طراحی فعالیت های آموزشی
روش نگارش و تنظیم طرح درس روزانه
طرح درس روزانه شامل پیش بینی مجموعه فعالیت هایی است که معلم از پیش برای رسیدن به یک یا چند هدف آموزشی در یک جلسه تدریس، تدارک می بیند. طرح درس جلسات آموزشی سبب می شود که معلم فعالیت های آموزشی را به ترتیب و یکی بعد از دیگری در مراحل و زمانهای مشخص و به شیوه ای منطقی اجرا کند و نتایج حاصل از آن را برای تدریس در مراحل بعدی آموزش، مورد استفاده قرار دهد. در واقع طراحی هر جلسه آموزشی، سازماندهی و ارزیابی دائمی جریان فعالیت های یاددهی - یادگیری را سبب می شود.
در طول برنامه های آموزشی، گاهی، وقت و تلاش زیادی به دلیل تکراری بودن مطالب و فعالیتها به هدر می رود و یا حذف عمومی یا غیرعمدی بعضی مطالب ضروری به دلیل کمبود وقت و یا فعالیت های بیهوده، به جریان آموزش آسیب می رساند. مهمترین کارکرد طراحی آموزشی آن است که از تکرار مطالب بیهوده و حذف موارد ضروری جلوگیری می کند.
طرح درس جزئیات لازم برای آموزش یک یا چند درس در مورد یک موضوع را تعیین می کند. درسها ممکن است کوتاه و سی دقیقه ای باشند و چند ساعت به طول بینجامد. محتوا، سن، بلوغ ذهنی و فعالیت هایی که دانش آموزان باید انجام دهند. از عواملی هستند که مدت زمان تدریس را مشخص می سازند البته بدون نوشتن و تدوین برنامه و طرح درس هم می توان کلاس درس اداره کرد؛ اما اگر معلم می خواهد از کارآیی مؤثر در فرآیند تدریس برخوردار باشد. باید طرح درس خود را دقیقاً تنظیم نماید. در تنظیم طرح درس، اهداف رفتاری، انتخاب محتوا و فعالیت های آموزشی باید در هسته مرکزی آن قرار گیرند.
از فواید توجه به سازه های فوق در فرآیند طراحی، موارد زیر را می توان نام برد:
1. به معلمان در فرآیند تدریس کمک می کند.
2. برای انتخاب مواد آموزشی، بسیار مفید می باشد.
3. در تعیین تکالیف درسی تک تک دانش آموزان مؤثر است.
4. برای انتخاب و ساختن سؤالهای ارزشیابی، ارزشمند هستند.
5. در خلاصه کردن و اعلام نتایج ارزشیابی به معلم کمک می کند.
6. در "خود ارزیابی" دانش آموزان عامل بسیار مفیدی است.
7. دانش آموزان را به یاد گیرندگانی خودکفا تبدیل می کند.
علاوه بر موارد فوق، دلایل مختلفی برای اثبات لزوم تهیه طرح درس وجود دارد. یک طرح درس خوب نوشته شده معلم را قادر می سازد که در طول دوره ی آموزشی خود به دقت در مورد همه چیز فکر کند. در تنظیم و انتخاب منابع مورد نیاز کمک بزرگی محسوب می شود و می تواند معلم را در زمینه های زیر یاری دهد:
1.انگیزه های لازم را ایجاد کند.
2. بر قسمتهای مختلف درس از جمله تجارب یادگیری دانش آموزان به نحو مطلوب تأکید کند.
3. اطمینان دهد که کلیه اطلاعات مورد نیاز دانش آموزان در درس گنجانده شده است.
4. امکان استفاده از وسایل آموزشی را فراهم می سازد.
5. طرح سؤالهای مناسب را پیش بینی می کند.
6. تدریس معلم براساس برنامه ای منظم و از پیش تعیین شده انجام می شود.
معلمان کارآمد معمولاً تلاش می کنند طرح درس، دقیق با جزئیات کامل بنویسند و براساس آن فعالیت های آموزشی را دنبال می کنند. البته گاهی می توان از طرح درسهایی که معلمان با تجربه نوشته اند استفاده کرد؛ اما بهتر است معلمان طرح درسهای مورد نظر را خود شخصاً تنظیم نمایند و در طول دوره های آموزشی همواره به اصلاح و تکمیل آن بپردازند. طرح درس به دلیل این که مراحل تدریس را مشخص می کند، راهنمای معلم در فرآیند تدریس است.
یک طرح درس شامل فهرستی است که در هر ستون آن یکی از مراحل تدریس به شرح زیر نوشته می شود:
1. هریک از واحدها و یا درسها و زمانی که باید صرف آن شود.
2. فعالیت هایی که دانش آموزان باید در آن درس یا واحد یادگیری انجام دهند.
3. مطالبی که باید به وسیله ی معلم به دانش آموزان ارائه شود.
4. نکات کلیدی موجود در محتوای کتاب درسی یا سایر منابع مورد استفاده ی دانش آموزان مشخص می شود.
5. وسایل یا فعالیت های آموزشی مانند فیلمها، بازدیدهای علمی ... و همچنین فعالیت های مربوط به ارزشیابی دانش آموزان را مشخص می کند.
مراحل نگارش و تنظیم طرح درس روزانه
رعایت مراحل و نکات زیر برای تدوین یک طرح درس خوب لازم و ضروری است:
1- موضوع یا عنوان درس
عنوان درس باید به طور دقیق نوشته شود؛ مثلاً اگر عنوان درس را «دماسنج» بگذاریم، عنوان گویایی نیست، بلکه بهتر است بنویسیم: «چگونه می توان از دماسنج استفاده کرد» یا «طریقه ی استفاده از دماسنجها». معلم هر اندازه به تجزیه و تحلیل موضوعات مسلط باشد بهتر می تواند برای آن، عنوان مناسب انتخاب کند.
2- تعیین و نگارش عناوین فرعی یا رئوس مطالب
پس از تعیین و نوشتن موضوع درس، طراح باید عناوین فرعی موضوع درس را مشخص سازد، ترتیب و توالی مناسب عناوین فرعی همواره باید مورد توجه قرار گیرد. عناوین فرعی، بهترین راهنمای نگارش هدفهای جزئی است؛ زیرا براساس هر عنوان فرعی می توان یک هدف جزئی نوشت.
3- نوشتن هدف کلی درس
نوشتن هدف کلی یک جلسه تدریس، همانند هدف کلی یک دوره ی آموزشی است؛ اما در قالب یک موضوع محدود، تحقق مجموع هدفهای کلی جلسات باید موجب تحقیق اهداف کلی دوره شوند. به عبارت دیگر اهداف کلی هر جلسه ی تدریس، عناصر یا مراحل رسیدن به اهداف کلی دوره را مشخص می کنند. در نوشتن هدف کلی هر جلسه نیز معمولاً از افعال کلی استفاده می شود. ذکر شرایط و معیار در این نوع از اهداف ضرورتی ندارد.
4- نگارش و تنظیم هدفهای جزئی درس
ساده ترین راه نوشتن اهداف جزئی یک درس، این است که براساس هر موضوع فرعی یک هدف جزئی نوشته شود. ماهیت اهداف جزئی همانند هدف کلی درس است؛ اما در قالب موضوعی ریزتر و محدودتر. به عبارت دیگر، هدفهای جزئی درس، اهداف زیرمجموعه هدف کلی درس می باشند. دقت در نوشتن اهداف جزئی و تنظیم درست توالی آن، می تواند موجب نظم بیشتر فعالیت های آموزشی شود و در نهایت، تحقق هدف کلی را تضمین نماید.
5- نگارش و تنظیم هدفهای رفتاری درس
پس از نوشتن هدفهای جزئی، طراح باید هدفهای جزئی را تبدیل به هدفهای رفتاری نماید. هدفهای رفتاری هر جلسه تدریس باید با توجه به شرایط، ضوابط و امکانات متناسب با سطوح مختلف حیطه های یادگیری تنظیم شود. سپس براساس سلسله مراتب از آسان به مشکل و یا به صورت پیش نیاز و پس نیاز مرتب گردد. در هدفهای رفتاری: عملکرد (نوع رفتار)، شرایط و معیار دقیقاً باید مشخص شود.
6- تعیین رفتار ورودی دانش آموزان
پس از نوشتن هدفهای رفتاری درس، رفتار ورودی دانش آموزان یا پیش نیازهای تحقق هدفهای رفتاری باید مشحص شوند. گروهی معتقدند که ابتدا باید رفتارهای ورودی دانش آموزان در بررسی، مشخص و سپس هدفهای رفتاری نوشته شوند.
چنین رویکردی در نظامها یا دوره هایی صادق است که محتوا و کتاب مشخصی ارائه نشده باشد و معلم کاملاً در انتخاب و سازماندهی مطالب درسی آزاد باشد. در نظام آموزشی ایران به دلیل متمرکز بودن، اجرای چنین پیشنهادی تقریباً غیرممکن است.
7- ارزشیابی تشخیصی
اغلب سؤال می شود که معلمان چگونه می توانند اطلاعات پیش نیاز یا رفتار ورودی دانش آموزان را تشخیص دهند؟ این امر توسط ارزشیابی تشخیصی ممکن می باشد.
معلم بر اساس تخصص و مهارتی که دارد باید ابتدا رفتار ورودی را پیش بینی کند و سپس براساس دانش پیش نیاز درس مورد تدریس، سؤالهایی طرح نماید. سؤالهای طرح شده باید در ستون ارزشیابی طرح درس نوشته شود. این سؤالها قبل از تدریس باید از دانش آموزان پرسیده شوند، تا وجود یا عدم وجود پیش نیاز مشخص شود. در صورت عدم تسلط دانش آموزان بر پیش نیاز درس مورد تدریس، مخصوصاً زمانی که موضوع درس با موضوعات قبلی و بعدی ارتباط تسلسلی داشته باشد، حتماً باید رفتار ورودی ترمیم گردد.
8- نگارش مراحل اجرای تدریس
در آموزشهای مستقیم تنظیم نحوه ی ارائه محتوا به ترتیب اهمیت به چند مرحله به شرح زیر تقسیم می شود:
الف- مرحله ی آمادگی
مرحله ی آمادگی خود، شامل قسمتهای زیر می باشد:
-آمادگی معلم
بدیهی است برای انجام هر کاری باید آمادگی داشت. موضوع تدریس نیز نمی تواند از این قاعده مستثنی باشد. معلم باید پیش بینی کند که در کلاس درس چه فعالیتی را می خواهد انجام دهد و چگونه می خواهد کلاس را شروع کند؟ چگونه می خواهد در کلاس درس انگیزه ایجاد کند و این انگیزه را تا پایان کلاس استمرار بخشد و سرانجام چگونه می خواهد کلاس را به پایان برساند؟
-آمادگی دانش آموزان
اگر دانش آموزی به درس معلم توجه نکند و در اجرای فعالیت های آموزشی با او همکاری ننماید، عمل تدریس به مفهوم واقعی آن، صورت نخواهد گرفت. توجه دانش آموزان و همکاری آنها مستلزم آماده شدن برای فعالیت است. تجربه نشان داده است که در آغاز ورود به کلاس، اغلب دانش آموزان هنوز متوجه مسائلی هستند که قبل از آمدن به کلاس افکار آنها را به خود مشغول داشته است. در شروع کلاس، معلم موظّف است توجه و افکار دانش آموزان را به طور جدی متوجه کلاس و فعالیت های مورد نظر نماید. معلمان با تجربه در این مرحله از روشهای مختلفی استفاده می کنند.
علاوه بر موارد ذکر شده، معلم باید قبل از ورود دانش آموزان به کلاس درس مجموعه وسایل آموزشی مورد نیاز را در کلاس آماده نماید. چنانچه در کاربرد بعضی از وسایل مهارت چندانی نداشته باشد، باید قبل از رفتن به کلاس و به کارگیری وسایل در حضور دانش آموزان، تمرین لازم را انجام دهد تا مهارت مورد نظر را کسب نماید. معلم نه تنها باید وسایلی را که خود برای تدریس لازم دارد آماده کند، بلکه باید وسایلی را که دانش آموزان برای کسب تجارب و انجام دادن تمرین بدان نیازمندند، نیز تهیه کرده، در اختیار آنان قرار دهد.
ب- مرحله معرفی و بیان هدفهای صریح آموزشی
معلم پس از جلب توجه دانش آموزان، باید موضوع درس و اهداف آنها را به دانش آموزان معرفی کند. معرفی درس و اهداف آن باید به گونه ای صورت گیرد که متناسب با ساختار شناختی دانش آموزان باشد.
معرفی درس و هدفهای رفتاری آن، دانش آموزان را برای آشنایی با تجارب یادگیری و سعی در دستیابی به آنها آماده می سازد. معلم باید انتظارات خود را از دانش آموزان، بسیار ساده، روشن و مشخص بیان کند. زمان اختصاص داده شده برای معرفی درس نباید بیش از 3 تا 5 دقیقه وقت کلاس را بگیرد
ج- مرحله ی ارائه درس
در مرحله ی ارائه درس، محتوای مورد آموزش باید دقیقاً مشخص شود. از روشهایی چون سخنرانی، بحث گروهی، نمایش تصاویر، پرسش و پاسخ و ... به عنوان روشهایی که برای آموزش هر قسمت لازم است، استفاده شود. معلم باید اطمینان حاصل کند که بخشهای مختلف محتوا با یک روال منطقی ارائه خواهد شد و هیچ نکته نامفهومی در میان مطالب ارائه شده وجود نخواهد داشت. زمان لازم برای هر قسمت به طور دقیق مشخص شود. ارائه محتوا در حقیقت قسمت اصلی کار تدریس و شامل دو عامل جدا ناشدنی است:
1- سازماندهی کلیه محتوای درس و توالی آنها باید رعایت شود.
2- روش آموزش قسمتهای مختلف مشخص شود.
به طور مثال معلم باید حداقل نکات زیر را پیش بینی کند:
الف) سؤالهایی که باید پرسیده شوند.
ب) در هنگام بحث دلایل لازم پیش بینی شود.
ج) در حدود 5 تا 10 دقیق فیلم نشان داده شود.
د) پس از نمایش فیلم، موضوع مورد بحث قرار گیرد.
معلم باید پیش بینی کند که منظور از سؤال چیست؟ آیا فقط برای جلب توجه دانش آموزان است و نیازی به پاسخ ندارد؟ پاسخ دادن به سؤالها بر عهده ی چه کسی است؟ معلم یا دانش آموزان؟ آیا سؤال بر روی نکات اصلی درس تأکید دارد؟ آیا سؤال ایجاد انگیزه می کند؟ آیا سؤالها سبب مؤثر شدن تدریس و جلب توجه دانش آموزان خواهد شد؟ آیا سؤال به سنجش درک و فهم دانش آموزان کمک می کند؟ آیا سؤال، توجه دانش آموزان را به مفاهیم، اصول خاص و مورد نظر جلب می نماید؟
سؤالها باید زمینه ی بحث و گفتگو را در کلاس درس فراهم سازند و بین معلم و دانش آموزان ارتباط برقرار کنند. به بیان دیگر، سؤال باید سبب شناخت بهتر و ایجاد قدرت تجزیه و تحلیل، ترکیب، ارزیابی، نتیجه گیری و تعمیم در دانش آموزان شود.
مقدمه در ارائه محتوا بسیار مهم است. یک مقدمه خوب می تواند توجه دانش آموزان را جلب کند و علاقه ی آنها را به ادامه درس برانگیزد. مقدمه خوب شامل مطالب زیر است:
1- درس در چه موردی صحبت می کند؟
2- کجا و در چه زمانی دانش آموزان می توانند از آنچه در این درس می آموزند، استفاده کنند؟
3- چگونه باید مطالعه کنند و مفاهیم را بیاموزند؟
4- بازنگری مختصری از آنچه در درسهای قبلی مرتبط با موضوع آموخته اند.
تکرار مطالب پیش نیاز معمولاً برای مؤثر کردن تدریس لازم است؛ اما لازم نیست همیشه از یک روش برای یادآوری رفتار ورودی استفاده کنیم. معلم باید روی نکات کلیدی رفتار ورودی تأکید کند تا درس جدید راحت تر و قابل فهم تر شود. این تکرار نباید طولانی باشد.
د- مرحله ی خلاصه کردن و نتیجه گیری
برای تثبیت مطالب ارائه شده در ذهن دانش آموزان، لازم است درس ارائه شده به طور خلاصه جمع بندی و نتیجه گیری شود. تلخیص و جمع بندی، مفاهیم از دست داده شده در طول آموزش را برای دانش آموزان روشن می کند بهتر است تلخیص و نتیجه گیری توسط خود دانش آموزان انجام شود و معلم اظهار نظر نهایی را ارائه نماید.
ه- مرحله ی ارزشیابی
بعد از ارائه محتوا و جمع بندی و نتیجه گیری، لازم است معلم از چگونگی تحقق اهداف، آگاه شود. اگرچه این عمل ممکن است در طول فعالیت های آموزشی به طور ضمنی انجام شود؛ اما ضرورت دارد معلم پس از پایان ارائه محتوا، با مقایسه سطح مهارتی که انتظار دارد دانش آموزان به آن برسند و آنچه دانش آموزان عملاً به آن رسیده اند، میزان یادگیری دانش آموزان و مؤثر بودن روش تدریس خود را ارزشیابی کند.
زمان ارزشیابی، بستگی به مدت زمان تدریس دارد؛ اما این مرحله نباید زیاد وقت کلاس را بگیرد. به طور متعادل می توان ده دقیقه برای این کار در نظر گرفت. سؤالهای مرحله ی ارزشیابی باید بر اساس هدفهای رفتاری درس طرح شوند.
و- مرحله ی تعیین فعالیت های تکمیلی
معلم می تواند برای تقویت مطالب آموخته شده در کلاس و ارتباط آن با زندگی واقعی دانش آموزان فعالیت هایی را در خارج از کلاس پیش بینی کند. این تکالیف، بخشی از مطالعات مربوط به درس محسوب می شوند. معلم باید این نوع فعالیتها را دقیقاًً پیش بینی کند و در اختیار دانش آموزان قرار دهد. معرفی منابع مطالعه یا فعالیت مانند: کتاب، مقالات جدید، فیلم و ... به دانش آموزان علاقمند فرصت می دهد تا اطلاعات خود را با مطالعه و استفاده از این امکانات افزایش دهند.
اگر معلم انتظار داشته باشد که وظایف و فعالیت های تکمیلی خارج از کلاس، طبق اصول و قواعد خاصی انجام شود، باید اصولی را که در ذهن دارد به طور واضح و دقیق به دانش آموزان اعلام کند. اگر این اصول، به صورت شفاهی از طرف معلم اعلام شود، ممکن است دانش آموزان به آن توجه نکنند. بنابراین بهتر است اصول و معیارها به تفصیل به صورت کتبی و در صورت امکان همراه با مثال در اختیار دانش آموزان قرار داده شود. چنین کارکردی در وقت کلاس صرفه جویی کرده و به دانش آموزانی که غیبت دارند و یا در فاصله ی اعلام فعالیت های تکمیلی تا زمان انجام آن بعضی از اصول را فراموش می کنند، کمک می کند.
در اکثر مواقع، معلم تکالیف خواندنی، یا انجام فعالیت در خانه را زمانی ارائه می دهد که زنگ خورده است و دانش آموزان با عجله، مشغول ترک کلاس هستند. اگر دادن تکالیف در روند یادگیری دانش آموزان اهمیت دارد، باید بیش از این به آن توجه شود، یکی از بهترین شیوه های تعیین فعالیت های تکمیلی (تکالیف خارج از کلاس) به دانش آموزان ارائه راهنمای از قبل تنظیم شده است. اینکه راهنمای تعیین تکالیف به چه صورتی نوشته شود و چه امکاناتی در خارج از کلاس درس فراهم گردد، به موقعیت آموزشی و نوع درس بستگی دارد.
در زیر یک نمونه از راهنمای فعالیت های تکمیلی دانش آموزان آورده شده است:
- مقدمه
- اهمیت موضوع
- تکالیف و تاریخ ارائه آنها
- مطالعات و مطالبی که باید خوانده شوند.
- مسائلی که باید حل شوند.
- گزارشهایی که باید نوشته شوند.
- آزمایشهایی که باید انجام شوند.
- سؤالهایی که دانش آموزان باید با مطالعه ی شخصی به آنها پاسخ گویند.
یکی از انواع تکالیفی که بسیار مفید و ارزشمند است، کاربرد فعالیت های آموزشی در خارج از کلاس درس می باشد. کاربرد مفاهیم آموخته شده زمانی امکان پذیر است که مطالب آموخته شده به طور ذهنی و عملی در کلاس تمرین شود. اگر دانش آموزی مطالب عرضه شده در کلاس درس را بفهمد و آن را به طور ذهنی تحلیل کند و در موقعیت شبیه سازی شده به کار گیرد، می توان انتظار داشت که بتواند آن را در خارج از کلاس و در موقعیت حقیقی نیز به کار گیرد. کاربرد مفاهیم، سبب می شود که دانش آموزان بتوانند از مفاهیم آموخته شده در فرآیند استفاده کنند
روش نگارش و تنظیم طرح درس
طرح درس، عبارت است از تقسیم محتوای یک ماده ی درسی در یک دوره معین به مراحل و گامهای مناسب و مشخص براساس هدف و نتایج آموزش. برای تهیه و تنظیم طرح درس معلم باید در ابتدای هر سال تحصیلی براساس اصول معین بین هدفهای آموزشی و برنامه هفتگی، ترتیبی اتخاذ کند که مجموعه فعالیت های آموزشی به موقع، بدون وقفه در طول یک ترم یا سال تحصیلی اجرا شود. برای تحقق چنین مقاصدی طراحی و تنظیم یک جدول زمانی می تواند بسیار مفید و مؤثر باشد؛ زیرا هنگامی می توان منظم و مؤثر، در فرآیند آموزش به جلو گام برداشت که برنامه ها و فعالیت های آموزشی به تناسب زمان مورد نظر، ساختاری منظم داشته باشند. اگر معلمی طول دوره ی آموزشی را با توجه به مجموعه ی شرایط، به جلسات مفید آموزشی تقسیم نکند و فعالیت های آموزشی هر جلسه را براساس اهداف تنظیم ننماید، هرگز نمی تواند انتظار کارآیی مؤثر از تدریس خود و حداکثر یادگیری از دانش آموزان خود داشته باشد. معلم باید کلیه فعالیت های طول دوره را به صورت یک جدول زمان بندی شده با درج عنوان اصلی و هدف کلی هر جلسه به انضمام تاریخ ارزشیابی تشخیصی، تکوینی و پایانی تهیه و به دانش آموزان قبل از شروع و آغاز فعالیت ارائه نماید. آشنایی دانش آموزان از مجموعه فعالیت های طول سال به تفکیک جلسات و همفکری آنان با معلم می تواند اثربخشی تدریس معلم و انگیزه ی یادگیری دانش آموزان را دو چندان کند. برای تنظیم چنین جدولی می توان مراحل زیر را به ترتیب طی کرد:
گام اول :
تقویم طرح را باید برای یک ترم یا یک سال تحصیلی با محاسبه ی تعداد هفته ها، روزها و ساعتهایی که در طول سال تحصیلی برای تدریس درس مورد نظر پیش بینی شده است محاسبه و تنظیم کرد.
گام دوم :
پس از مشخص شدن زمان خالص تدریس، محتوای درس یا عناوین مورد تدریس را نه برحسب کمیّت، بلکه برحسب اهمیت و کیفیت مطالب و تحقق هدفهای آموزشی بر کل ساعات و جلسات تقسیم کرد. برای انجام چنین کاری، لازم است ابتدا محتوای درس یا عناوین مورد تدریس و سایر فعالیت های آموزشی با احتساب فرصت لازم برای تمرین محاسبه شود و سپس محتوای فصلها و مباحث و سایر فعالیت های در نظر گرفته شده در طول سال، به واحدهای کوچکتر درسی یا محتوای متناسب با تک تک جلسات تقسیم گردد.
گام سوم :
هدف کلی هر جلسه باید با توجه به عنوان درس، دقیقاً مشخص شود. نوشتن هدفهای رفتاری در این جدول، ضرورتی ندارد. در نوشتن هدفهای هر جلسه علاوه بر عنوان درس، معلم باید با توجه به قابلیتها و فعالیت های مورد نظر و محتوای درس، هدف کلی هر جلسه را با زبانی روشن و قابل فهم برای دانش آموزان بنویسد.
گام چهارم :
پس از تعیین هدف کلی هر جلسه، لازم است معلم فعالیت های تکمیلی دانش آموزان را که برای تقویت یادگیری آنها لازم است و فرصت کافی برای انجام آنها در کلاس درس وجود ندارد پیش بینی نماید. پیش بینی این نوع فعالیتها و حتی امکانات و وسایل لازم برای انجام چنین تکالیفی باید دقیقاً مشخص شده باشد؛ مثلاً دقیقاً معین شود چه بخشی از چه کتابی مطالعه و یا تمرینهای چه بخشی از کتاب درسی حل شود یا چه گزارشی با توجه به چه امکاناتی باید تهیه و نوشته شود. فعالیت های تکمیلی باید مکمّل فعالیت های کلاس و تقویت کننده ی کیفیت یادگیری دانش آموزان شود. از ارائه فعالیت های تکمیلی خسته کننده، بی ربط با موضوع و نامتناسب با زمان، جداً خودداری شود.
ضمناً در طرح درس ترمی یا سالانه (جدول زمان بندی شده ی تدریس)، جلساتی را نیز می توان به تناسب موقعیت و زمان تدریس به شناخت دانش آموزان، اجرای ارزشیابی تشخیصی و تکوینی و پایانی و مرور درسهای گذشته که پیش نیاز درس جدید می باشند و ترمیم کمبودهای مشخص شده در ارزشیابی تشخیصی اختصاص داد.
معلمان و طراحان گرانقدر باید به این مسأله توجه داشته باشند که طرح درس، شرح مفصل و سناریوی تدریس نیست، بلکه چارچوب پیش بینی شده ای است که معلم باید براساس آن فعالیت های آموزشی را در کلاس درس دنبال کند. تدریس بدون برنامه ای از قبل طراحی شده، کاری کورکورانه و طراحی بدون اجرا، فعالیتی بی ثمر است که تنها زینت بخش صفحات کاغذ خواهد بود.
تفاوت بین معلم متخصص با تجربه و کارآمد و معلم غیر متخصص و بدون تجربه، این است که معلم متخصص با تجربه قبل از آموزش، در زمینه فعالیت های آموزشی می اندیشد و عناصر دخیل و تأثیر بر آن را مورد بررسی قرار می دهد و سعی می کند که از مجموعه امکانات در فرآیند یاددهی – یادگیری، بهره گیری مناسب داشته باشد؛ اما معلم غیرمتخصص و بی تجربه بدون اندیشیدن به نتایج و فرآیند فعالیت و بهره جویی بهینه از امکانات، شروع به تدریس می کند.
طرح درس، راهنمای معلم و چارچوبی منظم و سازماندهی شده برای رخدادهای آموزشی است. در یک طرح درس خوب تنظیم شده، حداقل باید عناصر و سازه هایی همچون: موضوع درس، رئوس مطالب یا عناوین فرعی درس، هدف کلی، اهداف جزئی و رفتاری، رفتار ورودی دانش آموزان، ارزشیابی تشخیصی، فعالیت آموزشی، روش تدریس، وسایل آموزشی مورد نیاز، شیوه ی ارزشیابی پایانی و فعالیت تکمیلی مورد بررسی و توجه قرار گیرند. طرح درس باید به گونه ای تنظیم شود که حتی معلم مبتدی، بتواند با یک نگاه فعالیت های آموزشی خود را در کلاس درس دنبال کند.
توجه به نکات زیر می تواند در غنی سازی عمل طراحی و فعالیت های یاددهی - یادگیری مؤثر باشد:
1- هدف کلی :
هدف کلی قابلیت و مهارتی است که دانش آموز باید در پایان یک فعالیت آموزشی از خود نشان دهد. این قابلیت یا مهارت، باید در یک جمله و به صورت کلی بیان شود. بنابراین، از ذکر مسائل جزئی و ریز در هنگام نوشتن آن پرهیز شود؛ زیرا بعداً هدف کلی به هدفهای زیرمجموعه و ریزتر تحت عنوان هدفهای جزئی تجزیه خواهد شد
2- در نوشتن اهداف رفتاری بهتر است به نکات زیر توجه شود:
الف- هدفهای رفتاری، قابلیتها و مهارتهای قابل مشاهده و اندازه گیری هستند که دانش آموزان باید در فرآیند آموزش و پایان یک فعالیت آموزشی از خود نشان دهند. هرگز نباید هدفهای رفتاری را به صورت سؤال نوشت. سؤال، وسیله ای است برای سنجش تحقق یا عدم تحقق هدفهای رفتاری .
ب - رفتارگرایان معتقدند که هدف رفتاری باید دارای سه ویژگی باشد:
1- نوع رفتار دقیقاً مشخص باشد.
2- شرایط انجام رفتار دقیقاً مشخص باشد.
3- معیار یا درجه رفتار دقیقاً معین شده باشد.
مثلاً دراهداف: «حوزه ی گسترش زبان فارسی را توضیح دهد». یا «چند تن از فارسی سرایان برون مرزی را نام ببرد». در این دو هدف مشخص نشده است که چقدر توضیح دهد، و یا چند تن را نام ببرد. آیا یک سطر، دو سطر یا ده سطر؟! و یا در هدف دوم، یک، دو یا ده نفر؟ معیار دقیقاً باید مشخص شود. هر اندازه معیار هدفهای رفتاری مشخص تر باشد، ارزشیابی و قضاوت معلم در مورد یادگیری دانش آموزان و تحقق اهداف مورد نظر دقیق تر و معتبرتر خواهد بود.
ج- طراح، معمولاً باید به طور منظم با توجه به سلسله مراتب اهداف، برای هر هدف جزئی یک یا چند هدف رفتاری بنویسد. طراحان عزیز باید توجه کنند که ؛ پس از نوشتن اهداف جزئی و رفتاری، باید با توجه به سلسله مراتب کلیه اهداف را منظم و مرتب کنند.
د- احساس یا نگرش را نمی توان با کلمات بیان شده ارزیابی کرد. چنان که با تعریف یا ذکر مفاهیم اخلاقی نمی توان اخلاق فرد را سنجید.
4- طراح به جای پیش بینی پیش نیاز درس یا رفتار ورودی دانش آموزان، یعنی آن قسمت از دانش و دانسته های قبلی دانش آموزان که برای فهم درس جدید ضرورت دارند. نباید به بیان اهداف یا نتایج یادگیری درس جدید بپردازد.
5- ارزشیابی تشخیصی یعنی سنجش رفتار ورودی دانش آموزان. بنابراین سؤالها در ارزشیابی تشخیصی باید از رفتار ورودی پیش نیاز درس طرح شوند، نه از درس جدید. در صورت تشخیص ضعف مفاهیم پیش نیاز، قبل از شروع آموزش درس جدید، معلم باید ابتدا مفاهیم پیش نیاز را ترمیم کند، مخصوصاً در دروسی که مفاهیم با هم ارتباط تسلسلی دارند.
6- در قسمت ارزشیابی پایانی، طراح باید نوع و روش ارزشیابی را مشخص کند، پس از مشخص کردن نحوه ی ارزشیابی، سؤالهای خود را براساس هدفهای رفتاری در این قسمت بنویسد. سؤالها نباید خارج از اهداف مورد نظر طرح شوند؛ زیرا ارزشیابی پایانی یک درس به این منظور پیش بینی و نوشته می شود که مجری یا معلم می خواهد از میزان تحقق اهداف در نظر گرفته شده، آگاه شود و براساس نکات ضعف، «فعالیت های تکمیلی» یا «تکالیف» خارج از کلاس درس را برای دانش آموزان مشخص نماید
7- همیشه الزامی نیست که طرح درس به صورت جدول تنظیم شود؛ اما توجه به سازه های اصلی یک طرح و سازماندهی منظم آن از اصولی است که طراح همیشه باید در هسته مرکزی تهیه و تنظیم طرح درس قرار دهد. طراح نباید در اولین گام طراحی خود وسایل مورد نیاز را مطرح سازد، زیرا وسایل آموزشی زمانی قابل انتخاب هستند که موضوع درس، اهداف و فعالیت های آموزشی دقیقاً مشخص شده باشند.
8- بسیاری از معلمان در فرآیند طراحی تفاوت بین طرح درس و سناریوی تدریس را نمی دانند. طرح درس چهارچوب پیش بینی شده ای است که با توجه به زمان و امکانات موجود، برای اجرا و بهبود کیفیت آموزشی ترسیم می گردد. در حالی که سناریو و توضیح و تشریح به صحنه های اجرا می پردازد و مفصّل تر از طرح درس می باشد. معمولاً معلمان خوب و با تجربه پس از تهیه و تنظیم طرح درس، به نوشتن سناریوی تدریس خود در فرآیند اجرا می پردازند.
9- باید توجه شود وقتی تکالیف و تمرینهای خارج از کلاس ارزشمند هستند، که معلم تک تک تکالیف دانش آموزان را بررسی نماید و به چگونگی انجام آنها به صورت کتبی بازخورد نشان دهد. نگاه کردن به تکالیف و یا احیاناً خط کشیدن بر روی آنها، هرگز بررسی تکالیف محسوب نمی شود. در صورت وقوع چنین وقوع چنین حادثه ای، دانش آموزان در می یابند که معلمان هرگز فرصت بررسی تکالیف را ندارند، در نتیجه در انجام آن دقت به خرج نمی دهند.
10-. مرور درس قبل زمانی الزامی است که درس قبل «رفتار ورودی» یا «پیش نیاز» درس جدید باشد؛ زیرا اگر مفاهیم آن آموخته نشده باشد، فهم درس جدید با مشکل روبرو خواهد شد. بنابراین به جای مرور درس قبل، طراح بهتر است عنوان «تعیین رفتار ورودی» و «ارزشیابی تشخیصی» را مطرح سازد. حال چه این رفتار ورودی درس قبلی باشد یا مطالب آموخته شده ی دانش آموز در سالهای گذشته.
11- معلمان عزیز، باید توجه کنند که در فرآیند آموزش چیزی به عنوان وسایل کمک آموزشی نداریم. وسایل مورد نیز، وسایل آموزشی (InstrucionalMedia)، که معمولاً حاوی یا حامل پیامهای آموزشی می باشند. اگر در محیط آموزشی نباشند و در فرآیند فعالیت های آموزشی به کار گرفته نشود، آموزشی صورت نخواهد گرفت، به عبارت دیگر وسایل آموزشی به مجموعه ی امکاناتی اطلاق می شود که شرایطی را به وجود می آورند تا تحت آن شرایط یادگیری بهتر، سریعتر و پایدارتر صورت گیرد.
12. هر اندازه معلم دانش آموزان را به سوی حل مسأله و کاوشگری سوق دهد، یادگیری مؤثرتر و لذت بخش تر برای دانش آموزان خواهد شد.
عناوین فرعی درس :
1- مفهوم مقاومت
2- کاربرد مقاومت در زندگی
3- انجام آزمایش
هدف کلی درس :
دانش آموزان با مفهوم مقاومت و کاربرد آن آشنا شوند.
هدفهای جزئی درس:
در فرآیند آموزش دانش آموزان باید:
الف - با مفهوم مقاومت آشنا شوند.
ب - با کاربرد مقاومت در زندگی آشنا شوند.
ج - روش آزمایش و تجزیه و تحلیل نتایج را یاد بگیرند.
هدفهای رفتاری درس :
پس از پایان آموزش (بحث در کلاس مطالعه کتاب و انجام آزمایشهای ارائه شده) از دانش آموزان انتظار می رود بتوانند:
1- مفهوم مقاومت را در چند جمله بیان کنند. ( شناختی - دانش)
2- تأثیر افزایش و کاهش مقاومت را در جریان الکتریکی در حدود 2 سطر توضیح دهند (شناختی - درک و فهم )
3- کاربرد مقاومت در زندگی انسان را در یک بند بنویسند. (شناختی - کاربرد)
4- .................
5- آزمایشهای ارائه شده در کتاب را انجام دهند و نتایج آنها را در یک صفحه گزارش کنند. (شناختی - کاربرد)
6- ...............
پیش بینی رفتار ورودی
دانش آموزان برای فهم درس جدید باید:
1 - با مفهوم رسانا و نارسانا آشنا باشند.
2 - مفهوم جریان الکتریکی را بدانند.
3 - با عواملی که باعث جریان الکتریکی می شوند آشنا باشند.
4 - با کاربرد جریان الکتریکی آشنا باشند.
ارزشیابی تشخیصی
1 - سه نوع از اشیای رسانا را نام ببرید.
2 - جریان الکتریکی را در دو سطر توضیح دهید.
3 - چه عواملی موجب جریان الکتریکی می شود؟ در یک سطر توضیح دهید.
4 - به ذکر مثال، دو کاربرد جریان الکتریکی را بیان کنید.
فعالیت های آموزشی
الف) فعالیت های معلم (مراحل تدریس) :
1- حضور و غیاب
2- پرسش از درس قبل و بررسی مسائل و تکالیف دانش آموزان
3 - معرفی درس جدید
4 - طرح سؤال برای سیال سازی ذهن
5- توجه و دقت به پاسخهای دانش آموزان
6 - هدایت دانش آموزان در انجام آزمایشهای مطرح شده در کلاس
7 - پرسش و پاسخ درباره ی مسائل مطرح شده در زمینه مقاومت الکتریکی
8 - جمع بندی مطالب ارائه شده در کلاس
9 - ارائه تکالیف به دانش آموزان جهت انجام در خارج از کلاس
ب) فعالیت های دانش آموزان :( تجارب یادگیری)
1 - ارائه تکالیف جلسه ی قبل و بیان مشکلات در زمینه ی انجام آنها
2 - پاسخ به سؤالهای معلم
3 - طرح سؤال و بحث در مورد مقاومت الکتریکی
4 - مشارکت فعال در فعالیت های آموزشی کلاس
5 - توجه به مطالب معلم و یادداشت آنها
6 - مطالعه ی کتاب و پاسخ به سؤالهای کتاب
7 - انجام آزمایشهای کتاب
8 - تنظیم گزارش درباره نتایج آزمایشها
9 - انجام تکالیف ارائه شده (در منزل یا خارج از کلاس)
روش تدریس
روش توضیحی، روش پرسش و پاسخ، روش آزمایشگاهی
وسایل آموزشی
مولد، آمپرسنج، ولت سنج، لامپ، کلید، سیمهای رابط، کتاب درسی، تخته سیاه و گچ
ارزشیابی پایانی
ارزشیابی به صورت کتبی با شفاهی انجام خواهد شد.
سؤالهای ارزشیابی
1- مقاومت الکتریکی را در یک سطر توضیح دهید.
2- علت افزایش و کاهش مقاومت را در یک جریان الکتریکی با ذکل مثال توضیح دهید.
3- کاربرد مقاومت الکتریکی را در زندگی انسان به اختصار در یک بند بنویسید.
فعالیت های تکمیلی
1- مبحث درس را با دقت مطالعه کنند.
2- به سؤالهای صفحه ... به طور کتبی پاسخ دهند و در جلسه بعد با خود به کلاس بیاورند.
3- یکی از آزمایشهای مطرح شده در کتاب را انجام دهند، و نتایج آن را در یک صفحه بنویسند و در جلسه بعد در کلاس درس مطرح نمایند.
برچسبها:
در عصر انفجار اطلاعات، اندوختن معلومات و گسترش پاسخهای معین و مشخص توجه به محصول و نتیجه ، کم رنگ بودن نگرش و مهارتها در تدریس ، نوعی ایستایی و غفلت از قافله شتابان کاروان تعلیم و تربیت محسوب می گردد. در این مسیر برای پویایی در عرصه علم در سطح جهان باید دانش را معنا دار کرد. مهارتهای مفهوم سازی توسط دانش آموزان را آموزش داد. مهارتهای حل مسأله و تفکر نقاد، مهارتهای اجتماعی و زندگی را تبلیغ نموده و در حین آموزش باید ارزشیابی سؤال محور، فرایندی و تحول آخرش را که شوق به دانستن را به ارمغان می آورد ترویج داد. با نگاهی اجمالی به تاریخچه نظام تعلیم و تربیت تطبیقی در می یابیم که تحول آموزشی – مهارتی در بسیاری از کشورها از نظام ارزشیابی آغاز و به دیگر مؤلفه ها سرایت کرده است.
از نکات حایز اهمیت درامر ارزشیابی توجه به حیطه نگرش و عواطف فراگیران است که باید شیوه های کاربردی در سنجش و ارزشیابی دانش آموزان را در این بعد فراهم نمود. از کاربردها و ابزارهای مهم و اساسی ارزشیابی در راستای خدمت به آموزش می توان به موارد زیر اشاره نمود:
1- پوشه کار 2- تعیین تکلیف هدفدار 3- تحقیق و پروژه
4- بازخورد 5- آزمونهای عملکردی 6-چک لیست ارزشیابی
در این مقاله بنا به اهمیت موضوع و کابرد همه گیر تکالیف هدفدار در کلاسهای درس به این مهم می پردازیم:
تکلیف:
تکلیف شب یکی از ابزارهای ارزشیابی مستمر در فرایند آموزشی است.
ارزشیابی مستمر یا سازنده بخشی از فرآیند آموزش تلقی می شود به این معنا که ارزشیابی در جریان آموزش جاری است و معلم به طور مرتب با آن درگیر است.
آن چه که ارزشیابی را پویا و سازنده می کند نحوه ی استفاده از نتایج آن است. (رستگار 1382)
معلم از تکلیف شب فراگیران ، نحوه ی انجام آن و میزان به کارگیری مهارت فراگیران از نقاط ضعف و قوت آنها اطلاع می یابد و می تواند رهنمودهای لازم را برای آن کاستیها و تقویت نکات مثبت ارائه نماید.
در فرآیند آموزش داوری ارزشی معلم زمانی کامل می شود که قادر باشد تحلیلی درست از روند پیشرفت فراگیران داشته باشد و او را در گامهای بعدی یاری نماید.
اطلاعات به دست آمده از فرایند تحلیل و برسی خطاها ، دستمایه ارائه رهنمودهای مفید برای اصلاح و بهبود عملکرد دانش اموزان است. بنابراین رابطه نزدیک بین بازخورد و تکلیف شب مشخص می گردد. طراحی و تهیه تکالیف مناسب به دانش آموز کمک می کند تا خطاهایش کاهش یابد و موفقیتهایش در سفر یادگیری افزون شود . بر این اساس مفهوم تکلیف درسی گسترش می یابد و دیگر نمی توان آن را در پرسش تکراری و بازنویسی متون خلاصه کرد. در واقع طراحی تکلیف ، طراحی یک فرصت یادگیری برای دانش آموزانی است که نیاز ویژه آموزشی دارند و این نیاز با مطالعه عملکرد گذشته فرد و تحلیل خطاها و موفقیتهایش شناخته می شود. ( دکتر حسینی ، محمد 1384)
تعریف و مفهوم تکلیف شب:
هریس کوپر یکی از پژوهشگران و دانشمندانی است که درخصوص تکلیف تحقیقاتی داشته است . وی تکلیف را چنین تعریف می کند: وظیفه ای است که معلمان برای دانش آموزان تعیین می کنند تا آنها را در ساعات خارج از مدرسه انجام دهند.
نتایج تحقیق اهداف و تکلیف شب را در هفت مورد طبقه بندی نموده است.
1- تمرین به منظور افزایش سرعت، تسلط ، تثبیت و مهارت است.
2- شرکت فعال فراگیران در فعالیتها
3- رشد تخصصی به منظور پرورش حس سواد پذیری ، امانت و صداقت.
4- ایجاد روابط متقابل شاگرد با والدین
5- به منظور تعیین خط مشی و مقررات
6- ایجاد روابط عمومی بین والدین و فرزندان
7- ایجاد اخطار و آگاهی در زمینه ی انتظارات معلم از دانش آموز در زمینه مسائل درسی (قورچیان1381) «انواع تکلیف شب»
انواع تکلیف شب از نظر محتوا به صورت زیر طبقه بندی شود.
1- تکالیف تمرینی: این نوع تکالیف مهارتها و دانشهای کسب شده را تقویت می کند. اکثر تکالیف تمرینی ، غیر تخیلی ، غیر خلاق و تکراری هستند . مؤثرترین نوع تکلیف تکالیفی هستند که در آنها از شاگرد خواسته شود آموخته های جدید را با روش شخصی به طور مستقیم به کار ببرند . مثلاً دانش آموزی که انواع گیاهان گلدار ، بدون گل ، دانه دار و بدون دانه را شناخته است به عنوان تکلیف تعدادی از گیاهان محیط اطراف خود را شناسایی کرده و در این طبقه بندی قرار دهد.
2- تکالیف آماده سازی: این نوع تکالیف جهت آماده سازی شاگردان برای روزهای بعد به کار می رود و معمولاً به صورت مطالعه کتب درسی ، مطالعه خارج از کتاب درسی ، جمع آوری اطلاعات و مواد قبل از کنفرانس ارائه می شود. هدف از ارائه این نوع تکلیف وارد کردن دانش آموزان به کسب زمینه8 مناسب اطلاعاتی جهت آماده شدن برای دروس و بحث روز بعد است. برای این نوع تکیف ابتدا باید رهنمودها و دستور العمل لازم را در مورد چگونگی و چرایی انجام وظایف کاملاً برای فراگیران روشن و مشخص نمود.
3- تکالیف بسطی-امتدادی: این نوع تکالیف شاگرد را به فراسوی کارها و فعالیتهای کلاسی سوق می دهد و موجبات یادگیری و ایده های فراگیران را در موقعیت های جدید فراهم می کند. مثلاً درسی که درباره ی بوعلی سینا است از فراگیران بخواهیم با مطالعه کتابها به مجلات و یا حتی مصاحبه با دیگران اطلاعات بیشتری درباره ی ابن سینا فراهم آورند. تکالیف بسطی امتدادی ممکن است چندین روز یا هفته به طول بینجامد . این نوع تکلیف بر تولید دانش تکرار و تکثیر آن استوار است.
4- تکالیف خلاقیتی : وقتی دانش آموز مفاهیم و مهارتهای کسب شده در کلاس درس را با هم ترکیب کند و در یک راه یا راه های جدید و متفاوت به کار بندد این نوع تکلیف را خلاقیتی گویند . مثلاً ساختن مدل یک مزرعه با چوبهای مستعمل بستنی ، یا حل مسئله ای خاص قدرت خلاقیت ، ابتکار شخصی ، تخیل و خود راهبری را در شاگردان پرورش می دهد. البته باید یادآور شد که این چهار نوع تکلیف همیشه به طور مجزا و منفک به شاگردان ارائه نمی شود گاهی ممکن است گرد برای حل یک مسئله از هر چهار نوع تکلیف برای خلق و بسط ایده خود استفاده نماید. به این ترتیب با ایجاد تنوع در تکالیف مختلف می توان موجبات تثبیت ، آماده سازی تداوم و خلق مفاهیم و مهارتهای را در فرایند تعلیم و تربیت فراهم ساخت.
«نمونه هایی از تکالیف از نظر محتوا»
تکالیف تمرینی: سؤالات و تمرینات ریاضی صفحه ..... را بنویسید. ( حل کنید)
تکالیف آماده سازی : درس جلسه آینده علوم درباره ی بازیافت و اهمیت آن است . شما می توانید با افراد خانواده درباره مفهوم بازیافت و اینکه اگر بازیافت نبود چه اتفاقی می افتاد بحث کنید و نتیجه را به کلاس بیاورید.
تکالیف بسطی- امتدادی: که بدست یک هفته فرصت دارید اطلاعاتی که درباره ی کسر ها و چهار عمل اصلی آن آموخته را بنویسید.
تکالیف خلاقیتی : به نظر شما اگر تعداد زاویه ها، نوع آنها و تعداد اضلاع یک متوازی الاضلاع تغییر کند چه شکلی درست می شود دلیل خود را بنویسید
برچسبها:
اهمیت فوقالعادهای که ریاضیات، در جامعه امروزی و در فعالیت گوناگونترین تخصصها دارد، بر کسی پوشیده نیست. با وجود این، خیلی زیاد نیستند کسانی که علاقهمند به ریاضیات باشند. البته فقط کسانی که کار و فعالیتشان به ریاضیات مربوط میشود، علاقهمند به ریاضیات نیستند بلکه کم هم نیستند مشتاقانی که ساعتهای فراغت خود را، با ریاضیات میگذرانند. تمامی اینها چه حرفهایها و چه علاقهمندان، نه فقط فایده و اهمیت ریاضیات را میشناسند بلکه در ضمن، به ریاضیات شوق میورزند و میتوانند زیبایی و ظرافتی که در مسألهها، قضیهها و روشهای ریاضی وجود دارد را احساس کنند.
احساس و منطق را با هیچ نیرویی نمیتوان از هم جدا کرد و هر جدایی ساختگی منجر به تحریف هر دوی آنها میشود. هر احساس اگر احساس واقعی باشد، خردمندانه است چراکه احساس واقعی نمیتواند جدا از اندیشه و خرد آدمی پدید آید.
سـایت علمی دانشجویان ایران دراین زمینه رابـطه ریاضیات وهنرراتشریح کرده است که می خوانیم:
ارتباط هنر و ریاضی
هر انسانی از تماشای چشم انداز یک دامنه سرسبز، آرامش خود را باز مییابد، در عین حال، به فکر فرو میرود. شاعر احساس درونی خود را بیان میکند. نقاش با قلم و بوم خود تلاش میکند که دیگران را در شادی خود شریک کند.
گیاهشناس در پی گیاه موردنظر در ردههای خاصی میرود. زبانشناس میخواهد ریشه و سرچشمه نامگذاری گیاه و دلیل آن را پیدا کند. داروشناس در جست وجوی ویژگی درمانی گیاه است و ریاضیدان نحوه قرار گرفتن گل و گلبرگها یا اندازه و شکلها را مورد مطالعه قرار میدهد. ولی هم گیاه عضوی یگانه است و هم انسان و اگر بخواهیم برخورد انسان با گیاه را بررسی کنیم ناچاریم، به تمامی این جنبهها توجه داشته باشیم. «اشر» نقاش معروف هلندی در سال 1971 میلادی در سن 72 سالگی و یک سال پیش از مرگ خود نوشت:
«وقتی که هوشمندانه با رمز و رازهای دور و برخود برخورد کردم و وقتی به تجزیه و تحلیل مشاهدههای خود پرداختم، به ریاضیات رسیدم. من آموزش جدی در دانش ندیدهام ولی گمان میکنم بیشتر با یک ریاضیدان وجه مشترک داشته باشم تا با یک هنرمند.»و «رودن» مجسمهساز مشهور فرانسوی میگوید:
«من یک رویاپرداز نیستم، بلکه یک ریاضیدانم. مجسمههای من فقط به خاطر این خوبند که ساخته و پرداخته اندیشه ریاضیاند.»از سوی دیگر، «ج.ه هاردی» ریاضیدان انگلیسی معتقد است:
«معیار ریاضیدان مانند معیار نقاش یا شاعر، زیبایی است. اندیشهها هم مانند رنگها یا واژهها باید در هماهنگی کامل و سازگار با یکدیگر باشند. زیبایی نخستین معیار سنجش است.»
جایگاه هنر در درس ریاضی
اگر این را بپذیریم که، تصور و خیال، یکی از سرچشمههای اصلی آفرینشهای هنری است، آن وقت ناچاریم قبول کنیم که، در ریاضیات هم، دستکم عنصرهای زیبایی و هنر وجود دارد چرا که مایه اصلی کشفهای ریاضی، همان تصور و خیال است.به قول «ولادیمیر ایلیچ» نویسنده «دفاتر فلسفی»، تصور و خیال «حتی در ریاضیات هم لازم است، حتی کشف حساب دیفرانسیل و انتگرال هم، بدون تصور و خیال، ممکن نبود.»
با هیچ نیرنگی، نمیتوان از کشش انسانها به سمت زیباییها جلوگیری کرد و آن چه زشت و نازیبا است را جانشین زیباییها کرد.
آدمی، از همان روزهایی که میشنود، میبیند و درک میکند، از موسیقی و نقاشی و شعر لذت میبرد و چه به صورت لالایی مادر باشد یا آهنگ گوشنواز چایکووسکی، چه بیتی عامیانه و کوچه باغی باشد یا سرودی از لسانالغیب، چه هنرمندانه قالیهای دستباف باشد و چه ظرافتها و رنگهای چشمنواز بهزاد و کمالالملک، همه جا انسان را به سوی خود میکشاند و غرق در آرامش و لذت میکند. ولی تمامی اینها، یک شرط اساسی دارد و آن، این است که با آفریدهای از یک استاد هنرمند سروکار داشته باشید وگرنه، حرکت ناشیانه آرشه بر ویلون، روح شما را میآزارد و ردیف بیربط واژههای شعر سخن ناشناس، شما را بیزار و کسل میکند. در واقع تمامی عرصه ریاضیات، سرشار از زیبایی و هنر است. زیبایی ریاضیات را میتوان، در شیوه بیان موضوع، در طرز نوشتن ارائه آن، در استدلالهای منطقی آن، در رابطه آن با زندگی و واقعیت، در سرگذشت پیدایش و تکامل آن و در خود موضوع ریاضیات مشاهده کرد.
هندسه، به مفهوم عام آن، زمینهای سرشار از زیبایی است. میگویند افلاطون، تقارن را مظهر و معیار زیبایی میدانست و چون، گمان میکرد فقط هندسه است که میتواند رازهای هندسه را برملا کند و از ویژگیهای آن برای ما سخن بگوید، به هندسه عشق میورزید و بر سر در آکادمی خود نوشته بود: «هرکس هندسه نمیداند وارد نشود.»
و هنوز هم، با آن که هنر کوبیسم بسیاری از سنتها را درهم شکست و زیباییهای خیرهکننده نامتقارنی را آفرید، باز هم از قدر و قیمت تقارن چیزی نکاست، و چه مردم عادی و چه صاحبنظران، همچنان اوج زیبایی را در تقارن و تکرار میبینند. شاید بتوان گفت که کوبیسم، مفهوم زیبایی ناشی از تقارن را گسترش داده و تکامل بخشیده است.
هندسه، همچون دیگر شاخههای ریاضیات، زاده نیازهای آدمی است، ولی در این هم نمیتوان تردید کرد که در کنار سایر عاملها یکی از علتهای جدا شدن هندسه از عمل و زندگی و شکلگیری آن به عنوان یک دانش انتزاعی، کشش طبیعی آدمی به سمت زیبایی و نظم بوده است. و هرچه هندسه تکامل بیشتری پیدا کرده و عرصههای تازهای را گشوده، نظم و زیبایی خیرهکننده آن، افزونتر شده است.
از همین جا است که، یکی از راههای شناخت زیبایی ریاضیات و به خصوص هندسه، آگاهی بر نحوه پیشرفت و تکامل آن است. مفهوم نقطه و خط راست، از کجا آغاز شد و چگونه از فراز و نشیبها گذشت، تا به ظرافت و شکنندگی امروز رسید. ما در طبیعت دور و بر خود، نه فقط نقطه و خط راست هندسی، بلکه دایره، مستطیل و کره و متوازیالسطوح هم به معنای انتزاعی خود نمیبینیم.
این ذهن زیبا جو و در عین حال، آفریننده انسان بوده است که چنین شکلها و جسمهای به غایت ظریف و زیبا را ابداع کرده است و سپس کاربردهای عملی زیباتری هم برای آنها یافته است.
و در همین جا است که میتوان جنبه دیگری از زیبایی ریاضیات را جست و جو کرد. ریاضیات با همه انتزاعی بودن خود، بر تمامی دانشها حکومت میکند و جزءجزء قانونهای آن، همچون ابزاری نیرومند دانشهای طبیعی و اجتماعی را صیقل میدهد و به پیش میبرد، تفسیر میکند و در خدمت انسان قرار میدهد.
با چند ضلعیهای محدب منتظم، که نمونههای جالبی از شکلهای متقارناند، میتوان تصویرهای جالب و زیبایی به دست آورد. ولی جالبتر از آنها، چند ضلعی منتظم مقعر، یا چند ضلعی منتظم ستارهایاند. سادهترین آنها، یعنی پنج ضلعی منتظم ستارهای را به سادگی میتوان رسم کرد. بررسی ویژگیهای چند ضلعیهای منتظم (محدب و مقعر) و بدست آوردن شکلهای ترکیبی از آنها، زمینه گستردهای برای جلب دانشآموزان، به زیباییهای درسهای ریاضی است. از آن جالبتر، کار با چند وجهیهای منتظم است.
نشان دادن فیلمها و اسلایدها از چند وجهیهای افلاطونی و چند وجهیهای نیمه منتظم، به ویژه اگر همراه با توضیح ساختمان بلورها و دانههای برف باشد، میتوانند وسیله بسیار خوبی برای بیدار کردن احساس زیبایی دوستی دانشآموزان باشد.
ولی نباید گمان کرد که در اشکال نامنتظم نمیتوان زیباییها را جست جو کرد. نسبتها و اندازهگیریها، زمینه بسیار مساعدی است که میتواند موجب رشد احساس زیباییشناسی دانشآموزان بشود و آنها را به طرف ریاضیات جلب کند. مسألههای مربوط به ماکزیمم و مینیمم یکی از جالبترین و دلکشترین زمینهها در هندسه است که، نه فقط نیروی تفکر و استدلال دانشآموز را بالا میبرد، بلکه در ضمن، احساس هنری و زیباشناسی او را هم بیدار میکند.
در هندسه وقتی پارهخطی را طوری به دو بخش تقسیم کنیم که مجذور بخش بزرگتر برابر با حاصلضرب تمامی پارهخط در بخش کوچکتر باشد، میگویند که: «پارهخط را به نسبت زرین تقسیم کردیم.» تقسیم پارهخط به نسبت زرین از دوران یونان باستان شناخته شده است و ریاضیدانان یونان باستان مستطیلی را که روی این دو بخش پارهخط ساخته شود زیباترین مستطیل میدانستهاند و آزمایش فوق توانست درستی نظر ریاضیدانان باستانی را تأیید کند.
درباره نسبت زرین باید یادآوری کرد که از همان دوران باستان، از این نسبت در مجسمهسازی و معماری به فراوانی استفاده میکردهاند. از همان دوران باستان ریاضیدانان در جست و جوی زیباترین راهحل برای مسألهها بودهاند. در ریاضیات اغلب از اصطلاح زیباترین راهحل یا زیبایی راهحل استفاده میکنند. معلم ابتدا مسأله را به طریق عادی حل میکند و سپس راهحل هوشمندانه و سادهای را برای حل مسأله وجود دارد، به دانشآموزان نشان میدهند. از سادهترین مسألههایی که در دبستان مطرح میشود، تا دشوارترین مسألههای سال آخر دبیرستان، میتوان از این شیوه استفاده کرد.
زیبایی شناسی در درس ریاضی
علاقه به هنر و توجه به زیباییهای طبیعت و زندگی یکی از جنبههای شخصیت انسانی را تشکیل میدهد و این علاقه را میتوان و باید از همان سالهای نخست تحصیل، شکل داد و تقویت کرد. مبارزه با زیبایی و کشاندن کودکان و نوجوانان به سمت پدیدههای اندوهبار و تلاش برای دور نگهداشتن آنها از زیباییهای درون و بیرون خود، به معنای ستیز با طبیعت انسانی آنهاست و در بهترین صورت خود موجب یأس و سرخوردگی یا عصیان و بیبندوباری میشود.
درسهای ریاضی میتواند نقش عمدهای در شکوفایی زیباییشناسی داشته باشد و معلم با تجربه میتواند از هر فرصتی برای تقویت درک هنری دانشآموزان استفاده کند و ظرافت بیشتری به روحیه زیباشناسی آنها بدهد. کودکان و نوجوانان هر چیز جالب را دوست دارند و در ریاضیات، موضوعهای جالب و زیبا، فراوان است.ریاضیات دانشی است منطقی، دقیق و قانعکننده و تمامی بخشهای آن، مثل حلقههای زنجیر به هم پیوستهاند. سرچشمه تأثیر احساسی و هنری ریاضیات را، باید در قطعی بودن نتیجهگیریها و عام بودن کاربردهای آن و در کامل بودن زبان ریاضیات، شاعرانه بودن تاریخ آن و در مسألههای معمایی و سرگرمکننده، جست وجو کرد.
codex09x
برچسبها:
راههای تقویت املا
اهمیت نوشتن و نیاز به صحیح نوشتن در ایجاد ارتباط با دیگران بر کسی پوشیده نیست. در همین ارتباط از ابتدای آموزش رسمی خواندن و نوشتن، به کودکانمان میآموزیم که چگونه بنویسیم وچه اقداماتی در این باره انجام میدهیم تا بتوانند آموختههای خود را در موقعیتهای مختلف به کار گیرند. مهمترین ماده درسی که این وضعیت را بر عهده دارد، املای فارسی است. املا در لغت به معنی پر کردن، بر سر جمع گفتن، تقریر کردن مطلبی تا دیگری آن را بنویسد، است. در زبان فارسی کلمهای معادل املا و دیکته نداریم، ولی میتوانیم «از بر نویسی» یا «گفتار نویسی» را جایگزین کلمه املا یا دیکته کنیم. منظور این است که شخص گفتههای دیگران را بدون دیدن آن کلمات بنویسد. با توجه به این که درس املا بنای علمی در یادگیری سایر دروس است و توجه به این مهم، یکی از ضروریات نظام آموزشی ماست و از طرفی روشهای متداول املا نمیتواند راه گشای مشکلات آموزشی در این درس باشد، لذا در این مجموعه سعی شده است چندین روش متنوع و جالب برای املا و تصحیح آن ارائه شود. تا از همین ابتدای سال تحصیلی با یاری اولیا و آموزگاران در افزایش توانمندی دانشآموزان تلاش شود.
۱) املا به صورت گروهی. به این شکل که بچهها را به گروههای 5 یا 6 نفره تقسیم میکنیم و در هر گروه، هر خط را یک نفر از گروه مینویسد و در انتها نمره گروهی میدهیم و آن املا در پوشه کار گروهها قرار میگیرد.
2) هر گروه یک متن املا با کمک تمام اعضای گروه خود مینویسد و ما املای همه گروهها را جمعآوری کرده و میخوانیم و سپس یا بهترین متن دیکته را به کل کلاس میگوییم و یا از هر گروه یک پاراگراف انتخاب کرده و دیکته تلفیقی تهیه کرده و به کل کلاس، دیکته میگوییم. در این صورت متن دیکته را بچهها انتخاب کردهاند.
3) بچهها را گروهبندی میکنیم و سپس هر گروه متن دیکتهای را مینویسد و برای گروه دیگر میخواند تا آن گروه بنویسند. دیکته گروه به گروه نام دیگر این دیکته است.
4) در روش دیگر، باز بچهها به گروههای 5 یا 6 نفره تقسیم میشوند. 10 کلمه مهم از درس انتخاب میکنیم و از بچهها در گروهها میخواهیم که هر کدام جملهای را در ارتباط با درس بنویسند و از کلمات مهم مورد نظر استفاده کنند و هر گروه جملات خود را کنار هم گذاشته و یک متن کوتاه و زیبا بسازد.
5) در مواقعی که شاگردی ضعیف است و در املا پیشرفت چندانی ندارد، میتوان در هنگام دیکته دانشآموز ضعیف را کنار دانشآموز قوی نشاند تا بعضی از لغات را که برایش مشکل است، با مشورت بنویسد. در نتیجه دانشآموز ضعیف، هم آن لغت را به خوبی به ذهن میسپارد و هم با افت نمره به طور مکرر مواجه نمیشود. البته این روش نباید به طور تکرار و همیشگی باشد.
6) در هنگام تصحیح کردن املا، معلم صحیح لغات را نمینویسد و دانشآموزان خودشان درست لغات را از کتاب پیدا میکنند و بعد ما به آن املا نمره میدهیم. یعنی، ابتدا دور کلمات اشتباه خط میکشیم و صحیح آن را بچهها مینویسند و ما به صحیح نوشتن آنها نمره میدهیم.
7) روش دیگر این است که معلم بهتر است متن دیکته را قبل از املا برای بچهها بخواند، ولی بچهها چیزی ننویسند و تنها گوش دهند.
8) بعد از املا هم باید متن مجدداً خوانده شود، یعنی در هر املا کل متن باید سه بار خوانده شود.
9) در صورت دیگر املا، میتوان شفاهی دیکته را خواند و بچهها لغات مهم آن را هجی کنند و در هوا بنویسند. 10) نوع دیگر املا میتواند چنین باشد که شاگرد پشت سری کلمات را روی پشت فرد جلویی بنویسد و شاگرد جلویی از روش حرکت انگشتی فرد عقبی بتواند لغات را بفهمد و بنویسد که این یک نوع بازی و املا است.
11) در روش دیگر به بچهها میگوییم روزنامه با خود به کلاس بیاورند و لغات را ببرند و از لغات بریده شده یک بند املا برای ما درست کنند و بر روی ورقه بچسبانند. یا این روش میتواند به صورت گروهی هم صورت گیرد.
12) میتوان املایی را به صورت پلیکپی بدون نقطه، بدون تشدید و یا به صورت لغات ناقص به دانشآموزان داد تا آنان در جای مناسب نقطه بگذارند و یا تشدید قرار دهند یا لغات ناقص را کامل کنند.
13) میتوان دیکته را به صورت لغات صحیح و غلط در کنار هم قرار داد تا بچهها کلمه غلط را خط بزنند.
14) روش دیگر املا میتواند به صورت تصویری باشد. یعنی، شکل را به دانشآموزان بدهیم تا آنان املای صحیح آن را بنویسند.
15) املای تقویت حافظه: بدین صورت که معلم متنی را روی تخته مینویسد و سپس متن را برای دانشآموزان میخواند و سپس روی نوشتههایش روی تخته پرده میکشد و بچهها باید هر آنچه از متن فهمیدهاند را بنویسند. سپس معلم پرده را از تخته برمیدارد و بچهها متن خود را با متن تخته مقایسه میکنند و به خود امتیاز میدهند.
16) روش دیگر، میتواند استفاده از آینه باشد که کلمات را بر عکس بنویسیم و بچهها با آینه درست آن را بنویسند و یا صحیح آن را بخوانند.
17) دیکته آبکی: روش دیگر، استفاده از آب و محیط حیاط مدرسه است. بدین ترتیب که بچهها به صورت انفرادی و یا گروهی با خود آبپاش به مدرسه میآورند و با آب دیکته را روی زمین بنویسند و گروهی نوشتههای خود را تصحیح کنند.
18) روش دیگر در تصحیح املا این است که دانشآموزان با اشتباهات خود جمله بسازند و یا دیکته به صورت جملهسازی از لغات مهم درس باشد.
19) کلمات مهم یا مشکل درس را روی پارچه بنویسند و سپس با خمیر و یا نخ و سوزن کلمات را بسازند و یا بدوزند که در این صورت املا با هنر و بازی توأمان میشود (یادگیری تلفیقی)
20) دانشآموزان از اشتباهات خود در املا کلمات همخانواده، متضاد و یا هم معنا بنویسند.
21) برای آشنایی دانشآموزان با انواع صداها و لهجهها در هنگام دیکته گفتن و از این که بچهها تنها به صدا و لحن معلم خود خو نگیرند، معلم میتواند از اطرافیان خود بخواهد تا متن املا را بر روی نوار بخوانند و صدای خود را ضبط کنند و سپس آن متن را به کلاس بیاورد و بچهها از روی آن نوار دیکته بنویسند و در هنگام ارزشیابی پایانی و یا هر زمان دیگر بچهها دچار مشکل نشوند.
22) همکاران معلم میتوانند در املاهای کلاسی جای خود را تعویض کنند و به بچههای کلاسهای دیگر املا بگویند تا بچهها با انواع صداها و لحن و گویش در دیکته آشنا شوند.
23) دانشآموزان میتوانند به والدین خود دیکته بگویند و والدین در املای خود چند کلمه را اشتباه بنویسند تا بچهها آنها را تصحیح کنند و به پدر و مادر خود نمره دهند.
24) بچهها میتوانند به معلم خود دیکته بگویند. هر گروه یک پاراگراف به معلم بگوید و در انتها گروهها ورقه معلم را تصحیح کنند و یا هر گروه پاراگراف مخصوص به خود را صحیح کند. البته بهتر است معلم چند کلمه را عمداً اشتباه بنویسد.
25) برای والدین بیسواد، فرزند میتواند صدای خود را ضبط کند و از روی صدای خود به خودش دیکته بگوید یعنی صدای ضبط شده خود را جایگزین صدای اولیای خود که بی سواد هستند، نماید.
26) یکی دیگر از روشها برای تصحیح املا این است که میتوان املا را به بچهها داد تا تصحیح کنند، ولی در نهایت نمره نهایی را معلم بدهد و یا دانشآموزان تصحیح کننده با مداد کنار دفتر فرد، نمره بگذارند و بعد معلم، نمره خود را با نمرهای که دانشآموزان داده مقایسه کند.
27) معلم لغاتی را بر روی مقوا مینویسد و مقوا را به تخته نصب میکند و زمان کوتاهی وقت میدهد تا دانشآموزان کلمات را به دقت نگاه کنند و سپس مقوا را جمع میکند. در این جا بچهها هر آنچه از لغات در ذهنشان مانده است را مینویسند و ما لغات و کلمات آنان را تصحیح میکنیم تا دقت آنان سنجیده شود.
28) دانشآموزان املا را در هوا بنویسند و ما هم در هوا تصحیح کنیم نه با قلم و روی کاغذ
29) روش دیگر املا که همراه با بازی هم است، این است که دانشآموزان با گچ روی زمین مدرسه و حیاط مدرسه دیکته بنویسند و سپس حیاط را دستهجمعی بشویند تا آثار گچ حیاط مدرسه را کثیف نکند.
30) معلم میتواند املا را بر روی چندین کارت بنویسد و این کارتها بین گروهها تقسیم شود تا تمام گروهها کارت را ببیند و سپس کارتها را جمع کرده و از روی آنها دیکته بگوید. لازم به تذکر است که روشهای املا که به عنوان نمونه بیان گردید را نباید به عنوان روش واحد تلقی کرد. اگر هر روشی بیشتر از اندازه استفاده گردد، ارزش آموزشی خود را از دست میدهد. لذا اگر معلم بنا به ضرورت و در نظر گرفتن تنوع، روشهای متنوع املا را به کار گیرد نتیجه مفیدی عاید دانشآموزان خواهد شد.
اصول و مبانی املا
مراحل آموزش نوشتن به پنج مرحله زیر تقسیم می شود:
1) آموزش نوشتن غیر فعال ( رونویسی )
2) آموزش نوشتن نیمه فعال ( املا )
3) آموزش نوشتن فعال پایه یک( کلمه سازی )
4) آموزش نوشتن فعال پایه دو(حمله سازی )
5) آموزش نوشتن فعال ( خلاق )
انشا و انواع آن با توجه به مشکل دانش آموزان در مرحله آموزش نوشتن نیمه فعال (املا) است به آموزش املا می پردازیم. مهارت املا نویسی به معنی توانایی جانشین کردن صحیح صورت نوشتاری حروف , کلمات و جمله ها به جای صورت آوایی آنهاست . دانش آموزان بـایـد به این مهارت دست یابند تا بتوانند بخوبی بین صورت تلفظی کلمه ها و حروف سازنـده آن ها پیـونـد مناسبی بـرقـرار کنند بدین ترتیب زمینه لازم برای پیشرفت آنان در درس های جمله نویسی , انشا و به طور کلی مهارت نوشتن بهتر فراهم می شود , دانش آموزان هنگام نوشتن املا باید نکاتی را در باره صداهایی که بوسیله معلم در قالب کلمات و جمله ها بر زبان جاری می شود رعایت نمایند :
الف) آنها را خوب بشنوند + تشخیص دقیق کلمه + ادراک کلمه
ب) آنها را خوب تشخیص دهند + یادآوری و مجسم ساختن تصویر + بازشناسی کلمه صحیح در ذهن.
ج) آنها را درست بنویسند + نوشتن صحیح حروف سازنده کلمه + بازنویسی کلمه و توالی مناسب آنها.
اشکالات املایی دانش آموزان که از دیدگاه زبان شناختی بر اثر اشکالات رسم الخطی , تاثیر لهجه و گویش محلی دانش آموزان و فرایندهای آوایی حذف , تبدیل , افزایش و قلب به وجود می آیند از دیدگاه روان شناختی از موارد زیر سرچشمه می گیرند :
الف) ضعف در حساسیت شنوایی , مثال : ژاله - جاله
ب) ضعف در حافظه شنوایی , مثال جا انداختن کلمات
ج) ضعف در حافظه دیداری , مثال حیله – هیله
د) ضعف در حافظه توالی دیداری , مثال مادر – مارد
هـ) قرینه نویسی , مثال دید –
و) وارونه نویسی , مثال دید –
ز) عدم دقت , مثال : گندم – کندم
ح)نارسا نویسی , مثال رستم – رسم
روش تدریس املا
املا واژه ای است عربی و معنای آن نوشتن مطلبی است که دیگری بگوید یـا بخـوانـد . درس املا در بـرنـامـه آمـوزشـی دوره ابتدایی اهداف زیر را در بر می گیرد
1) آموزش صورت صحیح نوشتاری کلمه ها و جمله های زبان فارسی
2) تشخیص اشکالات املایی دانش آموزان و رفع آنها
3) تمرین آموخته های نوشتاری دانش آموزان در رونویسی.
بدیهی است با نوشتاری که با غلط های املایی همراه باشد ارتباط زبانی بین افراد جامعه بخوبی برقرار نمی شود . بنابراین , لزوم توجه به این درس کاملاً روشـن اسـت عـلاوه بـر اهـداف فـوق , امـلا نـویسی , دانـش آمـوزان را یـاری می کند تا مهارت های خود را در زمینه های زیر تقویت نمایند
- گوش دادن با دقت
- تمرکز و توجه داشتن به گفتار گوینده ( معلم)
- آمادگی لازم برای گذر از رونویسی ( نوشتن غیرفعال ) جمله نویسی و انشا (نوشتن فعال) نکات برجسته
روش آموزش املای فارسی
1) توجه بیشتر به وجه آموزشی درس املا نسبت به وجه آزمونی آن
2) انعطاف پذیری در انتخاب تمرینات در هر جلسه املا
3) توجه به کلمات به عنوان عناصر سازنده جمله های زبانی
4- ارتباط زنجیر وار املاهای اخذ شده در جلسات گوناگون
معیارهای ارزشیابی
عناصر دیگر روش آموزش املا را به صورت زیر هم میتوان مرحله بندی کرد :
گام اول, انتخاب متن املا و نوشتن آن روی تخته سیاه و خواندن آن
گام دوم , قرائت املا توسط معلم و نوشتن آن توسط دانش آموزان
گام سوم , تصحیح گروهی املاها و تهیه فهرست خطاهای املایی
گام چهارم , تمرینات متنوع با توجه به اولویت بندی اشکالات املایی استخراج شده.
گام اول , انتخاب متن :
در انتخاب متن املا به موارد زیر توجه شود : - متن مورد نظر حاوی جمله باشد و از انتخاب کلمه به تنهایی خودداری شود. - کلمات سـازنـده جمـلات متـن از حـروفـی تشکیل شده باشند که قبلاً تدریس شده اند. - کلمات خارج از متن کتاب های درسی , از 20 درصد کل کلمات بیشتر نباشد. - علاوه بر جملات موجود در کتاب های درسی , با استفاده از کلمات خوانده شده , جملات دیگری هم در نظر گرفته شوند . - در هر جلسه از کلماتی که در جلسات قبلی برای دانش آموزان مشکل بوده اند نیز استفاده شود تا بتوان درجه پیشرفت شاگردان را اندازه گیری کرد.
گام دوم
معلم متن املا را از روی تابلو پاک کرده , پس از آماده شدن دانش آموزان , آن را با صدایی بلند و لحنی شمرده و حداکثر تا دو بار قرائت می کند . البته هنگام قرائت متن املا از خواندن کلمه به کلمه خودداری کرده , متن را به صورت گروههای اسمی و فعلی یا جمله کامل قرائت می کند تا دانش آموزان با بافت جمله و معنای آن آشنا شوند . متن املا را با سرعت مناسب تکرار می کند تا کند نویسان هم , اشکالات خود را بر طرف نماند .
گام سوم
این گام با مشارکت کامل دانش آموزان انجام می شود و معلم بدون اشاره به نام آنان تک تک املا ها را بررسی و مشکلات را استخراج می کند . به این ترتیب که معلم املای اولین دانش آموز را در دست می گیرد و به کمک دانش آموز کلمات یاد شده را رونویسی می کند. سپس املای دومین , سومین و .... در دست می گیرد و به کمک همان دانش آموز یا دانش آموز دیگری , صورت صحیح غلط های املایی را روی تابلو ثبت می کند . البته هر جا که غلط ها تکراری بودند جلوی اولین مورد آن یک علامت ( مثلاً * ) می زند . در پایان با شمردن غلط ها , اشکالات املایی دانش آموزان را اولویت بندی می کند .
گام چهارم
در ایـن گام معلـم با توجه به مهمترین و پر تعداد ترین اشکالات املایی دانش آموزان با بکار گیری انواع تمرینات حرف نویسی و کلمه نویسی و همچنین تمرینات کلمه سازی و جمله سازی به تقویت توان نوشتاری دانش آموزان می پردازد.
برچسبها:
درس پژوهی چیست؟
اهداف درس پژوهی :
الف1- گسترش فرهنگ یادگیری در مدارس 2-فراهم کردن محیط یادگیری معلمان از یکدیگر 3- ارتقا دانش حرفه ای معلمان 4- بازاندیشی در رفتار خود 5- مشارکت در تحول مستمر آموزش .
ب: 1- درس پژوهی مدلی اثربخش برای پژوهش در مدرسه 2- یادگیری چگونه از همدیگر بیاموزند 3- سهیم بودن در تجارب آموزشی و تربیتی یکدیگر4- بازاندیشی در رفتارهای آموزشی و رسیدن به راههای بهتر برای یاد دادن و یاد گرفتن 5- تولید دانش حرفه ای
پ: با درگیر ساختن معلمان در فرایند تبیین مساله ، طرح نقشه ، عمل ، مشاهده ، بازاندیشی (بازنگری) فرهنگ مشارکتی حرفه ای را ارتقا می دهد.
ت: کمک به تغییر در فرهنگیان مدرسه ، ایجاد و توسعه دادن محیطی انعطاف پذیر برای دستیابی به یادگیری سازمانی
ث: احساس مسئولیت بیشتر در اداره مدرسه ، عاملی برای فراهم آوردن یادگیری از خود از طریق مشاهدهِ بازاندیشی در عملِ انجام شده و خود ارزیابی
ج: تشویق معلمان به همکاری با محققان در حمایت از ترویج فکر سیستماتیک و تفکر انتقادی ، توجه اصلی معلمان به فرایند یاد دهی ، یادگیری ، و ایجاد علاقه بیشتر معلمان در زمینه توجه به یادگیری شاگردان در کلاس درس
چ: کمک کردن در محیطی شوق انگیز و مسئوولانه به بهسازی فرهنگ مدرسه ، ارتقا ظرفیت خود برای تبدیل شدن از نقش آموزگار به یادگیرنده و رهبری فرایند یادگیری تغییر دهند. حمایت از رهبری آموزشی در ایجاد تفکر نوآورانه و غنی سازی یادگیری ، توسعه مهارتهای خود به عنوان رهبران تحول در مدرسه ، تولید دانش حرفه ای ،گسترش فرهنگ یادگیری ، رهبری اثربخش از طریق توسعه مشارکت ،همکاری و بازاندیشی گروهی .
ح: درک عمیق تر مدیران آموزشی از درس پژوهی ، بکارگیری استراتژی های اثربخش تر در ارتقای مدیریت آموزشی ،تغییریاددهنده به یادگیرنده ،تبدیل مدرسه از مکان آموزش به جایی برای یادگیری متحول می سازد ، مدرسه را به مثابه سازمان یادگیرنده بازسازی می کند.
مراحل درس پژوهی :
۱-تبیین مساله و انتخاب موضوع
دانش آموزان در درک کدام مباحث و دروس مشکل دارند ؟
یافتن روشی برای انتقال یک مفهوم جدید در کلاس درس
یک سوال جزیی ( بهبود فهم دانش آموزان از چگونگی جمع کردن کسرهایی با مخرج های نامساوی )
الزامات تبیین مساله
طرح مبانی نظری موضوع
بهره گیری از یافته های پژوهشی
توجه به ویژگی ها و شرایط خاص مساله
۲-برنامه ریزی درس پژوهی
ضرورت و اهمیت پرداختن به موضوع (از طریق درس پژوهی )
کاربردهای عملی و نظری
تهیه و تدوین الگوی طرح درس (مبتنی بر روشهای فعال تدریس)
تعیین اعضای گروه (5نفر)وظایف و مسئولیت ها و نقش هریک
امکانات مورد نیاز برای مجری درس ،زمان انجام ،فیلمبردار،تعیین دبیر تیم و...
تهیه طرح درس توسط گروه
۳-آموزش درس بر اساس برنامه و طرح درس تنظیم شده انجام گردد
تعیین تاریخ تدریس ، نشستن معلمان هنگام تدریس در عقب کلاس
انجام فیلمبرداری توسط یک نفر
یک نفر تدریس معلم را بر اساس طرح درس تعیین شده نظارت می کند.
یک نفر واکنش ها ، عملکرد دانش آموزان را زیر نظر دارد و ضمن تهیه گزارش میزان علاقه و فعالیت های آنان را زیر نظر دارد.
۴-ارزشیابی تدریس و بازتاب تاثیر آن در برنامه ریزی مجدد درس
اظهار نظر معلم مجری طرح درس در مورد تدریس خود ،بیان نظر خود درباره ی چگونگی اجرای درس و مسائل عمده آن بعد معلمان عضو گروه با دیدی انتقادی درباره ی قسمت هایی از درس که از نظر آنان مشکل داشته حرف می زنند. تمرکز بر درس است نه معلمی که آنرا آموزش داده درس محصول گروه است و همه اعضا در مورد نتیجه برنامه خود احساس مسئولیت می کنند و در واقع از خود انتقاد می کنند. دبیر تیم تمام نقطه نظرات را یادداشت می کند.
۵-تجدید نظر در تدریس
معلمان گروه درس پژوهی با توجه به مشاهدات و بازخوردها در درس تجدیدنظر می کنند(مواد آموزشی ، فعالیت ها، سوال ها و . . . )
یک سوال اساسی چگونه می توان برنامه را بهتر اجرا کرد ؟
با توجه به مشاهدات و یادداشت های معلمان ، واکنش های دانش آموزان و نظرات معلم مجری ،در طرح درستجدید نظر می شود.
ممکن است ( روش تدریس ،فعالیت ها ، سوال ها، مسائل مطرح شده ، مواد و رسانه انتخاب شده یا همه اجزای درس ) تغییر کند تا در دور بعد تدریس نتایج بهتری عاید شود.
۶-آموزش درس تجدید نظر شده
درس تجدید نظر شده یک بار دیگر با رفع نواقص و بر اساس اصلاحات انجام شده تدریس می گردد .
(تدریس نهایی)
این تدریس ممکن است توسط همان معلم و در همان کلاس یا توسط یکی دیگر از اعضای گروه و در همان کلاس یا در مکانی دیگر تدریس شود.
در این مرحله اعضای شورای معلمان در تدریس حضور دارند .(ممکن است تعداد معلمان و اعضای گروه بیشتر از دانش آموزان باشد.)
۷-ارزشیابی و باز اندیشی سوال
این مرحله از درس پژوهی که در جلسه مطرح می شود . چه چیزی از درس پژوهی و اجرای آن آموخته شد ؟
یادگیری و فهم دانش آموزان و مساله ای که به خاطر آن پژوهش انجام شد در این مرحله بررسی می شود و تیم از خود می پرسند تا چه اندازه خوب عمل کردیم. بطور کلی میزان تحقق اهداف بیان می شود .
در این مرحله ممکن است از افرادی مانند معلمان مجرب ، مولفان کتب درسی ، اساتید دانشگاه ، انجمن های علمی مرتبط با موضوع درس پژوهی دعوت به عمل آید. همه اعضای شورای معلمان به همراه یک فرد متخصص خارج از مدرسه تدریس را نقد و بررسی و تغییراتی پیشنهاد می کنند.
۸-سهیم شدن در نتایج و دستاوردها
نوشتن گزارش پایانی (تشریح فرایند درس پژوهی و یافته ها همراه با مستندات ، گزارش ها ، فیلم ها ، عکس ها ، صورت جلسات ، نقطه نظرات معلمان و دانش آموزان و اولیا )
بازدیدهای افراد متخصص و مسئولین ؛ بازدیدهای معلمان از مدارس یکدیگر ؛ تبادل تجربیات
برچسبها:
آموزش و پرورش رسمی در ایران با قدمتی بیش از یک قرن در ادوار مختلف به دنبال تحول و دگرگونی بوده لکن به دلیل کم توجهی به مبانی ارزشی ویژگی های فرهنگی و نیازهای اجتماعی در این زمینه کمتر توفیق داشته است آموزش و پرورش رسمی در ایران با قدمتی بیش از یک قرن در ادوار مختلف به دنبال تحول و دگرگونی بوده لکن به دلیل کم توجهی به مبانی ارزشی ویژگی های فرهنگی و نیازهای اجتماعی در این زمینه کمتر توفیق داشته است .
با پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی و جاری شدن ارزش های اسلامی در ارکان حکومت تغییرات گسترده ای در بنیادهای نظری اهداف محتوی روش ها و دیگر اجزای نظام آموزشی آغاز شد اما به دلیل حاکمیت دیدگاههای گذشته و عادت شدن روش ها آنگونه که بایسته نظام جمهوری اسلامی است این تغییرات نهادینه نشده و ضرورت آن همچنان به قوت خود باقی است . رهبر معظم انقلاب با نگاه عمیق همه جانبه و پایدار نسبت به رسالت آموزش و پرورش در نظام اسلامی بر ناکافی بودن تغییرات در نظام آموزشی تاکید کرده و بر لزوم استمرار آن به صورت دقیق تر و عمیق تر امر فرموده اند. در جهت پاسخگویی به فرامین رهبری معاونت آموزش و نوآوری به دنبال ایجاد تغییر در عناصر مختلف نظام آموزشی ازجمله سیستم ارزشیابی تحصیلی برآمده است .
سیستم ارزشیابی جدید (توصیفی ) مرحله مطالعاتی و آزمایشی خود را در سال های گذشته (۱۳۸۱ الی ۱۳۸۶ ) طی کرده و از سال تحصیلی ۸۸ ـ۸۷ وارد مرحله جدیدی شده که بدون هماهنگی و همراهی آموزگاران مدیران دانش آموزان و والدین گرامی به موفقیت نخواهد رسید. ارزشیابی توصیفی در صدد است با تغییر در دیدگاه ها نگرش ها و روش های دست اندرکاران نظام آموزشی و خانواده ها محیط پربار بانشاط و جذابی را برای کودکان فراهم نماید. مجموعه حاضر برای آشنایی کلی والدین گرامی تنظیم شده و امید است بتواند به بخشی از سوال های این عزیزان پاسخ دهد.
یکی از مهمترین دغدغه های والدین در امر تعلیم و تربیت فرزندان موفقیت آنان در امور تحصیلی است . نظام آموزش و پرورش با درک این دغدغه ارزشمند خود را ملزم می داند تا حداکثر تلاش خود را برای فراهم آوردن شرایط مناسب یادگیری و رشد و بالندگی فرزندان ایران عزیز اسلامی فراهم نماید. آیا تاکنون از خود پرسیده ایم که انتظارمان از مدرسه چیست به این سوال مهم هر کسی پاسخی می دهد.
عده ای اعتقاد دارند مدرسه باید علوم مختلف را به دانش آموزان آموزش دهد. عده ای دیگر به آموزش مهارت های زندگی گروهی نیز بر رشد ارزش ها و ویژگی های اخلاقی و... تاکید می نمایند. پاسخ هیچ گروهی نادرست نیست . اما کامل هم نیست مدرسه وظیفه دارد فرصت های مناسبی برای تعلیم و تربیت اسلامی به معنای واقعی فراهم نماید و نباید هیچیک از موارد فوق مورد کم توجهی قرار گیرد. کودکان باید مهارت های پایه و اساسی را با جذاب ترین روش ها در محیط آرام و دلنشین بیاموزند و با مشارکت فعال و موثر در این فرایند آماده زندگی در جامعه فردا شوند .
دوره ابتدایی در نظام آموزشی ایران دانش آموزان گروه سنی ۱۰ ـ۶ ساله را دربرمی گیرد و این دوره به دلیل ویژگی ها و شرایط سنی کودکان از اهمیت و حساسیت بیشتری نسبت به دوره های تحصیلی دیگر برخوردار است زیرا : کودکان در این دوره بیشترین آمادگی را برای یادگیری دارند. انگیزه و علاقه کودکان به آموختن با توجه به گرایش فطری آنها به جستجوگری و پرسشگری و کسب شناخت بالاست . دوره ای است که شخصیت دانش آموزان شکل می گیرد و آینده آنها را تحت تاثیر قرار می دهد. در این دوره کودکان هنوز قالب شخصیتی پیدا نکرده اند و شرایط لازم را برای کسب تجارب ارزشمند دارند.
تصورات دانش آموزان نسبت به معلم کتاب مدرسه آموختن و... شکل می گیرد. تغییرات در این دوره بیشتر در ابعاد کیفی انجام می شود و امکان سنجش آنها به صورت کمی و دقیق وجود ندارد. آیا به نظر شما با وجود ویژگی های دوره ابتدایی و انتظاراتی که از مدرسه می رود با روش های محدودی که در حال حاضر برای شناخت کودکان و کسب اطلاعات لازم استفاده می شود. می توان به یادگیری درونی و فعال امیدوار بود قطعا پاسخ شما به این سوال منفی است . لذا برای رسیدن به اطلاعات کامل هستند. معتبر و دقیق درخصوص دانش آموزان به ویژه در یادگیری های آنان نیازمند ایجاد تغییر در روش های سنجش و ارزشیابی هستیم .
● ارزشیابی تحصیلی چیست؟
همه ما با امتحان آشنا هستیم وقتی دانش آموز بودیم مکرر در امتحان شرکت کرده ایم اما آیا براستی خود امتحان هدف است یا امتحان وسیله ای است برای تشخیص ویژگی ها توانمندی ها تغییرها تفاوت ها پیشرفت ها موفقیت ها و... و آیا باز صرفا تشخیص مواردی که ذکر شدند هدف هستند یا انتخاب برترین ها توانمندترین ها کمک به رفع نیازها پاسخگویی به احتیاجات ارایه رهنمودها توجه به تفاوت ها و در آموزش و پرورش کمک به رشد تعالی و پیشرفت از طریق یادگیری آیا امتحاناتی که در حال حاضر وجود دارد خود به هدف تبدیل نشده اند آیا این امتحانات اطلاعات لازم در ابعاد مختلف را به ما می دهند و آیا این اطلاعات در زمینه های مورد نیاز برای تصمیم گیری جامع و معتبر هستند اینجا نیز پاسخ ها می تواند متفاوت باشد. اما هیچیک از ما نمی توانیم مشکلاتی را که اینگونه امتحانات داشته و دارند را انکار کنیم . آیا چاره کار در این است که امتحان را حذف کنیم یا باید نگاه خودمان و روش های برگزاری امتحان و استفاده ای که از نتایج آن می شود را تغییر دهیم بله درست است ما برای اینکه به دانش آموز کمک کنیم تا بهتر یاد بگیرد و از یادگیری لذت ببرد و آن را در زندگی به کار گیرد نیازمند شناخت او هستیم بنابراین به روش هایی نیاز داریم که بتوانند این شناخت را فراهم نمایند. ارزشیابی تحصیلی این کار را انجام می دهد. یعنی معلم با استفاده از امتحان گرفتن تکلیف دادن کار عملی خواستن پرسش کردن و... اطلاعات لازم را بگیرد و بر اساس آن وظیفه خود را که همان فراهم کردن زمینه رشد پیشرفت و تعالی در ابعاد مختلف است انجام دهد. بنابراین امتحان یکی از روش هایی است که معلم انجام می دهد تا دانش آموز را بشناسد و البته نباید تنها روش جمع آوری اطلاعات باشد. روشهای دیگری نیز باید توسط معلم برای شناخت همه جانبه دانش آموزان انجام گیرد که به آنها سنجش و ارزشیابی می گویند.
● چرا ارزشیابی تحصیلی دوره ابتدایی باید تغییر کند
شاید این سوال مهمترین سوال برای والدین گرامی باشد. چه مشکلاتی در روش های فعلی وجود دارد وقتی به اهداف و انتظارات خودمان از مدرسه و آموزش و پرورش دقیق تر شویم متوجه خواهیم شد برای ایجاد این انتظارات و در فرزندانمان به نگرشی نو روش ها و افراد جدید نیاز داریم در حالیکه اشکالات نظام نمره ای در دوره ابتدایی عبارتند از :
۱) دانش آموزان را با اضطراب و نگرانی روبه رو می کند و محیط مدرسه را از نظر روانی و عاطفی تهدید می کند
۲ ) بیشتر به اطلاعات و دانش جزیی و حفظیات توجه می شود تا درک و فهم و یادگیری های عمیق .
۳ ) کودکان را به رقابت های نابرابر و ناسالم می کشاند و نظام برنده و بازنده را ترویج می کند .
۴ ) گرفتن نمره بالا و یا قبولی به جای یادگرفتن و به دست آوردن تجارب مفید تبدیل می شود .
۵ ) به آنچه که دانش آموزان خارج از کلاس و یا مدرسه کسب می کنند کم توجه است .
۶ ) به دانش آموزان القا می کند فقط مطالبی را مطالعه کنند که در امتحان به آنها توجه می شود .
۷ ) باعث نگرانی کاذب در اولیا می شود .
۸ ) شناخت مناسبی از وضعیت تحصیلی و تربیتی دانش آموزان ارائه نمی دهد . مشکلات فوق و سایر مشکلاتی که در این مجموعه امکان طرح آنها وجود ندارد لزوم تغییر در روش های ارزشیابی تحصیلی دوره ابتدایی را ضروری و اجتناب ناپذیر کرده است . این تغییرات در قالب طرحی تحت عنوان « ارزشیابی توصیفی » ارایه گردیده است تا بخشی از این نگرانی ها را برطرف نماید.
● ارزشیابی توصیفی چیست
ارزشیابی توصیفی شکلی از ارزشیابی تحصیلی ـ تربیتی است که در آن معلم با مشارکت فعال و دانش آموز و اولیای ایشان بااستفاده از ابزارهای مختلف به جمع آوری اطلاعات در زمینه تلاش ها پیشرفت ها و موفقیت های دانش آموزان می پردازد و با طبقه بندی تحلیل و تفسیر اطلاعات به آنها کمک می کند تا بهتر یاد بگیرند و مشکلات یادگیری خود را به کمک اولیا و معلمان برطرف کنند. هدف اصلی در ارزشیابی توصیفی بهبود شرایط یادگیری دانش آموزان با از بین بردن اضطراب های نامطلوب ناشی از برگزاری امتحانات و بازخوردهای عددی است .
● ویژگی های ارزشیابی توصیفی
۱ ) در ارزشیابی توصیفی به جای دادن نمره به دانش آموز از عبارت های کیفی مثل تلاش خوبی داشته ای با تلاش به موفقیت رسیده ای برای موفقیت باید بیشتر تلاش کنی با انجام تمرین بیشتر مشکل شما برطرف می شود و... استفاده می شود.
۲ ) ارزشیابی توصیفی به زمان خاص محدود نمی شود این ارزشیابی در محیط های یادگیری فعالیت های خارج از کلاس و محیط زندگی نیز جریان دارد.
۳ ) تلاش و رشد کودکان همانند موفقیت آنان ارزشمند است و فقط به موفقیت ها امتیاز داده نمی شود بلکه تلاش و پیشرفت نیز امتیاز دارد.
۴ ) همانگونه که یادگیری دانش آموزان در حوزه های مختلف و سطوح متفاوت است سنجش و ارزشیابی آن نیز باید بااستفاده از ابزارهایی باشد که بتواند این یادگیری ها را بسنجد. پوشه کار آزمون ها مشاهدات ازجمله ابزارهایی است که در ارزشیابی توصیفی مورد استفاده قرار می گیرد.
۵ ) در ارزشیابی توصیفی اصل بر ارتقا دانش آموزان بر پایه های بالاتر است مگر در موارد بسیار نادر و زمانی که دانش آموزان به دلایل خاصی به اهداف مدنظر نرسیده باشند.
۶ ) کارنامه دانش آموزان علاوه بر عملکرد درسی عملکرد اجتماعی و عاطفی و جسمانی ـ فیزیکی را منعکس می نماید . ارزشیابی توصیفی یا ویژگی های فوق راهکارهایی را برای برطرف کردن بخشی از مشکلات فراروی ارزشیابی تحصیلی ارائه داده است که در ادامه به آنها اشاره می شود.
● برتری ها یا ویژگی های ارزشیابی توصیفی نسبت به روش کمی
الف ) مهمترین هدف ارزشیابی توصیفی ایجاد تغییر در دیدگاه ها و نگرش های مسئولان مدیران آموزگاران و والدین نسبت به ارزشیابی تحصیلی است . زیرا اصلی ترین عامل کارآمدی پایین روش های فعلی نگاه نادرست به هدف های مستتر در هر یک از روشهاست که منجر به استفاده نادرست از آنها می شود. به عنوان مثال آزمون و آزمودن اگر با هدف شناخت تغییرات حاصل از یادگیری که بیانگر تلاش ها و فعالیت های معلم دانش آموزان و والدین گرامی است به کار رود و از نتایج آن ;
۱ -) برای کمک به دانش آموزان در جهت تلاش بیشتر و فعالیت دقیق تر
۲- ) توسط معلم و والدین در جهت برنامه ریزی مناسب تر استفاده شود این عمل نه تنها ناپسند نیست بلکه عین صواب است .
ب ) - راهکار دیگری که پیش بینی شده جایگزینی بازخوردهای کیفی و توصیفی به جای بازخوردهای نمره ای است . نمره برای دانش آموز بیشتر به عنوان علامتی است که برخی از رفتارهای خوشایند و یا ناخوشایند دوستان معلمان اولیا و دیگران را به دنبال دارد. اما کمتر وسیله ای برای شناخت نقاط قوت ضعف توانمندی ها و محدودیت ها به کار گرفته می شود. اما بازخوردهای کیفی به دانش آموزان انگیزه و تلاش بیشتر در یک فضا و شرایط آرام و برای معلم توجه دقیق بر ابعاد یادگیری دانش آموزان و برای اولیا آگاهی از وضعیت تحصیلی و وظیفه و مسوولیتی که در قبال آن دارند می دهد.
نباید حذف نمره را از بازخوردهایی که به دانش آموز داده می شود با حذف ارزشیابی یکسان تلقی کرد. ارزشیابی به صورت دقیق تر کامل تر با ابزارهای مناسب تر با هدف یاری به دانش آموز و اولیا آنان در طول سال تحصیلی انجام می شود; اما نتیجه با کلمه عبارت جمله و... اعلام می گردد. اگر یادتان باشد گفته شد ازجمله مشکلات ارزشیابی فعلی کم توجهی به تمامی آموخته ها و یادگیری های دانش آموزان مثلا در زمینه علاقه انگیزه احساسات نگرش ها توانایی ها مهارت ها کارهای عملی و.. است .
مواردی که به جرات می توان گفت هدف اصلی و اساسی دوره ابتدایی رشد و شکوفایی آنهاست که در ارزشیابی توصیفی برای هر یک از آنان ابزار و روش مناسب پیش بینی شده است . مثلا برای سنجیدن عمل و رفتار دانش آموزان در جمع و گروه روش مشاهده و ابزاری تحت عنوان سیاهه رفتار در نظر گرفته شده است . بنابراین معلم گرامی ضمن توجه به این بعد یعنی بعد اجتماعی آن را با روش و ابزار درست ارزشیابی می کند و اطلاعات حاصله را بررسی تجزیه و تحلیل کرده و از نتایج آن برای تصمیم گیری درخصوص تنظیم برنامه آموزشی خود و اطلاع به والدین برای فراهم کردن زمینه تلاش و فعالیت بیشتر همراه با انگیزه لازم به کار می برد.
ج ) باتوجه به اینکه در حال حاضر در روش کمی برگزاری امتحانات در زمانی غیر از زمان آموزش و یادگیری انجام می شود فاصله زمانی بین آموزش و ارزشیابی و امتحان آن را به یک موضوع اضطراب آور و نگران کننده تبدیل کرده است . از طرف دیگر براساس نتایج یک یا چند امتحان در مورد آینده دانش آموز تصمیم گیری می شود و این امر باعث شده هم والدین و هم دانش آموزان و حتی معلمان دچار ترس و اضطراب شوند. برای رفع این مشکل در ارزشیابی توصیفی امتحان و آموزش به شکل مستقل و در زمان خاص وجود ندارد. بلکه در زمانی که معلم و دانش آموز در حال فعالیت های یاددهی ـ یادگیری هستند. آزمون های مورد نظر اجرا شده و همزمانی ارزشیابی و آموزش و یادگیری ضمن حذف اضطراب ناشی از حضور در جلسات امتحانی آن را به مرحله ای از یادگیری و جز فرایند یادگیری تبدیل می کند.
د ـ مشارکت و همکاری در هر کاری علاقه و تعهد افراد را به آن کار افزایش می دهد. از آنجایی که ارزشیابی تحصیلی در طرح ارزشیابی توصیفی یک فرصت یادگیری تلقی می شود و برای یادگیری و بهبود شرایط آن انجام می گیرد مشارکت دانش آموز و والدین در این موضوع در کنار معلم بسیار ارزشمند و حیاتی است . زیرا دانش آموز با بررسی روند تلاش خود از همان ابتدا مدیریت فرآیندهای یادگیری خود را بتدریج برعهده می گیرد و والدین نیز با مشارکت در امر ارزشیابی فرزندشان ضمن احساس وظیفه بیشتر برنامه ریزی های آگاهانه تری برای بهبود وضعیت تحصیلی آنها انجام می دهند.
هـ ) و بالاخره در ارزشیابی توصیفی تمام تلاش معلم والدین و خود دانش آموز در طول سال صرف فرایند « ارزشیابی از وضعیت یادگیری ـ تلاش برای یادگیری بهتر ـ ارزشیابی شناخت بیشتر و دقیق تر ـ تلاش برای یادگیری بهتر » می شود و دانش آموزان فرصت جبران کاستی های احتمالی را دارند و این ضعف ها کاستی های احتمالی متراکم نشده و تا پایان نوبت اول یا سال حفظ نمی شوند بلکه هر زمان که شناسایی شوند تدبیر شده و یا مشارکت معلم دانش آموز و والدین برطرف می گردد. فلذا در این طرح اصل بر ارتقا دانش آموز به پایه بالاتر است و فقط معدود دانش آموزانی که مشکل جدی در یادگیری و... دارند بنابر اصل هر دانش آموزی با توجه به تفاوت های فردی به زمان متفاوتی برای یادگیری نیاز دارند تکرار پایه می نمایند.
● وظایف دانش آموزان در ارزشیابی توصیفی مشارکت دانش آموزان در ارزشیابی تحصیلی و آگاهی از پیشرفت کار و تلاش برای آنها جذاب و انگیزشی است . خود ارزیابی براساس مشاهده عملکرد در فعالیت های ثبت شده به ویژه پوشه کار به دانش آموز فرصت گرانبهایی را می دهد تا آگاهانه تر تلاش و کوشش نماید. به برخی از وظایف و مسئولیت های دانش آموزان نیز در اجرای ارزشیابی توصیفی اشاره می شود.
۱ -) همکاری با معلم در تشکیل پوشه کار (در این پوشه نمونه هایی از کارهای دانش آموزان قرار داده می شود تا با مراجعه به آن از میزان تلاش پیشرفت و موفقیت های خود آگاه شوند
۲ -) انجام تکالیفی که معلم در کلاس و یا خارج از کلاس متناسب با اهداف درس و توانایی دانش آموزان تعیین می کند . ۳- )تلاش برای جبران ضعف های احتمالی با همکاری والدین .
۴- ) ابراز توانمندی ها مهارت ها و عملکرد خود در موقعیت هایی که معلم برای او در نظر می گیرد .
۵ -) حفظ و نگهداری پوشه کار .
● وظایف والدین در ارزشیابی توصیفی
ارتباط نزدیک مداوم و مستمر دانش آموز با والدین و تمایل و علاقه وافر پدران و مادران در کمک به فرزندان خود در امور تحصیلی و تربیتی همچنین ضرورت هماهنگی و همکاری بین معلم و والدین به ویژه در ارزشیابی توصیفی نقش و جایگاه آنها را در این موضوع ممتاز کرده است .
به برخی از مهمترین وظایف والدین در ارزشیابی توصیفی اشاره می شود :
۱ )حضور منظم مستمر و فعال در مدرسه برای آگاهی از وضعیت تحصیلی فرزندشان
۲ ) ارایه اطلاعات مربوط به فعالیت های دانش آموز در منزل به معلم .
۳ )کمک به دانش آموز در انجام وظایف و تکالیف خارج از کلاس و مدرسه و راهنمایی و هدایت آن .
۴ ) کمک به معلم در تولید پوشه کار و حفظ و نگهداری آن .
۵ اجرای پیشنهادهای معلم درخصوص فرزند خود متناسب با شرایط و ظرفیت های خانواده .
۶ ) ارزشیابی از عملکرد فرزند در منزل با روش های توصیفی و ارایه نتیجه به معلم در مدرسه .
۷ ) مطالعه جزوات بروشورها و مشاهده فیلم ها و یا نرم افزارها درخصوص طرح .
۸ ) شرکت در برنامه ها و جلسات توجیهی که برای این منظور برگزار می شود .
● وظایف معلم در ارزشیابی توصیفی
ارزشیابی تحصیلی ـ تربیتی دانش آموزان از وظایف مهم آموزگاران و معلمان است . با انجام این وظیفه ضمن شناسایی و بررسی موقعیت و وضعیت یادگیری دانش آموزان و موانع احتمالی موجود در مسیر یادگیری آنها برای کمک به دانش آموزان در فعالیت بیشتر برای یادگیری دروس بروز احساسات اصلاح و تقویت بینش ها مهارت ها و... تلاش می شود. به کمک ارزشیابی معلم دانش آموز را می شناسد و به او کمک می کند تا یاد بگیرد و تلاش کند تا بهتر یاد بگیرد. (و یا تلاش کند یاد بگیرد که چگونه بهتر یاد بگیرد برخی از مهمترین وظایف معلم در ارزشیابی توصیفی عبارت است از :
۱ ) تهیه و تدوین نقشه ارزشیابی تحصیلی ـ تربیتی متناسب با اهداف و انتظارات .
۲ ) تهیه و تنظیم ابزارهای مناسب برای سنجش و ارزشیابی مثل آزمون پوشه کار ثبت مشاهدات و ...
۳ ) ارزشیابی دانش آموزان در زمان انجام فعالیت های یادگیری و ارائه نتیجه (ارائه بازخورد) به آنها برای آگاهی از وضعیت تلاش و پیشرفت خود.
۴ ) ثبت و نگهداری اطلاعات جمع آوری شده به وسیله ابزارهای مختلف و تجزیه و تحلیل آنها به منظور ارائه راهنمایی لازم به اولیا و دانش آموزان .
۵ ) تعیین تکالیف مناسب با رعایت شرایط و ویژگی های سنی و روحی بررسی آنها به منظور شناسایی میزان تلاش پیشرفت و موفقیت دانش آموزان .
۶) برگزاری آزمون های مورد نیاز با رعایت این نکته که آزمون فقط برای جمع آوری اطلاعات است و جدای از فرایند یاددهی ـ یادگیری دیده نشود بدور از هرگونه شرایط اضطراب آور و نگران کننده باشد و از نتیجه آن فقط برای رفع موانع یادگیری و کمک به دانش آموز استفاده شود.
۷) تنظیم گزارش های مناسب برای والدین و ارائه آن به صورت حضوری یا مکتوب حداقل هر ۲ ماه یکبار .
۸ ) تنظیم گزارش پیشرفت تحصیلی (کارنامه ) در هر نوبت و ارائه اطلاعات دقیق در زمینه فعالیت و کوشش دانش آموزان برای والدین .
۹ ) تصمیم گیری در مورد ارتقا یا تکرار پایه در صورت عدم کسب شرایط لازم (باتوجه به تمام تلاش هایی که معلم والدین و دانش آموز انجام داده اند)
تمام این کارها برای این است که : فرزندان گرامی این آینده سازان عزیز با کمال آرامش و با برخورداری از شرایط و فرصت های مناسب با اشتیاق فراوان و امید به آینده در سایه قوانین مترقی نظام مقدس جمهوری اسلامی در خصوص حقوق کودک و وظایف و کارکردهای آموزش و پرورش بتواند لذت آموختن را به همراه تعمیق آن معارف بچشند و آمادگی خود را برای موفقیت در مراحل مختلف زندگی رشد دهند. « نظام نمره محوری فعلی دانش آموزان را با اضطراب و نگرانی روبرو و محیط مدرسه را از نظر روانی و عاطفی تهدید می کند زیرا کودکان را به رقابتی نابرابر و ناسالم می کشاند که گرفتن نمره بالا و یا قبولی به جای یادگرفتن و کسب تجربه های مفید آموزش می نشیند در ارزشیابی توصیفی به جای دادن نمره به دانش آموز از عبارت های کیفی مثل « تلاش خوبی داشته ای » میگنا دات آی آر« با تلاش به موفقیت رسیده ای » « برای موفقیت باید بیشتر تلاش کنی » « با انجام تمرین بیشتر مشکل شما برطرف می شود » و... استفاده می شود در نظام ارزشیابی توصیفی کارنامه دانش آموزان علاوه بر عملکرد درسی که می تواند شامل مردودی هم شود عملکرد اجتماعی و عاطفی و جسمانی ـ فیزیکی دانش آموز را منعکس می نماید مشارکت دانش آموز در ارزشیابی تحصیلی و آگاهی از پیشرفت کار و تلاش برای آنها جذاب و انگیزشی است.»
برچسبها:



برچسبها:
عيد نوروز و سابقه تاريخي آن

عید نوروز را میتوان از قدیمیترین عید ایرانیان نام برد که این جشن وجشن مهرگان( که با آغاز فصل زمستان برپا می شد) از بزرگترین عید ها برشمرده می شد. تجلیل و پاسداشت از آن ریشه در تاریخ کهن دارد. هرچند از پیشینه تاریخی آن، مکتوب بسیار دقیقی در دست نیست اما بیشک جشن نوروز سابقهای بسیار کهن در میان اقوام مختلف جهان دارد.
نوروز یکی از قدیمیترین عید ایرانیان است و هر ساله با برگزاری آئینها و آداب و رسوم مختلفی همراه می شود و در خصوص ریشه نوروز نیز اندیشمندان و شعرای روزگاران کهن دیدگاه های مختلفی داشتند.
به گزارش خبرنگار مديريت فرهنگي دانشگاه و به نقل از خبرگزاري مهر، نوروز واژهای مرکب است که از دو جزء نو و روز تشکیل شده و به معنای روز نوین ، جدید و تازه است، به نخستین روز از اولین ماه سال خورشیدی نیز اطلاق می شود. اصل این کلمه ریشه پهلوی دارد که با واژه نوک روچ یا نوک روز بیان می شد.
ابوریحان بیرونی در تعریف نوروز نقل میکند: "نخستین روز است از فروردین ماه و از این جهت روز نو نام کردند، زیرا که پیشانی سال نو است و آنچه از پس اوست از این پنج روز همه جشنها است.
درتعریفی دیگر نوروز نخستین روز سال در تقویم ایرانی است یعنی یکم فروردین ماه و یا روز" اورمزد" از ماه فروردین.
پیشینه نوروز
عید نوروز را میتوان از قدیمیترین عید ایرانیان نام برد که این جشن وجشن مهرگان( که با آغاز فصل زمستان برپا می شد) از بزرگترین عید ها برشمرده می شد. تجلیل و پاسداشت از آن ریشه در تاریخ کهن دارد. هرچند از پیشینه تاریخی آن، مکتوب بسیار دقیقی در دست نیست اما بیشک جشن نوروز سابقهای بسیار کهن در میان اقوام مختلف جهان دارد.
نوروز در روزگار "جمشید" چهارمین پادشاه دوره پیشدادی پدید آمد و در پادشاهی او به صورت آئین درآمد. مسعودی در التنیه و الاشراف آورده است: هرمز در روز نخست ماه فروردین به مظالم (دادگری) نشست. پس آن روز را «نوروز» نام کرد و سنت گشت.
فردوسی نیز در داستان پدید آمدن نوروز نقل میکند: وقتی جمشید از کارهای کشوری بیاسود بر تخت کیانی نشست و همه بزرگان لشکری و کشوری بر گرد تخت او فراهم آمدند. جمشید آن روز را که نخستین روز از فروردین و آغاز سال بود،" نوروز" نامید و جشن گرفت.
به جمشید گوهر افشاندند مر آن روز را روز نو خواندند چنین روز فرخ از آن روزگار بمانده از آن خسروان یادگار
جشن نوروز را به نخستین پادشاهان نسبت می دهند. شاعران و نویسندگان قرن چهارم و پنجم هجری چون فردوسی، عنصری، بیرونی، طبری و بسیاری دیگر که منبع تاریخی و اسطورهای آنان بی گمان ادبیات پیش از اسلام بوده ، نوروز را از زمان پادشاهی جمشید میدانند.
جشن نوروز پیش از جمشید نیز برگزار میشد و ابوریحان نیز با آن که جشن را به جمشید منسوب میکند یادآور می شود که : آن روز که روز تازهای بود جمشید عید گرفت؛ اگر چه پیش از آن هم نوروز بزرگ و معظم بود.
کتاب «آثار الباقیه» اثر ابوریحان بیرونی (متوفی 440 هجری قمری) است. او مینویسد: سال نزد فارسیان چهار فصل بود .بر حسب این فصول عیدهایی داشتند که به اهمال در کبیسه روز این عیدها جابهجا میشد. از جمله این اعیاد یکی روز اول فروردین ماه یعنی نوروز بود که روز بس بزرگ است که به علت زنده شدن طبیعت گویند.
آغاز خلقت جهان در آن روز بوده است. چنین به نظر میرسد که پنج روز نخستین سال « نوروز عامه» یعنی جشن همگانی بود. حال آنکه روز ششم که «خرداد روز» نام داشت، « نوروز خاصه» یعنی جشن پادشاهان و بزرگان بوده است.
مورخین و محققان درباره جایگاه نوروز با هم اختلاف دارند. به نظر میرسد آریائیها از مهاجرت به فلات ایران و هم مرز شدن با تمدن میانرودان سال را به دو قسمت تقسیم میکردند که هر یک با انقلابی شروع میشد و دو جشن نوروز و مهرگان سرآغاز این دو انقلاب بودند. یعنی هنگام انقلاب تابستانی جشن نوروز گرفته میشد و زمان انقلاب زمستانی جشن مهرگان پاس داشته میشد.
برخی معتقدند که جشن نوروز و مهرگان جشنی بودهاست که در ایران قبل از ورود آریائیها وجود داشته است و اقوام قبل از آریائیها که در فلات ایران ساکن بودهاند به آن عمل میکردهاند.
در باور زرتشت، ماه فروردین (نخستین ماه گاهشماری خورشیدی ایرانیان) به فرهوشی (سرزندگی) اشاره دارد به اینکه که دنیای مادی را در آخرین روزهای سال دچار دگرگونی میکند.
روایت دیگر این است که در این روز ویژه (یکم فروردین)، جمشید، پادشاه پیشدادی، بر روی تخت طلایی نشسته بود در حالیکه مردم او را روی شانههای خود حمل میکردند. آنها پرتوهای خورشید را بر روی پادشاه دیدند و آن روز را جشن گرفتند.
با استناد بر نوشتههای بابلیها، شاهان هخامنشی در طول جشن نوروز در ایوان کاخ خود نشسته و نمایندگانی را از استانهای گوناکون که پیشکشهایی نفیس همراه خود برای شاهان آورده بودند میپذیرفتند. گفته شده که داریوش کبیر، یکی از شاهان هخامنشی (۴۲۱ - ۴۸۶)، در آغاز هر سال از پرستشگاه بال مردوک، که از خدایان بزرگ بابلیان بود دیدن میکرد.
همچنین پارتیان و ساسانیان همه ساله نوروز را با برپایی مراسم و تشریفات خاصی جشن میگرفتند. صبح نوروز شاه جامه ویژه خود را پوشیده و به تنهایی وارد کاخ میشد. سپس کسی که به خوش قدمی شناخته شده بود وارد میشد و سپس والامقامترین موبد در حالی که همراه خود فنجان، حلقه و سکههایی همه از جنس زر، شمشیر، تیر و کمان، قلم، مرکب و گل داشت در حین زمزمه دعا وارد کاخ میشد.
پس از موبد بزرگ ماموران حکومت در صفی منظم وارد کاخ شده و هدایای خود را تقدیم شاه میکردند. شاه پیشکشهای نفیس را به خزانه فرستاده و باقی هدایا را میان حاضران پخش میکرد. ۲۵ روز مانده به نوروز، دوازده ستون با آجرهای گلی در محوطه کاخ برپا شده، و دوازده نوع دانه گیاه مختلف بر بالای هر یک از آنها کاشته میشد.
در روز ششم نوروز، گیاهان تازه روییده شده بر بالای ستونها را برداشته و آنها را کف کاخ میپاشیدند و تا روز ۱۶ فروردین که به آن روز مهر میگفتند، آنها را برنمیداشتند.
جشن و آیینهای نوروز
"نوروز" را ایرانیان گرامی میدارند و آیینی است کهن که گرچه طی هزاران سال دگرگون یافته، اما هرگز از میان نرفته و از سوی اقوام و مذاهب مختلفی که در سرزمین ایران حضور پیدا کردهاند، مهر تأیید خورده است. بدین سان امروزه نوروز از نمادهای بزرگ و وحدت بخش ملت ایران با همه تکثرهای قومی، مذهبی، فرهنگی و زبانی است.
آیینها و رسمهای مردم فرآیند الزامات و نیازهای درهم تنیده مادی و معنوی، در پیوند جغرافیایی و شیوههای تولید و ساختارهای اقتصادی دورهای مختلفاند که برحسب ضرورت پیوسته در حال تغییرند و به مقولههایی که در ژرفا معنا دارند پاسخ میدهند.
نوروز تنها جشنی است که از دوران باستان با عظمت تمام و همراه با انبوهی افسانه و آیین تا به امروز ادامه یافته است. عظمت نوروز را از نقشهای تخت جمشید گرفته تا آثار ادبی و هنری گوناگون عربی و فارسی در همه جا میتوان یافت.
از جشنهای متعددی که در ایران باستان مرسوم بوده، یا از جشنهای اندکی که از آن عهد به یادگار مانده، هیچ یک به طول و تفصیل نوروز نیست. نوروز جشنی است که یک جشن کوچکتر (چهارشنبه سوری) به پیشواز آن میآید و جشنی دیگر (سیزده به در) به بدرقه آن و نماد آن انداختن سفره هفت سین است.
جشن های نوروزی در کهن
بنابر پژوهشهای انجام شده، پادشاهان و مردمان دوره های هخامنشی، نوروز را به عنوان آیین کهن، به هنگام گردش سال، جشن گرفتهاند. چنانچه ۱۳ روز اول سال به نام: «۱۳بدر» از جشنهای اصلی ایرانیان امروزی است. جشن نوروز دست کم یک یا دو هفته ادامه داشته است.
ابوریحان بیرونی مدت برگزاری جشن نوروز را پس از جمشید یک ماه می نویسد: « چون جم درگذشت پادشاهان همه روزهای این ماه را عید گرفتند. عیدها را شش بخش نمودند: پنج روز نخست را به پادشاهان اختصاص دادند، پنج روز دوم را به اشراف، پنج روز سوم را به خادمان و کارکنان پادشاهی، پنج روز چهارم را به ندیمان و درباریان ، پنج روز پنجم را به توده مردم و پنجه ششم را به برزگران. ولی برگزاری مراسم نوروزی امروز، دست کم از پنجه و «چهارشنبه آخر سال» آغاز می شود و در «سیزده بدر» پایان می پذیرد.
آریاییها، دورهای پیشدادیان را، زمان پیدایش جشنهای نوروزی به شمار آوردهاند. اقوام آریایی و حتی غیر آریایی، به اشکال متفاوت، صدها سال نوروز را جشن گرفتهاند و میگیرند.
متاسفانه امروز در بعضی مناطق و کشورها، نوروز صرف به صورت تعطیلات درآمده و از حالت جشن و نیایش خارج شده در حالی که جشن از کلمه «یشن» به معنای عبادت و نیایش بوده است.
پادشاه هخامنشی، از تخت جمشید که محلی مقدس و مخصوص نیایش بوده، به هنگام نوروز، اقوام مختلف «ماد»، «ایلامی»، «بابلی» و دیگران را با لباس های فاخر محلی شان می خواسته و نو شدن سال را در کاخ «اپادانا»، در برابر شاه جشن میگرفتند و از حاصلات محلی، زراعتی و دامداری شان به شاه هدیه میدادند.
در نخستین بامداد نوروز، مردم روی یکدیگر آب میپاشیدند. پس از گرویدن به اسلام نیز این رسم بجا مانده با این تفاوت که به جای آب از گلاب استفاده میشود. از دیگر رسوم نوروز، حمام رفتن و هدیه کردن شکر به یکدیگر در روز ششم فروردین بود. و یکی از باشکوهترین سنتها نیز سبز کردن دانه گیاه در یک ظرف است که به آن "سبزه” گویند.
آیینهای نوروزی
از آداب و رسوم کهن پیش از نوروز باید از پنجه، چهارشنبه سوری و خانه تکانی یاد کرد.
در ایران به استقبال جشن نوروز با خانه تکانی، چهارشنبه سوری، رفتن به بالای قبور رفتگان، خانههای اقارب و دوستان «میر نوروزی»، «حاجی فیروزی»، سبزه رویاندن در خانه ها، گستردن سفره (دستر خوان) هفت سین، میوه تر کردن، بردن لباس نوروزی، رفتن به تفریح گاه ها، دامنه کوهها و طبیعت همراه بوده است.
خانه تکانی
اصطلاح خانه تکانی را بیشتر در مورد شستن، تمیز کردن، نو خریدن، تعمیر کردن ابزارها، فرشها و لباسها که به مناسبت فرا رسیدن نوروز صورت میگیرد، بهکار میگیرند. در خانه تکانی که سه تا چهار هفته طول میکشد، باید تمام وسیلههایی که در خانه است جابهجا، تمیز و تعمیر بشوند و دوباره در جای خود قرار بگیرند. بعضی از وسیلههای سنگین وزن مثل؛ فرشها، تابلوها، پردهها و وسیلههای دیگر فقط سالی یکبار، آن هم در خانه تکانی نوروزی جا به جا و تمیز میشوند.
در برخی از شهرهای آذربایجان، نخستین چهارشنبه ماه اسفند (چهارشنبه موله) به شستن و تمیز کردن فرشهای خانه اختصاص دارد. چنان زوایای خانه را میروبند که اگر تا یک سال دیگر هم آن زوایا از چشم خانم خانه پنهان بماند یا فرصت پاکیزه سازی آنها به دست نیاید، قابل تحمل باشد. وسواس برای این پاکیزه سازی تا به حدی است که در و دیوار خانه اگر نه هر سال، هر چند سال یکبار نقاشی میشود.
پنجه (خمسه مسترقه)
بر اساس سالنمای کهن ایران هر یک از 12 ماه سال 30 روز است و پنج روز باقیمانده سال را پنجه، پنجک، یا خمسه مسترقه، گویند. این پنج روز را خمسه مسترقه نامند از آن جهت که در هیچ یک از ماه ها حساب نمی شود. مراسم پنجه تا سال 1304 ، که تقویم رسمی شش ماه اول سال را سی و یک روز قرارداد، برگزار می شد.
میر نوروزی
از جمله آیینهای این جشن پنج روزه، که در شمار روزهای سال و ماه و کار نبود، برای شوخی و سرگرمی حاکم و امیری انتخاب می کردند که رفتار و دستورهایش خنده آور بود و در پایان جشن از ترس آزار مردمان فرار می کرد.
ابوریحان از مردی بیریش یاد می کند که با جامه و آرایشی شگفت انگیز و خنده آور در نخستین روز بهار مردم را سرگرم می کرد و چیزی می گرفت و هم اوست که حافظ به عنوان « میرنوروزی» دوران حکومتش را « بیش از 5 روز» نمیداند.
از برگزاری رسم میر نوروزی، تا لااقل 70 سال پیش آگاهی داریم. بیگمان کسانی را که در روزهای نخست فروردین، با لباسهای قرمز رنگ و صورت سیاه شده در کوچه و گذر و خیابان میبینیم که با دایره زدن و خواندن و رقصیدن مردم را سرگرم می کنند و پولی می گیرند.
بازمانده شوخیها و سرگرمیهای انتخاب «میر نوروزی» و «حاکم پنج روزه » است که تنها در روزهای جشن نوروزی دیده میشوند و آنان در شعرهای خود میگویند: "حاجی فیروزه، عید نوروزه، سالی چند روزه"
پنجشنبه آخر سال
یکی از آیینهای کهن پیش از نوروز، یاد کردن از مردگان است، به ویژه خانوادههایی که در طول سال، عزیزی را از دست دادهاند. رفتن به زیارتگاهها و زیارت اهل قبور در پنجشنبه و نیز روز پیش از نوروز و بامداد نخستین روز سال، رسمی همگانی است. همچنین رسم است که ایرانیان در موقع سال تحویل به زیارت حرم امامان (ع) و امامزادگان میروند.
کاشتن سبزه
مادران حدود یک هفته مانده به نوروز، مقداری گندم و عدس و ماش و شاهی در ظرفهایی زیبا میریزند و خیس میدهند تا آهسته آهسته بروید و برای سفره نوروزی آماده گردد.
اسفند، ماه پایانی و زمستانی، هنگام کاشتن دانه و غله است. کاشت «سبزهی عید» به صورت نمادین، از روزگاران کهن، در همه خانهها و در بین همه خانوادهها مرسوم است. در ایران کهن، بیست و پنج روز پیش از نوروز، در میدان شهر، دوازده ستون از خشت خام برپا میکردند، یک ستون گندم، یک ستون جو، و به ترتیب برنج و باقلا، کاجیله (گیاهی است از تیرهی مرکبات، که ساقهی آن به 50سانتیمتر میرسد)، ارزن، ذرت، لوبیا، نخود، گنجد، عدس و ماش میکاشتند.
در ششمین روز فروردین، با سرود و ترنم و شادی این سبزهها را میکندند و برای فرخندگی به هرسومی پراکندند. امروز در همه خانهها رسم است که ده روز یا دو هفته پیش از نوروز، در ظرفهای کوچک و بزرگ، کاسه، بشقاب، پشت کوزه و ... دانههایی چون گندم، عدس، ماش و ... میکارند. در برخی از شهرهای آذربایجان، سومین چهارشنبه به خیس کردن و کاشتن گندم و عدس برای سبزههای نوروزی اختصاص دارد.
سفره هفتسین
جمع شدن همه اعضای خانواده در موقع سال تحویل در کنار سفرهی هفتسین از رسمها و باورهای قدیمی است. در سفرههای هفتسین، هفت روییدنی خوراکی قرار دارد که نامآنها با حرف"س" آغاز میشود، مانند: سیب، سبزه، سنجد، سماق، سیر، سرکه، سمنو و مانند اینها که نماد فراوانی فرآوردههای کشاورزی است.
علاوه بر آن،قرآن، آینه، شمع، ظرفی شیر، ظرفی آب که نارنجی در آن است. تخممرغ رنگ شده، ماهی قرمز، نان و سبزی، گلاب، گل، سکه و قرآن نیز زینت بخش سفره هفتسین است که در بیشتر خانهها تا روز سیزده پهن است.
کارت و پیام شادباش
کاری که پس از شکلگیری روشهای جدید ارتباطی مانند نامهنگاری، یا شکل جدیدتر آن نامههای الکترونیکی رواج یافته، ارسال کارت شادباش است؛ یک هفته پیش از آغاز سال نو، زمان ارسال کارتهای شادباش فرا میرسد، فرستادن کارت شادباش برای همه دوستان و آشنایان، و اقوامی که در دیگر کشورها یا شهرها زندگی میکنند، البته کاری پسندیده است، امروزه و بعد از رواج تلفن بیشتر به یک تلفن برای گفتن تبریک سال نو پس از تحویل سال بسنده میکنند.
دید و بازدید
دید و بازدید رفتن تا پایان روز ۱۲ فروردین ادامه دارد. اما معمولاً در همان صبح نوروز به دیدن اقوام نزدیک، مانند پدر و مادر، پدر بزرگ و مادر بزرگ، پدر و مادر زن یا شوهر، عمه، عمو، خاله، دائی و… میروند.
روزهای بعد نوبت اقوام دورتر فرا میرسد و سر فرصت به دیگر اقوام و دوستان سر میزنند و دیدارها تازه میکنند. حتی اگر کسانی در طول سال به علت کدورتهایی که پیش آمده از احوال پرسی یکدیگر سر باز زده باشند، این روزها را فرصت مغتنمی برای رفع کدورت میشمارند و راه آشتی و دوستی در پیش میگیرند.
مسافرت نوروزی
از آنجا که مدارس در ایام نوروز تا ۱۴ فروردین تعطیل است، فرصت خوبی برای سفر کردن به دست میآید. پس گروه کثیری از مردم به شهرهای دیگر و نقاط خوش آب و هوا ی کشور که در ایام نوروز از آب و هوای معتدل برخوردار است، سفر میکنند.
اما این سفرها نیز خالی از دید و بازدید نیست. مردم به دیدار یکدیگر میروند و دیگران را به شام و ناهار دعوت میکنند. سفرهای زیارتی نیز که از دیرباز مرسوم بوده، همچنان رونق دارد. به این معنی که عده زیادی شب عید به قم ،مشهد یا بازدید از مناطق جنگی میروند و پس از یکی دو روز به خانه و کاشانه خود باز میگردند.
دیگر آیین ها
آداب و سنن مربوط به نوروز در گذشته بیش از امروز بوده است. تا چند دهه پیش در برخی نواحی ایران، نوروزی خوانی مرسوم بوده است. در گیلان و مازندران و آذربایجان، از حدود یک ماه پیش از فرارسیدن نوروز، کسانی در روستاها راه میافتادند و اشعاری در باره نوروز میخواندند. اشعاری که بنا بر تعلقات مذهبی شیعیان با مضامین مذهبی آمیخته بود و ترجیع بند آن چنین بود: باد بهاران آمده، گل در گلستان آمده / مژده دهید بر دوستان، …
این پیکهای نوروزی در مقابل نوروزی خوانی از مردم پول یا کالا میگرفتند و سورسات نوروزی خود را جور میکردند تا چهل پنجاه سال پیش به راه انداختن «میر نوروزی» نیز یکی از آئینهای رایج بوده است.
داستان میر نوروزی این است که در پنج روز آخر سال اداره و فرمانروایی شهر را به فردی از پائینترین قشرهای اجتماعی میسپردند و او نیز چند تن از مردم عوام را به عنوان خدم و حشم و عامل خود انتخاب میکرد و فرمانهای شداد و غلاظ علیه ثروتمندان و قدرتمندان میداد.
آنها نیز در این پنج روز حکم او را کم و بیش مطاع میدانستند و تنها در موارد پولی به چانه زدن میپرداختند. پس از آن پنج روز نیز میر نوروزی مطابق سنت از مجازات معاف بود و هیچ کس از او بازخواست نمیکرد که چرا در آن مدت پنج روز چنین و چنان کرده است.
حافظ در این بیت به عمر کوتاه آدمی، عمر کوتاه گل و عمر کوتاه سلطنت میر نوروزی اشاره دارد:
سخن در پرده میگویم چو گل از غنچه بیرون آی که بیش از پنج روزی نیست حکم میر نوروزی
نوروز در اسلام
احادیث و روایات در این خصوص: واژه (عید) در قرآن کریم تنها یکبار در آیه 114، سوره مائده آمده است: (عیسی ابن مریم گفت بارالها! ای پرودگار تو ما از آسمان مائده ای فرست تا این روز برای ما و کسانی که پس از ما آیند روز عید مبارکی گردد و آیت و حجتی از جانب تو برای باشد، که تو بهترین روزی دهندگانی.
ظهور اسلام و برخورد مسالمت آمیز آن با سایر ادیان و آیینها از جمله اعتقادات مذهبی و ملی ایرانیان موجب شد که مراسم و آداب مربوطه، به یکباره از جامعه اسلامی ایران رخت بر نبندد، فقط با مسلمان شدن تدریجی ایرانیان اندک اندک اعتقادات دینی اسلام نیز در میان توده مردم نفوذ کرد.
شیخ صدوق در «کتاب من لایحضره الفقیه» آورده است: براى على(علیه السلام) هدیه نوروز آوردند. فرمود: «این چیست؟». گفتند: اى امیرمؤمنان! امروز، نوروز است. فرمود: هر روزِ ما را نوروز سازید یعنى به خاطر خداوند، به یکدیگر هدیه بدهید و به دیدار یکدیگر بروید.
شیخ طوسى در «مصباح المتهجّد» چنین آورده است: امام صادق(ع) در روز نوروز فرمود: هنگامى که نووز شد، غسل کن و لباس پاکیزه بپوش و خودت را خوشبو ساز و آن روز را روزه بدار. پس هنگامى که نماز ظهر و عصر و نافلههاى آن را به جاى آوردى، نمازى چهار رکعتى بگزار که در رکعت اوّل آن، سوره حمد و ده مرتبه سوره قدر را مىخوانى.
در رکعت دوم آن، سوره حمد و 10مرتبه سوره کافرون را مى خوانى. در رکعت سوم آن، سوره حمد و 10مرتبه سوره توحید را مى خوانى و در رکعت چهارم، سوره حمد را با سوره هاى فلق و ناس. پس از نماز هم سجده شکر مى گزارى و دعا مى کنى. گناهان پنجاه سالهات بخشوده مى شود.
ابن فهد حلّى در کتاب «المهذّب البارع» چنین آورده است: از آنچه در فضلیت نوروزْ روایت شده و گفته ما را تأیید مى کند، حدیثى است که علامه سید بهاءالدین على بن عبد الحمید، با سند خود از مُعلّى بن خُنیس نقل کرده است که: روز نوروز، همان روز است که پیامبر(ص) در غدیرخم براى امیرالمؤمنین(علیه السلام) بیعت گرفت و مسلمانان به ولایت وى اقرار کردند.
آداب نوروز
در روایتى منسوب به حضرت امام جعفر صادق(ع) آمده است که مى فرماید: «هنگامى که روز عید نوروز آمد ، غسل کن و بهترین و پاک ترین لباست را بپوش و با بهترین عطرها خود را خوش بو کن و در این روز، مستحب است روزه بگیرد.
در خصوص روز نوروز در روایات مختلف آداب گوناگونی ذکر شده که به آنها به صورت مختصر اشاره میشود: نماز نافله، یک نماز چهار رکعتی پس از نماز ظهر و عصر روز نوروز، دعا کردن در سجده این نماز که موجب بخشش گناهان میشود.( نحوه خواندن این نماز در مفاتیح الجنان در اعمال عید نوروز ذکر شده است)
- ذکر گفتن؛ خصوصا ذکر «یا ذی الجلال و الاکرام»
-روزه گرفتن
- دعا کردن در لحظه سال
برچسبها:
قتي زمين گرد خودش بچرخد، سال تحويل ميشود و اين يعني زمين يك دور كامل گرد خورشيد چرخيده و 365 روز گذشته است. براي ما ايرانيها، سال نو با بهار آغاز ميشود، همراه با سبز شدن طبيعت و روزها نو ميشود تا سبزهها قد بكشند و آغاز يك جشن كهن را زيباتر كنند.
بهترینها: می گویند جمشید پادشاه افسانه ای ایران، امر کرد تا تختی از عاج و ساج برایش بسازند و آن را با دیبا مفروش کنند. سپس به دیوان دستور داد تا او را سوار بر شانه هایشان به میان آسمان ببرند. روزی که جمشید به آسمان رفت، روز «اورمزد» از ماه فروردین و اول بهار بود. مردمان که از خواب زمستانی بیدار شده بودند، ناگهان در پهنه آسمان، دو خورشید تابان دیدند و سر به کرنش فرود آوردند و آن روز را به سبب طلوع دو خورشید، نوروز نامیدند.

برای پیدایش نوروز و جشن زایش طبیعت، داستان های بسیاری نقل شده است. این جشن که بزرگترین جشن به جا مانده از روزگار ایران باستان است، به صورت مشترک با 6 کشور و به سرپرستی ایران، به ثبت جهانی هم رسیده است؛ جشنی بیکران که به مرزهای این 6 کشور خلاصه نمی شود و تا آن سوی جهان نیز رخنه کرده است.
ترديدي نيست که حتی اشاره ای گذرا به تمامي آيينها و رسم و رسوم مربوط به بزرگترين جشن ملي ايرانيان، همان اندازه غير ممكن است كه سر زدن به تمامي دوستان و آشنايان و همسایه های دور و نزدیک در چنين روزهايي! با اين حال، با اشاره ای کوتاه به برخی از آئین های نوروزی، از همین حالا، عید را تبریک می گوییم و آرزو می کنیم که هر روزتان نوروز باشد.
زیباترین مراسم دینی و آئینی،نقش حنا، عطر سمنو در بهار سبز
دم دمههای عید، زنان ایرانی شروع به خیساندن گندم و جوانه انداختن آن میکنند. نه فقط برای سبزه سبز کردن، بلکه برای اجرای مراسمی که سینه به سینه از مادرانشان آموختهاند و آن را در آستانه بهار اجرا میکنند؛ یعنی مراسم خوشمزه سمنو پزان!
البته مراسم سمنو پزان نه فقط در میان زنان ایرانی، بلکه در افغانستان و پاکستان هم اجرا میشود. سمنو پزان یک مراسم دینی آیینی است که به یمن نو شدن سال انجام میشود. برای تهیه سمنوی سفره هفتسین باید از مدتی قبل گندم مرغوب پوست نکنده را پاک و غربال کرد تا دانههای شکسته و دانههای سیاه از آن جدا شود. سپس گندم پاک شده باید شسته شود و به مدت 24ساعت در آب ولرم خیس بخورد و در کیسهای نخی و سفید ریخته شود تا کم کم جوانه بزند.
این فرایند نزدیک به 4روز طول میکشد و در این مدت همه زنانی که در مراسم شرکت میکنند، سهمی در انجام این آیین به عهده میگیرند. یکی گندم پاک میکند، دیگری گندم میشوید و آن یکی مراقب است تا جوانهها نگندند. یک نفر نیز در هنگام کار قرآن و ذکر میخواند. بعد از آن، زنها دست به کار «سوهان کردن» و شیره کشی از گندم میشوند تا همه چیز برای پخت سمنو آماده شود. سمنوپز اصلی باید خانم پاکدامن و محبوب و سن و سالداری باشد. سمنو پزی ضمناً یک مرحله حساس دارد و آن دم انداختن سمنو است که باید قبل از اذان صبح انجام شود. هر کسی که نذر داشته باشد، یک سینی محتوی حنا، سرمه دان، آیینه و شمعدان را آماده کرده و به اصطلاح، پیشکش حضرت زهرا(س) میکند و روی دیگ سمنو قرار میدهد. بعد از پخت سمنو، همگی قدری از حنا را کف دستشان میگذارند و به یادگار، کف دست هایشان را نقش میزنند.
یک مراسم کاملاً زنانه! جشن و شادی به رسم «چوکر خونه»
«چوکر خونه» اسم عجیب و غریبی است، اما نه برای زنان سنگسری! در شهرستان سنگسر، از قدیم رسم بوده که با فرا رسیدن بهار، از روز اول تا سیزدهم نوروز، یک جشن کاملاً زنانه برپا شود.
دلیل برگزاری این جشن، تمام شدن کارهای پشم ریسی و پارچه بافی بوده و زنان برای رفع خستگی یک سال گذشته و به نیت استراحت بهاری شان، در خانه یکی از زنان سنگسر مراسم شادی و پایکوبی برگزار میکنند. این خانه باید حیاط بزرگی داشته باشد و مرد خانه هم حضور نداشته باشد. در این مراسم، یکی از خانمها لباس مردانه میپوشید و چوبی به دست میگرفت و نقش چوپان را بازی میکرد. چند بچه هم نقش گوسفندها را بازی میکردند و یکی از خانمهای میانسال نیز نقش ارباب را بازی میکرد. ارباب از چوپان میپرسید: چرا گله را به چراگاه نمیبری؟ چوپان میگفت: کفش ندارم! به او کفش میدادند. دوباره از او میپرسیدند: چرا گله را به چراگاه نمیبری؟ چوپان میگفت: شلوار ندارم. ارباب به او شلوار میداد. باز میگفت: کت ندارم. ارباب به او کت میداد. دفعه بعد، چوپان با صدای بلند میگفت: من زن ندارم! ارباب، دست یکی از دخترها را میگرفت و به چوپان میداد. بعد هم عروس و داماد خیالی، روی صندلی مینشستند و دایره و تمبک نواخته میشد و همه با لباسهای محلی، به شادی و پایکوبی می پرداختند.
روشنایی های شب عید،حرمت «مامجِ» مازندرانی ها
نوروز است و آیینهای دوست داشتنی اش؛ تنوع قومیت ها نیز این آیینها را بهطرز شگفتانگیزی متفاوت و جذاب کرده است؛ از خوراکی های مخصوص شب های عید تا مراسم و آیین هایی که هنوز هم به زیبایی اجرا می شود.
نوروز، زمان لمس آیینهای ایرانی است که حتی چندین روز قبل از عید آغاز می شود و تا پایان سیزدهم فروردین ادامه می یابد.
یکی از این آئین های زیبا، «مامج» نام دارد. از قديمالايام در ميان خانوادههاي مازندران رسم بر اين است كه يكي از اعضاي خانواده با صلاحديد روحاني محل، به عنوان «مامج» كه پيامآور نيك بختي است، انتخاب ميشود و با مراسم خاصي، هنگام تحويل سال وارد خانه ميشود.

«مامج» همراه با یک ظرف آب و يك سيني حاوي قدري گندم یا برنج، با پای راست به خانه قدم می گذارد و مورد استقبال قرار ميگيرد. «مامج» در چهار گوشه تمام اتاقها قدری آب به عنوان نماد آبادی و نظافت و منبع حیات میریزد و سپس با اضافه آبی که در دست اوست، کدبانوی خانه، چاي درست ميكند. همچنین عیدانه خوبی را برای «مامج» در نظر میگیرند. علاوه بر جوراب یا پیراهن، مقداری پرساق (نوعی شیرینی) و تخم مرغ رنگ شده و مقداری پول نیز به او میدهند. روستائیان مازندران، همچنین در اولين شب سال نو، چراغ خانههایشان را تا صبح روشن نگه می دارند و باور دارند که در اول سال نبايد خانهاي تاريك بماند.
برخوان نعمت های نوروزی،پای سفره های بهار ایرانی ها
در میان آذری زبانها، گذاشتن ماست و گوشت و پلو در سفره نوروزی که نشانی از برکت و آرزوی محصول خوب است، رواج دارد. مردم بوشهر هم از چند روز قبل از نوروز، اقدام به تهیه و درست کردن دو شیرینی «بیب گلی» و «قراپیچ» میکنند تا در زمان تحویل سال بر خوان نوروزی بگذارند.
درتمام طول نوروز، بوشهریها مقداری از این دو شیرینی را در خانه های خود نگه میدارند. در لرستان، لرها سفره هفتسین خود را رو به شرق خانه (در اصطلاح محلی رو به آفتاب زنان) پهن میکنند. خانوادههای لرستانی اگر یکی از اعضای خود را از دست داده باشند، معمولاً در سال نخست، خوان نوروزی نمیچینند و تنها به رویاندن سبزه میپردازند. یکی از عناصر متفاوت لرستانیها بر خوان نوروزی، نارنج است. مردم کرمان نیز در کنار سمنو که نمادی از برکت است، شیرینی خاصی به نام «کماچ سهن» را بر خوان نوروزی خود قرار میدهند.
خوراکیهای نوروزی: در خراسان شمالی دو هفته مانده به نوروز، مراسم «دانو پزی» برگزار می شود. به این صورت که موادی چون گندم، نخود، عدس و برنج را داخل ظرف آب ریخته با ادویه میپزند. وقتی غذا آماده شد، مهرهای آبی رنگ درون ظرف میاندازند. سپس مادر خانواده شروع به تقسیم دانو میکند؛ مهره اگر از آن فرد خوش خلقی باشد، خانواده سال پربرکتی را خواهد داشت. در یزد، خوراک سنتی مردم در شب نوروز، سبزی پلو با گوشت است. زرتشتیان یزد، شیرینی مخصوص خود را که «پالوه مروارید» نام دارد، برای نوروز تهیه میکنند که از آرد گندم است و گویا آمادهسازی خاصی را میطلبد که بانوان زرتشتی از اوایل زمستان شروع به انجام مراحل مختلف آن میکنند.
از «بيت گلي» بوشهريها تا شام مخصوص لرها،شیرینی شادمانی های نوروزی
مردم استان بوشهر همچون دیگر ایرانیها، نوروز را با شادمانی دید و بازدید و پوشیدن لباسهای نو آغاز كرده و خود را مهیای سفر یا پذیرایی از مهمانان نوروزي میكنند.
پهن كردن سفره هفت سین در نقاط مختلف بوشهر با هم متفاوت است، اما همه مردم فرا رسیدن سال جدید را به فال نیك گرفته و در ایام نوروز، نوعی شیرینی به نام «بیت گلی» تهیه میكنند. در قديم الايام، كودكان و نوجوانان نواحی مركزی استان بوشهر، ایام عید به میدان بزرگی به نام «لوله خرابی» در محله «جبری» می رفتند و به بازی «ده شی» به «سی شی» ميپرداختند. در اين بازي، یك شیشه دهن گشاد چهارگوش را پر از آب كرده و یك استكان در ته آن قرار میدادند و هركس موفق میشد كه از بالای دهانه شیشه یك عدد سکه «ده شاهی» به درون استكان بیندازد، «سی شاهی» برنده میشد، وگرنه «ده شاهی» را از دست میداد!
شام مخصوص: در لرستان رسم است که همه افراد یک خانواده، شب عید در منزل والدین یا برادر و خواهر بزرگتر جمع شوند. میزبان، غذای شب عید را تهیه میکند که همه ساله ثابت است و هر خانواده سعی میکند همین غذا را در شبهای عید سالهای بعد هم بپزد.
چند ساعت بعد از تحویل سال، دید و بازدید نوروزی با رفتن به خانه ریش سفید فامیل آغاز میشود. در عین حال، صبح اولین روز سال و پیش از شروع دید و بازدیدها، مردم لرستان با لباسهای نو به گورستان ميروند و با درگذشتگان خود دیداری تازه میکنند.
خصلت طبیعت دوستی و گردشگری اهالي لرستان باعث شده است تا سیزده بدر در اين منطقه از اهمیت فراوانی برخوردار باشد. غذای سیزده بدر عموماً همان غذایی است که شب عید تهیه میشود. مثلاً اگر خانوادهای رسم داشته باشد که شب عید خورشت قیمه بخورد، روز سیزده نوروز هم همان غذا را درست میکند.
روشنایی های ماندگار بهاری،شمع افروزی به نیت خوشبختی
مراسم نوروز در شهرها و روستاهای استان مركزی نیز همانند سایر نقاط ایران از ارزش و اعتبار خاصی برخوردار است. بوی بهار كه در كوچه پس كوچهها میپیچد، شهرو روستا حال و هوای عجیبی پیدا میكند. گویی همه چیز به جنبش و حركت درمیآید.
گذاشتن يك ظرف پر از نان و پنیر و سبزی به نشانه روزی و بركت و شمعهای روشن به تعداد اعضای خانواده به نشانه روشنایی و نورافشانی زندگی، از ويژگيهاي سفره هفت سين مردم اراك است.
در بعضی از خانوادهها، قرار دادن یك ظرف شیر یا ماست كه مظهر سفیدی و پاكی است، در كنار سفره هفت سین بسيار مرسوم است. در استان مركزی و شهرستان اراک، بنا بر یك رسم قدیمی مانند شهرهای دیگر کشورمان، پوشیدن لباس نو در هنگام تحویل سال را خوش یمن و مبارك میدانند.
نوبهارِ نصرآبادی ها: مهربانی، ساده زیستی، صفای باطن و دلهای شاد در كنار سختكوشی و قناعت، از مشخصههای مردم روستای نصرآباد از توابع شهرستان گرگان است که همواره مهمان نوازی شان از مسافران زبانزد عام و خاص است. با این حال، در این روستای زیبا نیز مراسمی مشابه مراسم مردم اراک برگزار می شود.
دو شب مانده به عید، همهاهالی نصرآباد به نیت مردگان خود و برای دامهایی كه داشتند، به تعداد اعضای خانواده، شمع روشن می کنند تا در طول سال نو، روشنایی از خانه هایشان رخت بر نبندد و درهای شادمانی و تندرستی به رویشان بسته نشود. نصرآبادی ها در عین حال برای سال جدیدشان، یک «شگون» انتخاب میكردند كه با خود قرآن و سبزه به همراه داشت و به عنوان اولین فرد در سال نو وارد خانه میشد. اگر در آن سال، كارها خوب پیش میرفت و به تعداد اعضای خانواده، یا به محصولات و دامهایشان چیزی اضافه میشد، اعتقاد پیدا میكردند كه «شگون» خوش قدم بوده و برای سال آینده هم، آن فرد را شگون خود انتخاب میكردند. این آئین با اندک تغییراتی همچنان در این روستا برگزار می شود.
آئین دیرسال روستاییان گلستان،سفره های هفت سین در سینی!
یکی از باورهای کهن روستائیان استان گلستان این است که در آستانه سال نو، نباید به کسی بدهکار باشند و از کسی هم نباید قرض بگیرند، بخصوص ماست و سبزی، که اگر به ناچار بخواهند ماست قرض بگیرند، در قبال آن باید كاسهای شیر اهدا کنند!
در روستاهای گلستان، از دیرباز رسم بر این بود که خانم های منزل، هفت سین را داخل یك سینی بزرگ میچیدند و همراه با قرآن و نان و شیرینیهای دستپخت سنتی، مقداری میوه هم داخل آن میگذاشتند و بر سر سفره می آوردند.
روستائیان گلستان در عین حال، سفره هفت سین خود را روی زمین و در بهترین اتاق خود پهن می کنند و امروزه هر چند برخی خانوادهها هنوز هم به همین شكل عمل میكنند، اما با آمدن مبل و صندلی، شیوه پذیرایی در بسیاری از خانواده ها تغییر كرده و به جز ساعت تحویل سال كه سفره هفت سین پهن است، سفره ها خیلی زود برچیده میشوند.
رفتن به امامزاده ها و زیارت اهل قبور، از آئین های کهن بسیاری از مناطق ایران، منجمله روستاهای استان گلستان است که همچنان زنده و پویا است.
زیبایی های نوروزِ مردم شیراز،پای «هفت سین» با «هفت میم»!
در شیراز، علاوه بر هفت سین، «هفت میم» را هم درسفره میگذارند که عبارتند از: مدنی (لیمو شیرین)، مرغ، ماهی، میگو، مسقطی، ماست و مویز. به علاوه کنگر ماست، عسل، خرما، کره، پنیر، کاهو و تخم مرغ رنگی!
موقع تحویل سال، همه اهل خانه باید با لباس نو بر سر سفره نشسته باشند. اسپند هم دود می شود که هر کدام فلسفهای خاص دارد. شمع برای روشنایی خانه، قرآن نشانه توجهی است که باید در آغاز سال به خداوند داشته باشیم، سکه نشانه ای از از خیر و برکت، اسپند برای دوری از چشم زخم، برنج، نشانه خیر و برکت و فراوانی، آب، نشانه صافی و پاکی و گشایش کار و آیینه، برای رفع کدورت و نشانه ای ازصفا و پاکی و یکرنگی. شیرازی ها همچنین براین عقیده اند که بعد از تحویل سال، نباید شمع ها را با فوت خاموش کرد، بلکه باید گذاشت تا آخر بسوزند و یا با نقل و مسقطی، خاموششان کرد. در گذشته رسم بود که مردم شیراز، پیش از نوروز حجامت میکردند و اعتقاد داشتند که در سال نو باید خون نو در بدن جاری باشد.
معمولاً یک ماه قبل از عید، مردم شیراز به بازار می رفتند و پوشاک عیدشان را می خریدند. در گذشته، مردم معمولاً پارچههایی را خریداری میکردند که رنگ روشن داشت و باور داشتند که اگر پوشاکشان را خودشان شخصاً بدوزند، پارچه آن را باید روزهای دوشنبه یا جمعه قیچی کنند و معتقد بودند که روزهای دیگر، ساعت سنگین است و رخت مدتی روی دست میماند تا دوخته شود. سبز کردن گندم، عدس، تره تیزک هم از دیرباز در شیراز مرسوم بوده است. شیرازی ها معمولاً برای این کار از ظرفی استفاده میکنند که از جنس مس یا روی باشد و بعد، مقداری دانه به سلامتی عزیزانشان می ریزند و به ترتیب، نام اعضای خانواده را به زبان میآورند.
کهن ترین آئین باستانی ایرانیان،حکومت طنزآمیز میر نوروزی در ایام عید
«میرنوروزی» و حکومت طنز آمیز و مسخره او، در ایران سابقه تاریخی دارد. پیش از اسلام چند روز مانده به نوروز، دستهای از مردم جمع میشدند و جوانی ورزیده را به عنوان میرنوروزی یا «امیر نوروز» انتخاب و لباس پر زرق و برقی تن او میکردند و سوار الاغ یا شتر یا اسب با طبل و ساز و کرنا، به همراهش به راه میافتادند و شادی می کردند.
این افراد تا سیزده نوروز، در شهرها و روستاها می چرخیدند و مردم را سرگرم می کردند. میر نوروز طی این مدت، هرچه دستور میداد، فوراً اجرا میشد. او از مردم و همراهانش، کارهای بی معنی و مسخره ای میخواست که باعث خنده دیگران میشد. میرنوروزی هنگام رسیدن به منزل ثروتمندان، طنابی به داخل خانه میفرستاد و صاحبخانه هم هدیه خاصی را به طناب میبست و بیرون میفرستاد.
در برخی از مناطق ایران هم دختران دمبخت اگر حاجتی داشتند، در اتاقی یا آب انبار خانه پنهان میشدند و گرهای به لباس خود میزدند. مادر دختر از خانه بیرون آمد و از همراهان میرنوروزی، کودک نابالغی را به داخل منزل میبرد که گره لباس دختر را باز کند تا بخت دختر در سال نو باز شود. برخی معتقدند حاجی فیروز، بازمانده همان رسم میرنوروزی ایران باستان است.
از حنابندان لک ها تا چهارشنبه های مردمان قره پاپاق،رنگین کمانی از خیر و خوشی
لکها از اقوام مردم لر، از دیرباز با تحویل سال نو، آرزو میکردند فردی پاک سرشت و نورانی یا بچهای معصوم، نخستین فردی باشد که به خانه آنان می آید و به همین خاطر، بخشی از حوادث سال بعد و بهرهمندی از خیر و خوشی یا غم و اندوه را از چشم او میدیدند.
از دیگر آداب و رسوم نوروزی لکها، آشتی دادن آشنایانی است که در سال کهنه بین آنها کینه و کدورت و دشمنی ایجاد شده بود. لکها به احترام همدیگر، چنانچه کسی بستگان خود را تازه از دست داده بود، سعی میکردند مراسم عید را بیسر و صدا در خانه خود برپا کنند و از دید و بازدید بپرهیزند و با رفتن به خانه عزادار، با ذکر فاتحه با وی همدردی کنند.
حنا زدن به کف دست دختران و زنان و حنا بستن کاکل قوچ گله و پختن آش موسوم به «برنج پلویی» یا در صورت وسع، سر بریدن مرغ، خروس و گوسفند، از دیگر آداب و رسومی است که از گذشته در مناطق لکنشین رایج بوده است. امروزه هم برخی از این آداب و رسوم و باورها در میان برخی از طوایف و روستاها و حتی شهرهای لکنشین به قوت خود باقی است، چراکه مفاهیمی چون بهار و نوروز و رویش طبیعت، با روح و روان لکها که از اصیلترین طوایف ایرانی هستند، سرشته و عجین شده است.
ماه عید در ایل قره پاپاق:در ایل قره پاپاق، از ایلات شهرستان نقده واقع در آذربایجان غربی، اما سراسر اسفند را «ماه عید» مینامند. آنها اسفند ماه را به 4 چهارشنبه تقسیم میکنند و در نخستین چهارشنبه معروف به «دروغگو»، جوانان بر جایی بلند، مانند پشتبامها و روی تپهها، آتش میافروزند و به تیراندازی و نشانهگیری تفریحی میپردازند. آنها دومین چهارشنبه را «راستگو» و سومین چهارشنبه را «سیاه» مینامند و این روز را به یاد درگذشتگان، بر سر گور مردگان خود حاضر می شوند و پس از فاتحهخوانی، شیرینی تقسیم می کنند. آخرین چهاشنبه سال را هم با پوشیدنن لباس نو، آماده استقبال از سال نو می شوند.
برچسبها:
فرم ارزيابي دفتر كار معلمان ابتدايي
|
ردیف |
موارد امتیاز |
1 |
2 |
3 |
|
1 |
تکمیل فرم اطلاعات آموزشگاه و دبیر تربیت بدنی |
|
|
|
|
2 |
ارائه طرح درس روزانه و سالانه |
|
|
|
|
3 |
حضور و غیاب منظم و مستمر و ثبت غائبین مجاز و غیر مجاز همراه با ذکر تاریخ |
|
|
|
|
4 |
تکمیل ستون های ثبت فعالیت روزانه |
|
|
|
|
5 |
عدم استفاده از علائم مختلف یا توضیح در مورد معنای علائم ثبت شده در دفتر کلاس |
|
|
|
|
6 |
پیگیری مستمر مهارتهای ورزشی و ثبت در دفتر کلاسی |
|
|
|
|
7 |
پیگیری مستمر آمادگی جسمانی و ثبت در دفتر کلاسی |
|
|
|
|
8 |
ثبت کامل ستون های دانشی فرم ارزشیابی درس تربیت بدنی در هر نوبت |
|
|
|
|
9 |
ثبت کامل ستون های نگرشی فرم ارزشیابی درس تربیت بدنی در هر نوبت |
|
|
|
|
10 |
ثبت کامل ستون های مهارتی فرم ارزشیابی درس تربیت بدنی در هر نوبت |
|
|
|
|
11 |
ثبت کامل ستون های آمادگی جسمانی فرم ارزشیابی درس تربیت بدنی به همراه ثبت رکورد در هر نوبت |
|
|
|
|
12 |
ثبت کامل ستون های جمع نمرات و نمره نوبت در فرم ارزشیابی در هر دو نوبت |
|
|
|
|
13 |
ارائه گروه بندی برای هر کلاس و ثبت در دفتر کلاس |
|
|
|
|
14 |
انتخاب سرگروه برای گروههاٰ- وسایل ورزشی – پانل تربیت بدنی و ... همراه با ثبت در دفتر کلاسی |
|
|
|
|
15 |
مشخص کردن دانش آموزان بیمار و افرادی که گواهی پزشک دارند و ثبت در دفتر کلاسی |
|
|
|
|
16 |
برگزاری مسابقات گروهی و بین کلاسی و ثبت در دفتر کلاسی |
|
|
|
|
17 |
استفاده از بروشور – مطالب علمی – هنری و ... برای جذابیت و خلاقیت بیشتر و ثبت در دفاتر کلاسی |
|
|
|
|
18 |
ارائه پیشنهادات و انتقادات سازنده برای برگزاری هر چه بهتر کلاس تربیت بدنی و ثبت در دفتر کلاسی |
|
|
|
|
19 |
استفاده از وسایل کمک آموزشی جهت تدریس و ثبت در دفتر کلاس |
|
|
|
|
20 |
ثبت موارد بازدید مدیر از دفتر کار کلاسی دبیر تربیت بدنی |
|
|
|
|
21 |
تکمیل نمون برگ ثبت مشخصات و میزان تجهیزات ورزشی آموزشگاه |
|
|
|
|
22 |
تکمیل نمون برگ ثبت هزینه های انجام شده برای فعالیتهای تربیت بدنی (حداقل یک مورد ) |
|
|
|
|
23 |
تکمیل نمون برگ ثبت بخشنامه های ارسالی |
|
|
|
|
24 |
تمیز و مرتب بودن کلی دفتر |
برچسبها: