد بن علی بن حسین بن علی بن ابی طالب(علیهم السلام). پس هر دو نزد آن حضرت رفتند و مجلس به غایت عالی بود و او مردم را به حلال و حرام تعلیم می نمود.
بی آنکه ایشان سؤال کنند و مقصود خود بیان نمایند، آن حضرت رو به ناصبی[2] کرد و گفت: مخالفان اهل بیت را نزد مطیعان خدا مرتبه ای نیست. بعد از آن متوجه شد به مولای خود و فرمود: «فَریقٌ فِی الْجَنّه[3] دوستان مایند وَ فَریقٌ فِی السّعیرِ[4] اعدای ما».
و از آن جمله است که بعضی از دوستان به واسطه بسیاری مشاهده کرامات و خارق عادات به یکدیگر گفتند: این مرد را از الوهیت نصیبی هست. چون نزد وی رفتیم وضو می ساخت. در ما نگریست و فرمود: دوستی ما به درگاه خدا موجب نجات عقبی است، اما افراط محبت موجب ندامت است، ما بنده ایم از بندگان خدا و مخلوقیم از مخلوقات حضرت خدای تعالی.
و از آن جمله است که آن حضرت فرمود: به لقای پروردگار خود آرزومندم و در این ماه رجب یا شوال، به سفر آخرت متوجه می شوم و از زندان سرای دنیا به فضای دل گشای جنه المأوی به اجابت دعوتِ وَ اللّهُ یَدْعُوا إِلی دارِ السّلامِ[5] توجه خواهم نمود، بعد از آنکه اَعدای دَغا[6] مرا زهر داده باشند و لباس سعادت شهادت پوشانیده. راوی گوید: والله چنان بود که آن حضرت فرمود.
گویند عمر آن حضرت شصت و پنج سال بود. در زمان منصور به زهر مقتول گردید. مردم به جهت موضع قبرش متردد بودند، آوازی شنیدند که این بنده صالح را بردارید و به نزدیک پدر و جدش به خاک سپارید».[7]
امام جعفر الصادق(ع) در نگاه عطار نیشابوری
«آن سلطان ملت مصطفوی، آن برهان حجت نبوی، آن عالم صدیق، آن عالم تحقیق، آن میوه دل اولیا، آن گوشه جگر انبیا، آن ناقل علی، آن وارث نبی، آن عارف عاشق، ابومحمد جعفر صادق ـ رضی الله عنه ـ .
و چون از اهل بیت، بیشترِ سخنِ طریقتْ او گفته است، و روایت از او بیش آمده، کلمه ای چند از آن حضرت بیارم، که ایشان همه یکی اند. چون ذکر او کرده آمد، ذکر همه بُوَد. نبینی که قومی که مذهب او دارند، مذهب دوازده امام دارند؟ یعنی یکی دوازده است و دوازده یکی.
و عجب می دارم از آن قوم که ایشان را خیال بندد که اهل سنّت و جماعت را با اهل بیت چیزی در راه است.[8]
چرا که اهل سنت و جماعت اهل بیت اند به حقیقت. و من آن نمی دانم که کسی در خیال باطل مانده است. آن می دانم که هر که به محمد(ص) ایمان دارد و به فرزندان و یارانش ایمان ندارد، او به محمد(ص) ایمان ندارد».[9]
هیبت امام
حکایت: «نقل است که منصور خلیفه، شبی وزیر را گفت: «برو و صادق را بیار، تا بکشیم.» وزیر گفت: «او در گوشه ای نشسته است و عزلت گرفته، و به عبادت مشغول شده و دست از ملک کوتاه کرده، و امیرالمؤمنین را از وی رنجی نه. در آزار وی چه فایده بود؟» هر چند گفت، سودی نداشت. وزیر برفت. منصور غلامان را گفت: «چون صادق درآید و من کلاه از سر بردارم، شما او را بکشید.» وزیر، صادق را درآورد. منصور در حالْ برجست و پیش صادق باز دوید و در صدرش بنشاند و به دو زانو پیش او بنشست. غلامان را عجب آمد. پس منصور گفت: «چه حاجت داری؟» گفت: «آنکه مرا پیش خود نخوانی و به طاعت خدای ـ عزّوجلّ ـ بازگذاری.» پس دستوری داد و به اعزازی[10] تمام او را روانه کرد. و در حالْ لرزه بر منصور افتاد و سر در کشید و بی هوش شد، تا سه روز. و به روایتی تا سه نماز از وی فوت شد. چون بازآمد، وزیر پرسید که: «این چه حال بود؟» گفت: «چون صادق از در درآمد، اژدهایی دیدم که لبی به زیر صُفّه نهاد، و لبی بر زبر و مرا گفت: اگر او را بیازاری، تو را با این صفه فرو برم. و من از بیم آن اژدها ندانستم که چه می گویم و از او عذر خواستم و بی هوش شدم».[11]
عاقل حقیقی
حکایت: «نقل است که صادق از ابوحنیفه پرسید که: «عاقل کی است؟» گفت: «آن که تمییز کند میان خیر و شرّ.» صادق گفت: «بهایم نیز تمییز توانند کرد، میان آن که او را بزنند یا او را علف دهند.» ابوحنیفه گفت: «به نزدیک تو عاقل کی است؟» گفت: «آن که تمییز کند میان دو خیر و دو شر. تا از دو خیر، خیرالخیرین اختیار کند و از دو شر، خیرالشّرین برگزیند».[12]
سخاوت امام
حکایت: «نقل است که همیانی زر از کسی برده بودند. آن کس در صادق آویخت که «تو بُرده ای» و او را نشناخت. صادق گفت: «چند بود؟» گفت: «هزار دینار.» او را به خانه برد و هزار دینار به وی داد. بعد از آن، آن مرد زر خود بازیافت و زر صادق باز پس آورد و گفت: «غلط کرده بودم.» صادق گفت: «ما هر چه دادیم باز نگیریم.» بعد از آن، از کسی پرسید که: «او کی است؟» گفتند: «جعفر صادق.» آن مرد خجل بازگردید».[13]
خُلق امام
حکایت: «نقل است که روزی تنها در راهی می رفت و «الله، الله» می گفت. [دل] سوخته ای بر عقب او می رفت و «الله، الله» می گفت. صادق گفت: «الله! جُبّه ندارم، الله! جامه ندارم.» در حالْ دستی جامه حاضر شد. امام جعفر در پوشید. آن سوخته پیش رفت و گفت: «ای خواجه! در الله گفتن با تو شریک بودم. آن کهنه خود به من ده.» صادق را خوش آمد و آن کهنه به وی داد».[14]
حکمت: «[امام صادق(ع)] گفت: هر آن معصیت که اول آن ترس بُوَد و آخر آن عذر، بنده را به حق رساند و هر آن طاعت که اول آن امن بُوَد و آخر آن عجب، بنده را از حق ـ تعالی ـ دور گرداند. مطیع با عُجب، عاصی است و عاصی با عذر، مطیع».[15]
حکمت: «و از وی پرسیدند که «درویش صابر فاضل تر یا توانگر شاکر؟» گفت: «درویش صابر، که توانگر را دل به کیسه بُوَد و درویش [را] با خدا».[16]
جمله های قصار: «و گفت: «مَکر خدای ـ عزّوجلّ ـ در بنده، نهان تر است از رفتن مورچه در سنگ سیاه، به شب تاریک».
و گفت: «از نیک بختی مرد است که خصم او خردمند است».[17]
حکمت: «و گفت: «از صحبت پنج کس حذر کنید:
یکی از دروغگوی، که همیشه با وی در غرور باشی.
دوم از احمق، که آن وقت که سود تو خواهد، زیان تو بود و نداند.
سِیُّم بخیل، که بهترین وقتی از تو ببُرد.
چهارم بددل، که در وقت حاجت، تو را ضایع کند.
پنجم فاسق که تو را به یک لقمه بفروشد و به کمتر لقمه ای طمع کند».[18]
حکمت: «گفت: «حق ـ تعالی ـ را در دنیا بهشتی است و دوزخی؛ بهشت، عافیت است و دوزخ، بلاست. عافیت آن است که کار خود به خدای ـ عزّوجلّ ـ باز گذاری و دوزخ آن است که کار خدای با نفس خویش گذاری».[19]
امام جعفر صادق(ع) در نگاه علی بن عثمان هجویری
سیف سنت و جمال طریقت و معبر معرفت و مزیِّن صفوت، ابومحمد جعفر بن محمد بن علی بن الحسین بن علی، الصادق، رضوان الله علیهم اجمعین
عالی حال و نیکوسیرت بود. آراسته ظاهر و آبادان باطن. و وی را اشارت جمیل است اندر جمله علوم، و مشهور است دقت کلام وی و قوت معانی اندر میان مشایخ، رضی الله عنهم اجمعین. و وی را کتب معروف است اندر بیان این طریقت.
روایت: «]از امام صادق(ع)[ روایت آرند که گفت: «لاتَصِّحُّ العِباده إلّا بالتّوبه، فَقَدِّمِ التَّوْبَه عَلَی العِبادَه، و قال لله، تعالی: «التائبونَ العابدون».[20]
عبادت جز به توبه راست نیاید، تا خداوند ـ تعالی ـ مقدم کرد توبه را بر عبادت؛ ازیرا که توبه بدایت مقامات است و عبودیت نهایت آن. و چون خداوند ـ جلّ جلاله ـ ذکر عاصیان کرد، به توبه فرمود و گفت: «و توبوا الی الله جمیعاً».[21]
حکایت: «و اندر حکایات یافتم که داوود طائی به نزدیک وی آمد و گفت: «یا پسر رسول خدای، مرا پندی ده که دلم سیاه شده است.» گفت: «یا ابا سلیمان، تو زاهد زمانه خویشی. تو را به پند من چه حاجت؟» گفت: «ای فرزند پیغمبر، شما را بر همه خلایق فضل است و پند دادن تو مر همه خلایق را واجب.» گفت: «یا ابا سلیمان، من از آن می ترسم که به قیامت جدّ من اندر من آویزد که: چرا حقّ متابعت من نگزاردی؟ و این کار به نسبت صحیح[22] و سبب قوی نیست. این کار به معاملت[23] خوب است اندر حضرت حق تعالی.» داوود فرا گریستن آمد و گفت: «بار خدایا، آن که معجون طینت وی از آب نبوت است و ترکیب طبیعت از اصل برهان و حجت، جدش رسول است و مادرش بتول است، وی بدین حیرانی است؛ داوود، که باشد که به معاملت خود مُعْجَب گردد؟»[24]
بهترین اسوه و برترین الگو برای بشریت، حضرت محمد(ص) است. پس از پیامبر(ص)، امامان معصوم والاترین الگوهای بشریت هستند. باپیروی از آنان انسان می تواند بر قله سعادت و تکامل گام نهد.سوگمندانه باید پذیرفت که هنوز نتوانسته ایم الگوهای اسلامی رابه جوانان معرفی کنیم. بدین خاطر جوانان الگوهای کاذب که ازسوی مطبوعات، تلویزیون، سینما، ماهواره، ویدئو و... مطرح می شوند، را سرمشق زندگی خود قرار می دهند.
اینک به معرفی یکی از الگوهای راستین بشریت، امام جعفر صادق(ع)می پردازیم. و در این نوشتار به برخی از شیوه های تربیتی آن حضرت اشاره می کنیم. قلم را به دست برخی یاران آن حضرت می سپاریم وخود نیز از گفتار نغز و شیرین آنان بهره مند می شویم.
1- مالک بن انس، فقیه مدینه می گوید: هرگاه نزد امام صادق(ع)می رفتم، آن حضرت بالش به من می داد تا برآن تکیه کنم. او ارج ومنزلتی برایم قائل بود و می فرمود: مالک! دوستت دارم. من از این گفته او خرسند می گشتم و به این جهت، حمد و سپاس الهی را به جای می آوردم. وی هرگز از سه حال بیرون نبود: یا روزه بود، یا به عبادت خدا ایستاده بود و یا به ذکر حق مشغول بود. آن بزرگواراز پرهیزکاران بزرگ و پارسایان والا مقام و خدا ترس بود...مجالسش لذت بخش و سودش به دیگران بسیار بود. هرگاه می خواست بگوید: «قال رسول الله » رنگ مبارکش گاهی سبز و گاهی زردمی شد، به طوری که دیگر نزد آشنایان خود هم شناخته نمی شد.
در یکی از سال ها با وی حج گزاردم. هنگامی که شتر آن حضرت به محل احرام «میقات » رسید، هرچه می خواست بگوید: «لبیک اللهم لبیک » نتوانست. به روی زمین بیفتاد. عرض کردم: آقا! ناچارهستید از این که تلبیه را بگویید. آن حضرت فرمود: ای ابن ابی عامر! چگونه به خود جرات دهم و بگویم: «لبیک اللهم لبیک »; در حالی که می ترسم که پروردگار در جواب بگوید: «لالبیک و لا سعدیک ». (1)
2-ابن رئاب گوید: امام صادق(ع) در سجده چنین می گفت: «اللهم اغفرلی و لاصحاب ابی فانی اعلم ان فیهم من ینقصنی »; خداوندا!
مرا و یاران پدرم را بیامرز. می دانم در میان آنان کسانی هستندکه بدی من را می گویند. (2)
3- ابن ابی یعفور می گوید: امام صادق(ع) در حالی که سرمبارک خودرا به طرف آسمان بلند کرده بود، چنین می گفت: «رب لاتکلنی الی نفسی طرفه عین ابدا لا اقل و لااکثر»; خداوندا! مرا به اندازه یک چشم به هم زدن، به خود وامگذار; نه کمتر و نه بیشتر. آن گاه اشکهای آن حضرت سرازیر گشت و به طرف ما روی گرداند و فرمود: ای فرزند یعفور! خداوند یونس بن متی را کمتر از یک چشم به هم زدن به خودش واگذار نمود، او آن گناه را مرتکب گشت. عرض کردم: آیابه کفر رسید؟ خداوند کارهای شما را بهبود بخشد. فرمود: خیر،ولی مرگ در آن هنگام، هلاک و نابودی است. (3)
4- مرازم بن حکیم می گوید: امام صادق(ع) دستور داد تا نامه ای برای او نوشتند. در آن نامه جمله ان شاءالله را ننوشته بودند.نامه را خواند و فرمود: چگونه امیدوارید که این کار (که به خاطر آن این نامه نوشته شده است.) به سرانجام برسد، در حالی که در آن، جمله ان شاءالله وجود ندارد! آن گاه دستور داد آن جمله به نامه اضافه گردد. (4)
5- ابن ابی یعفور می گوید: شخصی نزد امام صادق(ع) میهمان بود.
میهمان برخاست تا برخی از کارهای منزل آن حضرت را انجام دهد.
وی نپذیرفت و خودش آن کار را انجام داد. آن گاه فرمود:
پیامبر(ص) از به کار گرفتن میهمان نهی نموده است. (5)
6- یعقوب سراج می گوید: برای تسلیت گفتن همراه امام صادق(ع)راهی منزل بعضی از خویشاوندان آن حضرت شدم. در بین راه بند کفش امام صادق(ع) پاره شد. آن حضرت کفش خود را به دست گرفت و باپای برهنه به راه خود ادامه داد. ابن ابی یعفور کفش خود رادرآورد و تقدیم امام صادق(ع) کرد. اما آن حضرت نپذیرفت وفرمود: صاحب مصیبت سزاوارتر است از صبر برآن. امام صادق(ع) باپای برهنه به راه خود ادامه داد. (6)
7- حماد بن عثمان می گوید: خدمت امام صادق(ع) بودم. مردی به وی گفت: خداوند کارهای شما را بهبود بخشد. شما فرمودید که حضرت علی(ع) لباس های زبر، با قیمت چهاردرهم و... برتن می کرد ولی شمالباس نو برتن می کنید! حضرت در پاسخ فرمود: حضرت علی ابن ابی طالب(ع) آن لباس ها را در زمانی می پوشید که ناپسند نبود وپوشیدن آن نزد مردم ناشایسته نبود ولی هرکس اکنون آن نوع لباس ها را برتن کند، انگشت نما و مشهور می گردد. پس بهترین ونیکوترین لباس ها در هر زمان، لباس اهل آن زمان می باشد. البته قائم ما، اهل بیتم(ع) هرگاه قیام کند لباس های حضرت امیرالمؤمنین(ع) را می پوشد و به سیره آن حضرت عمل می کند.(7)
8- عبدالاعلی می گوید: در کوچه های مدینه امام صادق(ع) را ملاقات نمودم و عرض کردم: فدایت شوم! با این (مقام و منزلت) حالی که نزد خدا و خویشاوندی که با پیامبر(ص) دارید، باز تلاش می کنید ودر چنین روز گرمی خود را در فشار و سختی قرار می دهید؟! حضرت درپاسخ فرمود: ای عبدالاعلی! جهت طلب روزی بیرون آمدم تا ازافرادی همانند تو بی نیاز شوم. (8)
9- ابن عمرو شیبانی می گوید: به دیدار امام صادق(ع) رفتم. آن حضرت بیلی در دست و روپوشی خشن و ضخیم برتن داشت و در باغ خودمشغول کار کردن بود. عرق از بدن مبارکش سرازیر بود. عرض کردم:
بیل را به من بدهید تا این کار را من انجام دهم. فرمود: من دوست دارم انسان در راه طلب روزی خود از گرمای آفتاب آزارببیند. (9)
10- عبدالرحمن بن حجاج می گوید: خدمت امام صادق(ع) بودیم.
مقداری غذا خوردیم. طبقی از برنج آوردند. ما عذر آوردیم. حضرت فرمود: شما کار خوبی نکردید! بدانید هرکه علاقه و محبتش به مابیشتر باشد، نزد ما نیکوتر غذا می خورد. عبدالرحمن می گوید: پس مقداری از آن غذا را خوردم.
آن گاه حضرت فرمود: حالا درست شد. در این هنگام شروع کرد برای ما از پیامبر سخن گفتن. فرمود: روزی از سوی انصار طبقی از برنج برای پیامبر(ص) آوردند. آن حضرت مقداد، سلمان و ابوذر را دعوت نمود تا از آن غذا تناول نمایند. آن ها عذر آوردند. حضرت فرمود: شما کاری نکردید. عزیزترین و محبوب ترین شما نزد ما کسانی هستند که نزد ما نیکو وخوب غذا بخورند. آن ها شروع نمودند به نیکو غذا خوردن. آن گاه حضرت فرمود: خداوند آنان را رحمت کند و از آنان راضی بگردد ودرودش برآنان باد. (10)
11- معلی بن خنیس می گوید: امام صادق(ع) در شبی بارانی از خانه به سوی «ظله بنی ساعده » رفت. به دنبال او رفتم. گویا چیزی ازدست او بر زمین افتاد. حضرت گفت: «بسم الله اللهم رده علینا»; به نام خدا، خداوندا آن را به ما بازگردان. نزدیک آن حضرت رفتم و سلام کردم. فرمود: معلی، توهستی؟ عرض کردم: آری،فدایت شوم! فرمود: با دست خود زمین را جستجو کن; هرچه یافتی آن را به من باز گردان.
معلی می گوید: نان های خرد شده ای روی زمین افتاده بود. هرچه پیداکردم به آن حضرت می دادم. انبانی از نان نزد آن حضرت بود. عرض کردم: آیا اجازه می دهید آن را من بیاورم؟ فرمود: خیر. من شایسته و سزاوارترم از تو، ولی با من بیا. به «ظله بنی ساعده »رسیدیم. گروهی را دیدم که در خواب بودند. آن حضرت یک یا دو قرص از آن نان ها را زیر لباس آنان می گذاشت. تقسیم نان به آخرین نفرکه تمام شد، بازگشتیم. عرض کردم: فدایت شوم! آیا این ها از حق آگاهی دارند (شیعه هستند)؟ فرمود: اگر از حق آگاه بودند، به طور حتم در نمک طعام نیز با آنان مواسات و از خود گذشتگی می کردم. (نمک نیز به آنان می دادم.) (11)
مذهب جعفری
آنکه در اخبار فقه شیعه تتبع کند خواهد دید روایتهای رسیده از امام صادق (ع) در مسائل مختلف فقهی و کلامی مجموعه ای گسترده و متنوع است و برای همین است که مذهب شیعه را مذهب جعفری خوانده اند. گشایشی که در آغاز دهه سوم سده دوم هجری پدید آمد موجب شد مردم آزادانه تر به امام صادق (ع) روی آورند و گشودن مشکلات فقهی و غیر فقهی را از او بخواهند.
ابن حجر در باره حضرتش نوشته است: مردم از علم او چندان نقل کردند که آوازه آن به همه شهرها رسید. امامان بزرگ چون یحیی بن سعید، ابن جریح، مالک، سفیان بن عیینه، سفیان ثوری، ابو حنیفه، شعبه و ایوب سختیانی از او روایت کرده اند. (1)
دانشمندان از هیچ یک از اهل بیت رسول خدا به مقدار آنچه از ابو عبد الله روایت دارند نقل نکرده اند، و هیچ یک از آنان متعلمان و شاگردانی به اندازه شاگردان او نداشته اند، و روایات هیچ یک از آنان برابر با روایتهای رسیده از او نیست. اصحاب حدیث نام راویان از او را چهار هزار تن نوشته اند. نشانه آشکار امامت او خردها را حیران می کند و زبان مخالفان را از طعن و شبهت لال می سازد. (2)
ذهبی از ابو حنیفه آورده است: فقیه تر از جعفر بن محمد ندیدم. (3)
و چنان که نوشته شد، مالک گفته است از فضل و علم و پارسایی از اوبرتر ندیده است. سخن مالک بن انس که یکی از چهار پیشوای مذهبهای اهل سنت و جماعت است در باره امام صادق (ع) نوشته شد، ابو حنیفه را نیز با آن حضرت دیدار یا دیدارها بوده است.
زبیر بکار نویسد: ابو حنیفه را با امام صادق ملاقاتها دست داده است.
او در دادن فتوا بیشتر به رای و قیاس عمل می کرد و کمتر به روایت. و از عبد الله بن شبرمه که در سال 120 هجری قضاوت کوفه داشت روایت کند: من و ابو حنیفه بر جعفر بن محمد (ع) در آمدیم. بر او سلام کردم و گفتم این مردی از عراق است و او را فقه و علمی است. جعفر گفت: گویا اوست که دین را به رای خود قیاس می کند. سپس رو به من کرد و گفت: او نعمان پسر ثابت است و من تا آن روز نام او را نمی دانستم. ابو حنیفه گفت: آری. جعفر بدو گفت: از خدا بترس و در دین قیاس مکن که نخست کس که قیاس کرد شیطان بود. خدا او را فرمود آدم را سجده کن گفت من از او بهترم. مرا از آتش و او را از خاک آفریده ای. (4) سپس پرسید: قتل نفس مهمتر است یا زنا؟ -قتل نفس! -چرا قتل نفس با دو گواه ثابت می شود، زنا با چهار گواه؟ با قیاس چه می کنی؟ روزه نزد خدا بزرگتر است یا نماز؟ -نماز! -چرا زن چون عادت می بیند روزه را باید قضا کند و نماز را نه؟ ... بنده خدا از خدا بترس و قیاس مکن. (5) آنچه متتبع از خواندن کتابهایی که در باره ابو حنیفه نوشته شده و در آن از امام صادق (ع) سخن به میان آمده در می یابد، این است که ابو حنیفه هر چند خود را فقیهی بزرگ می دانست، امام صادق را حرمت می داشته است و ظاهرا بلکه مطمئنا عبارتی را که مؤلف روضات الجنات از او آورده که «من داناتر از جعفر بن محمد هستم چرا که مردانی را دیدم و از آنان حدیث شنیدم و جعفر بن محمد صحفی است » (6)سخن ابو حنیفه نیست و گفته عبد الله بن حسن پدر محمد نفس زکیه است. چنان که در روضه کافی آمده است:
عبد الله بن حسن کسی را نزد ابو عبد الله (ع) فرستاد و گفت: بدو بگو ابو محمد می گوید من از تو شجاع تر، بخشنده تر، و داناترم. امام به پیام آورنده گفت: اما شجاعت نه، چرا که هنوز حادثه ای پیش نیامده تا شجاعت یا ترس تو در آن معلوم شود. اما سخاوت او، از یک سو مال را می گیرد و در جایی که نباید مصرف می کند. اما علم، پدرت علی بن ابی طالب هزار بنده آزاد کرد نام پنج تن از آنان را بگو، پیام آورنده رفت و بازگشت و گفت: می گوید تو صحفی هستی (علم را از صحیفه های پدرانت در می آوری) . امام گفت: بدو بگو آری به خدا صحف ابراهیم و موسی و عیسی که از پدرانم به ارث برده ام. (7)
امام صادق در آغاز حکومت عباسیان سفری به عراق کرده و روزی چند را در حیره به سر برده است محدث قمی در منتهی الآمال نوشته است این سفر در حکومت سفاح بوده است ولی از برخی سندها معلوم می شود او در خلافت منصور به عراق رفته است. و منصور خود او را به عراق خواسته است. در این سفر بوده است که امام صادق را با ابو حنیفه ملاقاتی دست داده؟ و یا هنگامی که ابو حنیفه به مدینه رفته است. می توان گفت ملاقات او با آن حضرت یک بار نبوده و در عراق و حجاز با او دیدار کرده است.
ابن شهر آشوب از حسن بن زیاد روایت کند از ابو حنیفه پرسیدند: فقیه ترین کس که دیده ای کیست؟
جعفر بن محمد چون منصور او را خواست، پی من فرستاد و گفت: مردم فریفته جعفر بن محمد شده اند چند مسئله دشوار برای پرسش از او آماده کن. من چهل مسئله فراهم کردم. منصور جعفر بن محمد را که در حیره به سر می برد به مجلس خود خواست. من نزد منصور رفتم و جعفر را دیدم بر دست راست او نشسته است. هیبت او بیش از منصور بر دلم راه یافت منصور به من رخصت نشستن داد. پس گفت: این ابو حنیفه است! -او را می شناسم.
منصور گفت: مسائلی را که در خاطر داری به ابو عبد الله بگو.
من یک یک را می گفتم و او پاسخ می داد که شما چنین می گویید، مردم مدینه چنین می گویند و ما چنین می گوییم در مسائلی گفته شما را می پذیریم و در مسائلی گفته آنان را، و گاه رای ما مخالف شما و آنان است تا آنکه هر چهل مسئله را گفتم و او هیچ یک را بی پاسخ نگذاشت. سپس ابو حنیفه گفت: آیا داناترین مردم داناتر آنان به اختلاف (آراء) نیست؟ (8)
هنگامی که امام صادق در حیره به سر می برده است، مردم چنان درخانه او گرد می آمده اند که ملاقات کننده را دیدار او دشوار بوده است. (9)
و چون خواست به مدینه بازگردد، عده ای اهل فضل از مردم کوفه، او را مشایعت کردند و در جمله مشایعت کنندگان سفیان ثوری بود.(10)
گزیدهاى از اخلاق حضرت امام جعفر صادق علیه السلام
منابع مقاله:
کتاب: اهل بیت علیهم السلام عرشیان فرش نشین
تالیف: حضرت آیت الله حسین انصاریان
شکر نعمت
معاویة بن وهب مىگوید: من در مدینه با حضرت امام صادق علیه السلام بودم و آن حضرت بر مرکبش سوار بود. ناگاه پیاده شد، ما قصد رفتن به بازار یا نزدیک بازار داشتیم ولى حضرت به سجده رفت و سجده را طولانى نمود، من به انتظار ماندم تا سر از سجده برداشت، گفتم: فدایت شوم دیدم پیاده شدى و سجده کردى؟ فرمود: به یاد نعمت خدا بر خود افتادم، گفتم:
نزدیک بازار، آن هم محلّ رفت و آمد مردم؟! فرمود: کسى مرا ندید «1».
کمک به غیر شیعه
معلّى بن خنیس مىگوید: حضرت امام صادق علیه السلام در شبى که نم نم باران مىآمد براى رفتن به سایبان بنى ساعده از خانه بیرون رفت. من حضرت را دنبال کردم، ناگهان چیزى از دستش افتاد، پس از گفتن بسم اللّه گفت:
خدایا! آن را به ما برگردان، پیش آمدم و به آن حضرت سلام کردم، فرمود:
معلّى! عرضه داشتم، بله فدایت شوم، فرمود: با دستت به جستجو برآى اگر چیزى را یافتى به من بده.
ناگهان من به قرصهاى نانى برخوردم که روى زمین پراکنده بود، آنچه را یافتم به حضرت دادم، آنگاه در دست حضرت همیانى از نان دیدم، گفتم: به من عنایت کنید تا براى شما بیاورم، فرمود: نه، من به بردن این بار سزاوارترم ولى همراه من بیا.
به سایبان بنى ساعده رسیدیم، در آنجا به گروهى برخوردیم که خواب بودند، حضرت زیر لباس هر کدام یک گرده نان یا دو گرده پنهان کرد، آخرین نفر را که کمک کرد باز گشتیم، به حضرت گفتم: فدایت گردم اینان حق را مىشناسند؟ فرمود: اگر مىشناختند هر آینه با نمک هم به آنان کمک مىکردیم «2».
کمک به خویشاوند
ابوجعفر خثعمى مىگوید: حضرت امام صادق علیه السلام یک کیسه زر به من داده، فرمود آن را به فلان مرد از تیره بنىهاشم برسان و از اینکه من آن را براى او فرستادهام خبر نکن.
ابوجعفر مىگوید: کیسه زر را به آن مرد رساندم؛ گفت: خدا دهنده این کیسه زر را پاداش خیر دهد، هر ساله این پول را براى من مىفرستد و من تا سال آینده با آن زندگى مىکنم ولى جعفر صادق با دارایى فراوانش به من کمکى نمىدهد «3»!
اوج اخلاق
مسافرى از میان حاجیان در مدینه به خواب رفت، وقتى بیدار شد گمان کرد همیان پولش به سرقت رفته، به جستجوى همیان برآمد، حضرت امام صادق علیه السلام را در حالى که نمىشناخت در نماز دید، به حضرت آویخت و گفت: همیانم را تو برداشتى!! حضرت فرمود: در آن چه بود؟ گفت: هزار دینار، حضرت او را به خانه برد و هزار دینار به او داد.
هنگامى که به جایگاهش باز گشت همیانش را یافت، عذرخواهانه همراه با هزار دینار به خانه حضرت برگشت، امام از پذیرفتن مال امتناع کرده، فرمود: چیزى که از دستم خارج شده به من باز نمىگردد، پرسید: این شخص با این کرم و بزرگوارىاش کیست؟ گفتند: جعفر صادق علیه السلام است، گفت: این کرامت به ناچار کار چنین کسى است «4».
درخواستت را بگو
اشجع سلمى بر حضرت امام صادق علیه السلام وار&
برچسبها:
موضوعات پيشنهادي انشا براي کلاس درس
1- انشايي از زبان حياط مدرسه بنويسيد . 2- دريا و زيباييهاي آن را توصيف کنيد 3- بهترين روز زندگي من . 4- محل زندگي خود را توصيف کنيد . 5- هر چه مي خواهد دل تنگت بگو . 6- يکي از بستگان يا دوستان يا آشنايان خود را که در زندگي براي همه الگوست توصيف کنيد . 7- براي ايام تعطيلات خود چه برنامه ريزي داريد ؟ 8- نقش و فوايد ورزش کردن در زندگي چيست . 9- در نوميدي بسي اميد است ... 10- زادگاه خود را توصيف کنيد . 11- راز رسيدن به هدف چيست ؟ 12- آيا ممکن است شکست معناي پيروزي داشته باشد ؟ 13- داستاني از زبان درخت . 14- شهر يا روستاي خود را توصيف کنيد . 15- نامه اي به خدا . 16- تن زنده والا به ورزندگي است که در زندگي مايه ي زندگي است . 17- دانش اندر دل چراغ روشن است وز همه بد بر تن تو جوشن است . 18- چرا همه به ميهن خود عشق مي ورزند ؟ 19- نباشد همي نيک و بد پايدار همان به که نيکي بود يادگار . 20- چگونه مي توانيم باعث نوآوري و شکوفايي کشورمان باشيم ؟ 21- از چه راه هايي مي توان زبان فارسي را حفظ کرد ؟ 22- يک روز بسيار سرد زمستاني را توصيف کنيد . 23- چگونه ما ايرانيان مي توانيم چراغ فروزان علم را برفراز همه جهان روشن کنيم ؟ 24- دوست خوب کيست ؟ 25- از زبان يک کودک بي سرپرست انشايي بنويسيد . 26- چگونه مي توان با صبر و استقامت بر مشکلات پيروز شد . 27- يکي از زيبايي هاي طبيعت را توصيف کنيد . 28- حال يک گل زيباي چيده شده را از زبان خودش بنويسيد . 29- دوست داري دنيا چگونه باشد . 30- اگر در خانواده اي ثروتمند – فقير به دنيا مي آمدم ... 31- اگر من به جاي معلم خود بودم 32- فصل بهار را توصيف کنيد . 33- زيبايي هاي پاييز من را به ياد ... 34- تفاوت انسان راستگو با انسان دروغگو را بنويسيد . 35- اگر مي توانستم پرواز کنم ... 36- از زبان خورشيد انشايي بنويسيد 37- تصوّر کنيد در يک زير دريايي شيشه اي زير دريا گردش مي کنيد چه مي بينيد ؟ 38- اگر يک ميز بودم ... . 39- زندگي عشايري را توصيف کنيد . 40- يک روز باراني را توصيف کنيد . 41- خاطره اي از دوران تحصيل خود بنويسيد . 42- کتاب خوب از آن جهت به دوست شبيه است که ... . 43- رمز موفّقيّت را در چه مي دانيد ؟ 44- محبت و دوستي را تعريف کنيد . 45- نقش کتاب خواني را در شخصيت انساني توصيف کنيد . 46- شرح ديدار خود را از يک جنگل بنويسيد . 47- درباره خصوصيات و ويژگي هاي يک پدر مهربان و وظيفه شناس انشايي بنويسيد . 48- درباره شخصيت والاي حضرت علي با کمک گرفتن از آمادگي ذهني خود انشايي بنويسيد ?? 49- گفت و گويي خيالي ميان کشتي و طوفان بنويسيد . 50- سرماي زمستان در خانه ي کلبه اي در وسط جنگل . 51- يکي از خاطره هاي زيباي خود را بنويسيد . 52- در مورد يک سفر خيالي انشايي بنويسيد . 53- صندلي اتوبوس ... . 54- يک روز برفي ... . 55- چقدر قدر دقايق را مي دانيد ؟ 56- صداي بارش باران به شما چه مي گويد ؟ 57- کتاب خاک گرفته ... . 58- تو را اي کهن بوم و بر دوست دارم . 59- گفت و گويي خيالي با "قالي" . 60- مسافرت چه تأثيري در روان آدمي دارد ؟ 61- در مورد اعتياد در جامعه توضيح دهيد . 62- در مورد غيبت توضيح دهيد . 63- ويژگي هاي يک دانش آموز خوب . 64- از اولياي مدرسه خود چه انتظاراتي داريد ؟ 65- از دولت جمهوري اسلامي ايران چه انتظاراتي داريد ؟ 66- يک پرستار خوب چه ويژگي هايي دارد ؟ 67- در مورد جبهه و دفاع مقدس توضيحاتي ارائه نماييد . 68- بسيج يعني چه و بسيجي چه وظايفي دارد ؟ 69- در مورد بيکاري و علل آن توضيح دهيد . 70- چگونه مي توانيم شاداب زندگي کنيم ؟ 71- هر چه بکاريم آن را درو خواهيم کرد ... . 72- موسيقي عرفاني چه تأثيري در روح و روان آدمي دارد ؟ 73- چگونه مي توانيم از موهبت الهي استفاده کنيم ؟ 74- براي رسيدن به خدا بايد ... . 75- نماز را گرامي داريم چون ... . 76- در مورد وضع اجتماع و زندگي در آن توضيح دهيد . 77- براي شکوفايي و نوآوري در مدارس کشورمان چه پيشنهاداتي داريد ؟
برچسبها:
چهل نکته از ریاضی چهارم
1 – پاره خط فقط یک نقطه ی وسط دارد .
2 – برای کشیدن یک خط راست کافی است 2 نقطه از آن را داشته باشیم .
3 – نیم خط قسمتی از خط راست است که ابتدای آن مشخص و لی انتهای آن مشخص نباشد . فقط از یک طرف ادامه پیدا کند .
3 – نیم خط قسمتی از خط راست است که ابتدای آن مشخص و لی انتهای آن مشخص نباشد . فقط از یک طرف ادامه پیدا کند .
4 – پاره خط قسمتی از خط راست است که ابتدا و انتهای آن مشخص باشد و ما نتوانیم آن را ادامه دهیم .
5 – هر زاویه از دو نیم خط تشکیل شده است .
6 – به نقطه ی مشترک دو نیم خط در زاویه راس زاویه می گویند .
7 – برای خواندن و نوشتن زاویه حرف راس زاویه را در وسط می نویسند .
8 – زاویه به زاویه ی راست یا قائمه ، تند و باز تقسیم می شود .
9 – برای اندازه گیری زاویه ی راست یا قائمه از وسیله ای به نام گونیا استفاده می شود .
10 – زاویه ی تند از زاویه ی راست کوچکتر است .
11 – زاویه ی باز از زاویه ی راست بزرگتر است .
12 – نیم ساز نیم خطی است که از راس زاویه می گذرد و زاویه را به دو قسمت مساوی تقسیم می کند .
13 – دو خط که زاویه ی بین آن ها راست باشد ، دو خط عمود برهم نامیده می شود .
14 – هر مثلثی که یکی از زاویه های آن قائمه باشد مثلث قائم الزاویه نامیده می شود .
15 – به بزرگترین ضلع مثلث قائم الزاویه وتر گویند .
16 – هر چهار ضلعی که فقط دو ضلع موازی داشته باشد ذوزنقه نامیده می شود .
17 – فاصله ی دو خط موازی برابر است با فاصله ی یک نقطه از یک خط تا خط دیگر .
18 – عبارت هایی که درستی تقسیم را نشان می دهد عبارت های تقسیم نامیده می شوند . ( امتحان تقسیم )
19 – در تقسیم همیشه باقی مانده کوچکتر از مقسوم علیه است . این عبارت دوم تقسیم است .
20 – عبارت اول تقسیم ( خارج قسمت ضربدر مقسوم علیه به اضافه ی باقی مانده ) مساوی است با مقسوم .
21 – واحد اندازه گیری مایعات لیتر است مثل بنزین – نفت .
22 – به مستطیلی که ضلع های آن هم اندازه باشند مربع می گوییم .
23 – به هر لوزی که زاویه های آن قائمه باشند مربع می گوییم .
24 – اندازه ی دور هر شکل محیط آن شکل نامیده می شود .
25 – محیط مربع مساوی است با : اندازه ی یک ضلع ضربدر 4
26 – محیط لوزی برابر است با اندازه ی یک ضلع ضربدر 4
27 – محیط مثلث متساوی الاضلاع برابر است با : اندازه ی یک ضلع ضربدر 3
28 – برای اندازه گیری محیط مستطیل یا متوازی الاضلاع : اندازه ی دو ضلع متوالی را جمع می کنیم و بعد حاصل را دو برابر می کنیم .
28 – اعدادی بر 2 بخش پذیرند که رقم یکان آن ها زوج باشد یعنی 0 – 2 – 4 – 6 – یا 8 باشد .
29 – اعدادی بر 5 بخش پذیرند که رقم یکان آن ها 0 یا 5 باشد .
30 – اعدادی هم بر 2 هم بر5 بخش پذیرند که رقم یکان آن ها 0 باشد .
31 – اعدادی هم بر 2 هم بر5 و هم بر 10بخش پذیرند که رقم یکان آن ها 0 باشد .
32 – برای نوشتن کسرهای مساوی صورت و مخرج را در یک عدد واحد مثل 2 ضرب می کنیم.
33 – در ساده کردن کسرها باید صورت و مخرج را به یک عدد مساوی تقسیم کنیم .
34 – از دو کسر که دارای مخرج های مساوی است آن کسری بزرگتر است که صورتش بیشتر باشد .
35 – از دوکسر که دارای صورت های مساوی هستند آن کسری بزرگتر است که مخرش کمتر باشد .
36 – کسرهایی که صورت و مخرج مساوی دارند مساوی هستند با 1 .
37 – مساحت هر مستطیل برابر است با حاصل ضرب طول در عرض
38 – مساحت مربع برابر است با حاصل ضرب اندازه ی یک ضلع در خودش .
39 – مساحت هر متوازی الاضلاع برابر است با حاصل ضرب قاعده در ارتفاع آن .
40 – مساحت هر مثلث برابر است با قاعده ضربدر ارتفاع تقسیم بر 2.
برچسبها:
درباره جشن سیزده بدر در 13 فروردین (روز طبیعت)

درباره جشن سیزده بدر در 13 فروردین روز طبیعت
سیزده بدر، سیزدهمین روز فروردین ماه و از جشنهای نوروزی است. در تقویمهای رسمی ایران این روز ، روز طبیعت نامگذاری شدهاست و از تعطیلات رسمی است. برخی بر این باورند در این روز باید برای راندن نحسی از خانه بیرون روند و نحسی را در طبیعت به در کنند.
سیزده بدر در تاریخ ایران باستان:
همانطور که پیشینه ی جشن نوروز را از زمان جمشید می دانند درباره ی سیزده به در (سیزده بدر) هم روایت هست که : «… جمشید، شاه پیشدادی، روز سیزده نوروز را در صحرای سبز و خرم خیمه و خرگاه بر پا می کند و بارعام می دهد و چندین سال متوالی این کار را انجام می دهد که در نتیجه این مراسم در ایران زمین به صورت سنت و آیین درمی آید و ایرانیان از آن پس سیزده بدر را بیرون از خانه در کنار چشمه سارها و دامن طبیعت برگزار می کنند …»
اما برای بررسی دیرینگی جشن سیزده بدر از روی منابع مکتوب، تمامی منابع مربوط به دوران قاجار می باشند و گزارش به برگزاری سیزده به در در فروردین یا صفر داده اند، از همین رو برخی پژوهشگران پنداشته اند که این جشن بیش از یکی دو سده دیرینگی ندارد اما با دقت بیشتر در می یابیم که شواهدی برای دیرینگی این جشن وجود دارد.

درباره جشن سیزده بدر در 13 فروردین روز طبیعت
تنوع و گوناگونی شیوه های برگزاری یک آیین، و دامنه ی گسترش فراخ تر یک باور در میان مردمان، بر پایه ی قواعد مردم شناسی و فرهنگ عامه، نشان دهنده ی دیرینگی زیاد آن است. همچنین مراسم مشابه ای که به موجب کتیبه های سومری و بابلی از آن آگاهی داریم، آیین های سال نو در سومر با نام «زگموگ» و در بابل با نام «آکیتو» دوازده روز به درازا می کشیده و در روز سیزدهم جشنی در آغوش طبیعت برگزار می شده. بدین ترتیب تصور می شود که سیزده بدر دارای سابقه ای دست کم چهار هزار ساله است.
شیوه های برگزاری و مراسم سیزده بدر
شیوه های برگزاری این جشن و همچنین مراسم و آداب این روز بسیار متفاوت و گسترده می باشد که در اینجا به تفصیل نمی توان به آنها پرداخت، اما همانطور که می دانیم سیزدهم فروردین تیشتر روز می باشد و آغاز نیمسال دوم زراعی، و مردمان ایرانی برای نیایش و گرامیداشت تیشتر، ایزد باران آور و نوید بخش سال نیک به کشتزارها و مزارع خود می رفتند و در زمین تازه روییده و سرسبز و آکنده از انبوه گل و گیاهان صحرایی به شادی و ترانه سرایی و پایکوبی می پرداختند و از گردآوری سبزه های صحرایی و پختن آش و خوراکی های ویژه غافل نمی شدند.
بخشی دیگر از آیین های سیزده بدر را هم باورهایی تشکیل می دهند که به نوعی با تقدیر و سر نوشت در پیوند است. برای نمونه فال گوش ایستادن ،فال گیری (به ویژه فال کوزه)، گره زدن سبزی و گشودن آن ،بخت گشایی (که درسمرقند و بخارا رایج است)و نمونه های پرشمار دیگر …

بازی های گروهی، ترانه ها و رقص های دسته جمعی، گردآوری گیاهان صحرایی، خوراک پزی های عمومی، بادبادک پرانی، سوارکاری، نمایش های شاد، هماوردجویی جوانان، آب پاشی و آب بازی بخشی از این آیین هاست که ریشه در باورها و فرهنگ اساطیری دارند. از جمله شادی کردن و خندیدن به معنی فروریختن اندیشه های پلید و تیره، روبوسی نماد آشتی، به آب سپردن سبزه ی سفره ی نوروزی نشانه ی هدیه دادن به ایزد آب «آناهیتا» و گره زدن علف برای شاهد قرار دادن مادر طبیعت در پیوند میان زن و مرد، ایجاد مسابقه های اسب دوانی که یادآور کشمکش ایزد باران و دیو خشک سالی است.
در متون كهن فارسی به بیرون شدن از خانه ها و به صحرا رفتن در روز سیزدهم فروردین اشاره ای نشده است. توجیه دیگری كه برای مراسم نوروز شده این است كه، روز سیزدهمِ سال نو گویا در دوران های كهن روز ویژه طلب باران بهاری برای كشتزار های نودمیده بوده است. روزهای ماه در ایران قدیم نامی ویژه داشت و هر یك متعلق به ایزدی بود و روز سیزدهم متعلق به ایزد تیر یا «تیشتری» بود، كه ایزد باران است. برای این كه این ایزد پیروز باشد، لازم بود كه همه مردمان در نماز از او نام برند و او را بستایند و از او طلب باران كنند.
روز سیزدهم نوروز گویا روز رسمی همه مردم برای طلب باران، برای همه سرزمین های ایران بوده است و خوردن غذای روز در دشت و صحرا نشانه همان فدیه گوسفند بریان است كه در اوستا آمده و افكندن سبزه های تازه دمیده نوروزی به آب روان جویبارها تمثیلی است از دادن فدیه به ایزد آب در آناهیتا و ایزد باران و جویبارها «تیر». در این روز مردم همه به دشت و صحرا می روند و از بامداد تا شامگاه به شادی و سرور می پردازند.
ناخجستگی شماره سیزده و روز سیزده
حادثه های بزرگ گیهانی در روزگاران كهن، بارها فلاكت و بلاهای بسیار برای دنیای خاكی ما پدید آورده اند. از این حادثه ها و بلایا در متون كهن نام برده شده است. در بعضی كتب مذهبی مانند اوستا، ودا، تورات، انجیل و كتاب های پهلوی و. . . اشاره ای به این حادثه ها شده است.
زمین لرزه و سیل و طوفان بسیار اتفاق افتاده ، اما همواره بدترین آنها در خاطر مردمان پایدار مانده است. یكی از حادثه های سهمگین گیهانی كه ذكر آن در تورات آمده ، در روز سیزدهم سال نو مصری كه مانند جشن فروردین ایرانی به هنگام تعادل بهاری خورشید گرفته می شد به وقوع پیوسته و موجب مرگ عده زیادی شده است. این روز مصادف با روز سیزدهم ماه ایرانی است.
در آن روز سیزدهم سال نو، گویا ستاره ای دنباله دار در فضای زمین درخشیده است به طوری كه در افق ایران نیز آن را دیده اند. بر اثر برخورد این ستاره با زمین ، آتشفشان ها آغاز آتشفشانی كرده اند و زمین لرزه ای سهمگین روی داده است و كاخ ها ویران گشته اند.
این حوادث، این اندیشه را در ذهن مردم پدیدار كرد كه هر چند هزار سال یك بار واقعه ای این چنینی رخ خواهد داد. از همین رو است كه مردم به طور سنتی در هر سال به هنگام روز سیزدهم فروردین منتظر واقعه ای سهمگین بوده اند، از این جهت خانمان خود را رها می كردند و در این روز زیر سقف و بام نمی ماندند، تا اگر زمین لرزه ای رخ دهد در امان بمانند.
رفته رفته روز سیزدهم سال و در پی آن شماره سیزده، رنگ نحوست گرفت و مردم در همه جای دنیا از عدد سیزده پرهیز كردند اما امروز دیگر مدتهاست که پلاک خانه ها و مغازه ها را به صورت 1+12نمی نویسند و حتی برعکس دیده می شود که عدد سیزده برای بعضی ها به جای نحوست ، خوش شانسی می آورد!
آیین های سیزده بدر
این رویداد دارای آیینهای ویژهای است که در درازای تاریخ پدید آمده و اندک اندک چهره سنت به خود گرفته است. از آن جمله میتوان آیینهای زیر را برشمرد.
– گره زدن سبزه
– سبزه به رود سپردن
– خوردن کاهو و سکنجبین
– پختن غذاهای متنوع به ویژه آش رشته
بررسی علف گره زدن
افسانه ی آفرینش در ایران باستان و موضوع نخستین بشر و نخستین شاه و دانستن روایاتی درباره ی «کیومرث» دارای اهمیت زیادی است، در «اوستا» چندین بار از کیومرث سخن به میان آمده و او را نخستین پادشاه و نیز نخستین بشر نامیده است.

گفته های «حمزه ی اصفهانی» در کتاب «سِنی ملوک الارض و الانبیاء» صفحه های 23 تا 29 و گفته های «مسعودی» در کتاب «مروج الذهب» جلد دوم صفحه های 110 و 111 و «بیرونی» در کتاب «آثار الباقیه» بر پایه ی همان آگاهی است که در منبع پهلوی وجود دارد که :
«مَشیه» و «مَشیانه» که دختر و پسر دو قلوی کیومرث بودند، روز سیزدهم فروردین برای نخستین بار در جهان با هم ازدواج کردند. در آن زمان چون عقد و نکاحی شناخته نشده بود ! آن دو به وسیله ی گره زدن دو شاخه ی «موُرد»، پایه ی ازدواج خود را بنا نهادند و چون ایرانیان باستان از این راز به خوبی آگاهی داشتند
آن مراسم را به ویژه دختران و پسران دم بخت انجام می دادند، امروزه نیز دختران و پسران برای بستن پیمان زناشویی، نیت می کنند و علف گره می زنند.این رسم از زمان «کیانیان» تقریبا فراموش شد و در زمان «هخامنشیان» دوباره آغاز شد و تا امروز باقی مانده است.
برچسبها:
طراحی فعالیت های آموزشی
روش نگارش و تنظیم طرح درس روزانه
طرح درس روزانه شامل پیش بینی مجموعه فعالیت هایی است که معلم از پیش برای رسیدن به یک یا چند هدف آموزشی در یک جلسه تدریس، تدارک می بیند. طرح درس جلسات آموزشی سبب می شود که معلم فعالیت های آموزشی را به ترتیب و یکی بعد از دیگری در مراحل و زمانهای مشخص و به شیوه ای منطقی اجرا کند و نتایج حاصل از آن را برای تدریس در مراحل بعدی آموزش، مورد استفاده قرار دهد. در واقع طراحی هر جلسه آموزشی، سازماندهی و ارزیابی دائمی جریان فعالیت های یاددهی - یادگیری را سبب می شود.
در طول برنامه های آموزشی، گاهی، وقت و تلاش زیادی به دلیل تکراری بودن مطالب و فعالیتها به هدر می رود و یا حذف عمومی یا غیرعمدی بعضی مطالب ضروری به دلیل کمبود وقت و یا فعالیت های بیهوده، به جریان آموزش آسیب می رساند. مهمترین کارکرد طراحی آموزشی آن است که از تکرار مطالب بیهوده و حذف موارد ضروری جلوگیری می کند.
طرح درس جزئیات لازم برای آموزش یک یا چند درس در مورد یک موضوع را تعیین می کند. درسها ممکن است کوتاه و سی دقیقه ای باشند و چند ساعت به طول بینجامد. محتوا، سن، بلوغ ذهنی و فعالیت هایی که دانش آموزان باید انجام دهند. از عواملی هستند که مدت زمان تدریس را مشخص می سازند البته بدون نوشتن و تدوین برنامه و طرح درس هم می توان کلاس درس اداره کرد؛ اما اگر معلم می خواهد از کارآیی مؤثر در فرآیند تدریس برخوردار باشد. باید طرح درس خود را دقیقاً تنظیم نماید. در تنظیم طرح درس، اهداف رفتاری، انتخاب محتوا و فعالیت های آموزشی باید در هسته مرکزی آن قرار گیرند.
از فواید توجه به سازه های فوق در فرآیند طراحی، موارد زیر را می توان نام برد:
1. به معلمان در فرآیند تدریس کمک می کند.
2. برای انتخاب مواد آموزشی، بسیار مفید می باشد.
3. در تعیین تکالیف درسی تک تک دانش آموزان مؤثر است.
4. برای انتخاب و ساختن سؤالهای ارزشیابی، ارزشمند هستند.
5. در خلاصه کردن و اعلام نتایج ارزشیابی به معلم کمک می کند.
6. در "خود ارزیابی" دانش آموزان عامل بسیار مفیدی است.
7. دانش آموزان را به یاد گیرندگانی خودکفا تبدیل می کند.
علاوه بر موارد فوق، دلایل مختلفی برای اثبات لزوم تهیه طرح درس وجود دارد. یک طرح درس خوب نوشته شده معلم را قادر می سازد که در طول دوره ی آموزشی خود به دقت در مورد همه چیز فکر کند. در تنظیم و انتخاب منابع مورد نیاز کمک بزرگی محسوب می شود و می تواند معلم را در زمینه های زیر یاری دهد:
1.انگیزه های لازم را ایجاد کند.
2. بر قسمتهای مختلف درس از جمله تجارب یادگیری دانش آموزان به نحو مطلوب تأکید کند.
3. اطمینان دهد که کلیه اطلاعات مورد نیاز دانش آموزان در درس گنجانده شده است.
4. امکان استفاده از وسایل آموزشی را فراهم می سازد.
5. طرح سؤالهای مناسب را پیش بینی می کند.
6. تدریس معلم براساس برنامه ای منظم و از پیش تعیین شده انجام می شود.
معلمان کارآمد معمولاً تلاش می کنند طرح درس، دقیق با جزئیات کامل بنویسند و براساس آن فعالیت های آموزشی را دنبال می کنند. البته گاهی می توان از طرح درسهایی که معلمان با تجربه نوشته اند استفاده کرد؛ اما بهتر است معلمان طرح درسهای مورد نظر را خود شخصاً تنظیم نمایند و در طول دوره های آموزشی همواره به اصلاح و تکمیل آن بپردازند. طرح درس به دلیل این که مراحل تدریس را مشخص می کند، راهنمای معلم در فرآیند تدریس است.
یک طرح درس شامل فهرستی است که در هر ستون آن یکی از مراحل تدریس به شرح زیر نوشته می شود:
1. هریک از واحدها و یا درسها و زمانی که باید صرف آن شود.
2. فعالیت هایی که دانش آموزان باید در آن درس یا واحد یادگیری انجام دهند.
3. مطالبی که باید به وسیله ی معلم به دانش آموزان ارائه شود.
4. نکات کلیدی موجود در محتوای کتاب درسی یا سایر منابع مورد استفاده ی دانش آموزان مشخص می شود.
5. وسایل یا فعالیت های آموزشی مانند فیلمها، بازدیدهای علمی ... و همچنین فعالیت های مربوط به ارزشیابی دانش آموزان را مشخص می کند.
مراحل نگارش و تنظیم طرح درس روزانه
رعایت مراحل و نکات زیر برای تدوین یک طرح درس خوب لازم و ضروری است:
1- موضوع یا عنوان درس
عنوان درس باید به طور دقیق نوشته شود؛ مثلاً اگر عنوان درس را «دماسنج» بگذاریم، عنوان گویایی نیست، بلکه بهتر است بنویسیم: «چگونه می توان از دماسنج استفاده کرد» یا «طریقه ی استفاده از دماسنجها». معلم هر اندازه به تجزیه و تحلیل موضوعات مسلط باشد بهتر می تواند برای آن، عنوان مناسب انتخاب کند.
2- تعیین و نگارش عناوین فرعی یا رئوس مطالب
پس از تعیین و نوشتن موضوع درس، طراح باید عناوین فرعی موضوع درس را مشخص سازد، ترتیب و توالی مناسب عناوین فرعی همواره باید مورد توجه قرار گیرد. عناوین فرعی، بهترین راهنمای نگارش هدفهای جزئی است؛ زیرا براساس هر عنوان فرعی می توان یک هدف جزئی نوشت.
3- نوشتن هدف کلی درس
نوشتن هدف کلی یک جلسه تدریس، همانند هدف کلی یک دوره ی آموزشی است؛ اما در قالب یک موضوع محدود، تحقق مجموع هدفهای کلی جلسات باید موجب تحقیق اهداف کلی دوره شوند. به عبارت دیگر اهداف کلی هر جلسه ی تدریس، عناصر یا مراحل رسیدن به اهداف کلی دوره را مشخص می کنند. در نوشتن هدف کلی هر جلسه نیز معمولاً از افعال کلی استفاده می شود. ذکر شرایط و معیار در این نوع از اهداف ضرورتی ندارد.
4- نگارش و تنظیم هدفهای جزئی درس
ساده ترین راه نوشتن اهداف جزئی یک درس، این است که براساس هر موضوع فرعی یک هدف جزئی نوشته شود. ماهیت اهداف جزئی همانند هدف کلی درس است؛ اما در قالب موضوعی ریزتر و محدودتر. به عبارت دیگر، هدفهای جزئی درس، اهداف زیرمجموعه هدف کلی درس می باشند. دقت در نوشتن اهداف جزئی و تنظیم درست توالی آن، می تواند موجب نظم بیشتر فعالیت های آموزشی شود و در نهایت، تحقق هدف کلی را تضمین نماید.
5- نگارش و تنظیم هدفهای رفتاری درس
پس از نوشتن هدفهای جزئی، طراح باید هدفهای جزئی را تبدیل به هدفهای رفتاری نماید. هدفهای رفتاری هر جلسه تدریس باید با توجه به شرایط، ضوابط و امکانات متناسب با سطوح مختلف حیطه های یادگیری تنظیم شود. سپس براساس سلسله مراتب از آسان به مشکل و یا به صورت پیش نیاز و پس نیاز مرتب گردد. در هدفهای رفتاری: عملکرد (نوع رفتار)، شرایط و معیار دقیقاً باید مشخص شود.
6- تعیین رفتار ورودی دانش آموزان
پس از نوشتن هدفهای رفتاری درس، رفتار ورودی دانش آموزان یا پیش نیازهای تحقق هدفهای رفتاری باید مشحص شوند. گروهی معتقدند که ابتدا باید رفتارهای ورودی دانش آموزان در بررسی، مشخص و سپس هدفهای رفتاری نوشته شوند.
چنین رویکردی در نظامها یا دوره هایی صادق است که محتوا و کتاب مشخصی ارائه نشده باشد و معلم کاملاً در انتخاب و سازماندهی مطالب درسی آزاد باشد. در نظام آموزشی ایران به دلیل متمرکز بودن، اجرای چنین پیشنهادی تقریباً غیرممکن است.
7- ارزشیابی تشخیصی
اغلب سؤال می شود که معلمان چگونه می توانند اطلاعات پیش نیاز یا رفتار ورودی دانش آموزان را تشخیص دهند؟ این امر توسط ارزشیابی تشخیصی ممکن می باشد.
معلم بر اساس تخصص و مهارتی که دارد باید ابتدا رفتار ورودی را پیش بینی کند و سپس براساس دانش پیش نیاز درس مورد تدریس، سؤالهایی طرح نماید. سؤالهای طرح شده باید در ستون ارزشیابی طرح درس نوشته شود. این سؤالها قبل از تدریس باید از دانش آموزان پرسیده شوند، تا وجود یا عدم وجود پیش نیاز مشخص شود. در صورت عدم تسلط دانش آموزان بر پیش نیاز درس مورد تدریس، مخصوصاً زمانی که موضوع درس با موضوعات قبلی و بعدی ارتباط تسلسلی داشته باشد، حتماً باید رفتار ورودی ترمیم گردد.
8- نگارش مراحل اجرای تدریس
در آموزشهای مستقیم تنظیم نحوه ی ارائه محتوا به ترتیب اهمیت به چند مرحله به شرح زیر تقسیم می شود:
الف- مرحله ی آمادگی
مرحله ی آمادگی خود، شامل قسمتهای زیر می باشد:
-آمادگی معلم
بدیهی است برای انجام هر کاری باید آمادگی داشت. موضوع تدریس نیز نمی تواند از این قاعده مستثنی باشد. معلم باید پیش بینی کند که در کلاس درس چه فعالیتی را می خواهد انجام دهد و چگونه می خواهد کلاس را شروع کند؟ چگونه می خواهد در کلاس درس انگیزه ایجاد کند و این انگیزه را تا پایان کلاس استمرار بخشد و سرانجام چگونه می خواهد کلاس را به پایان برساند؟
-آمادگی دانش آموزان
اگر دانش آموزی به درس معلم توجه نکند و در اجرای فعالیت های آموزشی با او همکاری ننماید، عمل تدریس به مفهوم واقعی آن، صورت نخواهد گرفت. توجه دانش آموزان و همکاری آنها مستلزم آماده شدن برای فعالیت است. تجربه نشان داده است که در آغاز ورود به کلاس، اغلب دانش آموزان هنوز متوجه مسائلی هستند که قبل از آمدن به کلاس افکار آنها را به خود مشغول داشته است. در شروع کلاس، معلم موظّف است توجه و افکار دانش آموزان را به طور جدی متوجه کلاس و فعالیت های مورد نظر نماید. معلمان با تجربه در این مرحله از روشهای مختلفی استفاده می کنند.
علاوه بر موارد ذکر شده، معلم باید قبل از ورود دانش آموزان به کلاس درس مجموعه وسایل آموزشی مورد نیاز را در کلاس آماده نماید. چنانچه در کاربرد بعضی از وسایل مهارت چندانی نداشته باشد، باید قبل از رفتن به کلاس و به کارگیری وسایل در حضور دانش آموزان، تمرین لازم را انجام دهد تا مهارت مورد نظر را کسب نماید. معلم نه تنها باید وسایلی را که خود برای تدریس لازم دارد آماده کند، بلکه باید وسایلی را که دانش آموزان برای کسب تجارب و انجام دادن تمرین بدان نیازمندند، نیز تهیه کرده، در اختیار آنان قرار دهد.
ب- مرحله معرفی و بیان هدفهای صریح آموزشی
معلم پس از جلب توجه دانش آموزان، باید موضوع درس و اهداف آنها را به دانش آموزان معرفی کند. معرفی درس و اهداف آن باید به گونه ای صورت گیرد که متناسب با ساختار شناختی دانش آموزان باشد.
معرفی درس و هدفهای رفتاری آن، دانش آموزان را برای آشنایی با تجارب یادگیری و سعی در دستیابی به آنها آماده می سازد. معلم باید انتظارات خود را از دانش آموزان، بسیار ساده، روشن و مشخص بیان کند. زمان اختصاص داده شده برای معرفی درس نباید بیش از 3 تا 5 دقیقه وقت کلاس را بگیرد
ج- مرحله ی ارائه درس
در مرحله ی ارائه درس، محتوای مورد آموزش باید دقیقاً مشخص شود. از روشهایی چون سخنرانی، بحث گروهی، نمایش تصاویر، پرسش و پاسخ و ... به عنوان روشهایی که برای آموزش هر قسمت لازم است، استفاده شود. معلم باید اطمینان حاصل کند که بخشهای مختلف محتوا با یک روال منطقی ارائه خواهد شد و هیچ نکته نامفهومی در میان مطالب ارائه شده وجود نخواهد داشت. زمان لازم برای هر قسمت به طور دقیق مشخص شود. ارائه محتوا در حقیقت قسمت اصلی کار تدریس و شامل دو عامل جدا ناشدنی است:
1- سازماندهی کلیه محتوای درس و توالی آنها باید رعایت شود.
2- روش آموزش قسمتهای مختلف مشخص شود.
به طور مثال معلم باید حداقل نکات زیر را پیش بینی کند:
الف) سؤالهایی که باید پرسیده شوند.
ب) در هنگام بحث دلایل لازم پیش بینی شود.
ج) در حدود 5 تا 10 دقیق فیلم نشان داده شود.
د) پس از نمایش فیلم، موضوع مورد بحث قرار گیرد.
معلم باید پیش بینی کند که منظور از سؤال چیست؟ آیا فقط برای جلب توجه دانش آموزان است و نیازی به پاسخ ندارد؟ پاسخ دادن به سؤالها بر عهده ی چه کسی است؟ معلم یا دانش آموزان؟ آیا سؤال بر روی نکات اصلی درس تأکید دارد؟ آیا سؤال ایجاد انگیزه می کند؟ آیا سؤالها سبب مؤثر شدن تدریس و جلب توجه دانش آموزان خواهد شد؟ آیا سؤال به سنجش درک و فهم دانش آموزان کمک می کند؟ آیا سؤال، توجه دانش آموزان را به مفاهیم، اصول خاص و مورد نظر جلب می نماید؟
سؤالها باید زمینه ی بحث و گفتگو را در کلاس درس فراهم سازند و بین معلم و دانش آموزان ارتباط برقرار کنند. به بیان دیگر، سؤال باید سبب شناخت بهتر و ایجاد قدرت تجزیه و تحلیل، ترکیب، ارزیابی، نتیجه گیری و تعمیم در دانش آموزان شود.
مقدمه در ارائه محتوا بسیار مهم است. یک مقدمه خوب می تواند توجه دانش آموزان را جلب کند و علاقه ی آنها را به ادامه درس برانگیزد. مقدمه خوب شامل مطالب زیر است:
1- درس در چه موردی صحبت می کند؟
2- کجا و در چه زمانی دانش آموزان می توانند از آنچه در این درس می آموزند، استفاده کنند؟
3- چگونه باید مطالعه کنند و مفاهیم را بیاموزند؟
4- بازنگری مختصری از آنچه در درسهای قبلی مرتبط با موضوع آموخته اند.
تکرار مطالب پیش نیاز معمولاً برای مؤثر کردن تدریس لازم است؛ اما لازم نیست همیشه از یک روش برای یادآوری رفتار ورودی استفاده کنیم. معلم باید روی نکات کلیدی رفتار ورودی تأکید کند تا درس جدید راحت تر و قابل فهم تر شود. این تکرار نباید طولانی باشد.
د- مرحله ی خلاصه کردن و نتیجه گیری
برای تثبیت مطالب ارائه شده در ذهن دانش آموزان، لازم است درس ارائه شده به طور خلاصه جمع بندی و نتیجه گیری شود. تلخیص و جمع بندی، مفاهیم از دست داده شده در طول آموزش را برای دانش آموزان روشن می کند بهتر است تلخیص و نتیجه گیری توسط خود دانش آموزان انجام شود و معلم اظهار نظر نهایی را ارائه نماید.
ه- مرحله ی ارزشیابی
بعد از ارائه محتوا و جمع بندی و نتیجه گیری، لازم است معلم از چگونگی تحقق اهداف، آگاه شود. اگرچه این عمل ممکن است در طول فعالیت های آموزشی به طور ضمنی انجام شود؛ اما ضرورت دارد معلم پس از پایان ارائه محتوا، با مقایسه سطح مهارتی که انتظار دارد دانش آموزان به آن برسند و آنچه دانش آموزان عملاً به آن رسیده اند، میزان یادگیری دانش آموزان و مؤثر بودن روش تدریس خود را ارزشیابی کند.
زمان ارزشیابی، بستگی به مدت زمان تدریس دارد؛ اما این مرحله نباید زیاد وقت کلاس را بگیرد. به طور متعادل می توان ده دقیقه برای این کار در نظر گرفت. سؤالهای مرحله ی ارزشیابی باید بر اساس هدفهای رفتاری درس طرح شوند.
و- مرحله ی تعیین فعالیت های تکمیلی
معلم می تواند برای تقویت مطالب آموخته شده در کلاس و ارتباط آن با زندگی واقعی دانش آموزان فعالیت هایی را در خارج از کلاس پیش بینی کند. این تکالیف، بخشی از مطالعات مربوط به درس محسوب می شوند. معلم باید این نوع فعالیتها را دقیقاًً پیش بینی کند و در اختیار دانش آموزان قرار دهد. معرفی منابع مطالعه یا فعالیت مانند: کتاب، مقالات جدید، فیلم و ... به دانش آموزان علاقمند فرصت می دهد تا اطلاعات خود را با مطالعه و استفاده از این امکانات افزایش دهند.
اگر معلم انتظار داشته باشد که وظایف و فعالیت های تکمیلی خارج از کلاس، طبق اصول و قواعد خاصی انجام شود، باید اصولی را که در ذهن دارد به طور واضح و دقیق به دانش آموزان اعلام کند. اگر این اصول، به صورت شفاهی از طرف معلم اعلام شود، ممکن است دانش آموزان به آن توجه نکنند. بنابراین بهتر است اصول و معیارها به تفصیل به صورت کتبی و در صورت امکان همراه با مثال در اختیار دانش آموزان قرار داده شود. چنین کارکردی در وقت کلاس صرفه جویی کرده و به دانش آموزانی که غیبت دارند و یا در فاصله ی اعلام فعالیت های تکمیلی تا زمان انجام آن بعضی از اصول را فراموش می کنند، کمک می کند.
در اکثر مواقع، معلم تکالیف خواندنی، یا انجام فعالیت در خانه را زمانی ارائه می دهد که زنگ خورده است و دانش آموزان با عجله، مشغول ترک کلاس هستند. اگر دادن تکالیف در روند یادگیری دانش آموزان اهمیت دارد، باید بیش از این به آن توجه شود، یکی از بهترین شیوه های تعیین فعالیت های تکمیلی (تکالیف خارج از کلاس) به دانش آموزان ارائه راهنمای از قبل تنظیم شده است. اینکه راهنمای تعیین تکالیف به چه صورتی نوشته شود و چه امکاناتی در خارج از کلاس درس فراهم گردد، به موقعیت آموزشی و نوع درس بستگی دارد.
در زیر یک نمونه از راهنمای فعالیت های تکمیلی دانش آموزان آورده شده است:
- مقدمه
- اهمیت موضوع
- تکالیف و تاریخ ارائه آنها
- مطالعات و مطالبی که باید خوانده شوند.
- مسائلی که باید حل شوند.
- گزارشهایی که باید نوشته شوند.
- آزمایشهایی که باید انجام شوند.
- سؤالهایی که دانش آموزان باید با مطالعه ی شخصی به آنها پاسخ گویند.
یکی از انواع تکالیفی که بسیار مفید و ارزشمند است، کاربرد فعالیت های آموزشی در خارج از کلاس درس می باشد. کاربرد مفاهیم آموخته شده زمانی امکان پذیر است که مطالب آموخته شده به طور ذهنی و عملی در کلاس تمرین شود. اگر دانش آموزی مطالب عرضه شده در کلاس درس را بفهمد و آن را به طور ذهنی تحلیل کند و در موقعیت شبیه سازی شده به کار گیرد، می توان انتظار داشت که بتواند آن را در خارج از کلاس و در موقعیت حقیقی نیز به کار گیرد. کاربرد مفاهیم، سبب می شود که دانش آموزان بتوانند از مفاهیم آموخته شده در فرآیند استفاده کنند
روش نگارش و تنظیم طرح درس
طرح درس، عبارت است از تقسیم محتوای یک ماده ی درسی در یک دوره معین به مراحل و گامهای مناسب و مشخص براساس هدف و نتایج آموزش. برای تهیه و تنظیم طرح درس معلم باید در ابتدای هر سال تحصیلی براساس اصول معین بین هدفهای آموزشی و برنامه هفتگی، ترتیبی اتخاذ کند که مجموعه فعالیت های آموزشی به موقع، بدون وقفه در طول یک ترم یا سال تحصیلی اجرا شود. برای تحقق چنین مقاصدی طراحی و تنظیم یک جدول زمانی می تواند بسیار مفید و مؤثر باشد؛ زیرا هنگامی می توان منظم و مؤثر، در فرآیند آموزش به جلو گام برداشت که برنامه ها و فعالیت های آموزشی به تناسب زمان مورد نظر، ساختاری منظم داشته باشند. اگر معلمی طول دوره ی آموزشی را با توجه به مجموعه ی شرایط، به جلسات مفید آموزشی تقسیم نکند و فعالیت های آموزشی هر جلسه را براساس اهداف تنظیم ننماید، هرگز نمی تواند انتظار کارآیی مؤثر از تدریس خود و حداکثر یادگیری از دانش آموزان خود داشته باشد. معلم باید کلیه فعالیت های طول دوره را به صورت یک جدول زمان بندی شده با درج عنوان اصلی و هدف کلی هر جلسه به انضمام تاریخ ارزشیابی تشخیصی، تکوینی و پایانی تهیه و به دانش آموزان قبل از شروع و آغاز فعالیت ارائه نماید. آشنایی دانش آموزان از مجموعه فعالیت های طول سال به تفکیک جلسات و همفکری آنان با معلم می تواند اثربخشی تدریس معلم و انگیزه ی یادگیری دانش آموزان را دو چندان کند. برای تنظیم چنین جدولی می توان مراحل زیر را به ترتیب طی کرد:
گام اول :
تقویم طرح را باید برای یک ترم یا یک سال تحصیلی با محاسبه ی تعداد هفته ها، روزها و ساعتهایی که در طول سال تحصیلی برای تدریس درس مورد نظر پیش بینی شده است محاسبه و تنظیم کرد.
گام دوم :
پس از مشخص شدن زمان خالص تدریس، محتوای درس یا عناوین مورد تدریس را نه برحسب کمیّت، بلکه برحسب اهمیت و کیفیت مطالب و تحقق هدفهای آموزشی بر کل ساعات و جلسات تقسیم کرد. برای انجام چنین کاری، لازم است ابتدا محتوای درس یا عناوین مورد تدریس و سایر فعالیت های آموزشی با احتساب فرصت لازم برای تمرین محاسبه شود و سپس محتوای فصلها و مباحث و سایر فعالیت های در نظر گرفته شده در طول سال، به واحدهای کوچکتر درسی یا محتوای متناسب با تک تک جلسات تقسیم گردد.
گام سوم :
هدف کلی هر جلسه باید با توجه به عنوان درس، دقیقاً مشخص شود. نوشتن هدفهای رفتاری در این جدول، ضرورتی ندارد. در نوشتن هدفهای هر جلسه علاوه بر عنوان درس، معلم باید با توجه به قابلیتها و فعالیت های مورد نظر و محتوای درس، هدف کلی هر جلسه را با زبانی روشن و قابل فهم برای دانش آموزان بنویسد.
گام چهارم :
پس از تعیین هدف کلی هر جلسه، لازم است معلم فعالیت های تکمیلی دانش آموزان را که برای تقویت یادگیری آنها لازم است و فرصت کافی برای انجام آنها در کلاس درس وجود ندارد پیش بینی نماید. پیش بینی این نوع فعالیتها و حتی امکانات و وسایل لازم برای انجام چنین تکالیفی باید دقیقاً مشخص شده باشد؛ مثلاً دقیقاً معین شود چه بخشی از چه کتابی مطالعه و یا تمرینهای چه بخشی از کتاب درسی حل شود یا چه گزارشی با توجه به چه امکاناتی باید تهیه و نوشته شود. فعالیت های تکمیلی باید مکمّل فعالیت های کلاس و تقویت کننده ی کیفیت یادگیری دانش آموزان شود. از ارائه فعالیت های تکمیلی خسته کننده، بی ربط با موضوع و نامتناسب با زمان، جداً خودداری شود.
ضمناً در طرح درس ترمی یا سالانه (جدول زمان بندی شده ی تدریس)، جلساتی را نیز می توان به تناسب موقعیت و زمان تدریس به شناخت دانش آموزان، اجرای ارزشیابی تشخیصی و تکوینی و پایانی و مرور درسهای گذشته که پیش نیاز درس جدید می باشند و ترمیم کمبودهای مشخص شده در ارزشیابی تشخیصی اختصاص داد.
معلمان و طراحان گرانقدر باید به این مسأله توجه داشته باشند که طرح درس، شرح مفصل و سناریوی تدریس نیست، بلکه چارچوب پیش بینی شده ای است که معلم باید براساس آن فعالیت های آموزشی را در کلاس درس دنبال کند. تدریس بدون برنامه ای از قبل طراحی شده، کاری کورکورانه و طراحی بدون اجرا، فعالیتی بی ثمر است که تنها زینت بخش صفحات کاغذ خواهد بود.
تفاوت بین معلم متخصص با تجربه و کارآمد و معلم غیر متخصص و بدون تجربه، این است که معلم متخصص با تجربه قبل از آموزش، در زمینه فعالیت های آموزشی می اندیشد و عناصر دخیل و تأثیر بر آن را مورد بررسی قرار می دهد و سعی می کند که از مجموعه امکانات در فرآیند یاددهی – یادگیری، بهره گیری مناسب داشته باشد؛ اما معلم غیرمتخصص و بی تجربه بدون اندیشیدن به نتایج و فرآیند فعالیت و بهره جویی بهینه از امکانات، شروع به تدریس می کند.
طرح درس، راهنمای معلم و چارچوبی منظم و سازماندهی شده برای رخدادهای آموزشی است. در یک طرح درس خوب تنظیم شده، حداقل باید عناصر و سازه هایی همچون: موضوع درس، رئوس مطالب یا عناوین فرعی درس، هدف کلی، اهداف جزئی و رفتاری، رفتار ورودی دانش آموزان، ارزشیابی تشخیصی، فعالیت آموزشی، روش تدریس، وسایل آموزشی مورد نیاز، شیوه ی ارزشیابی پایانی و فعالیت تکمیلی مورد بررسی و توجه قرار گیرند. طرح درس باید به گونه ای تنظیم شود که حتی معلم مبتدی، بتواند با یک نگاه فعالیت های آموزشی خود را در کلاس درس دنبال کند.
توجه به نکات زیر می تواند در غنی سازی عمل طراحی و فعالیت های یاددهی - یادگیری مؤثر باشد:
1- هدف کلی :
هدف کلی قابلیت و مهارتی است که دانش آموز باید در پایان یک فعالیت آموزشی از خود نشان دهد. این قابلیت یا مهارت، باید در یک جمله و به صورت کلی بیان شود. بنابراین، از ذکر مسائل جزئی و ریز در هنگام نوشتن آن پرهیز شود؛ زیرا بعداً هدف کلی به هدفهای زیرمجموعه و ریزتر تحت عنوان هدفهای جزئی تجزیه خواهد شد
2- در نوشتن اهداف رفتاری بهتر است به نکات زیر توجه شود:
الف- هدفهای رفتاری، قابلیتها و مهارتهای قابل مشاهده و اندازه گیری هستند که دانش آموزان باید در فرآیند آموزش و پایان یک فعالیت آموزشی از خود نشان دهند. هرگز نباید هدفهای رفتاری را به صورت سؤال نوشت. سؤال، وسیله ای است برای سنجش تحقق یا عدم تحقق هدفهای رفتاری .
ب - رفتارگرایان معتقدند که هدف رفتاری باید دارای سه ویژگی باشد:
1- نوع رفتار دقیقاً مشخص باشد.
2- شرایط انجام رفتار دقیقاً مشخص باشد.
3- معیار یا درجه رفتار دقیقاً معین شده باشد.
مثلاً دراهداف: «حوزه ی گسترش زبان فارسی را توضیح دهد». یا «چند تن از فارسی سرایان برون مرزی را نام ببرد». در این دو هدف مشخص نشده است که چقدر توضیح دهد، و یا چند تن را نام ببرد. آیا یک سطر، دو سطر یا ده سطر؟! و یا در هدف دوم، یک، دو یا ده نفر؟ معیار دقیقاً باید مشخص شود. هر اندازه معیار هدفهای رفتاری مشخص تر باشد، ارزشیابی و قضاوت معلم در مورد یادگیری دانش آموزان و تحقق اهداف مورد نظر دقیق تر و معتبرتر خواهد بود.
ج- طراح، معمولاً باید به طور منظم با توجه به سلسله مراتب اهداف، برای هر هدف جزئی یک یا چند هدف رفتاری بنویسد. طراحان عزیز باید توجه کنند که ؛ پس از نوشتن اهداف جزئی و رفتاری، باید با توجه به سلسله مراتب کلیه اهداف را منظم و مرتب کنند.
د- احساس یا نگرش را نمی توان با کلمات بیان شده ارزیابی کرد. چنان که با تعریف یا ذکر مفاهیم اخلاقی نمی توان اخلاق فرد را سنجید.
4- طراح به جای پیش بینی پیش نیاز درس یا رفتار ورودی دانش آموزان، یعنی آن قسمت از دانش و دانسته های قبلی دانش آموزان که برای فهم درس جدید ضرورت دارند. نباید به بیان اهداف یا نتایج یادگیری درس جدید بپردازد.
5- ارزشیابی تشخیصی یعنی سنجش رفتار ورودی دانش آموزان. بنابراین سؤالها در ارزشیابی تشخیصی باید از رفتار ورودی پیش نیاز درس طرح شوند، نه از درس جدید. در صورت تشخیص ضعف مفاهیم پیش نیاز، قبل از شروع آموزش درس جدید، معلم باید ابتدا مفاهیم پیش نیاز را ترمیم کند، مخصوصاً در دروسی که مفاهیم با هم ارتباط تسلسلی دارند.
6- در قسمت ارزشیابی پایانی، طراح باید نوع و روش ارزشیابی را مشخص کند، پس از مشخص کردن نحوه ی ارزشیابی، سؤالهای خود را براساس هدفهای رفتاری در این قسمت بنویسد. سؤالها نباید خارج از اهداف مورد نظر طرح شوند؛ زیرا ارزشیابی پایانی یک درس به این منظور پیش بینی و نوشته می شود که مجری یا معلم می خواهد از میزان تحقق اهداف در نظر گرفته شده، آگاه شود و براساس نکات ضعف، «فعالیت های تکمیلی» یا «تکالیف» خارج از کلاس درس را برای دانش آموزان مشخص نماید
7- همیشه الزامی نیست که طرح درس به صورت جدول تنظیم شود؛ اما توجه به سازه های اصلی یک طرح و سازماندهی منظم آن از اصولی است که طراح همیشه باید در هسته مرکزی تهیه و تنظیم طرح درس قرار دهد. طراح نباید در اولین گام طراحی خود وسایل مورد نیاز را مطرح سازد، زیرا وسایل آموزشی زمانی قابل انتخاب هستند که موضوع درس، اهداف و فعالیت های آموزشی دقیقاً مشخص شده باشند.
8- بسیاری از معلمان در فرآیند طراحی تفاوت بین طرح درس و سناریوی تدریس را نمی دانند. طرح درس چهارچوب پیش بینی شده ای است که با توجه به زمان و امکانات موجود، برای اجرا و بهبود کیفیت آموزشی ترسیم می گردد. در حالی که سناریو و توضیح و تشریح به صحنه های اجرا می پردازد و مفصّل تر از طرح درس می باشد. معمولاً معلمان خوب و با تجربه پس از تهیه و تنظیم طرح درس، به نوشتن سناریوی تدریس خود در فرآیند اجرا می پردازند.
9- باید توجه شود وقتی تکالیف و تمرینهای خارج از کلاس ارزشمند هستند، که معلم تک تک تکالیف دانش آموزان را بررسی نماید و به چگونگی انجام آنها به صورت کتبی بازخورد نشان دهد. نگاه کردن به تکالیف و یا احیاناً خط کشیدن بر روی آنها، هرگز بررسی تکالیف محسوب نمی شود. در صورت وقوع چنین وقوع چنین حادثه ای، دانش آموزان در می یابند که معلمان هرگز فرصت بررسی تکالیف را ندارند، در نتیجه در انجام آن دقت به خرج نمی دهند.
10-. مرور درس قبل زمانی الزامی است که درس قبل «رفتار ورودی» یا «پیش نیاز» درس جدید باشد؛ زیرا اگر مفاهیم آن آموخته نشده باشد، فهم درس جدید با مشکل روبرو خواهد شد. بنابراین به جای مرور درس قبل، طراح بهتر است عنوان «تعیین رفتار ورودی» و «ارزشیابی تشخیصی» را مطرح سازد. حال چه این رفتار ورودی درس قبلی باشد یا مطالب آموخته شده ی دانش آموز در سالهای گذشته.
11- معلمان عزیز، باید توجه کنند که در فرآیند آموزش چیزی به عنوان وسایل کمک آموزشی نداریم. وسایل مورد نیز، وسایل آموزشی (InstrucionalMedia)، که معمولاً حاوی یا حامل پیامهای آموزشی می باشند. اگر در محیط آموزشی نباشند و در فرآیند فعالیت های آموزشی به کار گرفته نشود، آموزشی صورت نخواهد گرفت، به عبارت دیگر وسایل آموزشی به مجموعه ی امکاناتی اطلاق می شود که شرایطی را به وجود می آورند تا تحت آن شرایط یادگیری بهتر، سریعتر و پایدارتر صورت گیرد.
12. هر اندازه معلم دانش آموزان را به سوی حل مسأله و کاوشگری سوق دهد، یادگیری مؤثرتر و لذت بخش تر برای دانش آموزان خواهد شد.
عناوین فرعی درس :
1- مفهوم مقاومت
2- کاربرد مقاومت در زندگی
3- انجام آزمایش
هدف کلی درس :
دانش آموزان با مفهوم مقاومت و کاربرد آن آشنا شوند.
هدفهای جزئی درس:
در فرآیند آموزش دانش آموزان باید:
الف - با مفهوم مقاومت آشنا شوند.
ب - با کاربرد مقاومت در زندگی آشنا شوند.
ج - روش آزمایش و تجزیه و تحلیل نتایج را یاد بگیرند.
هدفهای رفتاری درس :
پس از پایان آموزش (بحث در کلاس مطالعه کتاب و انجام آزمایشهای ارائه شده) از دانش آموزان انتظار می رود بتوانند:
1- مفهوم مقاومت را در چند جمله بیان کنند. ( شناختی - دانش)
2- تأثیر افزایش و کاهش مقاومت را در جریان الکتریکی در حدود 2 سطر توضیح دهند (شناختی - درک و فهم )
3- کاربرد مقاومت در زندگی انسان را در یک بند بنویسند. (شناختی - کاربرد)
4- .................
5- آزمایشهای ارائه شده در کتاب را انجام دهند و نتایج آنها را در یک صفحه گزارش کنند. (شناختی - کاربرد)
6- ...............
پیش بینی رفتار ورودی
دانش آموزان برای فهم درس جدید باید:
1 - با مفهوم رسانا و نارسانا آشنا باشند.
2 - مفهوم جریان الکتریکی را بدانند.
3 - با عواملی که باعث جریان الکتریکی می شوند آشنا باشند.
4 - با کاربرد جریان الکتریکی آشنا باشند.
ارزشیابی تشخیصی
1 - سه نوع از اشیای رسانا را نام ببرید.
2 - جریان الکتریکی را در دو سطر توضیح دهید.
3 - چه عواملی موجب جریان الکتریکی می شود؟ در یک سطر توضیح دهید.
4 - به ذکر مثال، دو کاربرد جریان الکتریکی را بیان کنید.
فعالیت های آموزشی
الف) فعالیت های معلم (مراحل تدریس) :
1- حضور و غیاب
2- پرسش از درس قبل و بررسی مسائل و تکالیف دانش آموزان
3 - معرفی درس جدید
4 - طرح سؤال برای سیال سازی ذهن
5- توجه و دقت به پاسخهای دانش آموزان
6 - هدایت دانش آموزان در انجام آزمایشهای مطرح شده در کلاس
7 - پرسش و پاسخ درباره ی مسائل مطرح شده در زمینه مقاومت الکتریکی
8 - جمع بندی مطالب ارائه شده در کلاس
9 - ارائه تکالیف به دانش آموزان جهت انجام در خارج از کلاس
ب) فعالیت های دانش آموزان :( تجارب یادگیری)
1 - ارائه تکالیف جلسه ی قبل و بیان مشکلات در زمینه ی انجام آنها
2 - پاسخ به سؤالهای معلم
3 - طرح سؤال و بحث در مورد مقاومت الکتریکی
4 - مشارکت فعال در فعالیت های آموزشی کلاس
5 - توجه به مطالب معلم و یادداشت آنها
6 - مطالعه ی کتاب و پاسخ به سؤالهای کتاب
7 - انجام آزمایشهای کتاب
8 - تنظیم گزارش درباره نتایج آزمایشها
9 - انجام تکالیف ارائه شده (در منزل یا خارج از کلاس)
روش تدریس
روش توضیحی، روش پرسش و پاسخ، روش آزمایشگاهی
وسایل آموزشی
مولد، آمپرسنج، ولت سنج، لامپ، کلید، سیمهای رابط، کتاب درسی، تخته سیاه و گچ
ارزشیابی پایانی
ارزشیابی به صورت کتبی با شفاهی انجام خواهد شد.
سؤالهای ارزشیابی
1- مقاومت الکتریکی را در یک سطر توضیح دهید.
2- علت افزایش و کاهش مقاومت را در یک جریان الکتریکی با ذکل مثال توضیح دهید.
3- کاربرد مقاومت الکتریکی را در زندگی انسان به اختصار در یک بند بنویسید.
فعالیت های تکمیلی
1- مبحث درس را با دقت مطالعه کنند.
2- به سؤالهای صفحه ... به طور کتبی پاسخ دهند و در جلسه بعد با خود به کلاس بیاورند.
3- یکی از آزمایشهای مطرح شده در کتاب را انجام دهند، و نتایج آن را در یک صفحه بنویسند و در جلسه بعد در کلاس درس مطرح نمایند.
برچسبها:
در عصر انفجار اطلاعات، اندوختن معلومات و گسترش پاسخهای معین و مشخص توجه به محصول و نتیجه ، کم رنگ بودن نگرش و مهارتها در تدریس ، نوعی ایستایی و غفلت از قافله شتابان کاروان تعلیم و تربیت محسوب می گردد. در این مسیر برای پویایی در عرصه علم در سطح جهان باید دانش را معنا دار کرد. مهارتهای مفهوم سازی توسط دانش آموزان را آموزش داد. مهارتهای حل مسأله و تفکر نقاد، مهارتهای اجتماعی و زندگی را تبلیغ نموده و در حین آموزش باید ارزشیابی سؤال محور، فرایندی و تحول آخرش را که شوق به دانستن را به ارمغان می آورد ترویج داد. با نگاهی اجمالی به تاریخچه نظام تعلیم و تربیت تطبیقی در می یابیم که تحول آموزشی – مهارتی در بسیاری از کشورها از نظام ارزشیابی آغاز و به دیگر مؤلفه ها سرایت کرده است.
از نکات حایز اهمیت درامر ارزشیابی توجه به حیطه نگرش و عواطف فراگیران است که باید شیوه های کاربردی در سنجش و ارزشیابی دانش آموزان را در این بعد فراهم نمود. از کاربردها و ابزارهای مهم و اساسی ارزشیابی در راستای خدمت به آموزش می توان به موارد زیر اشاره نمود:
1- پوشه کار 2- تعیین تکلیف هدفدار 3- تحقیق و پروژه
4- بازخورد 5- آزمونهای عملکردی 6-چک لیست ارزشیابی
در این مقاله بنا به اهمیت موضوع و کابرد همه گیر تکالیف هدفدار در کلاسهای درس به این مهم می پردازیم:
تکلیف:
تکلیف شب یکی از ابزارهای ارزشیابی مستمر در فرایند آموزشی است.
ارزشیابی مستمر یا سازنده بخشی از فرآیند آموزش تلقی می شود به این معنا که ارزشیابی در جریان آموزش جاری است و معلم به طور مرتب با آن درگیر است.
آن چه که ارزشیابی را پویا و سازنده می کند نحوه ی استفاده از نتایج آن است. (رستگار 1382)
معلم از تکلیف شب فراگیران ، نحوه ی انجام آن و میزان به کارگیری مهارت فراگیران از نقاط ضعف و قوت آنها اطلاع می یابد و می تواند رهنمودهای لازم را برای آن کاستیها و تقویت نکات مثبت ارائه نماید.
در فرآیند آموزش داوری ارزشی معلم زمانی کامل می شود که قادر باشد تحلیلی درست از روند پیشرفت فراگیران داشته باشد و او را در گامهای بعدی یاری نماید.
اطلاعات به دست آمده از فرایند تحلیل و برسی خطاها ، دستمایه ارائه رهنمودهای مفید برای اصلاح و بهبود عملکرد دانش اموزان است. بنابراین رابطه نزدیک بین بازخورد و تکلیف شب مشخص می گردد. طراحی و تهیه تکالیف مناسب به دانش آموز کمک می کند تا خطاهایش کاهش یابد و موفقیتهایش در سفر یادگیری افزون شود . بر این اساس مفهوم تکلیف درسی گسترش می یابد و دیگر نمی توان آن را در پرسش تکراری و بازنویسی متون خلاصه کرد. در واقع طراحی تکلیف ، طراحی یک فرصت یادگیری برای دانش آموزانی است که نیاز ویژه آموزشی دارند و این نیاز با مطالعه عملکرد گذشته فرد و تحلیل خطاها و موفقیتهایش شناخته می شود. ( دکتر حسینی ، محمد 1384)
تعریف و مفهوم تکلیف شب:
هریس کوپر یکی از پژوهشگران و دانشمندانی است که درخصوص تکلیف تحقیقاتی داشته است . وی تکلیف را چنین تعریف می کند: وظیفه ای است که معلمان برای دانش آموزان تعیین می کنند تا آنها را در ساعات خارج از مدرسه انجام دهند.
نتایج تحقیق اهداف و تکلیف شب را در هفت مورد طبقه بندی نموده است.
1- تمرین به منظور افزایش سرعت، تسلط ، تثبیت و مهارت است.
2- شرکت فعال فراگیران در فعالیتها
3- رشد تخصصی به منظور پرورش حس سواد پذیری ، امانت و صداقت.
4- ایجاد روابط متقابل شاگرد با والدین
5- به منظور تعیین خط مشی و مقررات
6- ایجاد روابط عمومی بین والدین و فرزندان
7- ایجاد اخطار و آگاهی در زمینه ی انتظارات معلم از دانش آموز در زمینه مسائل درسی (قورچیان1381) «انواع تکلیف شب»
انواع تکلیف شب از نظر محتوا به صورت زیر طبقه بندی شود.
1- تکالیف تمرینی: این نوع تکالیف مهارتها و دانشهای کسب شده را تقویت می کند. اکثر تکالیف تمرینی ، غیر تخیلی ، غیر خلاق و تکراری هستند . مؤثرترین نوع تکلیف تکالیفی هستند که در آنها از شاگرد خواسته شود آموخته های جدید را با روش شخصی به طور مستقیم به کار ببرند . مثلاً دانش آموزی که انواع گیاهان گلدار ، بدون گل ، دانه دار و بدون دانه را شناخته است به عنوان تکلیف تعدادی از گیاهان محیط اطراف خود را شناسایی کرده و در این طبقه بندی قرار دهد.
2- تکالیف آماده سازی: این نوع تکالیف جهت آماده سازی شاگردان برای روزهای بعد به کار می رود و معمولاً به صورت مطالعه کتب درسی ، مطالعه خارج از کتاب درسی ، جمع آوری اطلاعات و مواد قبل از کنفرانس ارائه می شود. هدف از ارائه این نوع تکلیف وارد کردن دانش آموزان به کسب زمینه8 مناسب اطلاعاتی جهت آماده شدن برای دروس و بحث روز بعد است. برای این نوع تکیف ابتدا باید رهنمودها و دستور العمل لازم را در مورد چگونگی و چرایی انجام وظایف کاملاً برای فراگیران روشن و مشخص نمود.
3- تکالیف بسطی-امتدادی: این نوع تکالیف شاگرد را به فراسوی کارها و فعالیتهای کلاسی سوق می دهد و موجبات یادگیری و ایده های فراگیران را در موقعیت های جدید فراهم می کند. مثلاً درسی که درباره ی بوعلی سینا است از فراگیران بخواهیم با مطالعه کتابها به مجلات و یا حتی مصاحبه با دیگران اطلاعات بیشتری درباره ی ابن سینا فراهم آورند. تکالیف بسطی امتدادی ممکن است چندین روز یا هفته به طول بینجامد . این نوع تکلیف بر تولید دانش تکرار و تکثیر آن استوار است.
4- تکالیف خلاقیتی : وقتی دانش آموز مفاهیم و مهارتهای کسب شده در کلاس درس را با هم ترکیب کند و در یک راه یا راه های جدید و متفاوت به کار بندد این نوع تکلیف را خلاقیتی گویند . مثلاً ساختن مدل یک مزرعه با چوبهای مستعمل بستنی ، یا حل مسئله ای خاص قدرت خلاقیت ، ابتکار شخصی ، تخیل و خود راهبری را در شاگردان پرورش می دهد. البته باید یادآور شد که این چهار نوع تکلیف همیشه به طور مجزا و منفک به شاگردان ارائه نمی شود گاهی ممکن است گرد برای حل یک مسئله از هر چهار نوع تکلیف برای خلق و بسط ایده خود استفاده نماید. به این ترتیب با ایجاد تنوع در تکالیف مختلف می توان موجبات تثبیت ، آماده سازی تداوم و خلق مفاهیم و مهارتهای را در فرایند تعلیم و تربیت فراهم ساخت.
«نمونه هایی از تکالیف از نظر محتوا»
تکالیف تمرینی: سؤالات و تمرینات ریاضی صفحه ..... را بنویسید. ( حل کنید)
تکالیف آماده سازی : درس جلسه آینده علوم درباره ی بازیافت و اهمیت آن است . شما می توانید با افراد خانواده درباره مفهوم بازیافت و اینکه اگر بازیافت نبود چه اتفاقی می افتاد بحث کنید و نتیجه را به کلاس بیاورید.
تکالیف بسطی- امتدادی: که بدست یک هفته فرصت دارید اطلاعاتی که درباره ی کسر ها و چهار عمل اصلی آن آموخته را بنویسید.
تکالیف خلاقیتی : به نظر شما اگر تعداد زاویه ها، نوع آنها و تعداد اضلاع یک متوازی الاضلاع تغییر کند چه شکلی درست می شود دلیل خود را بنویسید
برچسبها:
اهمیت فوقالعادهای که ریاضیات، در جامعه امروزی و در فعالیت گوناگونترین تخصصها دارد، بر کسی پوشیده نیست. با وجود این، خیلی زیاد نیستند کسانی که علاقهمند به ریاضیات باشند. البته فقط کسانی که کار و فعالیتشان به ریاضیات مربوط میشود، علاقهمند به ریاضیات نیستند بلکه کم هم نیستند مشتاقانی که ساعتهای فراغت خود را، با ریاضیات میگذرانند. تمامی اینها چه حرفهایها و چه علاقهمندان، نه فقط فایده و اهمیت ریاضیات را میشناسند بلکه در ضمن، به ریاضیات شوق میورزند و میتوانند زیبایی و ظرافتی که در مسألهها، قضیهها و روشهای ریاضی وجود دارد را احساس کنند.
احساس و منطق را با هیچ نیرویی نمیتوان از هم جدا کرد و هر جدایی ساختگی منجر به تحریف هر دوی آنها میشود. هر احساس اگر احساس واقعی باشد، خردمندانه است چراکه احساس واقعی نمیتواند جدا از اندیشه و خرد آدمی پدید آید.
سـایت علمی دانشجویان ایران دراین زمینه رابـطه ریاضیات وهنرراتشریح کرده است که می خوانیم:
ارتباط هنر و ریاضی
هر انسانی از تماشای چشم انداز یک دامنه سرسبز، آرامش خود را باز مییابد، در عین حال، به فکر فرو میرود. شاعر احساس درونی خود را بیان میکند. نقاش با قلم و بوم خود تلاش میکند که دیگران را در شادی خود شریک کند.
گیاهشناس در پی گیاه موردنظر در ردههای خاصی میرود. زبانشناس میخواهد ریشه و سرچشمه نامگذاری گیاه و دلیل آن را پیدا کند. داروشناس در جست وجوی ویژگی درمانی گیاه است و ریاضیدان نحوه قرار گرفتن گل و گلبرگها یا اندازه و شکلها را مورد مطالعه قرار میدهد. ولی هم گیاه عضوی یگانه است و هم انسان و اگر بخواهیم برخورد انسان با گیاه را بررسی کنیم ناچاریم، به تمامی این جنبهها توجه داشته باشیم. «اشر» نقاش معروف هلندی در سال 1971 میلادی در سن 72 سالگی و یک سال پیش از مرگ خود نوشت:
«وقتی که هوشمندانه با رمز و رازهای دور و برخود برخورد کردم و وقتی به تجزیه و تحلیل مشاهدههای خود پرداختم، به ریاضیات رسیدم. من آموزش جدی در دانش ندیدهام ولی گمان میکنم بیشتر با یک ریاضیدان وجه مشترک داشته باشم تا با یک هنرمند.»و «رودن» مجسمهساز مشهور فرانسوی میگوید:
«من یک رویاپرداز نیستم، بلکه یک ریاضیدانم. مجسمههای من فقط به خاطر این خوبند که ساخته و پرداخته اندیشه ریاضیاند.»از سوی دیگر، «ج.ه هاردی» ریاضیدان انگلیسی معتقد است:
«معیار ریاضیدان مانند معیار نقاش یا شاعر، زیبایی است. اندیشهها هم مانند رنگها یا واژهها باید در هماهنگی کامل و سازگار با یکدیگر باشند. زیبایی نخستین معیار سنجش است.»
جایگاه هنر در درس ریاضی
اگر این را بپذیریم که، تصور و خیال، یکی از سرچشمههای اصلی آفرینشهای هنری است، آن وقت ناچاریم قبول کنیم که، در ریاضیات هم، دستکم عنصرهای زیبایی و هنر وجود دارد چرا که مایه اصلی کشفهای ریاضی، همان تصور و خیال است.به قول «ولادیمیر ایلیچ» نویسنده «دفاتر فلسفی»، تصور و خیال «حتی در ریاضیات هم لازم است، حتی کشف حساب دیفرانسیل و انتگرال هم، بدون تصور و خیال، ممکن نبود.»
با هیچ نیرنگی، نمیتوان از کشش انسانها به سمت زیباییها جلوگیری کرد و آن چه زشت و نازیبا است را جانشین زیباییها کرد.
آدمی، از همان روزهایی که میشنود، میبیند و درک میکند، از موسیقی و نقاشی و شعر لذت میبرد و چه به صورت لالایی مادر باشد یا آهنگ گوشنواز چایکووسکی، چه بیتی عامیانه و کوچه باغی باشد یا سرودی از لسانالغیب، چه هنرمندانه قالیهای دستباف باشد و چه ظرافتها و رنگهای چشمنواز بهزاد و کمالالملک، همه جا انسان را به سوی خود میکشاند و غرق در آرامش و لذت میکند. ولی تمامی اینها، یک شرط اساسی دارد و آن، این است که با آفریدهای از یک استاد هنرمند سروکار داشته باشید وگرنه، حرکت ناشیانه آرشه بر ویلون، روح شما را میآزارد و ردیف بیربط واژههای شعر سخن ناشناس، شما را بیزار و کسل میکند. در واقع تمامی عرصه ریاضیات، سرشار از زیبایی و هنر است. زیبایی ریاضیات را میتوان، در شیوه بیان موضوع، در طرز نوشتن ارائه آن، در استدلالهای منطقی آن، در رابطه آن با زندگی و واقعیت، در سرگذشت پیدایش و تکامل آن و در خود موضوع ریاضیات مشاهده کرد.
هندسه، به مفهوم عام آن، زمینهای سرشار از زیبایی است. میگویند افلاطون، تقارن را مظهر و معیار زیبایی میدانست و چون، گمان میکرد فقط هندسه است که میتواند رازهای هندسه را برملا کند و از ویژگیهای آن برای ما سخن بگوید، به هندسه عشق میورزید و بر سر در آکادمی خود نوشته بود: «هرکس هندسه نمیداند وارد نشود.»
و هنوز هم، با آن که هنر کوبیسم بسیاری از سنتها را درهم شکست و زیباییهای خیرهکننده نامتقارنی را آفرید، باز هم از قدر و قیمت تقارن چیزی نکاست، و چه مردم عادی و چه صاحبنظران، همچنان اوج زیبایی را در تقارن و تکرار میبینند. شاید بتوان گفت که کوبیسم، مفهوم زیبایی ناشی از تقارن را گسترش داده و تکامل بخشیده است.
هندسه، همچون دیگر شاخههای ریاضیات، زاده نیازهای آدمی است، ولی در این هم نمیتوان تردید کرد که در کنار سایر عاملها یکی از علتهای جدا شدن هندسه از عمل و زندگی و شکلگیری آن به عنوان یک دانش انتزاعی، کشش طبیعی آدمی به سمت زیبایی و نظم بوده است. و هرچه هندسه تکامل بیشتری پیدا کرده و عرصههای تازهای را گشوده، نظم و زیبایی خیرهکننده آن، افزونتر شده است.
از همین جا است که، یکی از راههای شناخت زیبایی ریاضیات و به خصوص هندسه، آگاهی بر نحوه پیشرفت و تکامل آن است. مفهوم نقطه و خط راست، از کجا آغاز شد و چگونه از فراز و نشیبها گذشت، تا به ظرافت و شکنندگی امروز رسید. ما در طبیعت دور و بر خود، نه فقط نقطه و خط راست هندسی، بلکه دایره، مستطیل و کره و متوازیالسطوح هم به معنای انتزاعی خود نمیبینیم.
این ذهن زیبا جو و در عین حال، آفریننده انسان بوده است که چنین شکلها و جسمهای به غایت ظریف و زیبا را ابداع کرده است و سپس کاربردهای عملی زیباتری هم برای آنها یافته است.
و در همین جا است که میتوان جنبه دیگری از زیبایی ریاضیات را جست و جو کرد. ریاضیات با همه انتزاعی بودن خود، بر تمامی دانشها حکومت میکند و جزءجزء قانونهای آن، همچون ابزاری نیرومند دانشهای طبیعی و اجتماعی را صیقل میدهد و به پیش میبرد، تفسیر میکند و در خدمت انسان قرار میدهد.
با چند ضلعیهای محدب منتظم، که نمونههای جالبی از شکلهای متقارناند، میتوان تصویرهای جالب و زیبایی به دست آورد. ولی جالبتر از آنها، چند ضلعی منتظم مقعر، یا چند ضلعی منتظم ستارهایاند. سادهترین آنها، یعنی پنج ضلعی منتظم ستارهای را به سادگی میتوان رسم کرد. بررسی ویژگیهای چند ضلعیهای منتظم (محدب و مقعر) و بدست آوردن شکلهای ترکیبی از آنها، زمینه گستردهای برای جلب دانشآموزان، به زیباییهای درسهای ریاضی است. از آن جالبتر، کار با چند وجهیهای منتظم است.
نشان دادن فیلمها و اسلایدها از چند وجهیهای افلاطونی و چند وجهیهای نیمه منتظم، به ویژه اگر همراه با توضیح ساختمان بلورها و دانههای برف باشد، میتوانند وسیله بسیار خوبی برای بیدار کردن احساس زیبایی دوستی دانشآموزان باشد.
ولی نباید گمان کرد که در اشکال نامنتظم نمیتوان زیباییها را جست جو کرد. نسبتها و اندازهگیریها، زمینه بسیار مساعدی است که میتواند موجب رشد احساس زیباییشناسی دانشآموزان بشود و آنها را به طرف ریاضیات جلب کند. مسألههای مربوط به ماکزیمم و مینیمم یکی از جالبترین و دلکشترین زمینهها در هندسه است که، نه فقط نیروی تفکر و استدلال دانشآموز را بالا میبرد، بلکه در ضمن، احساس هنری و زیباشناسی او را هم بیدار میکند.
در هندسه وقتی پارهخطی را طوری به دو بخش تقسیم کنیم که مجذور بخش بزرگتر برابر با حاصلضرب تمامی پارهخط در بخش کوچکتر باشد، میگویند که: «پارهخط را به نسبت زرین تقسیم کردیم.» تقسیم پارهخط به نسبت زرین از دوران یونان باستان شناخته شده است و ریاضیدانان یونان باستان مستطیلی را که روی این دو بخش پارهخط ساخته شود زیباترین مستطیل میدانستهاند و آزمایش فوق توانست درستی نظر ریاضیدانان باستانی را تأیید کند.
درباره نسبت زرین باید یادآوری کرد که از همان دوران باستان، از این نسبت در مجسمهسازی و معماری به فراوانی استفاده میکردهاند. از همان دوران باستان ریاضیدانان در جست و جوی زیباترین راهحل برای مسألهها بودهاند. در ریاضیات اغلب از اصطلاح زیباترین راهحل یا زیبایی راهحل استفاده میکنند. معلم ابتدا مسأله را به طریق عادی حل میکند و سپس راهحل هوشمندانه و سادهای را برای حل مسأله وجود دارد، به دانشآموزان نشان میدهند. از سادهترین مسألههایی که در دبستان مطرح میشود، تا دشوارترین مسألههای سال آخر دبیرستان، میتوان از این شیوه استفاده کرد.
زیبایی شناسی در درس ریاضی
علاقه به هنر و توجه به زیباییهای طبیعت و زندگی یکی از جنبههای شخصیت انسانی را تشکیل میدهد و این علاقه را میتوان و باید از همان سالهای نخست تحصیل، شکل داد و تقویت کرد. مبارزه با زیبایی و کشاندن کودکان و نوجوانان به سمت پدیدههای اندوهبار و تلاش برای دور نگهداشتن آنها از زیباییهای درون و بیرون خود، به معنای ستیز با طبیعت انسانی آنهاست و در بهترین صورت خود موجب یأس و سرخوردگی یا عصیان و بیبندوباری میشود.
درسهای ریاضی میتواند نقش عمدهای در شکوفایی زیباییشناسی داشته باشد و معلم با تجربه میتواند از هر فرصتی برای تقویت درک هنری دانشآموزان استفاده کند و ظرافت بیشتری به روحیه زیباشناسی آنها بدهد. کودکان و نوجوانان هر چیز جالب را دوست دارند و در ریاضیات، موضوعهای جالب و زیبا، فراوان است.ریاضیات دانشی است منطقی، دقیق و قانعکننده و تمامی بخشهای آن، مثل حلقههای زنجیر به هم پیوستهاند. سرچشمه تأثیر احساسی و هنری ریاضیات را، باید در قطعی بودن نتیجهگیریها و عام بودن کاربردهای آن و در کامل بودن زبان ریاضیات، شاعرانه بودن تاریخ آن و در مسألههای معمایی و سرگرمکننده، جست وجو کرد.
codex09x
برچسبها:
راههای تقویت املا
اهمیت نوشتن و نیاز به صحیح نوشتن در ایجاد ارتباط با دیگران بر کسی پوشیده نیست. در همین ارتباط از ابتدای آموزش رسمی خواندن و نوشتن، به کودکانمان میآموزیم که چگونه بنویسیم وچه اقداماتی در این باره انجام میدهیم تا بتوانند آموختههای خود را در موقعیتهای مختلف به کار گیرند. مهمترین ماده درسی که این وضعیت را بر عهده دارد، املای فارسی است. املا در لغت به معنی پر کردن، بر سر جمع گفتن، تقریر کردن مطلبی تا دیگری آن را بنویسد، است. در زبان فارسی کلمهای معادل املا و دیکته نداریم، ولی میتوانیم «از بر نویسی» یا «گفتار نویسی» را جایگزین کلمه املا یا دیکته کنیم. منظور این است که شخص گفتههای دیگران را بدون دیدن آن کلمات بنویسد. با توجه به این که درس املا بنای علمی در یادگیری سایر دروس است و توجه به این مهم، یکی از ضروریات نظام آموزشی ماست و از طرفی روشهای متداول املا نمیتواند راه گشای مشکلات آموزشی در این درس باشد، لذا در این مجموعه سعی شده است چندین روش متنوع و جالب برای املا و تصحیح آن ارائه شود. تا از همین ابتدای سال تحصیلی با یاری اولیا و آموزگاران در افزایش توانمندی دانشآموزان تلاش شود.
۱) املا به صورت گروهی. به این شکل که بچهها را به گروههای 5 یا 6 نفره تقسیم میکنیم و در هر گروه، هر خط را یک نفر از گروه مینویسد و در انتها نمره گروهی میدهیم و آن املا در پوشه کار گروهها قرار میگیرد.
2) هر گروه یک متن املا با کمک تمام اعضای گروه خود مینویسد و ما املای همه گروهها را جمعآوری کرده و میخوانیم و سپس یا بهترین متن دیکته را به کل کلاس میگوییم و یا از هر گروه یک پاراگراف انتخاب کرده و دیکته تلفیقی تهیه کرده و به کل کلاس، دیکته میگوییم. در این صورت متن دیکته را بچهها انتخاب کردهاند.
3) بچهها را گروهبندی میکنیم و سپس هر گروه متن دیکتهای را مینویسد و برای گروه دیگر میخواند تا آن گروه بنویسند. دیکته گروه به گروه نام دیگر این دیکته است.
4) در روش دیگر، باز بچهها به گروههای 5 یا 6 نفره تقسیم میشوند. 10 کلمه مهم از درس انتخاب میکنیم و از بچهها در گروهها میخواهیم که هر کدام جملهای را در ارتباط با درس بنویسند و از کلمات مهم مورد نظر استفاده کنند و هر گروه جملات خود را کنار هم گذاشته و یک متن کوتاه و زیبا بسازد.
5) در مواقعی که شاگردی ضعیف است و در املا پیشرفت چندانی ندارد، میتوان در هنگام دیکته دانشآموز ضعیف را کنار دانشآموز قوی نشاند تا بعضی از لغات را که برایش مشکل است، با مشورت بنویسد. در نتیجه دانشآموز ضعیف، هم آن لغت را به خوبی به ذهن میسپارد و هم با افت نمره به طور مکرر مواجه نمیشود. البته این روش نباید به طور تکرار و همیشگی باشد.
6) در هنگام تصحیح کردن املا، معلم صحیح لغات را نمینویسد و دانشآموزان خودشان درست لغات را از کتاب پیدا میکنند و بعد ما به آن املا نمره میدهیم. یعنی، ابتدا دور کلمات اشتباه خط میکشیم و صحیح آن را بچهها مینویسند و ما به صحیح نوشتن آنها نمره میدهیم.
7) روش دیگر این است که معلم بهتر است متن دیکته را قبل از املا برای بچهها بخواند، ولی بچهها چیزی ننویسند و تنها گوش دهند.
8) بعد از املا هم باید متن مجدداً خوانده شود، یعنی در هر املا کل متن باید سه بار خوانده شود.
9) در صورت دیگر املا، میتوان شفاهی دیکته را خواند و بچهها لغات مهم آن را هجی کنند و در هوا بنویسند. 10) نوع دیگر املا میتواند چنین باشد که شاگرد پشت سری کلمات را روی پشت فرد جلویی بنویسد و شاگرد جلویی از روش حرکت انگشتی فرد عقبی بتواند لغات را بفهمد و بنویسد که این یک نوع بازی و املا است.
11) در روش دیگر به بچهها میگوییم روزنامه با خود به کلاس بیاورند و لغات را ببرند و از لغات بریده شده یک بند املا برای ما درست کنند و بر روی ورقه بچسبانند. یا این روش میتواند به صورت گروهی هم صورت گیرد.
12) میتوان املایی را به صورت پلیکپی بدون نقطه، بدون تشدید و یا به صورت لغات ناقص به دانشآموزان داد تا آنان در جای مناسب نقطه بگذارند و یا تشدید قرار دهند یا لغات ناقص را کامل کنند.
13) میتوان دیکته را به صورت لغات صحیح و غلط در کنار هم قرار داد تا بچهها کلمه غلط را خط بزنند.
14) روش دیگر املا میتواند به صورت تصویری باشد. یعنی، شکل را به دانشآموزان بدهیم تا آنان املای صحیح آن را بنویسند.
15) املای تقویت حافظه: بدین صورت که معلم متنی را روی تخته مینویسد و سپس متن را برای دانشآموزان میخواند و سپس روی نوشتههایش روی تخته پرده میکشد و بچهها باید هر آنچه از متن فهمیدهاند را بنویسند. سپس معلم پرده را از تخته برمیدارد و بچهها متن خود را با متن تخته مقایسه میکنند و به خود امتیاز میدهند.
16) روش دیگر، میتواند استفاده از آینه باشد که کلمات را بر عکس بنویسیم و بچهها با آینه درست آن را بنویسند و یا صحیح آن را بخوانند.
17) دیکته آبکی: روش دیگر، استفاده از آب و محیط حیاط مدرسه است. بدین ترتیب که بچهها به صورت انفرادی و یا گروهی با خود آبپاش به مدرسه میآورند و با آب دیکته را روی زمین بنویسند و گروهی نوشتههای خود را تصحیح کنند.
18) روش دیگر در تصحیح املا این است که دانشآموزان با اشتباهات خود جمله بسازند و یا دیکته به صورت جملهسازی از لغات مهم درس باشد.
19) کلمات مهم یا مشکل درس را روی پارچه بنویسند و سپس با خمیر و یا نخ و سوزن کلمات را بسازند و یا بدوزند که در این صورت املا با هنر و بازی توأمان میشود (یادگیری تلفیقی)
20) دانشآموزان از اشتباهات خود در املا کلمات همخانواده، متضاد و یا هم معنا بنویسند.
21) برای آشنایی دانشآموزان با انواع صداها و لهجهها در هنگام دیکته گفتن و از این که بچهها تنها به صدا و لحن معلم خود خو نگیرند، معلم میتواند از اطرافیان خود بخواهد تا متن املا را بر روی نوار بخوانند و صدای خود را ضبط کنند و سپس آن متن را به کلاس بیاورد و بچهها از روی آن نوار دیکته بنویسند و در هنگام ارزشیابی پایانی و یا هر زمان دیگر بچهها دچار مشکل نشوند.
22) همکاران معلم میتوانند در املاهای کلاسی جای خود را تعویض کنند و به بچههای کلاسهای دیگر املا بگویند تا بچهها با انواع صداها و لحن و گویش در دیکته آشنا شوند.
23) دانشآموزان میتوانند به والدین خود دیکته بگویند و والدین در املای خود چند کلمه را اشتباه بنویسند تا بچهها آنها را تصحیح کنند و به پدر و مادر خود نمره دهند.
24) بچهها میتوانند به معلم خود دیکته بگویند. هر گروه یک پاراگراف به معلم بگوید و در انتها گروهها ورقه معلم را تصحیح کنند و یا هر گروه پاراگراف مخصوص به خود را صحیح کند. البته بهتر است معلم چند کلمه را عمداً اشتباه بنویسد.
25) برای والدین بیسواد، فرزند میتواند صدای خود را ضبط کند و از روی صدای خود به خودش دیکته بگوید یعنی صدای ضبط شده خود را جایگزین صدای اولیای خود که بی سواد هستند، نماید.
26) یکی دیگر از روشها برای تصحیح املا این است که میتوان املا را به بچهها داد تا تصحیح کنند، ولی در نهایت نمره نهایی را معلم بدهد و یا دانشآموزان تصحیح کننده با مداد کنار دفتر فرد، نمره بگذارند و بعد معلم، نمره خود را با نمرهای که دانشآموزان داده مقایسه کند.
27) معلم لغاتی را بر روی مقوا مینویسد و مقوا را به تخته نصب میکند و زمان کوتاهی وقت میدهد تا دانشآموزان کلمات را به دقت نگاه کنند و سپس مقوا را جمع میکند. در این جا بچهها هر آنچه از لغات در ذهنشان مانده است را مینویسند و ما لغات و کلمات آنان را تصحیح میکنیم تا دقت آنان سنجیده شود.
28) دانشآموزان املا را در هوا بنویسند و ما هم در هوا تصحیح کنیم نه با قلم و روی کاغذ
29) روش دیگر املا که همراه با بازی هم است، این است که دانشآموزان با گچ روی زمین مدرسه و حیاط مدرسه دیکته بنویسند و سپس حیاط را دستهجمعی بشویند تا آثار گچ حیاط مدرسه را کثیف نکند.
30) معلم میتواند املا را بر روی چندین کارت بنویسد و این کارتها بین گروهها تقسیم شود تا تمام گروهها کارت را ببیند و سپس کارتها را جمع کرده و از روی آنها دیکته بگوید. لازم به تذکر است که روشهای املا که به عنوان نمونه بیان گردید را نباید به عنوان روش واحد تلقی کرد. اگر هر روشی بیشتر از اندازه استفاده گردد، ارزش آموزشی خود را از دست میدهد. لذا اگر معلم بنا به ضرورت و در نظر گرفتن تنوع، روشهای متنوع املا را به کار گیرد نتیجه مفیدی عاید دانشآموزان خواهد شد.
اصول و مبانی املا
مراحل آموزش نوشتن به پنج مرحله زیر تقسیم می شود:
1) آموزش نوشتن غیر فعال ( رونویسی )
2) آموزش نوشتن نیمه فعال ( املا )
3) آموزش نوشتن فعال پایه یک( کلمه سازی )
4) آموزش نوشتن فعال پایه دو(حمله سازی )
5) آموزش نوشتن فعال ( خلاق )
انشا و انواع آن با توجه به مشکل دانش آموزان در مرحله آموزش نوشتن نیمه فعال (املا) است به آموزش املا می پردازیم. مهارت املا نویسی به معنی توانایی جانشین کردن صحیح صورت نوشتاری حروف , کلمات و جمله ها به جای صورت آوایی آنهاست . دانش آموزان بـایـد به این مهارت دست یابند تا بتوانند بخوبی بین صورت تلفظی کلمه ها و حروف سازنـده آن ها پیـونـد مناسبی بـرقـرار کنند بدین ترتیب زمینه لازم برای پیشرفت آنان در درس های جمله نویسی , انشا و به طور کلی مهارت نوشتن بهتر فراهم می شود , دانش آموزان هنگام نوشتن املا باید نکاتی را در باره صداهایی که بوسیله معلم در قالب کلمات و جمله ها بر زبان جاری می شود رعایت نمایند :
الف) آنها را خوب بشنوند + تشخیص دقیق کلمه + ادراک کلمه
ب) آنها را خوب تشخیص دهند + یادآوری و مجسم ساختن تصویر + بازشناسی کلمه صحیح در ذهن.
ج) آنها را درست بنویسند + نوشتن صحیح حروف سازنده کلمه + بازنویسی کلمه و توالی مناسب آنها.
اشکالات املایی دانش آموزان که از دیدگاه زبان شناختی بر اثر اشکالات رسم الخطی , تاثیر لهجه و گویش محلی دانش آموزان و فرایندهای آوایی حذف , تبدیل , افزایش و قلب به وجود می آیند از دیدگاه روان شناختی از موارد زیر سرچشمه می گیرند :
الف) ضعف در حساسیت شنوایی , مثال : ژاله - جاله
ب) ضعف در حافظه شنوایی , مثال جا انداختن کلمات
ج) ضعف در حافظه دیداری , مثال حیله – هیله
د) ضعف در حافظه توالی دیداری , مثال مادر – مارد
هـ) قرینه نویسی , مثال دید –
و) وارونه نویسی , مثال دید –
ز) عدم دقت , مثال : گندم – کندم
ح)نارسا نویسی , مثال رستم – رسم
روش تدریس املا
املا واژه ای است عربی و معنای آن نوشتن مطلبی است که دیگری بگوید یـا بخـوانـد . درس املا در بـرنـامـه آمـوزشـی دوره ابتدایی اهداف زیر را در بر می گیرد
1) آموزش صورت صحیح نوشتاری کلمه ها و جمله های زبان فارسی
2) تشخیص اشکالات املایی دانش آموزان و رفع آنها
3) تمرین آموخته های نوشتاری دانش آموزان در رونویسی.
بدیهی است با نوشتاری که با غلط های املایی همراه باشد ارتباط زبانی بین افراد جامعه بخوبی برقرار نمی شود . بنابراین , لزوم توجه به این درس کاملاً روشـن اسـت عـلاوه بـر اهـداف فـوق , امـلا نـویسی , دانـش آمـوزان را یـاری می کند تا مهارت های خود را در زمینه های زیر تقویت نمایند
- گوش دادن با دقت
- تمرکز و توجه داشتن به گفتار گوینده ( معلم)
- آمادگی لازم برای گذر از رونویسی ( نوشتن غیرفعال ) جمله نویسی و انشا (نوشتن فعال) نکات برجسته
روش آموزش املای فارسی
1) توجه بیشتر به وجه آموزشی درس املا نسبت به وجه آزمونی آن
2) انعطاف پذیری در انتخاب تمرینات در هر جلسه املا
3) توجه به کلمات به عنوان عناصر سازنده جمله های زبانی
4- ارتباط زنجیر وار املاهای اخذ شده در جلسات گوناگون
معیارهای ارزشیابی
عناصر دیگر روش آموزش املا را به صورت زیر هم میتوان مرحله بندی کرد :
گام اول, انتخاب متن املا و نوشتن آن روی تخته سیاه و خواندن آن
گام دوم , قرائت املا توسط معلم و نوشتن آن توسط دانش آموزان
گام سوم , تصحیح گروهی املاها و تهیه فهرست خطاهای املایی
گام چهارم , تمرینات متنوع با توجه به اولویت بندی اشکالات املایی استخراج شده.
گام اول , انتخاب متن :
در انتخاب متن املا به موارد زیر توجه شود : - متن مورد نظر حاوی جمله باشد و از انتخاب کلمه به تنهایی خودداری شود. - کلمات سـازنـده جمـلات متـن از حـروفـی تشکیل شده باشند که قبلاً تدریس شده اند. - کلمات خارج از متن کتاب های درسی , از 20 درصد کل کلمات بیشتر نباشد. - علاوه بر جملات موجود در کتاب های درسی , با استفاده از کلمات خوانده شده , جملات دیگری هم در نظر گرفته شوند . - در هر جلسه از کلماتی که در جلسات قبلی برای دانش آموزان مشکل بوده اند نیز استفاده شود تا بتوان درجه پیشرفت شاگردان را اندازه گیری کرد.
گام دوم
معلم متن املا را از روی تابلو پاک کرده , پس از آماده شدن دانش آموزان , آن را با صدایی بلند و لحنی شمرده و حداکثر تا دو بار قرائت می کند . البته هنگام قرائت متن املا از خواندن کلمه به کلمه خودداری کرده , متن را به صورت گروههای اسمی و فعلی یا جمله کامل قرائت می کند تا دانش آموزان با بافت جمله و معنای آن آشنا شوند . متن املا را با سرعت مناسب تکرار می کند تا کند نویسان هم , اشکالات خود را بر طرف نماند .
گام سوم
این گام با مشارکت کامل دانش آموزان انجام می شود و معلم بدون اشاره به نام آنان تک تک املا ها را بررسی و مشکلات را استخراج می کند . به این ترتیب که معلم املای اولین دانش آموز را در دست می گیرد و به کمک دانش آموز کلمات یاد شده را رونویسی می کند. سپس املای دومین , سومین و .... در دست می گیرد و به کمک همان دانش آموز یا دانش آموز دیگری , صورت صحیح غلط های املایی را روی تابلو ثبت می کند . البته هر جا که غلط ها تکراری بودند جلوی اولین مورد آن یک علامت ( مثلاً * ) می زند . در پایان با شمردن غلط ها , اشکالات املایی دانش آموزان را اولویت بندی می کند .
گام چهارم
در ایـن گام معلـم با توجه به مهمترین و پر تعداد ترین اشکالات املایی دانش آموزان با بکار گیری انواع تمرینات حرف نویسی و کلمه نویسی و همچنین تمرینات کلمه سازی و جمله سازی به تقویت توان نوشتاری دانش آموزان می پردازد.
برچسبها:
درس پژوهی چیست؟
اهداف درس پژوهی :
الف1- گسترش فرهنگ یادگیری در مدارس 2-فراهم کردن محیط یادگیری معلمان از یکدیگر 3- ارتقا دانش حرفه ای معلمان 4- بازاندیشی در رفتار خود 5- مشارکت در تحول مستمر آموزش .
ب: 1- درس پژوهی مدلی اثربخش برای پژوهش در مدرسه 2- یادگیری چگونه از همدیگر بیاموزند 3- سهیم بودن در تجارب آموزشی و تربیتی یکدیگر4- بازاندیشی در رفتارهای آموزشی و رسیدن به راههای بهتر برای یاد دادن و یاد گرفتن 5- تولید دانش حرفه ای
پ: با درگیر ساختن معلمان در فرایند تبیین مساله ، طرح نقشه ، عمل ، مشاهده ، بازاندیشی (بازنگری) فرهنگ مشارکتی حرفه ای را ارتقا می دهد.
ت: کمک به تغییر در فرهنگیان مدرسه ، ایجاد و توسعه دادن محیطی انعطاف پذیر برای دستیابی به یادگیری سازمانی
ث: احساس مسئولیت بیشتر در اداره مدرسه ، عاملی برای فراهم آوردن یادگیری از خود از طریق مشاهدهِ بازاندیشی در عملِ انجام شده و خود ارزیابی
ج: تشویق معلمان به همکاری با محققان در حمایت از ترویج فکر سیستماتیک و تفکر انتقادی ، توجه اصلی معلمان به فرایند یاد دهی ، یادگیری ، و ایجاد علاقه بیشتر معلمان در زمینه توجه به یادگیری شاگردان در کلاس درس
چ: کمک کردن در محیطی شوق انگیز و مسئوولانه به بهسازی فرهنگ مدرسه ، ارتقا ظرفیت خود برای تبدیل شدن از نقش آموزگار به یادگیرنده و رهبری فرایند یادگیری تغییر دهند. حمایت از رهبری آموزشی در ایجاد تفکر نوآورانه و غنی سازی یادگیری ، توسعه مهارتهای خود به عنوان رهبران تحول در مدرسه ، تولید دانش حرفه ای ،گسترش فرهنگ یادگیری ، رهبری اثربخش از طریق توسعه مشارکت ،همکاری و بازاندیشی گروهی .
ح: درک عمیق تر مدیران آموزشی از درس پژوهی ، بکارگیری استراتژی های اثربخش تر در ارتقای مدیریت آموزشی ،تغییریاددهنده به یادگیرنده ،تبدیل مدرسه از مکان آموزش به جایی برای یادگیری متحول می سازد ، مدرسه را به مثابه سازمان یادگیرنده بازسازی می کند.
مراحل درس پژوهی :
۱-تبیین مساله و انتخاب موضوع
دانش آموزان در درک کدام مباحث و دروس مشکل دارند ؟
یافتن روشی برای انتقال یک مفهوم جدید در کلاس درس
یک سوال جزیی ( بهبود فهم دانش آموزان از چگونگی جمع کردن کسرهایی با مخرج های نامساوی )
الزامات تبیین مساله
طرح مبانی نظری موضوع
بهره گیری از یافته های پژوهشی
توجه به ویژگی ها و شرایط خاص مساله
۲-برنامه ریزی درس پژوهی
ضرورت و اهمیت پرداختن به موضوع (از طریق درس پژوهی )
کاربردهای عملی و نظری
تهیه و تدوین الگوی طرح درس (مبتنی بر روشهای فعال تدریس)
تعیین اعضای گروه (5نفر)وظایف و مسئولیت ها و نقش هریک
امکانات مورد نیاز برای مجری درس ،زمان انجام ،فیلمبردار،تعیین دبیر تیم و...
تهیه طرح درس توسط گروه
۳-آموزش درس بر اساس برنامه و طرح درس تنظیم شده انجام گردد
تعیین تاریخ تدریس ، نشستن معلمان هنگام تدریس در عقب کلاس
انجام فیلمبرداری توسط یک نفر
یک نفر تدریس معلم را بر اساس طرح درس تعیین شده نظارت می کند.
یک نفر واکنش ها ، عملکرد دانش آموزان را زیر نظر دارد و ضمن تهیه گزارش میزان علاقه و فعالیت های آنان را زیر نظر دارد.
۴-ارزشیابی تدریس و بازتاب تاثیر آن در برنامه ریزی مجدد درس
اظهار نظر معلم مجری طرح درس در مورد تدریس خود ،بیان نظر خود درباره ی چگونگی اجرای درس و مسائل عمده آن بعد معلمان عضو گروه با دیدی انتقادی درباره ی قسمت هایی از درس که از نظر آنان مشکل داشته حرف می زنند. تمرکز بر درس است نه معلمی که آنرا آموزش داده درس محصول گروه است و همه اعضا در مورد نتیجه برنامه خود احساس مسئولیت می کنند و در واقع از خود انتقاد می کنند. دبیر تیم تمام نقطه نظرات را یادداشت می کند.
۵-تجدید نظر در تدریس
معلمان گروه درس پژوهی با توجه به مشاهدات و بازخوردها در درس تجدیدنظر می کنند(مواد آموزشی ، فعالیت ها، سوال ها و . . . )
یک سوال اساسی چگونه می توان برنامه را بهتر اجرا کرد ؟
با توجه به مشاهدات و یادداشت های معلمان ، واکنش های دانش آموزان و نظرات معلم مجری ،در طرح درستجدید نظر می شود.
ممکن است ( روش تدریس ،فعالیت ها ، سوال ها، مسائل مطرح شده ، مواد و رسانه انتخاب شده یا همه اجزای درس ) تغییر کند تا در دور بعد تدریس نتایج بهتری عاید شود.
۶-آموزش درس تجدید نظر شده
درس تجدید نظر شده یک بار دیگر با رفع نواقص و بر اساس اصلاحات انجام شده تدریس می گردد .
(تدریس نهایی)
این تدریس ممکن است توسط همان معلم و در همان کلاس یا توسط یکی دیگر از اعضای گروه و در همان کلاس یا در مکانی دیگر تدریس شود.
در این مرحله اعضای شورای معلمان در تدریس حضور دارند .(ممکن است تعداد معلمان و اعضای گروه بیشتر از دانش آموزان باشد.)
۷-ارزشیابی و باز اندیشی سوال
این مرحله از درس پژوهی که در جلسه مطرح می شود . چه چیزی از درس پژوهی و اجرای آن آموخته شد ؟
یادگیری و فهم دانش آموزان و مساله ای که به خاطر آن پژوهش انجام شد در این مرحله بررسی می شود و تیم از خود می پرسند تا چه اندازه خوب عمل کردیم. بطور کلی میزان تحقق اهداف بیان می شود .
در این مرحله ممکن است از افرادی مانند معلمان مجرب ، مولفان کتب درسی ، اساتید دانشگاه ، انجمن های علمی مرتبط با موضوع درس پژوهی دعوت به عمل آید. همه اعضای شورای معلمان به همراه یک فرد متخصص خارج از مدرسه تدریس را نقد و بررسی و تغییراتی پیشنهاد می کنند.
۸-سهیم شدن در نتایج و دستاوردها
نوشتن گزارش پایانی (تشریح فرایند درس پژوهی و یافته ها همراه با مستندات ، گزارش ها ، فیلم ها ، عکس ها ، صورت جلسات ، نقطه نظرات معلمان و دانش آموزان و اولیا )
بازدیدهای افراد متخصص و مسئولین ؛ بازدیدهای معلمان از مدارس یکدیگر ؛ تبادل تجربیات
برچسبها:
آموزش و پرورش رسمی در ایران با قدمتی بیش از یک قرن در ادوار مختلف به دنبال تحول و دگرگونی بوده لکن به دلیل کم توجهی به مبانی ارزشی ویژگی های فرهنگی و نیازهای اجتماعی در این زمینه کمتر توفیق داشته است آموزش و پرورش رسمی در ایران با قدمتی بیش از یک قرن در ادوار مختلف به دنبال تحول و دگرگونی بوده لکن به دلیل کم توجهی به مبانی ارزشی ویژگی های فرهنگی و نیازهای اجتماعی در این زمینه کمتر توفیق داشته است .
با پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی و جاری شدن ارزش های اسلامی در ارکان حکومت تغییرات گسترده ای در بنیادهای نظری اهداف محتوی روش ها و دیگر اجزای نظام آموزشی آغاز شد اما به دلیل حاکمیت دیدگاههای گذشته و عادت شدن روش ها آنگونه که بایسته نظام جمهوری اسلامی است این تغییرات نهادینه نشده و ضرورت آن همچنان به قوت خود باقی است . رهبر معظم انقلاب با نگاه عمیق همه جانبه و پایدار نسبت به رسالت آموزش و پرورش در نظام اسلامی بر ناکافی بودن تغییرات در نظام آموزشی تاکید کرده و بر لزوم استمرار آن به صورت دقیق تر و عمیق تر امر فرموده اند. در جهت پاسخگویی به فرامین رهبری معاونت آموزش و نوآوری به دنبال ایجاد تغییر در عناصر مختلف نظام آموزشی ازجمله سیستم ارزشیابی تحصیلی برآمده است .
سیستم ارزشیابی جدید (توصیفی ) مرحله مطالعاتی و آزمایشی خود را در سال های گذشته (۱۳۸۱ الی ۱۳۸۶ ) طی کرده و از سال تحصیلی ۸۸ ـ۸۷ وارد مرحله جدیدی شده که بدون هماهنگی و همراهی آموزگاران مدیران دانش آموزان و والدین گرامی به موفقیت نخواهد رسید. ارزشیابی توصیفی در صدد است با تغییر در دیدگاه ها نگرش ها و روش های دست اندرکاران نظام آموزشی و خانواده ها محیط پربار بانشاط و جذابی را برای کودکان فراهم نماید. مجموعه حاضر برای آشنایی کلی والدین گرامی تنظیم شده و امید است بتواند به بخشی از سوال های این عزیزان پاسخ دهد.
یکی از مهمترین دغدغه های والدین در امر تعلیم و تربیت فرزندان موفقیت آنان در امور تحصیلی است . نظام آموزش و پرورش با درک این دغدغه ارزشمند خود را ملزم می داند تا حداکثر تلاش خود را برای فراهم آوردن شرایط مناسب یادگیری و رشد و بالندگی فرزندان ایران عزیز اسلامی فراهم نماید. آیا تاکنون از خود پرسیده ایم که انتظارمان از مدرسه چیست به این سوال مهم هر کسی پاسخی می دهد.
عده ای اعتقاد دارند مدرسه باید علوم مختلف را به دانش آموزان آموزش دهد. عده ای دیگر به آموزش مهارت های زندگی گروهی نیز بر رشد ارزش ها و ویژگی های اخلاقی و... تاکید می نمایند. پاسخ هیچ گروهی نادرست نیست . اما کامل هم نیست مدرسه وظیفه دارد فرصت های مناسبی برای تعلیم و تربیت اسلامی به معنای واقعی فراهم نماید و نباید هیچیک از موارد فوق مورد کم توجهی قرار گیرد. کودکان باید مهارت های پایه و اساسی را با جذاب ترین روش ها در محیط آرام و دلنشین بیاموزند و با مشارکت فعال و موثر در این فرایند آماده زندگی در جامعه فردا شوند .
دوره ابتدایی در نظام آموزشی ایران دانش آموزان گروه سنی ۱۰ ـ۶ ساله را دربرمی گیرد و این دوره به دلیل ویژگی ها و شرایط سنی کودکان از اهمیت و حساسیت بیشتری نسبت به دوره های تحصیلی دیگر برخوردار است زیرا : کودکان در این دوره بیشترین آمادگی را برای یادگیری دارند. انگیزه و علاقه کودکان به آموختن با توجه به گرایش فطری آنها به جستجوگری و پرسشگری و کسب شناخت بالاست . دوره ای است که شخصیت دانش آموزان شکل می گیرد و آینده آنها را تحت تاثیر قرار می دهد. در این دوره کودکان هنوز قالب شخصیتی پیدا نکرده اند و شرایط لازم را برای کسب تجارب ارزشمند دارند.
تصورات دانش آموزان نسبت به معلم کتاب مدرسه آموختن و... شکل می گیرد. تغییرات در این دوره بیشتر در ابعاد کیفی انجام می شود و امکان سنجش آنها به صورت کمی و دقیق وجود ندارد. آیا به نظر شما با وجود ویژگی های دوره ابتدایی و انتظاراتی که از مدرسه می رود با روش های محدودی که در حال حاضر برای شناخت کودکان و کسب اطلاعات لازم استفاده می شود. می توان به یادگیری درونی و فعال امیدوار بود قطعا پاسخ شما به این سوال منفی است . لذا برای رسیدن به اطلاعات کامل هستند. معتبر و دقیق درخصوص دانش آموزان به ویژه در یادگیری های آنان نیازمند ایجاد تغییر در روش های سنجش و ارزشیابی هستیم .
● ارزشیابی تحصیلی چیست؟
همه ما با امتحان آشنا هستیم وقتی دانش آموز بودیم مکرر در امتحان شرکت کرده ایم اما آیا براستی خود امتحان هدف است یا امتحان وسیله ای است برای تشخیص ویژگی ها توانمندی ها تغییرها تفاوت ها پیشرفت ها موفقیت ها و... و آیا باز صرفا تشخیص مواردی که ذکر شدند هدف هستند یا انتخاب برترین ها توانمندترین ها کمک به رفع نیازها پاسخگویی به احتیاجات ارایه رهنمودها توجه به تفاوت ها و در آموزش و پرورش کمک به رشد تعالی و پیشرفت از طریق یادگیری آیا امتحاناتی که در حال حاضر وجود دارد خود به هدف تبدیل نشده اند آیا این امتحانات اطلاعات لازم در ابعاد مختلف را به ما می دهند و آیا این اطلاعات در زمینه های مورد نیاز برای تصمیم گیری جامع و معتبر هستند اینجا نیز پاسخ ها می تواند متفاوت باشد. اما هیچیک از ما نمی توانیم مشکلاتی را که اینگونه امتحانات داشته و دارند را انکار کنیم . آیا چاره کار در این است که امتحان را حذف کنیم یا باید نگاه خودمان و روش های برگزاری امتحان و استفاده ای که از نتایج آن می شود را تغییر دهیم بله درست است ما برای اینکه به دانش آموز کمک کنیم تا بهتر یاد بگیرد و از یادگیری لذت ببرد و آن را در زندگی به کار گیرد نیازمند شناخت او هستیم بنابراین به روش هایی نیاز داریم که بتوانند این شناخت را فراهم نمایند. ارزشیابی تحصیلی این کار را انجام می دهد. یعنی معلم با استفاده از امتحان گرفتن تکلیف دادن کار عملی خواستن پرسش کردن و... اطلاعات لازم را بگیرد و بر اساس آن وظیفه خود را که همان فراهم کردن زمینه رشد پیشرفت و تعالی در ابعاد مختلف است انجام دهد. بنابراین امتحان یکی از روش هایی است که معلم انجام می دهد تا دانش آموز را بشناسد و البته نباید تنها روش جمع آوری اطلاعات باشد. روشهای دیگری نیز باید توسط معلم برای شناخت همه جانبه دانش آموزان انجام گیرد که به آنها سنجش و ارزشیابی می گویند.
● چرا ارزشیابی تحصیلی دوره ابتدایی باید تغییر کند
شاید این سوال مهمترین سوال برای والدین گرامی باشد. چه مشکلاتی در روش های فعلی وجود دارد وقتی به اهداف و انتظارات خودمان از مدرسه و آموزش و پرورش دقیق تر شویم متوجه خواهیم شد برای ایجاد این انتظارات و در فرزندانمان به نگرشی نو روش ها و افراد جدید نیاز داریم در حالیکه اشکالات نظام نمره ای در دوره ابتدایی عبارتند از :
۱) دانش آموزان را با اضطراب و نگرانی روبه رو می کند و محیط مدرسه را از نظر روانی و عاطفی تهدید می کند
۲ ) بیشتر به اطلاعات و دانش جزیی و حفظیات توجه می شود تا درک و فهم و یادگیری های عمیق .
۳ ) کودکان را به رقابت های نابرابر و ناسالم می کشاند و نظام برنده و بازنده را ترویج می کند .
۴ ) گرفتن نمره بالا و یا قبولی به جای یادگرفتن و به دست آوردن تجارب مفید تبدیل می شود .
۵ ) به آنچه که دانش آموزان خارج از کلاس و یا مدرسه کسب می کنند کم توجه است .
۶ ) به دانش آموزان القا می کند فقط مطالبی را مطالعه کنند که در امتحان به آنها توجه می شود .
۷ ) باعث نگرانی کاذب در اولیا می شود .
۸ ) شناخت مناسبی از وضعیت تحصیلی و تربیتی دانش آموزان ارائه نمی دهد . مشکلات فوق و سایر مشکلاتی که در این مجموعه امکان طرح آنها وجود ندارد لزوم تغییر در روش های ارزشیابی تحصیلی دوره ابتدایی را ضروری و اجتناب ناپذیر کرده است . این تغییرات در قالب طرحی تحت عنوان « ارزشیابی توصیفی » ارایه گردیده است تا بخشی از این نگرانی ها را برطرف نماید.
● ارزشیابی توصیفی چیست
ارزشیابی توصیفی شکلی از ارزشیابی تحصیلی ـ تربیتی است که در آن معلم با مشارکت فعال و دانش آموز و اولیای ایشان بااستفاده از ابزارهای مختلف به جمع آوری اطلاعات در زمینه تلاش ها پیشرفت ها و موفقیت های دانش آموزان می پردازد و با طبقه بندی تحلیل و تفسیر اطلاعات به آنها کمک می کند تا بهتر یاد بگیرند و مشکلات یادگیری خود را به کمک اولیا و معلمان برطرف کنند. هدف اصلی در ارزشیابی توصیفی بهبود شرایط یادگیری دانش آموزان با از بین بردن اضطراب های نامطلوب ناشی از برگزاری امتحانات و بازخوردهای عددی است .
● ویژگی های ارزشیابی توصیفی
۱ ) در ارزشیابی توصیفی به جای دادن نمره به دانش آموز از عبارت های کیفی مثل تلاش خوبی داشته ای با تلاش به موفقیت رسیده ای برای موفقیت باید بیشتر تلاش کنی با انجام تمرین بیشتر مشکل شما برطرف می شود و... استفاده می شود.
۲ ) ارزشیابی توصیفی به زمان خاص محدود نمی شود این ارزشیابی در محیط های یادگیری فعالیت های خارج از کلاس و محیط زندگی نیز جریان دارد.
۳ ) تلاش و رشد کودکان همانند موفقیت آنان ارزشمند است و فقط به موفقیت ها امتیاز داده نمی شود بلکه تلاش و پیشرفت نیز امتیاز دارد.
۴ ) همانگونه که یادگیری دانش آموزان در حوزه های مختلف و سطوح متفاوت است سنجش و ارزشیابی آن نیز باید بااستفاده از ابزارهایی باشد که بتواند این یادگیری ها را بسنجد. پوشه کار آزمون ها مشاهدات ازجمله ابزارهایی است که در ارزشیابی توصیفی مورد استفاده قرار می گیرد.
۵ ) در ارزشیابی توصیفی اصل بر ارتقا دانش آموزان بر پایه های بالاتر است مگر در موارد بسیار نادر و زمانی که دانش آموزان به دلایل خاصی به اهداف مدنظر نرسیده باشند.
۶ ) کارنامه دانش آموزان علاوه بر عملکرد درسی عملکرد اجتماعی و عاطفی و جسمانی ـ فیزیکی را منعکس می نماید . ارزشیابی توصیفی یا ویژگی های فوق راهکارهایی را برای برطرف کردن بخشی از مشکلات فراروی ارزشیابی تحصیلی ارائه داده است که در ادامه به آنها اشاره می شود.
● برتری ها یا ویژگی های ارزشیابی توصیفی نسبت به روش کمی
الف ) مهمترین هدف ارزشیابی توصیفی ایجاد تغییر در دیدگاه ها و نگرش های مسئولان مدیران آموزگاران و والدین نسبت به ارزشیابی تحصیلی است . زیرا اصلی ترین عامل کارآمدی پایین روش های فعلی نگاه نادرست به هدف های مستتر در هر یک از روشهاست که منجر به استفاده نادرست از آنها می شود. به عنوان مثال آزمون و آزمودن اگر با هدف شناخت تغییرات حاصل از یادگیری که بیانگر تلاش ها و فعالیت های معلم دانش آموزان و والدین گرامی است به کار رود و از نتایج آن ;
۱ -) برای کمک به دانش آموزان در جهت تلاش بیشتر و فعالیت دقیق تر
۲- ) توسط معلم و والدین در جهت برنامه ریزی مناسب تر استفاده شود این عمل نه تنها ناپسند نیست بلکه عین صواب است .
ب ) - راهکار دیگری که پیش بینی شده جایگزینی بازخوردهای کیفی و توصیفی به جای بازخوردهای نمره ای است . نمره برای دانش آموز بیشتر به عنوان علامتی است که برخی از رفتارهای خوشایند و یا ناخوشایند دوستان معلمان اولیا و دیگران را به دنبال دارد. اما کمتر وسیله ای برای شناخت نقاط قوت ضعف توانمندی ها و محدودیت ها به کار گرفته می شود. اما بازخوردهای کیفی به دانش آموزان انگیزه و تلاش بیشتر در یک فضا و شرایط آرام و برای معلم توجه دقیق بر ابعاد یادگیری دانش آموزان و برای اولیا آگاهی از وضعیت تحصیلی و وظیفه و مسوولیتی که در قبال آن دارند می دهد.
نباید حذف نمره را از بازخوردهایی که به دانش آموز داده می شود با حذف ارزشیابی یکسان تلقی کرد. ارزشیابی به صورت دقیق تر کامل تر با ابزارهای مناسب تر با هدف یاری به دانش آموز و اولیا آنان در طول سال تحصیلی انجام می شود; اما نتیجه با کلمه عبارت جمله و... اعلام می گردد. اگر یادتان باشد گفته شد ازجمله مشکلات ارزشیابی فعلی کم توجهی به تمامی آموخته ها و یادگیری های دانش آموزان مثلا در زمینه علاقه انگیزه احساسات نگرش ها توانایی ها مهارت ها کارهای عملی و.. است .
مواردی که به جرات می توان گفت هدف اصلی و اساسی دوره ابتدایی رشد و شکوفایی آنهاست که در ارزشیابی توصیفی برای هر یک از آنان ابزار و روش مناسب پیش بینی شده است . مثلا برای سنجیدن عمل و رفتار دانش آموزان در جمع و گروه روش مشاهده و ابزاری تحت عنوان سیاهه رفتار در نظر گرفته شده است . بنابراین معلم گرامی ضمن توجه به این بعد یعنی بعد اجتماعی آن را با روش و ابزار درست ارزشیابی می کند و اطلاعات حاصله را بررسی تجزیه و تحلیل کرده و از نتایج آن برای تصمیم گیری درخصوص تنظیم برنامه آموزشی خود و اطلاع به والدین برای فراهم کردن زمینه تلاش و فعالیت بیشتر همراه با انگیزه لازم به کار می برد.
ج ) باتوجه به اینکه در حال حاضر در روش کمی برگزاری امتحانات در زمانی غیر از زمان آموزش و یادگیری انجام می شود فاصله زمانی بین آموزش و ارزشیابی و امتحان آن را به یک موضوع اضطراب آور و نگران کننده تبدیل کرده است . از طرف دیگر براساس نتایج یک یا چند امتحان در مورد آینده دانش آموز تصمیم گیری می شود و این امر باعث شده هم والدین و هم دانش آموزان و حتی معلمان دچار ترس و اضطراب شوند. برای رفع این مشکل در ارزشیابی توصیفی امتحان و آموزش به شکل مستقل و در زمان خاص وجود ندارد. بلکه در زمانی که معلم و دانش آموز در حال فعالیت های یاددهی ـ یادگیری هستند. آزمون های مورد نظر اجرا شده و همزمانی ارزشیابی و آموزش و یادگیری ضمن حذف اضطراب ناشی از حضور در جلسات امتحانی آن را به مرحله ای از یادگیری و جز فرایند یادگیری تبدیل می کند.
د ـ مشارکت و همکاری در هر کاری علاقه و تعهد افراد را به آن کار افزایش می دهد. از آنجایی که ارزشیابی تحصیلی در طرح ارزشیابی توصیفی یک فرصت یادگیری تلقی می شود و برای یادگیری و بهبود شرایط آن انجام می گیرد مشارکت دانش آموز و والدین در این موضوع در کنار معلم بسیار ارزشمند و حیاتی است . زیرا دانش آموز با بررسی روند تلاش خود از همان ابتدا مدیریت فرآیندهای یادگیری خود را بتدریج برعهده می گیرد و والدین نیز با مشارکت در امر ارزشیابی فرزندشان ضمن احساس وظیفه بیشتر برنامه ریزی های آگاهانه تری برای بهبود وضعیت تحصیلی آنها انجام می دهند.
هـ ) و بالاخره در ارزشیابی توصیفی تمام تلاش معلم والدین و خود دانش آموز در طول سال صرف فرایند « ارزشیابی از وضعیت یادگیری ـ تلاش برای یادگیری بهتر ـ ارزشیابی شناخت بیشتر و دقیق تر ـ تلاش برای یادگیری بهتر » می شود و دانش آموزان فرصت جبران کاستی های احتمالی را دارند و این ضعف ها کاستی های احتمالی متراکم نشده و تا پایان نوبت اول یا سال حفظ نمی شوند بلکه هر زمان که شناسایی شوند تدبیر شده و یا مشارکت معلم دانش آموز و والدین برطرف می گردد. فلذا در این طرح اصل بر ارتقا دانش آموز به پایه بالاتر است و فقط معدود دانش آموزانی که مشکل جدی در یادگیری و... دارند بنابر اصل هر دانش آموزی با توجه به تفاوت های فردی به زمان متفاوتی برای یادگیری نیاز دارند تکرار پایه می نمایند.
● وظایف دانش آموزان در ارزشیابی توصیفی مشارکت دانش آموزان در ارزشیابی تحصیلی و آگاهی از پیشرفت کار و تلاش برای آنها جذاب و انگیزشی است . خود ارزیابی براساس مشاهده عملکرد در فعالیت های ثبت شده به ویژه پوشه کار به دانش آموز فرصت گرانبهایی را می دهد تا آگاهانه تر تلاش و کوشش نماید. به برخی از وظایف و مسئولیت های دانش آموزان نیز در اجرای ارزشیابی توصیفی اشاره می شود.
۱ -) همکاری با معلم در تشکیل پوشه کار (در این پوشه نمونه هایی از کارهای دانش آموزان قرار داده می شود تا با مراجعه به آن از میزان تلاش پیشرفت و موفقیت های خود آگاه شوند
۲ -) انجام تکالیفی که معلم در کلاس و یا خارج از کلاس متناسب با اهداف درس و توانایی دانش آموزان تعیین می کند . ۳- )تلاش برای جبران ضعف های احتمالی با همکاری والدین .
۴- ) ابراز توانمندی ها مهارت ها و عملکرد خود در موقعیت هایی که معلم برای او در نظر می گیرد .
۵ -) حفظ و نگهداری پوشه کار .
● وظایف والدین در ارزشیابی توصیفی
ارتباط نزدیک مداوم و مستمر دانش آموز با والدین و تمایل و علاقه وافر پدران و مادران در کمک به فرزندان خود در امور تحصیلی و تربیتی همچنین ضرورت هماهنگی و همکاری بین معلم و والدین به ویژه در ارزشیابی توصیفی نقش و جایگاه آنها را در این موضوع ممتاز کرده است .
به برخی از مهمترین وظایف والدین در ارزشیابی توصیفی اشاره می شود :
۱ )حضور منظم مستمر و فعال در مدرسه برای آگاهی از وضعیت تحصیلی فرزندشان
۲ ) ارایه اطلاعات مربوط به فعالیت های دانش آموز در منزل به معلم .
۳ )کمک به دانش آموز در انجام وظایف و تکالیف خارج از کلاس و مدرسه و راهنمایی و هدایت آن .
۴ ) کمک به معلم در تولید پوشه کار و حفظ و نگهداری آن .
۵ اجرای پیشنهادهای معلم درخصوص فرزند خود متناسب با شرایط و ظرفیت های خانواده .
۶ ) ارزشیابی از عملکرد فرزند در منزل با روش های توصیفی و ارایه نتیجه به معلم در مدرسه .
۷ ) مطالعه جزوات بروشورها و مشاهده فیلم ها و یا نرم افزارها درخصوص طرح .
۸ ) شرکت در برنامه ها و جلسات توجیهی که برای این منظور برگزار می شود .
● وظایف معلم در ارزشیابی توصیفی
ارزشیابی تحصیلی ـ تربیتی دانش آموزان از وظایف مهم آموزگاران و معلمان است . با انجام این وظیفه ضمن شناسایی و بررسی موقعیت و وضعیت یادگیری دانش آموزان و موانع احتمالی موجود در مسیر یادگیری آنها برای کمک به دانش آموزان در فعالیت بیشتر برای یادگیری دروس بروز احساسات اصلاح و تقویت بینش ها مهارت ها و... تلاش می شود. به کمک ارزشیابی معلم دانش آموز را می شناسد و به او کمک می کند تا یاد بگیرد و تلاش کند تا بهتر یاد بگیرد. (و یا تلاش کند یاد بگیرد که چگونه بهتر یاد بگیرد برخی از مهمترین وظایف معلم در ارزشیابی توصیفی عبارت است از :
۱ ) تهیه و تدوین نقشه ارزشیابی تحصیلی ـ تربیتی متناسب با اهداف و انتظارات .
۲ ) تهیه و تنظیم ابزارهای مناسب برای سنجش و ارزشیابی مثل آزمون پوشه کار ثبت مشاهدات و ...
۳ ) ارزشیابی دانش آموزان در زمان انجام فعالیت های یادگیری و ارائه نتیجه (ارائه بازخورد) به آنها برای آگاهی از وضعیت تلاش و پیشرفت خود.
۴ ) ثبت و نگهداری اطلاعات جمع آوری شده به وسیله ابزارهای مختلف و تجزیه و تحلیل آنها به منظور ارائه راهنمایی لازم به اولیا و دانش آموزان .
۵ ) تعیین تکالیف مناسب با رعایت شرایط و ویژگی های سنی و روحی بررسی آنها به منظور شناسایی میزان تلاش پیشرفت و موفقیت دانش آموزان .
۶) برگزاری آزمون های مورد نیاز با رعایت این نکته که آزمون فقط برای جمع آوری اطلاعات است و جدای از فرایند یاددهی ـ یادگیری دیده نشود بدور از هرگونه شرایط اضطراب آور و نگران کننده باشد و از نتیجه آن فقط برای رفع موانع یادگیری و کمک به دانش آموز استفاده شود.
۷) تنظیم گزارش های مناسب برای والدین و ارائه آن به صورت حضوری یا مکتوب حداقل هر ۲ ماه یکبار .
۸ ) تنظیم گزارش پیشرفت تحصیلی (کارنامه ) در هر نوبت و ارائه اطلاعات دقیق در زمینه فعالیت و کوشش دانش آموزان برای والدین .
۹ ) تصمیم گیری در مورد ارتقا یا تکرار پایه در صورت عدم کسب شرایط لازم (باتوجه به تمام تلاش هایی که معلم والدین و دانش آموز انجام داده اند)
تمام این کارها برای این است که : فرزندان گرامی این آینده سازان عزیز با کمال آرامش و با برخورداری از شرایط و فرصت های مناسب با اشتیاق فراوان و امید به آینده در سایه قوانین مترقی نظام مقدس جمهوری اسلامی در خصوص حقوق کودک و وظایف و کارکردهای آموزش و پرورش بتواند لذت آموختن را به همراه تعمیق آن معارف بچشند و آمادگی خود را برای موفقیت در مراحل مختلف زندگی رشد دهند. « نظام نمره محوری فعلی دانش آموزان را با اضطراب و نگرانی روبرو و محیط مدرسه را از نظر روانی و عاطفی تهدید می کند زیرا کودکان را به رقابتی نابرابر و ناسالم می کشاند که گرفتن نمره بالا و یا قبولی به جای یادگرفتن و کسب تجربه های مفید آموزش می نشیند در ارزشیابی توصیفی به جای دادن نمره به دانش آموز از عبارت های کیفی مثل « تلاش خوبی داشته ای » میگنا دات آی آر« با تلاش به موفقیت رسیده ای » « برای موفقیت باید بیشتر تلاش کنی » « با انجام تمرین بیشتر مشکل شما برطرف می شود » و... استفاده می شود در نظام ارزشیابی توصیفی کارنامه دانش آموزان علاوه بر عملکرد درسی که می تواند شامل مردودی هم شود عملکرد اجتماعی و عاطفی و جسمانی ـ فیزیکی دانش آموز را منعکس می نماید مشارکت دانش آموز در ارزشیابی تحصیلی و آگاهی از پیشرفت کار و تلاش برای آنها جذاب و انگیزشی است.»
برچسبها: