کرونا یا کوید 19 بیماری بسیار خطر ناک را جدی بگیریم با رعایت اصول بهداشتی ورعایت فاصله گذاری اجتماعی واستفاده از ماسک ودستکش با این بلای ناخواسته مقابله کنیم


برچسب‌ها:

تاريخ : چهارشنبه 11 تیر 1399 | 00:49 | نویسنده : dabestanhamzeh | ارسال نظر(0)

ثبت نام از دانش آموزان پایه اول ابتدایی  دبستان حمزه مال خلیفه

سال تحصیلی 1396-1395

 

الف : متولدین: نیمه دوم 88 ونیمه اول 89 واستثنائا"89/07/01

              

ب: شروع ثبت نام 95/03/1    لغایت  95/03/1

 

ج :مدارک موردنیاز :

1-اصل و کپی شناسنامه دانش آموز

2-عکس سال جاری 2قطعه زمینه سفید

3- کپی کارت واکسن برای دانش آموزان ورود به کلاس اول

4- پوشه روغنی آبی رنگ فنر دار1عدد

5- کپی شناسنامه والدین صفحه اول ودوم

6- کپی مدرک تحصیلی والدین

7- کپی کارت ملی والدین

8- آدرس دقیق منزل همراه با کد پستی

9- شماره تلفن همراه

10- شماره تلفن ثابت منزل

11 - شماره تلفن همراه راننده سرویس ضروری می باشد

12 - (پرداخت پول لباس به مبلغ 350000 ریال )    (بیمه مبلغ 75000 ریال )   (کتاب 134000 ریال )موقع ثبت نام

 

 

 

 


برچسب‌ها:

تاريخ : شنبه 29 مهر 1396 | 22:21 | نویسنده : dabestanhamzeh | ارسال نظر(0)

برنامه تعالی مدیریت مدرسه چیست؟
همه ما به عنوان ذی نفعان تعلیم و تربیت اعتقاد داریم که برای مدیریت بهتر بر مدرسه و دوری از مدیریت تصادفی باید کلیه فعالیت های مدرسه را شناسایی نمود و این فعالبت ها را بر اساس مشابهت دسته بندی کرد تا از این رهگذر متولی و حوزه آن مشخص گردد.
در مرحله بعد برای این فعالیت ها باید استانداردی تعریف کنیم که خود را متعهد به رسیدن به آن استاندارد سازیم مثلا در بازدید از کلاس چند مورد مناسب است توافق بر سر این اعداد و ارقام همان استانداردها هستند.
برای رسیدن به آن استانداردها مدرسه ناگزیر است که اقدامات و طرح هایی را پیش بینی و اجرا نماید.
و در طول مسیر برای اطمینان از درستی مسیر حرکت خودارزیابی انجام داده و اگر لازم شد اقدامات بهبود طراحی نماید.
و در نهایت امتیاز و رتبه خود را با توجه به استانداردها مشخص نماید و موقعیت خود را در مقایسه با سایر مدارس استخراج نماید.
این کلیت کاری است که در برنامه تعالی ما انجام می دهیم با این کار معیار و میزانی در اختیار خواهیم داشت که بدانیم کدام مدرسه خوب و کدام بد است. منطورمان از خوب انطباق با استانداردها و منظورمان از بد عدم انطباق با استانداردهاست.
این طوری دیگر هیچ مدرسه ای ادعای برتر بودن نخواهد کرد مدارسی که در همین شهر خودمان ادعای برتری می کنند و به تبع آن مبالغ هنگفتی از دانش آموزان و اولیا دریافت می کنندو شرایط سختی برای ثبت نام برقرار می نمایند اما وقتی با محک تعالی ارزیابی میشوند متوجه میشویم که این مدارس توهم برتری دارند و کمترین انطباقی با استانداردهای تعریف شده ندارند.
برنامه تعالی بک مدل کیفیت بخشی و ارزبابی است که ساز و کار مدون و نظام مندی برای ارتقای کیفیت مدارس و همچنین رتبه بندی آنها طراحی نموده است.

 

 


برچسب‌ها: پیام اصلی پروژه تعالی مدیریت مدرسه
ادامه مطلب

محورها ي مورد هدف در طرح تعالی مدیریت کیفیت مدار 

 -1 تبیین چشم انداز، رسالت و تدوین برنامه عمل :    

مدیران مدارس متعالی(رهبران آموزشی مأموریت و دور نماي مدرسه خود را با مشارکت مؤثر و همفکري دیگر کارکنان از طریق استراتژي متمرکز براهداف سند تحول بنیادین و منافع ذینفعان (کارکنان، دانش آموزان، اولیاء) محقق می سازند. این مدارس در تدوین استراتژي از اطلاعات و شواهد موجود در خصوص شرایط فرهنگی، اجتماعی، اقتصادي و.... دانش آموزان و هم چنین گزارشات پیشرفت تحصیلی - تربیتی آنان به عنوان دروندادها به طور گسترده و مناسب استفاده می نمایند و ذینفعان را از ارزش ها، رسالت ها و اهداف مدرسه آگاه می سازند. این رهبران آموزشی دستیابی به اهداف را تسهیل می کنند و درمقاصد خود ثبات دارند و همواره قادر خواهند بود با ترغیب و تشویق کارکنان خود در محیط مدرسه وفاق سازمانی ایجاد نمایند .

 -2 توسعه ي توانمندي ها و مشارکت نیروي انسانی :    

مدیران مدارس متعالی توان کارکنان خود را در سطوح فردي، تیمی و سازمانی مدیریت کرده و ارتقا می بخشند. آن ها عدالت و برابري را ترویج کرده و کارکنان خود را در امور سازمان مشارکت داده و از این طریق آن ها را توانمند می سازند. در این گونه مدارس، با تعامل مؤثر میان مدیر وکارکنان انگیزه و تعهد سازمانی تقویت شده و کارکنان فعالیت هاي مدرسه را در مسیر بهبود مستمر و تعالی قرار می دهند .  

 -3 استقرار نظام یاددهی - یادگیري :    

در مدارس متعالی تلاش می گردد با مشارکت فعال دانش آموزان و بکارگیري روش هاي تدریس مؤثر و منعطف ، بهره گیري از فناوري هاي نوین آموزشی و راهبردهاي خلاقانه ، آنان را در فراگیري روش هاي مسئله یابی و حل مسئله ، درك و فهم مفاهیم درسی و شناسایی ارتباط معنایی آن مفاهیم با زندگی و هم چنین کاربرد آموخته ها در زندگی یاري نمایند .  

 -4 توسعه مشارکت دانش آموزان در اداره ي مدرسه :    

مدارس متعالی باخلق ظرفیت هاي جدید از طریق مشارکت دانش آموزان در تدوین و اجراي برنامه هاي آموزشی و پرورشی، ضمن وسعت بخشی به اندیشه دانش آموزان، بستر هاي مناسب را براي بروز استعداد ها، تقویت حس مسئولیت پذیري و اعتماد به نفس ، تلفیق اندیشه و عمل و نیز زمینه هاي اجتماعی شدن و جامعه پذیري آنان را فراهم می نمایند .  

 -5 محور توسعه ي مشارکت اولیاء و نهادهاي اجتماعی در امور مدرسه :  

 مدیران مدارس متعالی به منظور ایجاد زمینه هاي لازم و ظرفیت سازي مطلوب تلاش می نمایند با مشارکت، هماهنگی و هم فکري میان مربیان ، اولیا و نهادهاي اجتماعی زمینه هاي تربیت و رشد فکري و اخلاقی دانش آموزان را فراهم نمایند .  

 


برچسب‌ها: محورها ي مورد هدف در طرح تعالی مدیریت کیفیت مدار
ادامه مطلب

  وظایف مدیر آموزشی  

هدف اصلی مدیریت آموزشی تسهیل و پیشبرد امر آموزش و یادگیري است که براي رسیدن به این هدف مدیران آموزشی باید وظایف زیر را انجام دهند :  

 الف - وظایف عمومی  

برنامه ریزی : عبارت است از تعیین اهداف وتدارك فعالیتها ، امکانات ووسایل براي تحقق اهداف لذا داشتن طرح وبرنامه کار هفتگی ، ماهانه وسالانه از وظایف مهم یک مدیر موفق آموزشی است .  

سازماندهی : فرا گرد سازماندهی یعنی جریان نظم وترتیب دادن به کار وفعالیت ، تقسیم و تکلیف آن به افراد به منظور انجام دادن کار وتحقق هدفهاي معینی می باشد مدیر آموزشی بدین منظور باید هماهنگی هاي لازم را بین افراد و واحدهاي مختلف به وجود آورد .  

هدایت و رهبري : رهبري در مدیریت ، فراگرد اثر گذاري ونفوذ در رفتاراعضاي سازمان براي یاري وهدایت آنها در ایفاي وظایفشان است .لذا یک مدیر مدرسه باید قبل ازهرچیز یک رهبر آموزشی باشد چرا که رهبر آموزشی با برقراري ارتباط متقابل با کارکنان انگیزه کار و فعالیت را در آن ها به وجود می آورد وهمواره مشکلات وکشمکش هاي آنها را حل می نماید .  

نظارت و کنترل : نظارت و کنترل فراگرد ارزشیابی عملکرد فردي وسازمانی است براي آن که معلوم شود آیا هدفهاي سازمان تحقق پیدا کرده یا نه . یک مدیر خوب ابتدا ملاکها وروشهاي سنجش عملکرد را تعیین می کند وآنگاه برعملکردها نظارت وآنهارا اندازه گیري می کند ودر ادامه نتایج حاصله را مقایسه ودر پایان براي تصحیح عملکرد ها اقدام می نماید .  

یکی دیگر از وظایف عمومی مدیر آموزشی برقراري ارتباط مناسب با افراد سازمان است که می بایست ضمن روشن نمودن هدف و منظور پیام، پیامها را بدون ابهام ارسال نماید و همواره قابلیت پذیرش و میزان اثرگذاري آن را از سوي مخاطبان مورد بررسی قرار دهد .  

 ب- وظایف خاص  

 برنامه آموزشی و تدریس    

مهمترین وظیفه مدیران آموزشی هدایت جریان آموزش ویادگیري به ویژه تسهیل جریان رشد وپرورش دانش آموزان است مدیران مدارس اگر برنامه هایشان را باروشن بینی اجرا نمایند و هدف هاي خود را بصورت قابل فهم وعملی طرح نمایند می توانند بازده آموزشی مدارس را بهبود بخشند لذا تعریف دقیق هدفهاي کلی نظام آموزشی بصورت معنی دار ، تقسیم هدفهاي کلی به هدف هاي فرعی ، تبدلی هدف ها به هدف هاي عملی در کلاس به کمک معلمان ، بالا بردن روحیه کارکنان و... می تواند تغییرات چشمگیري را در بازده کار معلمان و دانش آموزان ایجاد کند علاوه براین مدیر آموزشی می بایست با ارزشیابی مستمر تدریس وفعالیت هاي آموزشی مدرسه میزان اثر بخشی وکارایی معلمان ومیزان تحقق هدف هاي آموزشی را مشخص ودر زمان هاي معینی از تغییر و تجدید نظر در برنامه آموزشی مدرسه استفاده کند .  

یکی دیگر از وظایف مدیران آموزشی توجه به امور دانش آموزان است مدیر مدرسه هم وظیفه ارائه خدمات اداري وسرپرستی امور دانش آموزان را به عهده دارد وهم وظیفه شناسایی توانایی ها ، علایق و نیازها و پرورش آن ها را عهده دار می باشد .  

امور کارکنان : مدیران آموزشی با بهرهگیري از شایستگی هاي فردي و تخصصی معلمان و راهنمایان تعلیماتی می توانند به پیشرفت فعالیت هاي آموزشی و بررسی و افزایش بازده مدارس کمک کنند .  

یکی دیگر از وظایف مدیران برقراري ارتباط موثر میان مدرسه واجتماع است هدف از ایجاد این رابطه ، ایجاد اعتماد متقابل ازطریق اطلاع رسانی به مردم درباره ي وضعیت کار مدارس است تا بدین وسیله حمایت آنان را براي حل وفصل مشکلات گوناگون مدارس جلب نمایند مردم باکسب آگاهی بیشتر از اهمیت آموزش وپرورش به مشارکت در سرنوشت آموزشی وتربیتی فرزندان خود تشویق می شوند مدرسه هم متقابلا" از نظرات ونیازهاي مردم واجتماع مطلع می شود لذا تشکیل انجمن هاي اولیا ومربیان ، تشکیل شوراهاي آموزشی محلی ، برقراري ارتباط با موسسات فرهنگی دینی ، اجتماعی و... ازاهمیت بسزایی برخوردار است .  

یکی دیگر از وظایف مدیران آموزشی تهیه و تدارك امکانات، تسهیلات و تجهیزات ویژه است دراین زمینه می توان به ساختمان و تاسیسات مدرسه ، زمین بازي و ورزش ، آزمایشگاه ، کتابخانه و وسایل وابزار کمک آموزشی ، میز و نیمکت - وسایل آموزشی - بهداشتی وورزشی ، تعمیر و نگهداري ساختمان و تاسیسات حرارتی وتهویه وتامین امکانات آب ، برق ، گاز ، تلفن و.... اشاره کرد .  

امور مالی واداري : ارائه خدمات آموزشی وفعالیتهاي مدرسه منوط به اداره مؤثر امور وتامین منابع مالی وبودجه است بنابراین اداره مؤثر امور گوناگون مدرسه ، ثبت نام ، تقسیم کار باتوجه به شرح وظایف کارکنان ابلاغ آیین نامه ها ، بخشنامه ها ودستورالعمل ها ، نظارت بردفاتر و مدارك مدرسه و نگهداري از آنها ، تامین منابع مالی مدرسه چه از طریق دولتی یا مردمی نیز از وظایف مدیران به شمار می رود .  

 


ادامه مطلب

محورهای کلیدی تعالی مدیریت مدرسه ( ده نمون بر گ مربوطه)

نمون برگ شماره یک : تدوین بر نامه عمل

نمون برگ شماره دو: توانمندی ومشارکت انسانی

نمون برگ شماره سه: استقرار نظام یاددهی ویادگیری

نمون برگ شماره چهار: توسعه مشارکت دانش آموزان در اداره مدرسه

نمون برگ شماره پنج :توسعه مشارکت اولیاء ونهادهای اجتما عی در مدرسه

نمون برگ شماره شش: سلامت وپیشگیری وتربیت بدنی

نمون برگ شماره هفت: فعالیت های فوق برنامه ومکمل وپرورشی

نمون برگ شماره هشت : برقرا ری نظام رشدآفرینی وانگیزشی

نمون برگ شماره نه :مدیریت امر اداری واجرایی

نمون برگ شماره ده: توسعه خلاقیت ونوآوری

 


برچسب‌ها: محورهای کلیدی تعالی مدیریت مدرسه, ده نمون بر گ مربوطه

10 محور کلیدی در مدل تعالی مدیریت مدرسه مد نظر قرار گرفته است. برای هر یک از محورها تعدادی شاخص جهت ارزیابی پیش‌بینی شده است.

1- برنامه‌ریزی (تدوین برنامه عملی)

2-توانمندسازی و مشارکت نیروی انسانی

3-فرایند یاددهی و یادگیری

4-مشارکت دانش آموزان در اداره مدرسه

5-مشارکت اولیاء و نهادهای اجتماعی

6-سلامت، تربیت بدنی، پیشگیری و ایمنی

7-امور اجرایی و اداری

8-فعالیت‌های مکمل فوق برنامه و پرورشی

9-نظام تشویق و انگیزشی

10-خلاقیت و نوآوری

روح این مدل بیش از هرچیز جنبه نگرشی دارد و بر آن است تا مدیران را به خود رهبری، خودپژوهی، خودارزیابی، خوداصلاحی با بهره‌گیری از سرمایه نیروی انسانی و مولد مدرسه رهنمون سازد. لذا می توان اذعان داشت این مدل ضمن تبعیت از الگوهای تعالی سازمانی از اصول سازمان یادگیرنده و مدیریت دانش نیز تبعیت می کنند که در آن نگرش سیستمی کار تیمی، توجه به قابلیت تک تک کارکنان و خودسازی و نوسازی دانش و بهره‌گیری از خلاقیت و نوآوری در بهبود مستمر و دائمی مدرسه به عنوان یک سازمان پویا و مولد مدنظر می باشد.


برچسب‌ها: 10 محور کلیدی در مدل تعالی مدیریت مدرسه

 

تعالی مدیریت کیفیت مدار     مقدمه     

دیدگاه هاي مختلفی در مورد شیوه مدیریت مدارس وجود دارد عده اي از مدیران مدارس ریشه بسیاري از مشکلات و راه حل هاي مدارس را در منابع مالی ، فیزیکی و بودجه آن می دانند این افراد بیشترین توجه خود را به ورودي هاي سیستم مدرسه معطوف داشته و عده اي دیگر اعلام می دارند که، اگرچه توجه به منابع موجود در ورودي هاي سیستم از اهمیت بالایی  برخوردار است اما باید به فرایند سیستم توجه بیشتري معطوف داشت آن ها در فرایند سیستم به محتوي ، روش ها ، چگونگی  تدریس ، نحوه ي مدیریت و ارزشیابی تأکید می نمایند . مدیریت کیفیت مدار که خود محصول مدیریت فرایند محور است تلاش می کند برنامهریزي استراتژیک را وارد رفتار روزانه مدارس کند در این روش که به مشارکت همه کارکنان تأکید می شود استفاده از روش ها، ابزار و مدلهاي مناسبی براي تعالی بخشیدن به کیفیت وکار مدرسه به مدیران و کارکنان پیشنهاد می گردد و لازم است مدیران و کارکنان با آموزش این شیوه ها تغییرات عمده اي را در روشهاي کاري خود به وجود آورده و برنامهریزيمناسبی را براي مدرسه معمول واجرا نمایند.

 در این راستا دفتر آموزش متوسطه راهنمایی تحصیلی سعی دارد با همکاري مسئولین استانی ، مناطق و مدیران مدارس این دوره تحصیلی ضمن بهرهگیري از شیوه هاي مدیریت فرایند محور و مدیریت کیفیت جامع با اجراي طرح " تعالی مدیریت کیفیت مدار " در مسیر بهبود مستمر وتعالی مدیریت کیفیت در سطح مدارس گام بردارد .

 در مجموعه ي حاضر ضمن تآکید به مدیریت فرایند محور و ارائه تعریفی از مدیریت کیفیت جامع ، راه کارهایی براي دستیابی به مدیریت کیفیت مدار و ملاك هاي ارزیابی آن ارائه شده است . از آنجا که یکی از مراحل اجراي طرح تعالی مدیریت کیفیت مدار، انجام فرایند خود ارزیابی میباشد، لذا به منظور سهولت، هماهنگی و دستیابی به نتایج مطلوبتر ضمن ارائهي تعریفی از محورهاي اصلی مورد توجه در فرایند مدیریت کیفیت، معیارها، ملاك هاو مصداق هاي پیشنهادي جهت استفاده در فرایند ارزیابی و بهبود مستمر ارائه می گردد.  

 تعریف ومفهوم مدیریت:    

با رشد و پیشرفت جامعه انسانی ، سازمان هایی به وجود  آمده است که افراد هر سازمان براي دست یافتن به هدف هاي آن فعالیت می کنند و می دانیم تامین هدف هاي یک سازمان بدون طرح وتنظیم برنامه هاي دقیق، ایجاد تشکیلات منظم و هماهنگ ورهبري وکنترل فعالیت هاي دسته جمعی افراد میسر نیست بنابراین می توان مدیریت را علم و هنر متشکل و هماهنگ کردن رهبري وکنترل فعالیت هاي دسته جمعی به منظور تامین هدف یا هدف هاي مشترك خاصی تعریف نمود.علماي علم مدیریت تعاریف متعددي از مدیریت بیان کرده اند که به چند تعریف اشاره می شود.  

مدیریت یعنی گردآوري اطلاعات و تنظیم آن ها در جهت انجام کارهاي سازمانی یا مدیریت عبارت است از هماهنگی منابع انسانی و مادي ، در جهت دست یافتن به هدف هاي سازمان و در تعریف دیگر مدیریت یعنی به وجود آوردن یا تامین یک محیط مناسب ، براي افراد سازمانی درجهت هدف هاي سازمان می باشد .

 در مدیریت کمال مطلوب این است که بالاترین بهره از کار گرفته شود و این امر به زور امکان نخواهد داشت زیرا وفاداري ، علاقه به کار و ابتکار عمل را بازور نمی توان در افراد ایجاد کرد بطور خلاصه باید گفت مدیران موسسات مدرن امروزي با داشتن آخرین اطلاعات و تکنولوژي وقتی با انسان ها سروکار پیدا می کنند باید در درجه نخست به نیازهاي آنان توجه داشته باشند تا بتوانند از ابتکار عمل آنان در بالا بردن سطح کارآیی وافزایش بازده کار موسسات استفاده کنند . 

بسمه تعالی

میثاق نامه اولیا ء دانش آموزان

در راستای طرح تعالی مدیریت کیفیت مدار،ما اولیاء دانش آموزان دبیرستان شاهد یاران امام ره  (دوره اول

با خدای خویش عهد و میثاق می بندیم که در جهت رضایت مندی پروردگار ،مهرورزی و خدمت به خلق ،در انجام رسالت تحصیلی فرزندان خویش در زیر چتر این طرح تعالی، اصول زیر را بعنوان استراتژی در سال تحصیلی جاری مد نظر قرار داده و تمام سعی و اهتمام خویش را به منظور اجرایی شدن این موارد بکار ببندیم

با الهام از قرآن و عترت برای دستیابی به مراتبی از حیات طیبه فردی و اجتماعی و با توکل به خدا به عنوان  یک دانش آموز دختر مسلمان پیرو مکتب ائمه اطهار سلام ا...علیها که از هم اکنون بار سنگین حراست از انقلاب بزرگ اسلامی بردوش گرفته ام از عمق وجودم میثاق می بندم که :

ما اولیاء بر اساس وظیفه و تکلیف مان در مقابل حقوق فرزندانمان با امضای این میثاق نامه با یکدیگر عهد می بندیم :

  • در جهت سالم سازی محیط خانواده ،مدرسه و جامعه و فراهم کردن زمینه پذیرش قلبی و درونی حیاء عفاف و حجاب با اولیا و مربیان مدرسه همکاری و تعامل داشته باشم0
  • با تاسی به آموزه های دینی به ویژه سیره عملی معصومین علیهم السلام برای عملی شدن سبک زندگی ایرانی اسلامی در خانواده تلاش کنیم.
  • با توجه به نقش فرایض دینی به ویژه نماز با بها دادن آن در جمع خانواده برای فراهم آوردن زمینه عمل آگاهانه فرزندانمان بکوشیم.
  • با افزایش آگاهی و شناخت فوائد و مزیت های پوشش اسلامیزمینه انتخاب مناسب ترین پوشش در عرصه های مختلف اجتماعی را برای فرزندانمان فراهم نماییم.
  • در جلسات برگزار شده از طرف آموزشگاه شرکت فعال داشته باشم.
  • با توجه به گستردگی فضای مجازی تلاش می کنیم فرزندانمان را از پیامدهای استفاده نا مطلوب از آن مصون نگاه دارم.
  • برای حل مسائل تربیتی فرزندانمان از نظرات مشاوران و متخصصان بهره بگیریم.
  • در انجام فعالیتهای پرورشی ،مالی و اداری مدرسه با توجه به توانمندی خود همکاری لازم را با مسئولین آموزشگاهداشته باشیم.
  • نسبت به حضور و خروج به موقع فرزندم در مدرسه توجه و مراقبت داشته باشم.
  • نسبت به شناسایی علایق و استعدادهای فرزندانمان کوشا باشیم.
  • فرزندانمان را برای شرکت در فعالیتهای فوق برنامه ترغیب نماییم.
  • در برگزاری اردوها و بازدیدهای تفریحی و ... همکاری لازم را خواهیم داشت در صورت امکان با معرفی ظرفیتهای برون سازمانی نسبت به انجام فعالیتهای مدرسه مشارکت خواهیم داشت.

"ای خدا بزرگ یاریم کن تا همواره بر این عهد استوار باشم و پیمان شکن نباشم"َ

 

 


برچسب‌ها:

تاريخ : شنبه 29 مهر 1396 | 22:12 | نویسنده : dabestanhamzeh | ارسال نظر(0)


برچسب‌ها:

تاريخ : شنبه 11 دی 1395 | 20:49 | نویسنده : dabestanhamzeh | ارسال نظر(0)


برچسب‌ها:

تاريخ : شنبه 11 دی 1395 | 20:39 | نویسنده : dabestanhamzeh | ارسال نظر(0)

 

متن پیام رهبر سال 95

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم
یا مقلّب القلوب و الأبصار. یا مدبّر اللّیل و النّهار. یا محوّل الحول و الأحوال. حوّل حالنا الی احسن الحال.
السّلام علی الصّدّیقه الطّاهره، فاطمه المرضیّه، بنت رسول الله، صلّی الله علیه و آله. و السّلام علی ولیّ الله الأعظم، ارواحنا فداه و عجّل الله فرجه.
عید نوروز را به همه‌ی خانواده‌های ایرانی و افراد ایرانی در هر نقطه‌ی عالم تبریک عرض میکنم. عیدتان مبارک باشد هم‌میهنان عزیز. بخصوص به خانواده‌های عزیز شهیدان، به جانبازان عزیز، به خانواده‌های محترم آنها، و به همه‌ی ایثارگران تبریک عرض میکنم و یاد شهیدان بزرگوارمان و یاد امام عزیزمان را گرامی میدارم.
سالی که شروع شد -سال 95- هم در آغاز و هم در پایان، متبرک به نام مبارک حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) است. هم اولِ این سال منطبق بر ولادت آن بزرگوار با ماه‌های قمری است، هم آخر این سال. بنابراین امیدواریم که ان‌شاءالله سال 95 به برکت حضرت زهرا سال مبارکی باشد برای ملت ایران، و از معنویات آن بزرگوار و از راهنمائی‌های آن بزرگوار و از زندگی آن بزرگوار درس بگیریم و بهره‌مند شویم.
سالی که تمام شد -سال 94- مثل همه‌ی سالهای دیگر، آمیزه‌ای از شیرینیها و تلخیها و فرازها و فرودها بود؛ طبیعت زندگی همین است؛ از تلخی حادثه‌ی منا تا شیرینی راهپیمائی 22 بهمن و انتخابات هفتم اسفند؛ در تجربه‌ی برجام، از امیدهائی که برانگیخت، تا نگرانیهائی که در کنار آن هست؛ همه‌ی اینها جزو حوادث سال بود، و همه‌ی سالها همین جور است.
سالها و ایام عمر انسان، مشتمل بر فرصتهائی است و مشتمل بر تهدیدهائی است. هنر ما باید این باشد که از فرصتها استفاده کنیم و تهدیدها را هم تبدیل به فرصت کنیم. سال 95 پیش روی ما است. در این سال هم مانند همیشه، فرصتها و تهدیدهائی وجود دارد. همه باید تلاش کنند تا بتوانیم از فرصتهای این سال به معنای حقیقی کلمه استفاده کنیم و کشور از اول تا آخرِ این سال تفاوتهای محسوسی پیدا کند.
امیدهائی وجود دارد برای سال 95. انسان به مجموعه‌ی اوضاع که نگاه میکند، امیدهائی را مشاهده میکند. البته برای تحقق این امیدها باید تلاش کرد، باید کار شبانه‌روزی کرد و باید بی‌وقفه سعی و کوشش کرد. اصل قضیه این است که ملت ایران باید بتواند کاری بکند که خود را در مقابل تهدیدهای دشمنان و دشمنیهای آنها، از آسیب‌پذیری خارج کند. ما باید کاری کنیم که در مقابل تهدید دشمنان، آسیب‌پذیر نباشیم. آسیب‌پذیری را به صفر برسانیم.
به گمان من مسئله‌ی اقتصاد در اولویت اول است. یعنی وقتی انسان نگاه میکند، در میان مسائل اولویت‌دار، از همه فوری‌تر و نزدیکتر، مسئله‌ی اقتصاد است. اگر به توفیق الهی، هم ملت و هم دولت و مسئولان گوناگون، بتوانند در مسئله‌ی اقتصاد کارهای درست و بجا و متقن را انجام دهند، امید این هست که در مسائل دیگر، مثل مسائل اجتماعی، مثل آسیبهای اجتماعی، مثل مسائل اخلاقی، مثل مسائل فرهنگی هم تأثیرگذار باشند.
در مسئله‌ی اقتصاد، آن چیزی که مهم است و اصل است، مسئله‌ی تولید داخلی است؛ مسئله‌ی ایجاد اشتغال و رفع بیکاری است؛ مسئله‌ی تحرک و رونق اقتصادی و مقابله‌ی با رکود است؛ اینها مسائل مبتلابه مردم است؛ اینها چیزهائی است که مردم آنها را حس میکنند و مطالبه میکنند؛ و آمارها و اظهارات خود مسئولین هم نشان میدهد که این مطالبات مردم و این خواسته‌های مردم بجا و به‌مورد است.
اگر ما بخواهیم مشکل رکود را حل کنیم، مشکل تولید داخلی را حل کنیم، بخواهیم مسئله‌ی بیکاری را حل کنیم، بخواهیم گرانی را مهار کنیم، علاج همه‌ی اینها در مجموعه‌ی مقاومت اقتصادی و اقتصاد مقاومتی گنجانده شده است. اقتصاد مقاومتی شامل همه‌ی اینها است. میشود با اقتصاد مقاومتی به جنگ بیکاری رفت؛ میشود به جنگ رکود رفت؛ میشود گرانی را مهار کرد؛ میشود در مقابل تهدیدهای دشمنان ایستادگی کرد؛ میشود فرصتهای بسیاری را برای کشور ایجاد کرد و از فرصتها استفاده کرد؛ شرطش این است که برای اقتصاد مقاومتی کار و تلاش انجام بگیرد.
گزارشی که برادران ما در دولت به من دادند، نشان میدهد که کارهای وسیعی کرده‌اند؛ منتها این کارها کارهای مقدماتی است؛ کارهائی است در زمینه‌ی بخشنامه‌ها و دستورها به دستگاههای مختلف؛ اینها کارهای مقدماتی است؛ اما آنچه که لازم است ادامه پیدا کند، عبارت است از اقدام کردن و عمل کردن و روی زمین، محصول کار را به مردم نشان دادن؛ این آن چیزی است که وظیفه‌ی ما است؛ که من ان‌شاءالله در سخنرانی شرحش را به آحاد ملت عزیزمان عرض خواهم کرد.

 


بنابراین آنچه که من به عنوان شعارِ امسال انتخاب میکنم، عبارت است از «اقتصاد مقاومتی؛ اقدام و عمل». این، راه و جاده‌ی مستقیم و روشنی است به سمت آن چیزی که به آن احتیاج داریم. البته توقع نداریم که این اقدام و عمل، در ظرف یک‌ سال همه‌ی مشکلات را حل کند؛ اما مطمئنیم که اگر چنانچه اقدام و عمل به صورت برنامه‌ریزی شده و درست انجام بگیرد، ما در پایان این سال آثار و نشانه‌های آن را مشاهده خواهیم کرد. از همه‌ی کسانی که در این راه تلاش کردند و تلاش میکنند، تشکر میکنم.

بار دیگر به ملت عزیزمان سلام و تبریک عرض میکنم و صلوات خدا را بر محمد و آل محمد و بر حضرت بقیه الله اعظم (سلام الله علیه و ارواحنا فداه) مسئلت میکنم.
والسّلام علیکم و رحمه الله و برکاته
 
 
 

پیام نوروزی سال ۱۳۹5 حسن روحانی رئیس جمهور که یک سنت است و هر ساله هر رئیس جمهور بعد از تحویل سال نو به ارسال پیام نوروزی برای ایرانیان اقدام می کنند و شما میتوانید پیام نوروزی سال 1395 که رییس جمهور حسن روحانی را در ادامه مطلب مشاهده نمایید.

 

پیام نوروزی سال ۱۳۹5 حسن روحانی رئیس جمهور

به محض تحویل سال نو و ایراد سخنان ریاست محترم جمهور حجت‌الاسلام حسن روحانی به مناسبت تحویل سال نو 95 متن کاملپیام نوروزی سال ۱۳۹5 حسن روحانی رئیس جمهور به همراه شعار سال 95 توسط رهبر در نوروز 95 که ایشان نیز به مناسبت تحویل عید نوروز 95 پیام نوروزی را منتشر خواهند کرد در سایت منتشر خواهد شد که شما میتوانید از متن هایشان و همچنین ویدیوی مرتبط با صحبت های آن ها استفاده نمایید.

همچنین برخی از سایت های گرافیکی ممکن است پیام نوروزی سال ۱۳۹5 حسن روحانی رئیس جمهور را به صورت پوستر و یا بنرهایی طراحی کنند که در صورتی که این اتفاق بیافتد ما حتما برایتان آن ها را نیز در قالب همین مطلب منتشر خواهیم کرد.

پیام نوروزی سال ۱۳۹5 حسن روحانی رئیس جمهور به صورت یک بسته ی تقویمی سال هاست توسط گرافیست های عزیز کشورمان طراحی می شود و امسال نیز اگر این اتفاق رخ دهد ما حتما آن را قرار خواهیم داد.

حسن روحانی رییس جمهور در پیام نوروزی سال 94 گفت: رئیس جمهور در پیامی به مناسبت آغاز سال ۱۳۹۴ رونق پایدار ، افزایش صادرات غیرنفتی و ایجاد فرصت ‌های جدید اشتغال بویژه برای جوانان را سه هدف دولت در سال جدید اعلام کرد.
حجت‌الاسلام حسن روحانی رئیس جمهور کشورمان در پیامی به مناسبت آغاز سال 1394 هجری شمسی، رونق پایدار، افزایش صادرات غیرنفتی و ایجاد فرصت‌های جدید اشتغال بویژه برای جوانان را هدف دولت در سال جدید اعلام کرد و گفت: در این زمینه با کمک مردم در سال جدید، قدم‌های نویی را برخواهیم داشت، صادرات غیرنفتی را افزایش خواهیم داد و زمینه اشتغال را فراهم خواهیم کرد.

پیام نوروزی سال ۱۳۹5 حسن روحانی رئیس جمهور – به محض تحویل سال نو قرار خواهد گرفت

 

متن پیام نوروزی حجت الاسلام و المسلمین دکتر حسن روحانی به این شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
« *حقوق هسته‌ای ملت تثبیت شد
* تنش زدایی و گسترش همکاری با جهان، سیاست دولت
* تلاش دولت برای ایجاد آرامش و فضای بهتر برای بروز خلاقیت در فرهنگ
* برنامه دولت کاهش مشکلات زیست محیطی است
* ادامه حمایت غذایی از اقشار آسیب پذیر
* در سال انتخابات، آستانه تحمل را بالاتر ببریم
* دست به دست هم دهیم مجلسی بسازیم شایسته این ملت
* تقاضای رئیس جمهور از مردم در مراقبت و حفظ سلامتی خود و خانواده در ایام نوروز
الحمدلله و الصلاه علی رسول الله و آله و صَحبه
السلام علیک یا فاطمه یا بنت رسول الله (ص)
آغاز سال جدید را خدمت همه هم‌میهنان عزیز تبریک و تهنیت عرض می‌کنم. همه ایرانیان خارج از کشور و همه آنهایی که در کشورهای منطقه سنت نوروز را پاس می‌دارند، بویژه به محضر خانواده‌های شهدا، ایثارگران، جانبازان، آزادگان و همه آنهایی که در این ساعت شب، خدمت مردم را به کنار سفره نوروزی خانواده ترجیح داده‌اند؛ پزشکان، پرستاران، نیروهای مسلح نظامی و انتظامی، پاسداران از مرزهای این سرزمین و آنها که از استقلال و عزت کشور امروز در هر کجا پاسداری می‌کنند.
کارگران عزیز، همه نیروهای امدادی و همه آنهایی که امروز و این ساعت به خدمت هم‌میهنان عزیز خود مشغول هستند. باید از تشکر از ملت فرهیخته و بزرگ ایران شروع کنم که هر آنچه ما داریم از لطف حق است و تلاش شما مردم، حمایت شما مردم، حضور شما مردم، اگر توانستیم تورم را مهار کنیم، اگر توانستیم ار رکود خارج شویم و امروز در مسیر رونق حرکت کنیم، اگر توانستیم اتکایمان را به نفت کم کنیم، اگر صادرات غیرنفتی را افزایش دادیم، یعنی اقتصاد مقاوم، یعنی اقتصاد مقاومتی همه و همه در سایه تلاش شما تولیدگران، کارآفرینان و همه ملت بزرگ ایران است به همین دلیل چون به لطف خداوند امیدوارم و به حمایت شما مردم و به رهنمودهای مقام معظم رهبری، تردیدی ندارم سالی که امروز آغازش هست، سالی است که می‌توانیم امیدهای بیشتری در زمینه شکوفایی داشته باشیم.
هدف ما در سال جدید، رونق پایدار، افزایش صادرات غیرنفتی و ایجاد فرصت‌های جدید برای اشتغال بویژه برای جوانان عزیز، تحصیلکردگان و فارغ‌التحصیلان دانشگاه‌هاست و در این زمینه با کمک شما مردم در سال جدید، قدم‌های نویی را برخواهیم داشت، صادرات غیرنفتی را افزایش خواهیم داد و زمینه اشتغال را فراهم خواهیم کرد.
این کاری که شما مردم در زمینه اقتصاد مقاومتی کردید مسیری شد برای پیروزی مذاکره‌کنندگان در برابر قدرت‌های جهانی، ملت ما در شرایط تحریم و فشار به این موفقیت‌های بزرگ دست یافت و این بدان معناست که حرکت مردم، تحریم‌ناپذیر است. اتصال دولت و ملت و اعتماد به یکدیگر تحریم‌ناپذیر است و این مسیر را تا پیروزی ملت ما ادامه خواهد داد.
امروز دیگر مسابقه برای تحریم ایران وجود ندارد، امروز مسابقه برای تفاهم با ایران وجود دارد. امروز می‌بینید که کشورهای جهان، قدرت‌های بزرگ این را حس کردند که تحریم و تهدید بی‌اثر است و راه مفاهمه، تفاهم و تکریم نسبت به ملت بزرگ ایران است.
ما حقوق هسته‌ای این ملت را تثبیت کرده‌ایم.سازمان تحریم را در هم شکسته‌ایم و این ملت در مسیر اهداف بلند خود موفق خواهد بود. رابطه‌مان را با همسایگان در همه زمینه‌ها گسترش دادیم. سیاست ما با همسایگان، سیاست مودت و دوستی است.
ما نسبت به سایر کشورها سیاست ما تنش‌زدایی و گسترش همکاری‌هاست، هم با شرق هم با غرب بویژه کشورهای منطقه. کار بزرگ دیگری که ملت ما در سیاست خارجی انجام داد، قهرمانی این ملت در برابر تروریزم، افراطی‌گری و خشونت بود، ما دوستانمان را در مبارزه با تروریزم تنها نگذاشتیم و در همه جای منطقه، هر کجا که دوستان ما و کشورهای منطقه در فشار تروریزم قرار گرفتند آنها را یاری کردیم و این کمک را تا ریشه‌کن کردن افراطی‌گری و تروریزم در منطقه و جهان ادامه خواهیم داد.
مردم عزیز ایران با کمک و حمایت شما در زمینه مسایل اجتماعی، قدم‌های خوبی برداشته شد. امروز رنج بیماران از دیروز کمتر است. امروز خانواده‌هایی که به هر دلیل بیماری را در بیمارستانی دارند با فکر راحت‌تر می‌توانند به فکر سلامت بیمارانشان باشند.
بار سنگین درمان بیمار از دوش مردم به مقدار زیاد کاهش پیدا کرده و این راه را ادامه خواهیم داد. همه مردم ایران تحت پوشش خدمات بیمه درمانی قرار گرفته‌اند.
در زمینه حمایت غذایی از اقشار آسیب‌پذیر امروز 14 میلیون نفر از اعضای خانواده‌های آسیب‌پذیر تحت پوشش این حمایت هستند. در زمینه مسایل زیست محیطی که مشکلات فراوانی پیش روی ملت ماست بویژه در کلانشهرها، قدم‌های خوبی برداشته شده، اما همچنان به کمک همدیگر این قدم‌ها را باید با سرعت بیشتر ادامه دهیم.
مردم عزیز ایران!
سال جدید، سال انتخابات است باید فضای بهتری را برای فعالیت احزاب بوجود آوریم، آستانه تحمل را بالاتر ببریم، سربلندی این ملت را به رخ بدخواهان بکشیم. به همه نشان دهیم که افکار مختلف را ما تحمل می‌کنیم. دست به دست هم دهیم، مجلسی را بسازیم که شایسته این ملت بزرگ ایران است و مجلس خبرگانی را بوجود آوریم که ثبات بیشتر برای کشور و آرامش بیشتر برای افکار عمومی جامعه ما بوجود آورد و این کار با همکاری یکدیگر امکان‌پذیر است.
در زمینه مسایل فرهنگی تلاش ما این است، آرامش بیشتری بوجود آوریم، فضای بهتری را بوجود آوریم، بگذاریم همه خلاقیت‌ها ظهور و بروز پیدا کند و در این زمینه امیدوارم ما بتوانیم به همه هنرمندان ما فضای بهتری را برای خلاقیت‌هایشان در اختیار آنها بگذاریم.
آغاز سال جدید و لحظات دعا و نیاز به سوی آن بی‌نیاز است. خدایا همه ما را در راه آبادانی کشور، صلح منطقه و جهان موفق بدار.
به همه ما توفیق بده تا پرچم عزت و سربلندی را در این کشور همواره در اهتزاز داشته باشیم و کشتی ایران را در شرایط تلاطم منطقه‌ای به ساحل پیشرفت و توسعه برسانیم از حمایت همه مردم، از فداکاری مردم در سالی که گذشت، همه آنهایی که حامیان دولت بودند و یا منتقدان دولت بودند که همه برای سربلندی ایران تلاش کردند سپاسگزارم. با درود سلام بر همه انبیا و اولیا و ولی عصر امام زمان -أرواحنا فداه- به ارواح طیبه همه شهیدان و امام شهیدان و آرزوی توفیق بیشتر برای مقام معظم رهبری و دولت خدمتگزار و همه آنهایی که در این نظام مشغول خدمت به مردم هستند.
خواهشمندم در این ایام مواظب خودتان، اعضای خانواده عزیزتان باشید تا تعطیلاتی توأم با سلامتی و آرامش بیشتر داشته باشید و ان‌شاءالله در این ایامی که به نام فاطمه اطهر علیها السلام است، ارتباط‌تان با خاندان رسالت بیشتر گردد.»

 


برچسب‌ها:

تاريخ : شنبه 11 دی 1395 | 20:38 | نویسنده : dabestanhamzeh | ارسال نظر(0)

 

شهادت امام صادق (ع )رابه تمامی یاران ان حضرت تبریک وتسلیت می گوییم

نگاهی به نحوه شهادت امام صادق علیه السلام
زسوی دیگر امام در سالهای آخر عمر خود شدیداً لاغر وضعیف شده بود و به تعبیریکی از افرادی که امام را درآن روزگار دیده بود ازاوچیزی نمانده بود جز سرش، کنایه ازاینکه بدن کاملاً فرسوده ونحیف شده بود.

سراسرزندگیش به دشواری وسختی ورنج آفرینی گذشته بود. ودرسالهای آخر عمربر میزان محدودیت واحضار وتهدید او اضافه می شد که این خود بر خستگی ورنجش می افزود.

روزی منصور به وزیر دربارش « ربیع » گفت همین اکنون جعفربن محمد (امام صادق( علیه السلام)) رادراینجا حاضر کن .


ربیع فرمان منصور را اجرا کرد حضرت صادق( علیه السلام) را احضار نمود، منصور باکمال خشم و تندی به آنحضرت رو کرد وگفت:


« خدامرا بکشد اگر تو رانکشم آیا درمورد سلطنت من اشکال تراشی می کنی ؟»

 

امام: آنکس که چنین خبری به تو داده دروغگو است ...
ربیع میگوید:

امام صادق( علیه السلام) رادیدم هنگام ورود لبهایش حرکت می کند، وقتی که کنارمنصور نشست، لبهایش حرکت می کرد ولحظه به لحظه ازخشم منصور کمتر می شد .
وقتی که امام صادق( علیه السلام) ازنزد منصور رفت، پشت سرامام رفتم وبه اوعرض کردم:
وقتی که شما وارد برمنصور شدید منصور نسبت به شما بسیار خشمگین بود ولی وقتی که نزد او آمدی ولبهای تو حرکت کرد خشم او کم شد شما لبهایتان را به چه چیز حرکت می دادی ؟

امام صادق( علیه السلام) فرمود :

لبهایم رابه دعای جدم امام حسین ( علیه السلام) حرکت می دادم وآن دعا این است :


یا عُدَّتی عِندَ شِدَّتی وَیا غَوثِی عِندَ کُربَتی اَحرِسنِی بِعَینِکَ الَّتی لا تَنامُ وَاکَنِفنِی بِِرُکنِکَ الذَّی لایُرام


« ای نیرو بخش من هنگام دشواریهایم وای پناه من هنگام اندوهم به چشمت که نخوابد مرا حفظ کن ومرا درسایه رکن استوار وخلل ناپذیرت قراربده »


آتش کشیدن خانه امام صادق(علیه السلام)
مفضّل بن عمر می گوید:

منصور دوانیقی برای فرماندار مکه ومدینه حسن بن زید پیام داد:

خانه جعفر بن محمد ( امام صادق (ع) را بسوزان، اواین دستوررا اجرا کرد وخانه امام صادق( علیه السلام) را سوزانید که آتش آن تا به راهرو خانه سرایت کرد، امام صادق ( علیه السلام) آمد ومیان آتش گام برمی داشت ومی فرمود : اَنَا بنُ اَعراقِ الثَّری اَنا بنُ اِبراهِیمَ خَلیلِ اللهِ


« منم فرزند اسماعیل که فرزندانش مانند رگ وریشه دراطراف زمین پراکنده اند منم فرزند ابراهیم خلیل خدا( که آتش نمرود براو سرد وسلامت شد )»


برنامه قتل امام صادق (علیه السلام)
سرانجام منصور نتوانست پیشرفت امام را ببیند و عظمت او را تحمل نماید. طرح قتل او را از طریق مسموم کردن تهیه نمود.


این نکته راناگفته نگذاریم که بنی عباس درس مسموم کردن امامان رااز پیشوایان راستین خود، یعنی بنی امیه آموختند.

معاویه بارها گفته بود خداوند ازعسل لشکریانی دارد و.. که غرض عسل مسموم بود که به خورد دشمنان خود میداد.


منصور توسط والی خود درمدینه امام را با انگور زهرآلود به شهادت رساند وبعد حیله گرانه به گریه وزاری وعزاداری او پرداخت.

اینکه درامر شهادت امام، منصور دست داشته جای شکی برای ما نیست، زیرا که خود بارها گفته بود که او چون استخوانی درگلویم گیر کرده است.


شاید منصور جداً وقلباً دوست نداشت امام رابکشد ولی چه می توان کرد که مقام است وسلطنت، پست است وموقعیت. مگر هرکسی میتواند ازآن بگذرد؟

امرشهادت او را توسط منصور، برخی چون ابوزهره انکار کرد ه اند، بدلیل ابراز تأسف منصور ازمرگ او وهم گفته اند که این امر خلاف تحکیم پایه های حکومت او بود.

دیگران هم همین افکر راداشته اند ویا برخی دیگر ازآن به تردید یاد کرده اند. ولی باتوجه به سابقه برخورد واحضار وتهدید منصور، وبا توجه به اعمال زمامداران پس از او معلوم می شود بنی عباس چون بنی امیه درخط امام کشی بودند وآنها شش تن ازامامان ما را مسموم کرده اند.

آری او پس از قتل امام ابراز تأسف هم کرد وآن مصلحتی بود

زندگانی امام صادق (ع)


بسم الله الرحمن الرحیم
امام جعفرصادق (ع) در 17 ربیع الاول سال 83 هجری قمری به دنیا آمد ، و در یکی از روزهای ماه شوال سال 148 قمری دیده از جهان بست ، برابر این حساب می توان عمر پر برکتش را 65 سال دانست که 12 سال از آن را هم زمان با جدش حضرت سجاد و 19 سالش را با پدرش امام باقر و 34 سالش را پس از پدر زیست . او پس از رحلت در قبرستان بقیع روبروی مسجد النبی در جوار پدرش امام باقر و جدش حضرت سجاد و عمویش امام حسن به خاک سپرده شد .
در دوره امام صادق (ع) با پیش آمدن نهضت ترجمه علوم وارداتی از ممالک غیر اسلامی ، و روی آوردن بسیاری از مسلمانان به علم و دانش و به ویژه توجه آنان به کتب ترجمه شده رشته های فلسفه و طب و علوم انسانی ، و هیئت و کیهان شناسی که بیشتر محصول نگاه نظری و نه تجربی و تحقیقی و اغلب متکی به مبانی غیر برهانی بود ، در اغلب شهرهای مسلمان نشین به ویژه : مدینه ، مکه ، کوفه ، بصره و .... مجالس درس و مناظره های علمی ، تشکیل و از رونق خاصی برخوردار گردید .
در چنین زمانی امام صادق (ع) فرصت یافت که با دانش فراوانش در انواع رشته های علمی که از اعماق قرآن و علوم پدرانش و پیامبر به او رسیده بود چراغ نهضت علمی و فرهنگی اسلامی خود را روشن کند ، و نور دانش استوار ، و متکی به وحی و عقل و برهان خود را به گستره حیات انسان بتاباند .
سفرهای اختیاری و اجباری امام به عراق و شهرهای حیره ، هاشمیه ، کوفه و مکه و ملاقات با اربابان دیگر مذاهب فقهی ، کلامی ، و فلسفی ، و به ویژه گفتگوهایش با سران مکاتب مادی گری چون ابن ابی العوجاء ، ابن مقفع ، عبدالملک بصری ، عبدالملک دیصانی ، نقش عمده و مهمی در معرفی و گسترش علوم قرآنی و دانش استوار اهل بیت در جامعه داشت در همه این شهرها انواع دانش پژوهان به آسانی و بدون قید و شرط ، که بخشی از روش اخلاقی اهل بیت بود به کلاس درس هایش که برای تبین انواع علوم تشکیل می شد راه یافتند و از وجودش که عقل و علم مجسم بود بهره ها گرفتند ، و کتابها و جزوه های علمی پرارزشی به وجود آوردند که پایه گسترش آن علوم در شرق و غرب شد ، و این حقیقی است که بزرگان منصف از شرق و غرب چه با ذکر نام آن حضرت و چه بدون ذکر نام به آن اعتراف دارند ، از جمله گوستو لبون فرانسوی ، جرجی زیدان لبنانی ، و سه جلد کتاب خورشید اسلام در اروپا نوشته دانشمندی غربی وکتاب مغز متفکر جهان شیعه تنظیم مرکز مطالعات اسلامی استراسبورک

* * *
برخورد امام با انواع دانشمندان علوم مختلف ، که در هر رشته ای برتری علمی خود را همراه با برهان و دلیل ثابت کرد ، سبب شد که آوازه شهرتش در دانش و بینش ، کرامت اخلاقی و منشش با دانشجویان ، و پشت کارش در انتقال علوم ، و پاسخ گوئی اش به شبهات در همه امور به ویژه پس از انتقال فلسفه های یونانی ، ایرانی ، هندی و مکتبهای وارداتی دربسیاری از مناطق آسیائی و آفریقائی طنین انداز گردد .
***
او با برخورد با جریانات فکری انحرافی ، و رو برو شدن با علمای علوم گوناگون و بحث و مناظره علمی و شیرین که حوصله و بردباری اخلاقی امام رابه دنبال داشت ، برتری اسلام را در چهار چوب تشیع بر همه مکاتب ثابت کرد .
مناظرات علمی و گفتگوهای آزاد امام با صاحبان دانش های گوناگون چون پزشکان ، فقیهان ، متکلمان ، منجمان ، صوفیان تابع مکاتب هندی ، ایرانی ، و اسکندریه ، و به ویژه مباحث ارزنده فقهی و تفسیری و کلامی اش با رشد یافتگان در مدرسه اموی و عباسی در منابع مهم شیعه و سنی ثبت است .
امام مدینه را به تنهائی تبدیل به دانشگاهی کرد که انواع علوم خود را بی واسطه و با واسطه به شیفتگان علم منتقل می نمود ، او در برابر مکتب اموی و عباسی به تبین اسلام راستین ، یعنی اسلام وحی ، اسلام انبیاء ، اسلام نبوت ، اسلام امامت پرداخت ، و با کوشش خستگی ناپذیر پیرایه های بسته شده به اسلام را از جانب دشمنان داخلی و مکتبهای وارداتی زدود .
به این خاطر از اطراف و اکناف مختلف ، دانشجویان و عاشقان علم روی به مدینه نهادند ودر حوزه دروس او هر یک مطابق ذوق خود زانو زدند ، و از خرمن دانشش بهره ها بردند ، که اغلب، اهل نظر ، شاگردان حوزه او را تا چهار هزار نفر قلمداد کرده اند . دانشجویان دانشگاه او در رشته های طب ، شیمی ، نجوم ، کلام ، فقه ، علوم انسانی ، طبیعت شناسی ، تحقیق در موجودات خلقت ، علوم اصول ،و .... به مرحله تخصص رسیده و بعضی از آنان در چند رشته صاحب نظر شدند ، و هریک با تشویق آن حضرت حوزه درس و مدرسه در مدینه و شهرهای دیگر برای رشد علمی مردم برپا نمودند .

از شاگردان برجسته آن حضرت می توان از جابربن حیان طوسی صاحب بیش از 200 جلد کتاب ، و هشام بن حکم مولف 31 جلد کتاب ، محمد بن مسلم ، ابان بن تغلب ، هشام بن سالم ، زرارة بن اعین ، حمران بن اعین ، مومن الطاق و مفصل بن عمر کوفی راوی روایت کم نظیر توحید استدلالی نام برد .
***
دانشجویان آن حضرت منحصر به افراد شیعه نبوده ، بلکه غیر شیعه هم بدون قید و شرط از مدرسه اش برخوردار بودند از افرادی مانند مالک بن انس ، ابوحنیفه ،پیشوای مالکی و حنفی ، و سفیان ثوری ، سفیان بن عینیه ، ابن جریح ، ابن قاسم می توان نام برد .

***
در این مقال برآنم که به اندازه امکان به نقش امام در پی نهادن توسعه فرهنگ و تمدن اسلامی و ابعاد اثرگذاری او را بر این فرهنگ و تمدن مورد توجه قرار دهم .
به این خاطر در بخش سخن می گویم
1- باز شناسی فرهنگ و تمدن اسلامی در عصر امام
2- نقس آن حضرت در اثر گذاری بر فرهنگ و تمدن

1-هر چند در تعریف فرهنگ و تمدن نظر واحدی بین دانشمندان نیست ولی همه بر این قول اتفاق دارند که فرهنگ و تمدن مجموعه ای از آداب و رسوم ، اخلاقیات ، روش ها و منش ها ، عمران شهری ، شهرسازی ، صنعت ، علوم و فنون پیشرفته ، شهر نشینی ، همکاری در امور اجتماعی ، اقتصادی ، سیاسی و دینی و امثال این هاست .

جامعه عربستان جامعه ای فاقد فرهنگ و تمدن لازم بود ، فقر عقلی ، علمی ، و تهیدستی جامعه عرب از مظاهر تمدن مسئله ای است که دانشمندان شرق و غرب پس از قرآن و دیدگاههای علی علیه السلام به آن اعتراف دارند .

عرب با پذیرفتن اسلام برای تحصیل فرهنگ و تمدن تحولی عظیم یافت ، و دیگران را نیز متحول نمود ، ویل دورانت در تاریخ تمدن جلد 4ص 197 ببعد و دیگر دانشمندان گزارش های شگرفی از جلوه های فرهنگ و تمدن اسلامی از صدر اسلام تا قرن هفتم هجری داده اند .
مسلمانان در اغلب نواحی مساجد ، مدارس ، و کتابخانه برپا کردند ، و انواع علوم در این نواحی تدریس می شد ، برخی از دانشمندان کتابخانه شخصی عظیمی در اختیار داشتند که 400 شتر از حملش عاجز بودند ، کتابخانه بغداد ، و نیشابور هر یک نزدیک یک میلیون کتاب داشتند و کتابخانه مراغه زیر نظر خواجه نصیر پس از حملات ویران گر مغول از 400 هزار کتاب علمی برخوردار بود . این همه زمانی بود که سراسر اروپا در ظلمت و گمراهی قرار داشت و از فرهنگ و تمدن غافل بود ، و با ظهور دوره رنسانس و جنگ های صلیبی توانستند انواع کتابهای مسلمان نویس را در رشته های گوناگون به اروپا منتقل نمایند و فرهنگ و تمدن غربی را که بدون فسادهای عملی اش ریشه د رعلوم اسلامی داشت پایه گذاری کنند .

2-نقش امام در فرهنگ و تمدن اسلامی
تاثیر امام در فرآیند تحولات فرهنگی و مدنیت جهان منوط به آمادگی دو طرف اثر گذار و اثر پذیر است ، امام باید از دانش فراوان و کافی برخوردار بود و براساس دانشش برای تاثیر گزاری فعالیت می نمود ، از سوی دیگر جانعه هم باید او را می پذیرفت و علوم و افکارش را قبول می کرد ، که این هر دو زمینه تحقق یافت .

1- اساس و ریشه فرهنگ و تمدن ، علوم هستند گاه توسعه فرهنگ و مدنیت را برابر با توسعه علوم دانسته اند بر طبق قاعده فاقد الشیی لیس بمعطی : آن که ندارد ، نمی تواند بپردازد ، اگر امام فاقد علوم لازم بود نمی توانست در پیدایش برخی علوم و توسعه علمی موثر باشد ، بر عکس این قاعده امام معدن دانش های گوناگون بود به همین دلیل آثاری که از ایشان در صدها کتاب جمع آوری شده به خاطر فرصتی که برای او پیش آمد بیش از دیگر امامان است . اگر به کتاب چون خواص القرآن الکریم ، رساله شیمی موجود در کتابخانه نور عثمانیه ترکیه به شماره 3634 و رساله مفصل امام در اصول معارف ، احکام طهارت و بهداشت همه جانبه ، نیکی به پدر و مادر ، مسئله ازدواج در دو مرحله دائم و موقت ، وجوب حفظ جامعه از فساد ، خوردنیها و آشامیدنیها ، صید و صیادی ، حسنات و سیئات که یک جا در کتاب خصال نوشته صدوق در قرن 4 آمده کتاب توحید مفضل ، کتاب اهلیلجه که بسیار با ارزش است ، کتاب مصباح الشریعه در اخلاق و عرفان ، رساله سفارشات امام به پیروانش ، رساله امام به ابوجعفر احول ، رساله نثر الدور ، رساله درباره وجوه تجارت کسب ، گفتار حضرت در آفرینش انسان ، طب الصادق و صدها کتاب دیگر مراجعه کنید صدق گفتار شیعه در گستره دانش امام در رشته های گوناگون ثابت می شود . کتاب مرآة الجنان می گوید : شاگرد امام جابر بن حیان کتابی در هزار برگ نوشته که رساله حضرت را در علوم گوناگون که حدود 500 رساله است در برمیگیرد .

2- این حجم گسترده و عظیم علمی در رشته های متعدد سبب زیر ساخت فرهنگ و تمدن غنی اسلام را فراهم کرد ، و گویای اثر گذاری امام بر فرهنگ و تمدن اسلامی و بعد از آن فرهنگها و تمدن های جهان است .

نظرات بزرگان
امام ابوحنیفه که معاصر آن حضرت بوده و پیشوای مذهب حنفیه است بنا بر نقل کتاب اعلام النبلاء ج6 ص257 و تاریخ کبیر ج2ص199 می گوید :
ما رأیت افقه من جعفر بن محمد و انه اعلم الامة .
افقه : داناترین .
مالک بن انس با ربه ثقل اعلام النبلاء ج6ص258 می گوید : مردی با فضیلت تر و ارزشمند تر از جعفر بن محمد را هیچ گوشی نشنیده ، و به قلب هیچ بشری خطور نکرده است .
محمد بن عبدالرحمن معروف به ابن ابی لیلی پس از گفتگوی با امام در حالی که خودش فقیه ، محدث و قاضی معروف کوفه بود خطاب به حضرت می گوید : اشهد انکم حجج الله علی خلقه
جاحظ ادیب معروف می گوید : جعفر بن محمد الذی ملا الدیتاا علمه و فقهه
ابن خلکان در وفیات الاعیان ج1ص327 می گوید:
فضله اشهر من ان یذکر : ارزش های او بیش از آن است که گفته شود
میر علی هندی می گوید : کسی که از علمای نامدار اهل سنت است می گوید : امام صادق پژوهشگری فعال ، متفکری بزرگ ، آشنای با علوم عصری و نخستین کسی است که مدارس فلسفی اسلام را در اسلام تاسیس کرد .
امام برای گسترش علوم ، فرهنگ ، مدنیت چندین مرحله را کنار هم به پیش برد ، سر فصل هائی مانند :

1- اخلاقیات یا توسعه ارزش ها

2- تربیت شاگردان

3- گفتگو با سران و ایدئدلوگ های ادیان و مذاهب که هریک از این عناوین تفسیر گسترده ای را می طلبد .
***
فرهنگ و تمدن به قول امروزی ها مجموعه ای از دانش ها ، سنت ها ، آراء . گرایش هاست ، توسعه ماندگار فرهنگ و تمدن باید همه جانبه و جامعیت داشته باشد . امام صادق به این نکته مهم توجه داشت لذا به همه شاخه های علوم اهتمام ورزید .
کتاب بسیار ارزشمند تاسیس الشیعه العلوم الاسلام می گوید علومی که امام در بنیان گزاری و گسترش آن کوشید شامل علوم : ادبیات ، تاریخ ، سیره ، حدیث ، تفسیر ، فقه ، اصول ، کلام ، اخلاق و عرفان است . ولی مهم ترین تحقیقاتی که توسط اسلام شناسان غرب انجام گرفته است و حضرت را موسس یا گسترش دهنده آن دانسته اند عبارت است از علوم : طب ، شیمی ، هئیت نجوم ، لغت شناسی ، عرفان ، زمین شناسی ، تاریخ ، فلسفه تاریخ ، زیست شناسی ، بیماری شناسی ، نور شناسی ، محیط زیست ، تفسیر خواب ، فلسفه و حکمت ، و حرکت شناسی است . اینها در کتاب الامام جعفر الصادق فی نظر علماء الغرب در بسیاری از صفحاتش مندرج است .
حسین انصاریان
فضایل امام جعفر صادق(ع)

اشاره
شخصیت امام صادق(ع) به اندازه ای جامع و برجسته است که افزون بر شیعیان، عالمان و عارفان اهل تسنن نیز توجهی ویژه به آن حضرت داشته و برتری علمی و شخصیتی ایشان را ستوده و از آن حکایت ها نقل کرده اند. در این گفتار، ابتدا متنی کهن از احمد بن حسن استرابادی، عالم شیعه قرن 10 هـ . ق، درباره تولد آن حضرت و شرح برخی فضایل ایشان نقل و سپس دو قطعه متن گزیده و مُنَقَّح شده از عارفان اهل تسنن؛ از شیخ فریدالدین عطار نیشابوری، عارف قرن 6 و 7 هـ . ق و علی بن عثمان هجویری عارف قرن 5 هـ . ق آورده شده که نمایانگر ارادت عارفان اهل تسنن به آن بزرگوار است.
ذکر امام بحق ناطقْ، جعفر بن محمد الصادق(ع)

«وی امام ششم است از ائمه اِثناعشر(علیهم السلام). مادرش ام فروه دختر قاسم بن محمد ابابکر بود. آن حضرت خلایق را ارشاد می فرمود و طریق مستقیم به گمراهان بادیه ضلالت می نمود و پیوسته می فرمود: ما حجت خداییم بر خلقان و احکام حلال و حرام به بندگان می رسانیم. و این شیعه علی(ع) که امروز دست وِلا در دامن آل عبا زده اند، مذهب و ملت خود را از طریق آن حضرت درست کرده اند و نجات خود را از متابعت ایشان می دانند. کشف و کرامات آن حضرت بسیار است و خارق عادات بی شمار. از آن جمله است که:
میان دو کس نزاع شد، یکی تولا به اهل بیت داشت و ایشان را تفضل می نمود و دیگری به تولای بنوامیه منسوب بود و پیوسته آن گروه مکروه را می ستود. هر دو نزدیک ابوحنیفه رفتند و او را در آن دعوی حَکَم کردند.
ابوحنیفه گفت: نزد کسی روید که بهترین خلق خداست از روی حسب و نسب و پاکیزه ترین اولاد مصطفی است از ممرّ[1] عزت و ادب.
گفتند: آن کس کیست؟ گفت: جعفر بن محمد بن علی بن حسین بن علی بن ابی طالب(علیهم السلام). پس هر دو نزد آن حضرت رفتند و مجلس به غایت عالی بود و او مردم را به حلال و حرام تعلیم می نمود.
بی آنکه ایشان سؤال کنند و مقصود خود بیان نمایند، آن حضرت رو به ناصبی[2] کرد و گفت: مخالفان اهل بیت را نزد مطیعان خدا مرتبه ای نیست. بعد از آن متوجه شد به مولای خود و فرمود: «فَریقٌ فِی الْجَنّه[3] دوستان مایند وَ فَریقٌ فِی السّعیرِ[4] اعدای ما».
و از آن جمله است که بعضی از دوستان به واسطه بسیاری مشاهده کرامات و خارق عادات به یکدیگر گفتند: این مرد را از الوهیت نصیبی هست. چون نزد وی رفتیم وضو می ساخت. در ما نگریست و فرمود: دوستی ما به درگاه خدا موجب نجات عقبی است، اما افراط محبت موجب ندامت است، ما بنده ایم از بندگان خدا و مخلوقیم از مخلوقات حضرت خدای تعالی.
و از آن جمله است که آن حضرت فرمود: به لقای پروردگار خود آرزومندم و در این ماه رجب یا شوال، به سفر آخرت متوجه می شوم و از زندان سرای دنیا به فضای دل گشای جنه المأوی به اجابت دعوتِ وَ اللّهُ یَدْعُوا إِلی دارِ السّلامِ[5] توجه خواهم نمود، بعد از آنکه اَعدای دَغا[6] مرا زهر داده باشند و لباس سعادت شهادت پوشانیده. راوی گوید: والله چنان بود که آن حضرت فرمود.
گویند عمر آن حضرت شصت و پنج سال بود. در زمان منصور به زهر مقتول گردید. مردم به جهت موضع قبرش متردد بودند، آوازی شنیدند که این بنده صالح را بردارید و به نزدیک پدر و جدش به خاک سپارید».[7]

امام جعفر الصادق(ع) در نگاه عطار نیشابوری

«آن سلطان ملت مصطفوی، آن برهان حجت نبوی، آن عالم صدیق، آن عالم تحقیق، آن میوه دل اولیا، آن گوشه جگر انبیا، آن ناقل علی، آن وارث نبی، آن عارف عاشق، ابومحمد جعفر صادق ـ رضی الله عنه ـ .
و چون از اهل بیت، بیشترِ سخنِ طریقتْ او گفته است، و روایت از او بیش آمده، کلمه ای چند از آن حضرت بیارم، که ایشان همه یکی اند. چون ذکر او کرده آمد، ذکر همه بُوَد. نبینی که قومی که مذهب او دارند، مذهب دوازده امام دارند؟ یعنی یکی دوازده است و دوازده یکی.
و عجب می دارم از آن قوم که ایشان را خیال بندد که اهل سنّت و جماعت را با اهل بیت چیزی در راه است.[8]
چرا که اهل سنت و جماعت اهل بیت اند به حقیقت. و من آن نمی دانم که کسی در خیال باطل مانده است. آن می دانم که هر که به محمد(ص) ایمان دارد و به فرزندان و یارانش ایمان ندارد، او به محمد(ص) ایمان ندارد».[9]

هیبت امام

حکایت: «نقل است که منصور خلیفه، شبی وزیر را گفت: «برو و صادق را بیار، تا بکشیم.» وزیر گفت: «او در گوشه ای نشسته است و عزلت گرفته، و به عبادت مشغول شده و دست از ملک کوتاه کرده، و امیرالمؤمنین را از وی رنجی نه. در آزار وی چه فایده بود؟» هر چند گفت، سودی نداشت. وزیر برفت. منصور غلامان را گفت: «چون صادق درآید و من کلاه از سر بردارم، شما او را بکشید.» وزیر، صادق را درآورد. منصور در حالْ برجست و پیش صادق باز دوید و در صدرش بنشاند و به دو زانو پیش او بنشست. غلامان را عجب آمد. پس منصور گفت: «چه حاجت داری؟» گفت: «آنکه مرا پیش خود نخوانی و به طاعت خدای ـ عزّوجلّ ـ بازگذاری.» پس دستوری داد و به اعزازی[10] تمام او را روانه کرد. و در حالْ لرزه بر منصور افتاد و سر در کشید و بی هوش شد، تا سه روز. و به روایتی تا سه نماز از وی فوت شد. چون بازآمد، وزیر پرسید که: «این چه حال بود؟» گفت: «چون صادق از در درآمد، اژدهایی دیدم که لبی به زیر صُفّه نهاد، و لبی بر زبر و مرا گفت: اگر او را بیازاری، تو را با این صفه فرو برم. و من از بیم آن اژدها ندانستم که چه می گویم و از او عذر خواستم و بی هوش شدم».[11]

عاقل حقیقی

حکایت: «نقل است که صادق از ابوحنیفه پرسید که: «عاقل کی است؟» گفت: «آن که تمییز کند میان خیر و شرّ.» صادق گفت: «بهایم نیز تمییز توانند کرد، میان آن که او را بزنند یا او را علف دهند.» ابوحنیفه گفت: «به نزدیک تو عاقل کی است؟» گفت: «آن که تمییز کند میان دو خیر و دو شر. تا از دو خیر، خیرالخیرین اختیار کند و از دو شر، خیرالشّرین برگزیند».[12]

سخاوت امام

حکایت: «نقل است که همیانی زر از کسی برده بودند. آن کس در صادق آویخت که «تو بُرده ای» و او را نشناخت. صادق گفت: «چند بود؟» گفت: «هزار دینار.» او را به خانه برد و هزار دینار به وی داد. بعد از آن، آن مرد زر خود بازیافت و زر صادق باز پس آورد و گفت: «غلط کرده بودم.» صادق گفت: «ما هر چه دادیم باز نگیریم.» بعد از آن، از کسی پرسید که: «او کی است؟» گفتند: «جعفر صادق.» آن مرد خجل بازگردید».[13]

خُلق امام

حکایت: «نقل است که روزی تنها در راهی می رفت و «الله، الله» می گفت. [دل] سوخته ای بر عقب او می رفت و «الله، الله» می گفت. صادق گفت: «الله! جُبّه ندارم، الله! جامه ندارم.» در حالْ دستی جامه حاضر شد. امام جعفر در پوشید. آن سوخته پیش رفت و گفت: «ای خواجه! در الله گفتن با تو شریک بودم. آن کهنه خود به من ده.» صادق را خوش آمد و آن کهنه به وی داد».[14]
حکمت: «[امام صادق(ع)] گفت: هر آن معصیت که اول آن ترس بُوَد و آخر آن عذر، بنده را به حق رساند و هر آن طاعت که اول آن امن بُوَد و آخر آن عجب، بنده را از حق ـ تعالی ـ دور گرداند. مطیع با عُجب، عاصی است و عاصی با عذر، مطیع».[15]
حکمت: «و از وی پرسیدند که «درویش صابر فاضل تر یا توانگر شاکر؟» گفت: «درویش صابر، که توانگر را دل به کیسه بُوَد و درویش [را] با خدا».[16]
جمله های قصار: «و گفت: «مَکر خدای ـ عزّوجلّ ـ در بنده، نهان تر است از رفتن مورچه در سنگ سیاه، به شب تاریک».
و گفت: «از نیک بختی مرد است که خصم او خردمند است».[17]
حکمت: «و گفت: «از صحبت پنج کس حذر کنید:
یکی از دروغگوی، که همیشه با وی در غرور باشی.
دوم از احمق، که آن وقت که سود تو خواهد، زیان تو بود و نداند.
سِیُّم بخیل، که بهترین وقتی از تو ببُرد.
چهارم بددل، که در وقت حاجت، تو را ضایع کند.
پنجم فاسق که تو را به یک لقمه بفروشد و به کمتر لقمه ای طمع کند».[18]
حکمت: «گفت: «حق ـ تعالی ـ را در دنیا بهشتی است و دوزخی؛ بهشت، عافیت است و دوزخ، بلاست. عافیت آن است که کار خود به خدای ـ عزّوجلّ ـ باز گذاری و دوزخ آن است که کار خدای با نفس خویش گذاری».[19]
امام جعفر صادق(ع) در نگاه علی بن عثمان هجویری
سیف سنت و جمال طریقت و معبر معرفت و مزیِّن صفوت، ابومحمد جعفر بن محمد بن علی بن الحسین بن علی، الصادق، رضوان الله علیهم اجمعین
عالی حال و نیکوسیرت بود. آراسته ظاهر و آبادان باطن. و وی را اشارت جمیل است اندر جمله علوم، و مشهور است دقت کلام وی و قوت معانی اندر میان مشایخ، رضی الله عنهم اجمعین. و وی را کتب معروف است اندر بیان این طریقت.
روایت: «]از امام صادق(ع)[ روایت آرند که گفت: «لاتَصِّحُّ العِباده إلّا بالتّوبه، فَقَدِّمِ التَّوْبَه عَلَی العِبادَه، و قال لله، تعالی: «التائبونَ العابدون».[20]
عبادت جز به توبه راست نیاید، تا خداوند ـ تعالی ـ مقدم کرد توبه را بر عبادت؛ ازیرا که توبه بدایت مقامات است و عبودیت نهایت آن. و چون خداوند ـ جلّ جلاله ـ ذکر عاصیان کرد، به توبه فرمود و گفت: «و توبوا الی الله جمیعاً».[21]
حکایت: «و اندر حکایات یافتم که داوود طائی به نزدیک وی آمد و گفت: «یا پسر رسول خدای، مرا پندی ده که دلم سیاه شده است.» گفت: «یا ابا سلیمان، تو زاهد زمانه خویشی. تو را به پند من چه حاجت؟» گفت: «ای فرزند پیغمبر، شما را بر همه خلایق فضل است و پند دادن تو مر همه خلایق را واجب.» گفت: «یا ابا سلیمان، من از آن می ترسم که به قیامت جدّ من اندر من آویزد که: چرا حقّ متابعت من نگزاردی؟ و این کار به نسبت صحیح[22] و سبب قوی نیست. این کار به معاملت[23] خوب است اندر حضرت حق تعالی.» داوود فرا گریستن آمد و گفت: «بار خدایا، آن که معجون طینت وی از آب نبوت است و ترکیب طبیعت از اصل برهان و حجت، جدش رسول است و مادرش بتول است، وی بدین حیرانی است؛ داوود، که باشد که به معاملت خود مُعْجَب گردد؟»[24]
امام صداق از نگاه شاگردانش

بهترین اسوه و برترین الگو برای بشریت، حضرت محمد(ص) است. پس از پیامبر(ص)، امامان معصوم والاترین الگوهای بشریت هستند. باپیروی از آنان انسان می تواند بر قله سعادت و تکامل گام نهد.سوگمندانه باید پذیرفت که هنوز نتوانسته ایم الگوهای اسلامی رابه جوانان معرفی کنیم. بدین خاطر جوانان الگوهای کاذب که ازسوی مطبوعات، تلویزیون، سینما، ماهواره، ویدئو و... مطرح می شوند، را سرمشق زندگی خود قرار می دهند.

اینک به معرفی یکی از الگوهای راستین بشریت، امام جعفر صادق(ع)می پردازیم. و در این نوشتار به برخی از شیوه های تربیتی آن حضرت اشاره می کنیم. قلم را به دست برخی یاران آن حضرت می سپاریم وخود نیز از گفتار نغز و شیرین آنان بهره مند می شویم.

1- مالک بن انس، فقیه مدینه می گوید: هرگاه نزد امام صادق(ع)می رفتم، آن حضرت بالش به من می داد تا برآن تکیه کنم. او ارج ومنزلتی برایم قائل بود و می فرمود: مالک! دوستت دارم. من از این گفته او خرسند می گشتم و به این جهت، حمد و سپاس الهی را به جای می آوردم. وی هرگز از سه حال بیرون نبود: یا روزه بود، یا به عبادت خدا ایستاده بود و یا به ذکر حق مشغول بود. آن بزرگواراز پرهیزکاران بزرگ و پارسایان والا مقام و خدا ترس بود...مجالسش لذت بخش و سودش به دیگران بسیار بود. هرگاه می خواست بگوید: «قال رسول الله » رنگ مبارکش گاهی سبز و گاهی زردمی شد، به طوری که دیگر نزد آشنایان خود هم شناخته نمی شد.

در یکی از سال ها با وی حج گزاردم. هنگامی که شتر آن حضرت به محل احرام «میقات » رسید، هرچه می خواست بگوید: «لبیک اللهم لبیک » نتوانست. به روی زمین بیفتاد. عرض کردم: آقا! ناچارهستید از این که تلبیه را بگویید. آن حضرت فرمود: ای ابن ابی عامر! چگونه به خود جرات دهم و بگویم: «لبیک اللهم لبیک »; در حالی که می ترسم که پروردگار در جواب بگوید: «لالبیک و لا سعدیک ». (1)

2-ابن رئاب گوید: امام صادق(ع) در سجده چنین می گفت: «اللهم اغفرلی و لاصحاب ابی فانی اعلم ان فیهم من ینقصنی »; خداوندا!

مرا و یاران پدرم را بیامرز. می دانم در میان آنان کسانی هستندکه بدی من را می گویند. (2)

3- ابن ابی یعفور می گوید: امام صادق(ع) در حالی که سرمبارک خودرا به طرف آسمان بلند کرده بود، چنین می گفت: «رب لاتکلنی الی نفسی طرفه عین ابدا لا اقل و لااکثر»; خداوندا! مرا به اندازه یک چشم به هم زدن، به خود وامگذار; نه کمتر و نه بیشتر. آن گاه اشکهای آن حضرت سرازیر گشت و به طرف ما روی گرداند و فرمود: ای فرزند یعفور! خداوند یونس بن متی را کمتر از یک چشم به هم زدن به خودش واگذار نمود، او آن گناه را مرتکب گشت. عرض کردم: آیابه کفر رسید؟ خداوند کارهای شما را بهبود بخشد. فرمود: خیر،ولی مرگ در آن هنگام، هلاک و نابودی است. (3)

4- مرازم بن حکیم می گوید: امام صادق(ع) دستور داد تا نامه ای برای او نوشتند. در آن نامه جمله ان شاءالله را ننوشته بودند.نامه را خواند و فرمود: چگونه امیدوارید که این کار (که به خاطر آن این نامه نوشته شده است.) به سرانجام برسد، در حالی که در آن، جمله ان شاءالله وجود ندارد! آن گاه دستور داد آن جمله به نامه اضافه گردد. (4)

5- ابن ابی یعفور می گوید: شخصی نزد امام صادق(ع) میهمان بود.

میهمان برخاست تا برخی از کارهای منزل آن حضرت را انجام دهد.

وی نپذیرفت و خودش آن کار را انجام داد. آن گاه فرمود:

پیامبر(ص) از به کار گرفتن میهمان نهی نموده است. (5)

6- یعقوب سراج می گوید: برای تسلیت گفتن همراه امام صادق(ع)راهی منزل بعضی از خویشاوندان آن حضرت شدم. در بین راه بند کفش امام صادق(ع) پاره شد. آن حضرت کفش خود را به دست گرفت و باپای برهنه به راه خود ادامه داد. ابن ابی یعفور کفش خود رادرآورد و تقدیم امام صادق(ع) کرد. اما آن حضرت نپذیرفت وفرمود: صاحب مصیبت سزاوارتر است از صبر برآن. امام صادق(ع) باپای برهنه به راه خود ادامه داد. (6)

7- حماد بن عثمان می گوید: خدمت امام صادق(ع) بودم. مردی به وی گفت: خداوند کارهای شما را بهبود بخشد. شما فرمودید که حضرت علی(ع) لباس های زبر، با قیمت چهاردرهم و... برتن می کرد ولی شمالباس نو برتن می کنید! حضرت در پاسخ فرمود: حضرت علی ابن ابی طالب(ع) آن لباس ها را در زمانی می پوشید که ناپسند نبود وپوشیدن آن نزد مردم ناشایسته نبود ولی هرکس اکنون آن نوع لباس ها را برتن کند، انگشت نما و مشهور می گردد. پس بهترین ونیکوترین لباس ها در هر زمان، لباس اهل آن زمان می باشد. البته قائم ما، اهل بیتم(ع) هرگاه قیام کند لباس های حضرت امیرالمؤمنین(ع) را می پوشد و به سیره آن حضرت عمل می کند.(7)

8- عبدالاعلی می گوید: در کوچه های مدینه امام صادق(ع) را ملاقات نمودم و عرض کردم: فدایت شوم! با این (مقام و منزلت) حالی که نزد خدا و خویشاوندی که با پیامبر(ص) دارید، باز تلاش می کنید ودر چنین روز گرمی خود را در فشار و سختی قرار می دهید؟! حضرت درپاسخ فرمود: ای عبدالاعلی! جهت طلب روزی بیرون آمدم تا ازافرادی همانند تو بی نیاز شوم. (8)

9- ابن عمرو شیبانی می گوید: به دیدار امام صادق(ع) رفتم. آن حضرت بیلی در دست و روپوشی خشن و ضخیم برتن داشت و در باغ خودمشغول کار کردن بود. عرق از بدن مبارکش سرازیر بود. عرض کردم:

بیل را به من بدهید تا این کار را من انجام دهم. فرمود: من دوست دارم انسان در راه طلب روزی خود از گرمای آفتاب آزارببیند. (9)

10- عبدالرحمن بن حجاج می گوید: خدمت امام صادق(ع) بودیم.

مقداری غذا خوردیم. طبقی از برنج آوردند. ما عذر آوردیم. حضرت فرمود: شما کار خوبی نکردید! بدانید هرکه علاقه و محبتش به مابیشتر باشد، نزد ما نیکوتر غذا می خورد. عبدالرحمن می گوید: پس مقداری از آن غذا را خوردم.

آن گاه حضرت فرمود: حالا درست شد. در این هنگام شروع کرد برای ما از پیامبر سخن گفتن. فرمود: روزی از سوی انصار طبقی از برنج برای پیامبر(ص) آوردند. آن حضرت مقداد، سلمان و ابوذر را دعوت نمود تا از آن غذا تناول نمایند. آن ها عذر آوردند. حضرت فرمود: شما کاری نکردید. عزیزترین و محبوب ترین شما نزد ما کسانی هستند که نزد ما نیکو وخوب غذا بخورند. آن ها شروع نمودند به نیکو غذا خوردن. آن گاه حضرت فرمود: خداوند آنان را رحمت کند و از آنان راضی بگردد ودرودش برآنان باد. (10)

11- معلی بن خنیس می گوید: امام صادق(ع) در شبی بارانی از خانه به سوی «ظله بنی ساعده » رفت. به دنبال او رفتم. گویا چیزی ازدست او بر زمین افتاد. حضرت گفت: «بسم الله اللهم رده علینا»; به نام خدا، خداوندا آن را به ما بازگردان. نزدیک آن حضرت رفتم و سلام کردم. فرمود: معلی، توهستی؟ عرض کردم: آری،فدایت شوم! فرمود: با دست خود زمین را جستجو کن; هرچه یافتی آن را به من باز گردان.

معلی می گوید: نان های خرد شده ای روی زمین افتاده بود. هرچه پیداکردم به آن حضرت می دادم. انبانی از نان نزد آن حضرت بود. عرض کردم: آیا اجازه می دهید آن را من بیاورم؟ فرمود: خیر. من شایسته و سزاوارترم از تو، ولی با من بیا. به «ظله بنی ساعده »رسیدیم. گروهی را دیدم که در خواب بودند. آن حضرت یک یا دو قرص از آن نان ها را زیر لباس آنان می گذاشت. تقسیم نان به آخرین نفرکه تمام شد، بازگشتیم. عرض کردم: فدایت شوم! آیا این ها از حق آگاهی دارند (شیعه هستند)؟ فرمود: اگر از حق آگاه بودند، به طور حتم در نمک طعام نیز با آنان مواسات و از خود گذشتگی می کردم. (نمک نیز به آنان می دادم.) (11)

مذهب جعفری

آنکه در اخبار فقه شیعه تتبع کند خواهد دید روایتهای رسیده از امام صادق (ع) در مسائل مختلف فقهی و کلامی مجموعه ای گسترده و متنوع است و برای همین است که مذهب شیعه را مذهب جعفری خوانده اند. گشایشی که در آغاز دهه سوم سده دوم هجری پدید آمد موجب شد مردم آزادانه تر به امام صادق (ع) روی آورند و گشودن مشکلات فقهی و غیر فقهی را از او بخواهند.

ابن حجر در باره حضرتش نوشته است: مردم از علم او چندان نقل کردند که آوازه آن به همه شهرها رسید. امامان بزرگ چون یحیی بن سعید، ابن جریح، مالک، سفیان بن عیینه، سفیان ثوری، ابو حنیفه، شعبه و ایوب سختیانی از او روایت کرده اند. (1)

دانشمندان از هیچ یک از اهل بیت رسول خدا به مقدار آنچه از ابو عبد الله روایت دارند نقل نکرده اند، و هیچ یک از آنان متعلمان و شاگردانی به اندازه شاگردان او نداشته اند، و روایات هیچ یک از آنان برابر با روایتهای رسیده از او نیست. اصحاب حدیث نام راویان از او را چهار هزار تن نوشته اند. نشانه آشکار امامت او خردها را حیران می کند و زبان مخالفان را از طعن و شبهت لال می سازد. (2)

ذهبی از ابو حنیفه آورده است: فقیه تر از جعفر بن محمد ندیدم. (3)

و چنان که نوشته شد، مالک گفته است از فضل و علم و پارسایی از اوبرتر ندیده است. سخن مالک بن انس که یکی از چهار پیشوای مذهبهای اهل سنت و جماعت است در باره امام صادق (ع) نوشته شد، ابو حنیفه را نیز با آن حضرت دیدار یا دیدارها بوده است.

زبیر بکار نویسد: ابو حنیفه را با امام صادق ملاقاتها دست داده است.

او در دادن فتوا بیشتر به رای و قیاس عمل می کرد و کمتر به روایت. و از عبد الله بن شبرمه که در سال 120 هجری قضاوت کوفه داشت روایت کند: من و ابو حنیفه بر جعفر بن محمد (ع) در آمدیم. بر او سلام کردم و گفتم این مردی از عراق است و او را فقه و علمی است. جعفر گفت: گویا اوست که دین را به رای خود قیاس می کند. سپس رو به من کرد و گفت: او نعمان پسر ثابت است و من تا آن روز نام او را نمی دانستم. ابو حنیفه گفت: آری. جعفر بدو گفت: از خدا بترس و در دین قیاس مکن که نخست کس که قیاس کرد شیطان بود. خدا او را فرمود آدم را سجده کن گفت من از او بهترم. مرا از آتش و او را از خاک آفریده ای. (4) سپس پرسید: قتل نفس مهمتر است یا زنا؟ -قتل نفس! -چرا قتل نفس با دو گواه ثابت می شود، زنا با چهار گواه؟ با قیاس چه می کنی؟ روزه نزد خدا بزرگتر است یا نماز؟ -نماز! -چرا زن چون عادت می بیند روزه را باید قضا کند و نماز را نه؟ ... بنده خدا از خدا بترس و قیاس مکن. (5) آنچه متتبع از خواندن کتابهایی که در باره ابو حنیفه نوشته شده و در آن از امام صادق (ع) سخن به میان آمده در می یابد، این است که ابو حنیفه هر چند خود را فقیهی بزرگ می دانست، امام صادق را حرمت می داشته است و ظاهرا بلکه مطمئنا عبارتی را که مؤلف روضات الجنات از او آورده که «من داناتر از جعفر بن محمد هستم چرا که مردانی را دیدم و از آنان حدیث شنیدم و جعفر بن محمد صحفی است » (6)سخن ابو حنیفه نیست و گفته عبد الله بن حسن پدر محمد نفس زکیه است. چنان که در روضه کافی آمده است:

عبد الله بن حسن کسی را نزد ابو عبد الله (ع) فرستاد و گفت: بدو بگو ابو محمد می گوید من از تو شجاع تر، بخشنده تر، و داناترم. امام به پیام آورنده گفت: اما شجاعت نه، چرا که هنوز حادثه ای پیش نیامده تا شجاعت یا ترس تو در آن معلوم شود. اما سخاوت او، از یک سو مال را می گیرد و در جایی که نباید مصرف می کند. اما علم، پدرت علی بن ابی طالب هزار بنده آزاد کرد نام پنج تن از آنان را بگو، پیام آورنده رفت و بازگشت و گفت: می گوید تو صحفی هستی (علم را از صحیفه های پدرانت در می آوری) . امام گفت: بدو بگو آری به خدا صحف ابراهیم و موسی و عیسی که از پدرانم به ارث برده ام. (7)

امام صادق در آغاز حکومت عباسیان سفری به عراق کرده و روزی چند را در حیره به سر برده است محدث قمی در منتهی الآمال نوشته است این سفر در حکومت سفاح بوده است ولی از برخی سندها معلوم می شود او در خلافت منصور به عراق رفته است. و منصور خود او را به عراق خواسته است. در این سفر بوده است که امام صادق را با ابو حنیفه ملاقاتی دست داده؟ و یا هنگامی که ابو حنیفه به مدینه رفته است. می توان گفت ملاقات او با آن حضرت یک بار نبوده و در عراق و حجاز با او دیدار کرده است.

ابن شهر آشوب از حسن بن زیاد روایت کند از ابو حنیفه پرسیدند: فقیه ترین کس که دیده ای کیست؟

جعفر بن محمد چون منصور او را خواست، پی من فرستاد و گفت: مردم فریفته جعفر بن محمد شده اند چند مسئله دشوار برای پرسش از او آماده کن. من چهل مسئله فراهم کردم. منصور جعفر بن محمد را که در حیره به سر می برد به مجلس خود خواست. من نزد منصور رفتم و جعفر را دیدم بر دست راست او نشسته است. هیبت او بیش از منصور بر دلم راه یافت منصور به من رخصت نشستن داد. پس گفت: این ابو حنیفه است! -او را می شناسم.

منصور گفت: مسائلی را که در خاطر داری به ابو عبد الله بگو.

من یک یک را می گفتم و او پاسخ می داد که شما چنین می گویید، مردم مدینه چنین می گویند و ما چنین می گوییم در مسائلی گفته شما را می پذیریم و در مسائلی گفته آنان را، و گاه رای ما مخالف شما و آنان است تا آنکه هر چهل مسئله را گفتم و او هیچ یک را بی پاسخ نگذاشت. سپس ابو حنیفه گفت: آیا داناترین مردم داناتر آنان به اختلاف (آراء) نیست؟ (8)

هنگامی که امام صادق در حیره به سر می برده است، مردم چنان درخانه او گرد می آمده اند که ملاقات کننده را دیدار او دشوار بوده است. (9)

و چون خواست به مدینه بازگردد، عده ای اهل فضل از مردم کوفه، او را مشایعت کردند و در جمله مشایعت کنندگان سفیان ثوری بود.(10)

 

گزیده‏اى از اخلاق حضرت امام جعفر صادق علیه السلام‏

 

 

منابع مقاله:

کتاب: اهل بیت علیهم السلام عرشیان فرش نشین  

تالیف: حضرت آیت الله حسین انصاریان

 

شکر نعمت‏

معاویة بن وهب مى‏گوید: من در مدینه با حضرت امام صادق علیه السلام بودم و آن حضرت بر مرکبش سوار بود. ناگاه پیاده شد، ما قصد رفتن به بازار یا نزدیک بازار داشتیم ولى حضرت به سجده رفت و سجده را طولانى نمود، من به انتظار ماندم تا سر از سجده برداشت، گفتم: فدایت شوم دیدم پیاده شدى و سجده کردى؟ فرمود: به یاد نعمت خدا بر خود افتادم، گفتم:

نزدیک بازار، آن هم محلّ رفت و آمد مردم؟! فرمود: کسى مرا ندید «1».

 

کمک به غیر شیعه‏

معلّى بن خنیس مى‏گوید: حضرت امام صادق علیه السلام در شبى که نم نم باران مى‏آمد براى رفتن به سایبان بنى ساعده از خانه بیرون رفت. من حضرت را دنبال کردم، ناگهان چیزى از دستش افتاد، پس از گفتن بسم اللّه گفت:

خدایا! آن را به ما برگردان، پیش آمدم و به آن حضرت سلام کردم، فرمود:

معلّى! عرضه داشتم، بله فدایت شوم، فرمود: با دستت به جستجو برآى اگر چیزى را یافتى به من بده.

ناگهان من به قرص‏هاى نانى برخوردم که روى زمین پراکنده بود، آنچه را یافتم به حضرت دادم، آنگاه در دست حضرت همیانى از نان دیدم، گفتم: به من عنایت کنید تا براى شما بیاورم، فرمود: نه، من به بردن این بار سزاوارترم ولى همراه من بیا.

به سایبان بنى ساعده رسیدیم، در آنجا به گروهى برخوردیم که خواب بودند، حضرت زیر لباس هر کدام یک گرده نان یا دو گرده پنهان کرد، آخرین نفر را که کمک کرد باز گشتیم، به حضرت گفتم: فدایت گردم اینان حق را مى‏شناسند؟ فرمود: اگر مى‏شناختند هر آینه با نمک هم به آنان کمک مى‏کردیم‏ «2».

 

کمک به خویشاوند

ابوجعفر خثعمى مى‏گوید: حضرت امام صادق علیه السلام یک کیسه زر به من داده، فرمود آن را به فلان مرد از تیره بنى‏هاشم برسان و از اینکه من آن را براى او فرستاده‏ام خبر نکن.

ابوجعفر مى‏گوید: کیسه زر را به آن مرد رساندم؛ گفت: خدا دهنده این کیسه زر را پاداش خیر دهد، هر ساله این پول را براى من مى‏فرستد و من تا سال آینده با آن زندگى مى‏کنم ولى جعفر صادق با دارایى فراوانش به من کمکى نمى‏دهد «3»!

 

اوج اخلاق‏

مسافرى از میان حاجیان در مدینه به خواب رفت، وقتى بیدار شد گمان کرد همیان پولش به سرقت رفته، به جستجوى همیان برآمد، حضرت امام صادق علیه السلام را در حالى که نمى‏شناخت در نماز دید، به حضرت آویخت و گفت: همیانم را تو برداشتى!! حضرت فرمود: در آن چه بود؟ گفت: هزار دینار، حضرت او را به خانه برد و هزار دینار به او داد.

هنگامى که به جایگاهش باز گشت همیانش را یافت، عذرخواهانه همراه با هزار دینار به خانه حضرت برگشت، امام از پذیرفتن مال امتناع کرده، فرمود: چیزى که از دستم خارج شده به من باز نمى‏گردد، پرسید: این شخص با این کرم و بزرگوارى‏اش کیست؟ گفتند: جعفر صادق علیه السلام است، گفت: این کرامت به ناچار کار چنین کسى است‏ «4».

 

درخواستت را بگو

اشجع سلمى بر حضرت امام صادق علیه السلام وار&
برچسب‌ها:

تاريخ : جمعه 08 مرداد 1395 | 23:23 | نویسنده : dabestanhamzeh | ارسال نظر(1)

موضوعات پيشنهادي انشا براي کلاس درس

1- انشايي از زبان حياط مدرسه بنويسيد . 2- دريا و زيباييهاي آن را توصيف کنيد 3- بهترين روز زندگي من . 4- محل زندگي خود را توصيف کنيد . 5- هر چه مي خواهد دل تنگت بگو . 6- يکي از بستگان يا دوستان يا آشنايان خود را که در زندگي براي همه الگوست توصيف کنيد . 7- براي ايام تعطيلات خود چه برنامه ريزي داريد ؟ 8- نقش و فوايد ورزش کردن در زندگي چيست . 9- در نوميدي بسي اميد است ... 10- زادگاه خود را توصيف کنيد . 11- راز رسيدن به هدف چيست ؟ 12- آيا ممکن است شکست معناي پيروزي داشته باشد ؟ 13- داستاني از زبان درخت . 14- شهر يا روستاي خود را توصيف کنيد . 15- نامه اي به خدا . 16- تن زنده والا به ورزندگي است که در زندگي مايه ي زندگي است . 17- دانش اندر دل چراغ روشن است وز همه بد بر تن تو جوشن است . 18- چرا همه به ميهن خود عشق مي ورزند ؟ 19- نباشد همي نيک و بد پايدار همان به که نيکي بود يادگار . 20- چگونه مي توانيم باعث نوآوري و شکوفايي کشورمان باشيم ؟ 21- از چه راه هايي مي توان زبان فارسي را حفظ کرد ؟ 22- يک روز بسيار سرد زمستاني را توصيف کنيد . 23- چگونه ما ايرانيان مي توانيم چراغ فروزان علم را برفراز همه جهان روشن کنيم ؟ 24- دوست خوب کيست ؟ 25- از زبان يک کودک بي سرپرست انشايي بنويسيد . 26- چگونه مي توان با صبر و استقامت بر مشکلات پيروز شد . 27- يکي از زيبايي هاي طبيعت را توصيف کنيد . 28- حال يک گل زيباي چيده شده را از زبان خودش بنويسيد . 29- دوست داري دنيا چگونه باشد . 30- اگر در خانواده اي ثروتمند – فقير به دنيا مي آمدم ... 31- اگر من به جاي معلم خود بودم 32- فصل بهار را توصيف کنيد . 33- زيبايي هاي پاييز من را به ياد ... 34- تفاوت انسان راستگو با انسان دروغگو را بنويسيد . 35- اگر مي توانستم پرواز کنم ... 36- از زبان خورشيد انشايي بنويسيد 37- تصوّر کنيد در يک زير دريايي شيشه اي زير دريا گردش مي کنيد چه مي بينيد ؟ 38- اگر يک ميز بودم ... . 39- زندگي عشايري را توصيف کنيد . 40- يک روز باراني را توصيف کنيد . 41- خاطره اي از دوران تحصيل خود بنويسيد . 42- کتاب خوب از آن جهت به دوست شبيه است که ... . 43- رمز موفّقيّت را در چه مي دانيد ؟ 44- محبت و دوستي را تعريف کنيد . 45- نقش کتاب خواني را در شخصيت انساني توصيف کنيد . 46- شرح ديدار خود را از يک جنگل بنويسيد . 47- درباره خصوصيات و ويژگي هاي يک پدر مهربان و وظيفه شناس انشايي بنويسيد . 48- درباره شخصيت والاي حضرت علي با کمک گرفتن از آمادگي ذهني خود انشايي بنويسيد ?? 49- گفت و گويي خيالي ميان کشتي و طوفان بنويسيد . 50- سرماي زمستان در خانه ي کلبه اي در وسط جنگل . 51- يکي از خاطره هاي زيباي خود را بنويسيد . 52- در مورد يک سفر خيالي انشايي بنويسيد . 53- صندلي اتوبوس ... . 54- يک روز برفي ... . 55- چقدر قدر دقايق را مي دانيد ؟ 56- صداي بارش باران به شما چه مي گويد ؟ 57- کتاب خاک گرفته ... . 58- تو را اي کهن بوم و بر دوست دارم . 59- گفت و گويي خيالي با "قالي" . 60- مسافرت چه تأثيري در روان آدمي دارد ؟ 61- در مورد اعتياد در جامعه توضيح دهيد . 62- در مورد غيبت توضيح دهيد . 63- ويژگي هاي يک دانش آموز خوب . 64- از اولياي مدرسه خود چه انتظاراتي داريد ؟ 65- از دولت جمهوري اسلامي ايران چه انتظاراتي داريد ؟ 66- يک پرستار خوب چه ويژگي هايي دارد ؟ 67- در مورد جبهه و دفاع مقدس توضيحاتي ارائه نماييد . 68- بسيج يعني چه و بسيجي چه وظايفي دارد ؟ 69- در مورد بيکاري و علل آن توضيح دهيد . 70- چگونه مي توانيم شاداب زندگي کنيم ؟ 71- هر چه بکاريم آن را درو خواهيم کرد ... . 72- موسيقي عرفاني چه تأثيري در روح و روان آدمي دارد ؟ 73- چگونه مي توانيم از موهبت الهي استفاده کنيم ؟ 74- براي رسيدن به خدا بايد ... . 75- نماز را گرامي داريم چون ... . 76- در مورد وضع اجتماع و زندگي در آن توضيح دهيد . 77- براي شکوفايي و نوآوري در مدارس کشورمان چه پيشنهاداتي داريد ؟


برچسب‌ها:

تاريخ : سه‌شنبه 17 فروردین 1395 | 00:42 | نویسنده : dabestanhamzeh | ارسال نظر(1)

چهل نکته از ریاضی چهارم

1 – پاره خط فقط یک نقطه ی وسط دارد .

2 – برای کشیدن یک خط راست کافی است 2 نقطه از آن را داشته باشیم .

3 – نیم خط قسمتی از خط راست است که ابتدای آن مشخص و لی انتهای آن مشخص نباشد . فقط از یک طرف ادامه پیدا کند .

3 – نیم خط قسمتی از خط راست است که ابتدای آن مشخص و لی انتهای آن مشخص نباشد . فقط از یک طرف ادامه پیدا کند .

4 – پاره خط قسمتی از خط راست است که ابتدا و انتهای آن مشخص باشد و ما نتوانیم آن را ادامه دهیم .
5 – هر زاویه از دو نیم خط تشکیل شده است .
6 – به نقطه ی مشترک دو نیم خط در زاویه راس زاویه می گویند .
7 – برای خواندن و نوشتن زاویه حرف راس زاویه را در وسط می نویسند .
8 – زاویه به زاویه ی راست یا قائمه ، تند و باز تقسیم می شود .
9 – برای اندازه گیری زاویه ی راست یا قائمه از وسیله ای به نام گونیا استفاده می شود .
10 – زاویه ی تند از زاویه ی راست کوچکتر است .
11 – زاویه ی باز از زاویه ی راست بزرگتر است .
12 – نیم ساز نیم خطی است که از راس زاویه می گذرد و زاویه را به دو قسمت مساوی تقسیم می کند .
13 – دو خط که زاویه ی بین آن ها راست باشد ، دو خط عمود برهم نامیده می شود .

14 – هر مثلثی که یکی از زاویه های آن قائمه باشد مثلث قائم الزاویه نامیده می شود .
15 – به بزرگترین ضلع مثلث قائم الزاویه وتر گویند .
16 – هر چهار ضلعی که فقط دو ضلع موازی داشته باشد ذوزنقه نامیده می شود .
17 – فاصله ی دو خط موازی برابر است با فاصله ی یک نقطه از یک خط تا خط دیگر .
18 – عبارت هایی که درستی تقسیم را نشان می دهد عبارت های تقسیم نامیده می شوند . ( امتحان تقسیم )
19 – در تقسیم همیشه باقی مانده کوچکتر از مقسوم علیه است . این عبارت دوم تقسیم است .
20 – عبارت اول تقسیم ( خارج قسمت ضربدر مقسوم علیه به اضافه ی باقی مانده ) مساوی است با مقسوم .
21 – واحد اندازه گیری مایعات لیتر است مثل بنزین – نفت .
22 – به مستطیلی که ضلع های آن هم اندازه باشند مربع می گوییم .
23 – به هر لوزی که زاویه های آن قائمه باشند مربع می گوییم .
24 – اندازه ی دور هر شکل محیط آن شکل نامیده می شود .
25 – محیط مربع مساوی است با : اندازه ی یک ضلع ضربدر 4
26 – محیط لوزی برابر است با اندازه ی یک ضلع ضربدر 4
27 – محیط مثلث متساوی الاضلاع برابر است با : اندازه ی یک ضلع ضربدر 3
28 – برای اندازه گیری محیط مستطیل یا متوازی الاضلاع : اندازه ی دو ضلع متوالی را جمع می کنیم و بعد حاصل را دو برابر می کنیم .
28 – اعدادی بر 2 بخش پذیرند که رقم یکان آن ها زوج باشد یعنی 0 – 2 – 4 – 6 – یا 8 باشد .
29 – اعدادی بر 5 بخش پذیرند که رقم یکان آن ها 0 یا 5 باشد .
30 – اعدادی هم بر 2 هم بر5 بخش پذیرند که رقم یکان آن ها 0 باشد .
31 – اعدادی هم بر 2 هم بر5 و هم بر 10بخش پذیرند که رقم یکان آن ها 0 باشد .
32 – برای نوشتن کسرهای مساوی صورت و مخرج را در یک عدد واحد مثل 2 ضرب می کنیم.
33 – در ساده کردن کسرها باید صورت و مخرج را به یک عدد مساوی تقسیم کنیم .
34 – از دو کسر که دارای مخرج های مساوی است آن کسری بزرگتر است که صورتش بیشتر باشد .
35 – از دوکسر که دارای صورت های مساوی هستند آن کسری بزرگتر است که مخرش کمتر باشد .
36 – کسرهایی که صورت و مخرج مساوی دارند مساوی هستند با 1 .
37 – مساحت هر مستطیل برابر است با حاصل ضرب طول در عرض
38 – مساحت مربع برابر است با حاصل ضرب اندازه ی یک ضلع در خودش .
39 – مساحت هر متوازی الاضلاع برابر است با حاصل ضرب قاعده در ارتفاع آن .
40 – مساحت هر مثلث برابر است با قاعده ضربدر ارتفاع تقسیم بر 2.


برچسب‌ها:

تاريخ : سه‌شنبه 17 فروردین 1395 | 00:41 | نویسنده : dabestanhamzeh | ارسال نظر(0)

درباره جشن سیزده بدر در 13 فروردین (روز طبیعت)

 

درباره جشن سیزده بدر در 13 فروردین روز طبیعت

سیزده‌ بدر، سیزدهمین روز فروردین ماه و از جشن‌های نوروزی است. در تقویم‌های رسمی ایران این روز ، روز طبیعت نامگذاری شده‌است و از تعطیلات رسمی است. برخی بر این باورند در این روز باید برای راندن نحسی از خانه بیرون روند و نحسی را در طبیعت به در کنند.

 

سیزده بدر در تاریخ ایران باستان:

همانطور که پیشینه ی جشن نوروز را از زمان جمشید می دانند درباره ی سیزده به در (سیزده بدر) هم روایت هست که : «… جمشید، شاه پیشدادی، روز سیزده نوروز را در صحرای سبز و خرم خیمه و خرگاه بر پا می کند و بارعام می دهد و چندین سال متوالی این کار را انجام می دهد که در نتیجه این مراسم در ایران زمین به صورت سنت و آیین درمی آید و ایرانیان از آن پس سیزده بدر را بیرون از خانه در کنار چشمه سارها و دامن طبیعت برگزار می کنند …»

 

اما برای بررسی دیرینگی جشن سیزده بدر از روی منابع مکتوب، تمامی منابع مربوط به دوران قاجار می باشند و گزارش به برگزاری سیزده به در در فروردین یا صفر داده اند، از همین رو برخی پژوهشگران پنداشته اند که این جشن بیش از یکی دو سده دیرینگی ندارد اما با دقت بیشتر در می یابیم که شواهدی برای دیرینگی این جشن وجود دارد.

 

درباره جشن سیزده بدر در 13 فروردین روز طبیعت

تنوع و گوناگونی شیوه های برگزاری یک آیین، و دامنه ی گسترش فراخ تر یک باور در میان مردمان، بر پایه ی قواعد مردم شناسی و فرهنگ عامه، نشان دهنده ی دیرینگی زیاد آن است. همچنین مراسم مشابه ای که به موجب کتیبه های سومری و بابلی از آن آگاهی داریم، آیین های سال نو در سومر با نام «زگموگ» و در بابل با نام «آکیتو» دوازده روز به درازا می کشیده و در روز سیزدهم جشنی در آغوش طبیعت برگزار می شده. بدین ترتیب تصور می شود که سیزده بدر دارای سابقه ای دست کم چهار هزار ساله است.

 

شیوه های برگزاری و مراسم سیزده بدر

شیوه های برگزاری این جشن و همچنین مراسم و آداب این روز بسیار متفاوت و گسترده می باشد که در اینجا به تفصیل نمی توان به آنها پرداخت، اما همانطور که می دانیم سیزدهم فروردین تیشتر روز می باشد و آغاز نیمسال دوم زراعی، و مردمان ایرانی برای نیایش و گرامیداشت تیشتر، ایزد باران آور و نوید بخش سال نیک به کشتزارها و مزارع خود می رفتند و در زمین تازه روییده و سرسبز و آکنده از انبوه گل و گیاهان صحرایی به شادی و ترانه سرایی و پایکوبی می پرداختند و از گردآوری سبزه های صحرایی و پختن آش و خوراکی های ویژه غافل نمی شدند.

 

بخشی دیگر از آیین های سیزده بدر را هم باورهایی تشکیل می دهند که به نوعی با تقدیر و سر نوشت در پیوند است. برای نمونه فال گوش ایستادن ،فال گیری (به ویژه فال کوزه)، گره زدن سبزی و گشودن آن ،بخت گشایی (که درسمرقند و بخارا رایج است)و نمونه های پرشمار دیگر …

 

بازی های گروهی، ترانه ها و رقص های دسته جمعی، گردآوری گیاهان صحرایی، خوراک پزی های عمومی، بادبادک پرانی، سوارکاری، نمایش های شاد، هماوردجویی جوانان، آب پاشی و آب بازی بخشی از این آیین هاست که ریشه در باورها و فرهنگ اساطیری دارند. از جمله شادی کردن و خندیدن به معنی فروریختن اندیشه های پلید و تیره، روبوسی نماد آشتی، به آب سپردن سبزه ی سفره ی نوروزی نشانه ی هدیه دادن به ایزد آب «آناهیتا» و گره زدن علف برای شاهد قرار دادن مادر طبیعت در پیوند میان زن و مرد، ایجاد مسابقه های اسب دوانی که یادآور کشمکش ایزد باران و دیو خشک سالی است.

 

در متون كهن فارسی به بیرون شدن از خانه ها و به صحرا رفتن در روز سیزدهم فروردین اشاره ای نشده است. توجیه دیگری كه برای مراسم نوروز  شده این است كه، روز سیزدهمِ سال نو گویا در دوران های كهن روز ویژه طلب باران بهاری برای كشتزار های نودمیده بوده است. روزهای ماه در ایران قدیم نامی ویژه داشت و هر یك متعلق به ایزدی بود و روز سیزدهم متعلق به ایزد تیر یا «تیشتری» بود، كه ایزد باران است. برای این كه این ایزد پیروز باشد، لازم بود كه همه مردمان در نماز از او نام برند و او را بستایند و از او طلب باران كنند.

 

روز سیزدهم نوروز  گویا روز رسمی همه مردم برای طلب باران، برای همه سرزمین های ایران بوده است و خوردن غذای روز در دشت و صحرا نشانه همان فدیه گوسفند بریان است كه در اوستا آمده و افكندن سبزه های تازه دمیده نوروزی به آب روان جویبارها تمثیلی است از دادن فدیه به ایزد آب در آناهیتا و ایزد باران و جویبارها «تیر». در این روز مردم همه به دشت و صحرا می روند و از بامداد تا شامگاه به شادی و سرور می پردازند.

 

ناخجستگی شماره سیزده و روز سیزده

حادثه های بزرگ گیهانی در روزگاران كهن، بارها فلاكت و بلاهای بسیار برای دنیای خاكی ما پدید آورده اند. از این حادثه ها و بلایا در متون كهن نام برده شده است. در بعضی كتب مذهبی مانند اوستا، ودا، تورات، انجیل و كتاب های پهلوی و. . . اشاره ای به این حادثه ها شده است.

 

زمین لرزه و سیل و طوفان بسیار اتفاق افتاده ، اما همواره بدترین آنها در خاطر مردمان پایدار مانده است. یكی از حادثه های سهمگین گیهانی كه ذكر آن در تورات آمده ، در روز سیزدهم سال نو مصری كه مانند جشن فروردین ایرانی به هنگام تعادل بهاری خورشید گرفته می شد به وقوع پیوسته و موجب مرگ عده زیادی شده است. این روز مصادف با روز سیزدهم ماه ایرانی است.

 

در آن روز سیزدهم سال نو، گویا ستاره ای دنباله دار در فضای زمین درخشیده است به طوری كه در افق ایران نیز آن را دیده اند. بر اثر برخورد این ستاره با زمین ، آتشفشان ها آغاز آتشفشانی كرده اند و زمین لرزه ای سهمگین روی داده است و كاخ ها ویران گشته اند.

 

این حوادث، این اندیشه را در ذهن مردم پدیدار كرد كه هر چند هزار سال یك بار واقعه ای این چنینی رخ خواهد داد. از همین رو است كه مردم به طور سنتی در هر سال به هنگام روز سیزدهم فروردین منتظر واقعه ای سهمگین بوده اند، از این جهت خانمان خود را رها می كردند و در این روز زیر سقف و بام نمی ماندند، تا اگر زمین لرزه ای رخ دهد در امان بمانند.

 

رفته رفته روز سیزدهم سال و در پی آن شماره سیزده، رنگ نحوست گرفت و مردم در همه جای دنیا از عدد سیزده پرهیز كردند اما امروز دیگر مدتهاست که پلاک خانه ها و مغازه ها را به صورت 1+12نمی نویسند و حتی برعکس دیده می شود که عدد سیزده برای بعضی ها به جای نحوست  ، خوش شانسی می آورد!

 

آیین‌ های سیزده‌ بدر

این رویداد دارای آیین‌های ویژه‌ای است که در درازای تاریخ پدید آمده و اندک اندک چهره سنت به خود گرفته است. از آن جمله می‌توان آیین‌های زیر را برشمرد.

 

– گره زدن سبزه

– سبزه به رود سپردن

– خوردن کاهو و سکنجبین

– پختن غذاهای متنوع به ویژه آش رشته

 

بررسی علف گره زدن

افسانه ی آفرینش در ایران باستان و موضوع نخستین بشر و نخستین شاه و دانستن روایاتی درباره ی «کیومرث» دارای اهمیت زیادی است، در «اوستا» چندین بار از کیومرث سخن به میان آمده و او را نخستین پادشاه و نیز نخستین بشر نامیده است.

 

گفته های «حمزه ی اصفهانی» در کتاب «سِنی ملوک الارض و الانبیاء» صفحه های 23 تا 29 و گفته های «مسعودی» در کتاب «مروج الذهب» جلد دوم صفحه های 110 و 111 و «بیرونی» در کتاب «آثار الباقیه» بر پایه ی همان آگاهی است که در منبع پهلوی وجود دارد که :

 

«مَشیه» و «مَشیانه» که دختر و پسر دو قلوی کیومرث بودند، روز سیزدهم فروردین برای نخستین بار در جهان با هم ازدواج کردند. در آن زمان چون عقد و نکاحی شناخته نشده بود ! آن دو به وسیله ی گره زدن دو شاخه ی «موُرد»، پایه ی ازدواج خود را بنا نهادند و چون ایرانیان باستان از این راز به خوبی آگاهی داشتند

 

آن مراسم را به ویژه دختران و پسران دم بخت انجام می دادند، امروزه نیز دختران و پسران برای بستن پیمان زناشویی، نیت می کنند و علف گره می زنند.این رسم از زمان «کیانیان» تقریبا فراموش شد و در زمان «هخامنشیان» دوباره آغاز شد و تا امروز باقی مانده است.


برچسب‌ها:

تاريخ : جمعه 13 فروردین 1395 | 22:22 | نویسنده : dabestanhamzeh | ارسال نظر(0)
صفحه قبل123...8صفحه بعد
.: Weblog Themes By VatanSkin :.
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران